رای قضایی شماره 9109970221200906

رای قضایی شماره 9109970221200906

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970221200906


شماره دادنامه قطعی:
9109970221200906

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/07/15

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
پذیرش صلاحیت محاکم ایران در دعوای اسم تجاری علیرغم توافق قراردادی

پیام رای:
دادگاه های ایران در دعوای اعتراض به استفاده از نام تجاری توسط خوانده ایرانی و ابطال ثبت تجاری آن صالح به رسیدگی اند هر چند که در قرارداد فی مابین طرفین صلاحیت انحصاری کشور دیگری قید شده باشد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای م.خ. به وکالت از شرکت های پ. و ر. و پ.ب. به طرفیت 1- شرکت پ.الف. با وکالت آقایان س.2- اداره ثبت شرکت ها مبنی بر منع و توقف هرگونه استفاده از کلمه پلیکان در نام تجاری شرکت خوانده و الزام خواندگان به حذف این واژه از نام تجاری پلیکان ایران که خواسته در جلسه اول رسیدگی به ابطال نام تجاری و حذف واژه پلیکان از نام تجاری و منع استفاده از این واژه اصلاح شده است دادگاه با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات وکلای اصحاب دعوی اولا ایراد به سمت وکیل خواهان با توجه به اینکه وکالت نامه ابرازی در خارج از کشور در یکی از دفاتر اسناد رسمی تنظیم گردیده و توسط مقامات جمهوری اسلامی تایید شده است مع الوصف ایراد معنونه غیر وارد است ثانیا درخواست اخذ تامین از خواهان با استناد به ماده 144 قانون آیین دادرسی مدنی با توجه به عضویت کشورهای ایران و آلمان در کنوانسیون پاریس برای حمایت از مالکیت صنعتی و ثبت علامت تجاری خواهان در ایران و لزوم حمایت از آن به موجب مواد 2 و 6 خامس کنوانسیون و برخورداری حقوق مساوی مانند اتباع داخلی و حق مراجعه به محاکم برای دادخواهی و معافیت اتباع داخلی از ایداع تامین در جریان دادخواهی لذا ایراد مذکور نیز غیر وارد تشخیص و مردود اعلام می گردد ثالثا در خصوص ایراد عدم صلاحیت معنونه از سوی وکلای خوانده اول نظر به اینکه مستند خواهان قرارداد مورخ اول جولای 2000 میلادی برابر با 1/4/1379 شمسی می باشد که در کشور آلمان فی مابین اصحاب دعوی تنظیم شده و به موجب ماده 17 قرارداد مقرر گردیده است در صورت بروز هر گونه اختلاف در رابطه با این قرارداد منحصرا دادگاه های آلمان صالح به رسیدگی و قانون حاکم هم قانون آلمان است و با توجه به اصل حاکمیت اراده و نظر به اینکه قضیه حاضر نسبت به مواد 966 و 971 و 975 قانون مدنی مورد استناد وکیل خواهان خروج موضوعی دارد لذا با وارد تشخیص دادن ایراد مذکور مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی دعوی مطروحه را غیر قابل استماع تشخیص داده و قرار رد آنرا صادر و اعلام می دارد قرار صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر تهران می باشد.
رییس شعبه 3 دادگاه عمومی حقوقی تهران - احمدی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در این پرونده 1- شرکت ر. 2- شرکت پ. هر دو با وکالت آقای م.خ.به طرفیت 1- شرکت پ. الف. با وکالت آقایان س. 2- الف.نسبت به دادنامه شماره 0718-28/8/90 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی تهران تجدیدنظرخواهی کرده اند. بر اساس دادنامه موصوف دعوی تجدیدنظرخواهان ها به خواسته ابطال و حذف واژه پلیکان از نام تجاری تجدیدنظرخوانده و منع استفاده از واژه پلیکان با این استدلال که مستند دعوی قراردادی است که در کشور آلمان تنظیم شده و به موجب ماده 17 آن مقرر گردیده در صورت بروز هرگونه اختلاف در رابطه با این قرارداد منحصرا دادگاه های آلمان صالح به رسیدگی بوده و قانون حاکم هم قانون آلمان است و با توجه به اصل حاکمیت اراده و نظر به اینکه قضیه حاضر نسبت به مواد 966-971-975 قانون مدنی خروج موضوعی دارد غیر قابل استماع تشخیص گردیده قرار رد دعوی صادر شده است به عقیده این دادگاه دادنامه معترض عنه مخدوش بوده و قابل تایید نمی باشد زیرا مطابق ماده 971 قانون مدنی دعاوی از حیث صلاحیت محاکم تابع قانون ملی است که در آنجا اقامه می شود و مطابق مواد 11 و 13 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 59 قانون ثبت اختراعات طرح های صنعتی و علایم تجاری مصوب 1386 در دعاوی بازرگانی خواهان می تواند به دادگاه محل اقامت خوانده دادگاه محل انعقاد قرارداد و یا دادگاه محل اجرای قرارداد رجوع کند و با توجه به اینکه در مانحن فیه محل اقامت خوانده تهران می باشد و محل اجرای تعهد نیز تهران است دادگاه های تهران صلاحیت رسیدگی به دعوی را دارا می باشند در نتیجه دادگاه بدوی صالح به رسیدگی بوده است.بنابه مراتب یادشده به تجویز ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته که درمخالفت باموازین و مقررات قانونی صادر شده نقض پرونده جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی ارسال می گردد این رای قطعی است.
رییس شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران- مستشار دادگاه
دوبحری - نورزاد

