رای قضایی شماره 9309970907500332

رای قضایی شماره 9309970907500332

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970907500332


شماره دادنامه قطعی:
9309970907500332

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/13

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
فرجام خواهی از قرار عدم استماع دعوا

پیام رای:
چنانچه قاضی با ورود به ماهیت دعوا به صورت اشتباه قرار عدم استماع دعوا صادر کرده باشد امکان فرجام خواهی از این قرار وجود دارد؛ زیرا در این حالت قرار در واقع حکم به رد دعوا تلقی می شود.

رای خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده محاکماتی آقای ع.الف. در تاریخ 1392/11/13 به طرفیت خانم س.ر. و اداره ثبت احوال دادخواستی به خواسته نفی ولد نسبت به فرزند متولد شده از خوانده بنام ن.الف. و ابطال سند سجلی به نام ن. به شماره.. . - 1392/5/29 به دادگاه خانواده شیراز تقدیم و در توضیح خواسته اعلام نموده است: خوانده همسر او بوده که وی را طلاق داده است. در زمان زوجیت مدتی در حدود یک سال و نیم به دلیل اختلاف فیمابین زوجه در منزل پدرش زندگی می کرده و هیچ گونه ارتباطی با وی نداشته لیکن نامبرده باردار شده و فرزند دختری وضع حمل و او را به خواهان نسبت داده است. در صورتی که طبق گواهی پزشکی قانونی و گواهی DNA انجام شده نسبت طفل به وی را نفی می نماید. لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم به شرح ردیف خواسته را دارد. رسیدگی به شعبه بیستم دادگاه عمومی حقوقی شیراز (خانواده) ارجاع گردیده است. خواهان در اولین جلسه رسیدگی که در تاریخ 1392/12/11 بدون حضور خواندگان ردیف های 1 و 2 و وصول لایحه خوانده ردیف 2 تشکیل گردیده است بیان کرده است: «... با توجه به اینکه این جانب از یک سال قبل از تولد فرزند موصوف با همسرم اختلاف داشتم و جدا از یکدیگر زندگی می کردیم در همین مدتی که جدا از همدیگر بودیم متوجه شدم همسرم باردار است و من مشکوک شدم. موقع تولد فرزند با طرح شکایت در دادسرا به واسطه مامور از ناف فرزند خون گرفتیم و خون خودم هم گرفتند و آزمایش کردند. پزشکی قانونی با توجه به آزمایش DNA اعلام کرد که فرزند من نمی باشد و همسرم در دادگاه کیفری که شکایت کردم اعلام کرد که رحم خودم را به صورت غیرقانونی اجاره دادم و اعتراف کرد که بچه از من نمی باشد...» دادگاه با ارسال تصویر گواهی پزشکی قانونی به اداره پزشکی قانونی شیراز اصالت و صحت آن را استعلام نهایتا پس از وصول پاسخ مبنی بر اصالت و صحت گواهی مذکور در تاریخ 1393/2/25 با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 261 مورخ 1393/2/27 پس از درج خلاصه جریان رسیدگی به پرونده با عنایت به صراحت ماده 1162 قانون مدنی مبنی بر اینکه دعوی نفی ولد پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود و با تلقی تاریخ گواهی پزشکی قانونی (1392/6/18) به عنوان تاریخ اطلاع خواهان از موضوع و اینکه تاریخ تقدیم دادخواست 1392/11/13 بوده و خارج از مهلت مقرر دو ماهه مطرح گردیده و همچنین به استناد ماده 1161 قانون مدنی هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود و چون خواهان با مراجعه به اداره ثبت احوال (خوانده ردیف 2) و درخواست شناسنامه در واقع اقرار به فرزندی طفل مورد نظر نموده است لذا دادگاه قرار عدم استماع دعوی صادر و اعلام نموده است. این دادنامه در تاریخ 1393/3/4 به خواهان ابلاغ گردیده و به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی در مهلت مقرر قطعی گردیده است. نامبرده در تاریخ 1393/4/17 ضمن تقدیم دادخواست فرجامی نسبت به آن اعتراض نموده است. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای قدیانی عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای ع.الف. نسبت به دادنامه شماره 261 مورخ 1393/2/27 صادره از شعبه بیستم دادگاه عمومی حقوقی شیراز وارد می باشد. زیرا اولا: با عنایت به طرح شکایت کیفری خواهان بلافاصله پس از تولد طفل منشا طرح دعوی همان تاریخ محسوب می گردد. هرچند تقدیم دادخواست در فرم و شکل مخصوص پس از آن واقع شده باشد.
ثانیا: استناد دادگاه به ماده 1161 قانون مدنی و استدلال به مراجعه خواهان به اداره ثبت احوال و درخواست شناسنامه و تلقی به اقرار نمودن این اقدامات در واقع ورود در رسیدگی به ماهیت دعوی بوده و قرار صادره حکم به رد دعوی تلقی می گردد. بناءعلی هذا به استناد بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به پرونده به استناد بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه دیگر دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شیراز ارجاع می گردد.
رییس و اعضاء معاون شعبه 15 دیوان عالی کشور
قدیانی – شریفی– سجادی

قاضی:
جعفر قدیانی , مرتضی شریفی , سید صالح سجادی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1162 - در مورد مواد قبل دعوی نفی ولد باید در مدتی که عادتا پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امکان اقامه دعوی کافی می باشد اقامه گردد و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.

مشاهده ماده 1162 قانون مدنی

ماده 1161 - در مورد مواد قبل هر گاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.

مشاهده ماده 1161 قانون مدنی

ماده 371 - در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد: 1 - دادگاه صادر کننده رای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد. 2 - رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود. 3 - عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد. 4 - آرای مغایر با یکدیگر بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد. 5 - تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.

مشاهده ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM