به تاریخ 23/3/1389 شرکت الف. سهامی عام دادخواستی به طرفیت 1- اداره کل تعزیرات حکومتی استان تهران و 2- آقای م.خ. به خواسته ابطال دادنامه شماره 668 مورخ 4/12/88 شعبه 2 تجدیدنظر سازمان تعزیرات حکومتی استان تهران که در تایید دادنامه شماره 723 مورخ 10/6/1388صادره از شعبه 16 سازمان مذکور با لحاظ خسارات دادرسی را تقدیم این دادگاه کرده اند مختصر ادعا بر این اساس است که اساسا گران فروشی تحقق نیافته و صرفا بر اساس گزارش سازمان بازرگانی بدون توجه به دفاعیات این شرکت رای صادر شده است و فروش شرکت را بر اساس قیمت های مصوب دانسته و ادعای آقای خ. دایر بر اضافه پرداختی را غیر مدلل اعلام و تحویل هم قریب هفت ماه زودتر انجام پذیرفته و اضافه پرداختی به مبلغ 689000 ریال به حساب بانک صادرات ایران واریز شده است و در
قرارداد مبلغی به عنوان
خسارت تاخیر منظور شده است و در عین حال موضوع را مشمول تبصره 2 ماده 3 قانون حمایت از مصرف کنندگان خودرو اعلام کرده اند تقاضای اتخاذ تصمیم به شرح خواسته را کرده است در مقام دفاع نماینده محترم سازمان تعزیرات اعلام داشته است که هر اقدامی که موجب افزایش قیمت کالا گردد مشمول قانون تعزیرات است و در این راستا به گزارش سازمان بازرگانی استناد و عدم همکاری خواهان دعوی را توجه داده و ادعای سازمان تعزیرات را دایر بر این نکته بر خلاف قیمت مصوب عمل شده است ندانسته بلکه عدم پرداخت سودهای متعلقه [را] باعث افزایش قیمت خودرو و گران فروشی عنوان کرده اند و استناد خواهان به تبصره 2 ماده 3 را ناظر بر دوران ضمانت دانسته اند و بر این مبنا تقاضای رد دعوی شده است خوانده دعوی در مقام دفاع حاضر نشده و لایحه دفاعیه ای هم تقدیم نکرده اند دادگاه در ابتدا با توجه به اینکه اساسا هنگامی که ظلمی از ناحیه دولت و اشخاص حقوقی موضوع حقوق عمومی به افراد اجتماع انجام پذیرد مرجع تظلمات حسب مقررات یا دیوان عدالت اداری است و در صورتی که مطابق پاره ای از موارد دیوان عدالت اظهار عدم صلاحیت می نماید بنا به اصل قانون اساسی بر عهده محاکم عمومی دادگستری می باشد و دولت نمی تواند به اعتبار قانون تعزیرات هم شاکی باشد و هم مرجع رسیدگی کننده تحت عنوان مرجع شبه قضایی و این امر تهدیدکننده حق دادخواهی اشخاص اعم از عمومی و خص
وصی خواهد بود علاوه بر آن در هر جا که فروش و عرضه کالا و محصول با اتخاذ روش هایی منتهی به افزایش قیمت گردد مصداق گران فروشی و مشمول قانون تعزیرات می باشد و لزوما عدم محاسبه سود که باعث تحویل خودرو به میزان بیش از نرم
قرارداد گردد لزوما گران فروشی بوده به نحوی که لایحه خواهان به استرداد وجه ولو آن که مبتنی بر صحت باشد هر چند مستندی ارایه نشده خود تلویحا حکایت از وقوع این فعل داشته و دارد در عین حال تبصره 2 ماده استنادی ناظر بر دوران ضمانت و گارانتی محصول است نه هنگام تحویل کالا و خودرو لزوما جرم گران فروشی یا کم فروشی در قالب عرضه کالا اتفاق می افتد و به اعتباری منشاء قراردادی داشته و دارد و صرف انعقاد عقد باعث خروج موضوع از عنوان تخلف یا جرم را نداشته و ندارد و طرح این ادعا که در مقام رسیدگی در سازمان تعزیرات به دفاعیات توجه نشده هم فاقد مبناست زیرا گزارش سازمان بازرگانی بر مبنا و محور اعلام قیمت خودرو و نحوه محاسبه خواهان انجام پذیرفته است بنابر این دادگاه تقاضای خواهان دعوی را در مقام ابطال احکام صادره غیر مدلل و غیر ثابت تشخیص و ضمن استناد به مدلول مواد 1257-1258-1284-1286-1321-1324
قانون مدنی و 197-198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی و بی حقی خواهان دعوی صادر و اعلام می دارد. حکم دادگاه نسبت به سازمان خوانده دعوی حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر و اعتراض در مرجع محترم تجدید نظراستان تهران می باشد. اما نسبت به خوانده دیگر غیابی و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و پس از آن در مهلت بیست روزه قابل تجدیدنظر در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران - یزدانی