قاضی:
احمدی , رسول دوبحری , نورزاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 966 - تصرف و مالکیت و سایر حقوق بر اشیای منقول یا غیرمنقول تابع قانون مملکتی خواهد بود که آن اشیا در آن جا واقع می باشند مع ذلک حمل و نقل شدن شئ منقول از مملکتی به مملکت دیگر نمی تواند به حقوقی که ممکن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اولی شئ نسبت به آن تحصیل کرده باشند خللی آورد.

مشاهده ماده 966 قانون مدنی

ماده 971 - دعاوی از حیث صلاحیت محاکم و قوانین راجعه به اصول محاکمات تابع قانون محلی خواهد بود که در آن جا اقامه می شود. مطرح بودن همان دعوا در محکمه ی اجنبی رافع صلاحیت محکمه ی ایرانی نخواهد بود.

مشاهده ماده 971 قانون مدنی

ماده 975 - محکمه نمی تواند قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی را که بر خلاف اخلاق حسنه بوده و یا به واسطه ی جریحه دار کردن احساسات جامعه یا به علت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می شود به موقع اجرا گذارد اگر چه اجرای قوانین مزبور اصولا مجاز باشد.

مشاهده ماده 975 قانون مدنی

ماده 144 - اتباع دولت های خارج چه خواهان اصلی باشند و یا به عنوان شخص ثالث وارد دعوا گردند. بنابه درخواست طرف دعوا برای تادیه خسارتی که ممکن است بابت هزینه دادرسی و حق الوکاله به آن محکوم گردند باید تامین مناسب بسپارند. درخواست اخذ تامین فقط از خوانده تبعه ایران و تا پایان جلسه اول دادرسی پذیرفته می شود.

مشاهده ماده 144 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 11 - دعوا باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد و اگر خوانده در ایران اقامتگاه نداشته باشد درصورتی که در ایران محل سکونت موقت داشته باشد در دادگاه همان محل باید اقامه گردد و هرگاه در ایران اقامتگاه و یا محل سکونت موقت نداشته ولی مال غیرمنقول داشته باشد دعوا در دادگاهی اقامه می شود که مال غیرمنقول در حوزه آن واقع است و هرگاه مال غیرمنقول هم نداشته باشد خواهان در دادگاه محل اقامتگاه خود اقامه دعوا خواهد کرد. تبصره - حوزه قضایی عبارت است از قلمرو یک بخش یا شهرستان که دادگاه در آن واقع است. تقسیم بندی حوزه قضایی به واحدهایی از قبیل مجتمع یا ناحیه تغییری در صلاحیت عام دادگاه مستقر در آن نمی دهد.

مشاهده ماده 11 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 13 - در دعاوی بازرگانی و دعاوی راجع به اموال منقول که از عقود و قراردادها ناشی شده باشد خواهان می تواند به دادگاهی رجوع کند که عقد یا قرارداد در حوزه آن واقع شده است یا تعهد می بایست در آنجا انجام شود.

مشاهده ماده 13 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM