موضوع و جریان پرونده به نحو جامع و کامل در گزارش مورخه 6/6/1391 شعبه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ف آمده است. لذا این قسمت از گزارش مزبور عینا نقل می گردد.. ... آقای ر.ق. فرزند ش. به اتهام
سرقت یک دستگاه موتورسیکلت از روستای شیخ ها از توابع شهرستان د موضوع شکایت آقای ع.ح. تحت تعقیب قرار گرفته و موتورسیکلت در شهرستان ق کشف و دادسرای عمومی و انقلاب د به استناد اینکه متهم ر.ق. دارای اتهام های دیگری در حوزه قضایی ق می باشد با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادسرای عمومی و انقلاب ق ارسال نموده است و بازپرس محترم شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب ق نیز با استدلال اینکه متهم ر.ق. در شعبه سوم دادیاری ق دارای پرونده اتهامی بوده و آن شعبه قرار عدم صلاحیت به شایستگی و صلاحیت دادسرای ف صادر کرده لذا این پرونده را جهت رسیدگی به اتهام متعدد متهم به صورت یک جا با قرار عدم صلاحیت به این شعبه ارسال نموده است و بعد از مطالبه پرونده اجرایی از اجرای احکام ف مشخص شد که آقایان ر. و م.ق. (هر دو برادر) از سال 1389 به اتهام مشارکت در
سرقت یک راس گوسفند تحت تعقیب قرار گرفته و پس از صدور قرار مجرمیت با تفکیک پرونده علیه هر دو کیفرخواست صادر و دادگاه جزایی نیز آنان را محکوم کرده که ظاهرا حکم نسبت به هر دو غیابی بوده که محکومیت م. در حال اجرا می باشد و یک ماه به اتمام حبس وی باقی مانده و رد مال ندارد و حکم جزایی درمورد ر.ق. هنوز اجرا نشده.. ...... و پس از مقدمه مزبور بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب ف با این استدلال که متهم ر.ق. هیچ پرونده اتهامی جریانی در این دادسرا ندارد و تنها استناد مرجع صادرکننده قرار عدم صلاحیت این بوده که به اتهامات متعدد متهم در اجرای ماده 183
قانون آیین دادرسی کیفری یک جا رسیدگی شود و این در حالی است که پرونده اتهامی قبلی نامبرده مختومه و در اجرای احکام می باشد لذا چون اساسا جرم در این حوزه و نیز در حوزه قضایی ق واقع نشده است و هیچ پرونده مفتوح در این در حوزه قضایی وجود ندارد لذا قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان د صادر و با حدوث اختلاف در صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است که در تاریخ بالا هیات شعبه تشکیل و پس از ملاحظه محتویات پرونده و استماع نظریه دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: