رای قضایی شماره 9109970223700915

رای قضایی شماره 9109970223700915

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970223700915


شماره دادنامه قطعی:
9109970223700915

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/09/29

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
صلاحیت عام محاکم در رسیدگی به اعتراض از آرای تعزیرات حکومتی

پیام رای:
دعوی ابطال رای صادره از شعب تعزیرات حکومتی و اعتراض به این آراء قابل رسیدگی در دادگاه های عمومی است.

رای دادگاه بدوی
به تاریخ 23/3/1389 شرکت الف. سهامی عام دادخواستی به طرفیت 1- اداره کل تعزیرات حکومتی استان تهران و 2- آقای م.خ. به خواسته ابطال دادنامه شماره 668 مورخ 4/12/88 شعبه 2 تجدیدنظر سازمان تعزیرات حکومتی استان تهران که در تایید دادنامه شماره 723 مورخ 10/6/1388صادره از شعبه 16 سازمان مذکور با لحاظ خسارات دادرسی را تقدیم این دادگاه کرده اند مختصر ادعا بر این اساس است که اساسا گران فروشی تحقق نیافته و صرفا بر اساس گزارش سازمان بازرگانی بدون توجه به دفاعیات این شرکت رای صادر شده است و فروش شرکت را بر اساس قیمت های مصوب دانسته و ادعای آقای خ. دایر بر اضافه پرداختی را غیر مدلل اعلام و تحویل هم قریب هفت ماه زودتر انجام پذیرفته و اضافه پرداختی به مبلغ 689000 ریال به حساب بانک صادرات ایران واریز شده است و در قرارداد مبلغی به عنوان خسارت تاخیر منظور شده است و در عین حال موضوع را مشمول تبصره 2 ماده 3 قانون حمایت از مصرف کنندگان خودرو اعلام کرده اند تقاضای اتخاذ تصمیم به شرح خواسته را کرده است در مقام دفاع نماینده محترم سازمان تعزیرات اعلام داشته است که هر اقدامی که موجب افزایش قیمت کالا گردد مشمول قانون تعزیرات است و در این راستا به گزارش سازمان بازرگانی استناد و عدم همکاری خواهان دعوی را توجه داده و ادعای سازمان تعزیرات را دایر بر این نکته بر خلاف قیمت مصوب عمل شده است ندانسته بلکه عدم پرداخت سودهای متعلقه [را] باعث افزایش قیمت خودرو و گران فروشی عنوان کرده اند و استناد خواهان به تبصره 2 ماده 3 را ناظر بر دوران ضمانت دانسته اند و بر این مبنا تقاضای رد دعوی شده است خوانده دعوی در مقام دفاع حاضر نشده و لایحه دفاعیه ای هم تقدیم نکرده اند دادگاه در ابتدا با توجه به اینکه اساسا هنگامی که ظلمی از ناحیه دولت و اشخاص حقوقی موضوع حقوق عمومی به افراد اجتماع انجام پذیرد مرجع تظلمات حسب مقررات یا دیوان عدالت اداری است و در صورتی که مطابق پاره ای از موارد دیوان عدالت اظهار عدم صلاحیت می نماید بنا به اصل قانون اساسی بر عهده محاکم عمومی دادگستری می باشد و دولت نمی تواند به اعتبار قانون تعزیرات هم شاکی باشد و هم مرجع رسیدگی کننده تحت عنوان مرجع شبه قضایی و این امر تهدیدکننده حق دادخواهی اشخاص اعم از عمومی و خصوصی خواهد بود علاوه بر آن در هر جا که فروش و عرضه کالا و محصول با اتخاذ روش هایی منتهی به افزایش قیمت گردد مصداق گران فروشی و مشمول قانون تعزیرات می باشد و لزوما عدم محاسبه سود که باعث تحویل خودرو به میزان بیش از نرم قرارداد گردد لزوما گران فروشی بوده به نحوی که لایحه خواهان به استرداد وجه ولو آن که مبتنی بر صحت باشد هر چند مستندی ارایه نشده خود تلویحا حکایت از وقوع این فعل داشته و دارد در عین حال تبصره 2 ماده استنادی ناظر بر دوران ضمانت و گارانتی محصول است نه هنگام تحویل کالا و خودرو لزوما جرم گران فروشی یا کم فروشی در قالب عرضه کالا اتفاق می افتد و به اعتباری منشاء قراردادی داشته و دارد و صرف انعقاد عقد باعث خروج موضوع از عنوان تخلف یا جرم را نداشته و ندارد و طرح این ادعا که در مقام رسیدگی در سازمان تعزیرات به دفاعیات توجه نشده هم فاقد مبناست زیرا گزارش سازمان بازرگانی بر مبنا و محور اعلام قیمت خودرو و نحوه محاسبه خواهان انجام پذیرفته است بنابر این دادگاه تقاضای خواهان دعوی را در مقام ابطال احکام صادره غیر مدلل و غیر ثابت تشخیص و ضمن استناد به مدلول مواد 1257-1258-1284-1286-1321-1324 قانون مدنی و 197-198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی و بی حقی خواهان دعوی صادر و اعلام می دارد. حکم دادگاه نسبت به سازمان خوانده دعوی حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر و اعتراض در مرجع محترم تجدید نظراستان تهران می باشد. اما نسبت به خوانده دیگر غیابی و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و پس از آن در مهلت بیست روزه قابل تجدیدنظر در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران - یزدانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی شرکت الف. « سهامی عام»; به طرفیت 1- اداره کل تعزیرات حکومتی استان تهران 2- آقای م.خ. از دادنامه ی شماره 9009972161801163 مورخ 14/12/90 صادره از شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران می باشد که به موجب آن دادخواست تقدیمی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظرخواندگان به خواسته ابطال دادنامه شماره 668 مورخ 4/12/88 شعبه 2 تجدیدنظر سازمان تعزیرات حکومتی استان تهران که در تایید دادنامه شماره 723 مورخ 10/6/88 صادره از شعبه 16 سازمان مذکور با لحاظ خسارات دادرسی مطرح گردید و بر طبق دادنامه ی معترض عنه حکم بر بطلان دعوی و بی حقی خواهان صادر و اعلام گردید. از توجه به محتویات پرونده چون دلیل قانونی بر قابل تجدیدنظر بودن رای قطعی شعبه دوم تجدیدنظر سازمان تعزیرات حکومتی استان تهران وجود ندارد با رد تجدیدنظرخواهی نتیجتا مستندا به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه ی تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید این رای قطعی است.
رییس شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
دیو سالار - محمد

قاضی:
دیوسالار , یزدانی , محمد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1257 - هرکس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و مدعی علیه هر گاه در مقام دفاع مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر برعهده او است.

مشاهده ماده 1257 قانون مدنی

ماده 1258 - دلائل اثبات دعوی از قرار ذیل است : 1 – اقرار؛ 2 – اسناد کتبی؛ 3 – شهادت؛ 4 – امارات؛ 5 – قسم.

مشاهده ماده 1258 قانون مدنی

ماده 1284 - سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.

مشاهده ماده 1284 قانون مدنی

ماده 1286 - سند بر دو نوع است: رسمی و عادی.

مشاهده ماده 1286 قانون مدنی

ماده 1321 - اماره عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته می شود.

مشاهده ماده 1321 قانون مدنی

ماده 1324 - اماراتی که به نظر قاضی واگذار شده عبارت است از اوضاع و احوالی در خصوص مورد و در صورتی قابل استناد است که دعوا به شهادت شهود قابل اثبات باشد یا ادله ی دیگر را تکمیل کند.

مشاهده ماده 1324 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM