در خصوص دعوی خانم و.ر. به وکالت از آقایان غ.گ. و م.ب. به طرفیت آقایان ش. و ج.الف. با وکالت آقای ح.م. و آقای م.د. به خواسته جلب ثالث در پرونده کلاسه 978/15/91 شعبه محترم 15 تجدیدنظر به این شرح که در تاریخ 1391/2/19 بدوا آقای م.د. به عنوان داور مرضی الطرفین اصحاب پرونده درخواست ابلاغ رای داوری را نموده که پرونده به شعبه 126 دادگاه عمومی حقوقی تهران ارجاع و دفتر رای را به آقایان غ.گ. و م.ب. و ش. و ج. الف. در تاریخ 1391/3/7 ابلاغ می نماید. متعاقب آن آقای پ.ق. به وکالت از آقایان الف. و به طرفیت آقایان غ.گ. و م.ب. تقاضای اجرای رای را می نماید و پرونده درتاریخ 1391/5/22 به شعبه 126 ارجاع می گردد و متصدی شعبه در تاریخ 1391/5/31 با این استدلال که هرچند رای داوری خارج از مهلت سه ماه صادر و ابلاغ شده ولی با توجه به این که بطلان رای داوری به این جهت از حقوق محکوم علیه رای داوری است و دادگاه راسا اختیار تعرض به آن را ندارد و رای مورخ 1390/10/20 داور نیز صرفا ناظر به
فسخ قرارداد مشارکت است که جنبه اعلامی داشته و موجبی برای صدور اجراییه ندارد. ولی رای 1390/11/29 نیز موید عدم دعوت از طرفین و متعاقب رای سابق صادر شده که چون یکی از قواعد رسیدگی به اختلافات استماع اظهارات و دفاعیات طرفین است و داور به این اصل دادرسی توجه نداشته و موجب تضییع حقوق و عدم رعایت قوانین موجد حق است لذا رای را خلاف قانون تشخیص و دادگاه راسا دستور عدم اجرای رای را صادر نموده و پرونده را از آمار کسر نموده است. پس از آن در تاریخ 1391/3/7 آقایان م.ب. و غ.گ. دادخواست خواسته ابطال رای داوری تقدیم دادگاه که به شعبه 126 ارجاع و دادگاه پس از دستور تعیین وقت رسیدگی طی دادنامه 619 مورخ 1391/5/22 با این استدلال که طرح دعوی ابطال رای داوری به طرفیت داور اقامه شده و دعوی متوجه داور نیست قرار رد دعوی را صادر نموده است خواهان های اولیه در تاریخ 1391/6/25 از رای تقاضای تجدیدنظرخواهی می نمایند و پرونده به شعبه محترم 15تجدیدنظر ارجاع می گردد حسب اوراق پرونده و علی الظاهر خانم و.ر. به عنوان وکیل تجدیدنظرخواهان ها متوجه طرح دعوی خلاف قانون موکلین خود شده لذا در مرحله تجدیدنظر اقدام به طرح دعوی جلب ثالث به طرفیت آقایان ش. و ج.الف. نیز نموده که شعبه رسیدگی کننده طی دادنامه شماره 578 مورخ 1392/5/14 تجدیدنظرخواهی نسبت به آقای م.د. مردود اعلام و نسبت به دعوی جلب ثالث با این استدلال که دعوی فوق جلب ثالث نمی باشد دستور اعاده پرونده به دادگاه بدوی را صادر می نماید و به نظر شعبه بدوی نیز مبنی بر این که رسیدگی به موضوع در صلاحیت آن مرجع است توجه ننموده تکلیف به رسیدگی می نماید. دادگاه نظر به این که اولا: هرچند این شعبه از جهت این که دعاوی ثالث در صورتی واجد وصف ثالث می باشد که به طرفیت افرادی اقامه گردد که قبلا جزء اصحاب پرونده دعوی اصلی نباشند و این استدلال کاملا منطبق با قانون آیین دادرسی مدنی است ولی برخلاف استنباط دادگاه محترم تجدیدنظر محل این استدلال در پرونده مطروحه نیست. زیرا همچنان که به شرح فوق اعلام شد دعوی اصلی تقاضای ابطال رای داوری بوده که از ابتداء به طرفیت داور اقامه شده و هرگز آقایان الف. در مرحله بدوی و تجدیدنظر به عنوان خواهان و یا خوانده دخالتی در دعوی نداشته اند و در خلال دادرسی وکیل دعوی جلب ثالث علیه آن اقامه نموده است. بدیهی است که افراد فوق مجلوب ثالث دعوی ابطال رای داوری می باشند. هرچند که در رای داوری مخاطب دعوی باشند. ثانیا: با فرض این که این افراد مجلوب ثالث تلقی نمی شدند باز هم رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر بود و دادگاه تجدیدنظر می بایست به جهت این که تعیین وصف جلب ثالث از امور موضوعی است و دادگاه حق تغییر آن را ندارد و طرح دعوی جلب ثالث بنا به عقیده دادگاه محترم تجدیدنظر خلاف قانون بوده قرار رد یا عدم استماع آن را صادر می نمود نه این که پرونده را جهت رسیدگی به دعوا به دادگاه بدوی اعاده نماید. سیوال این است: آیا دادگاه می تواند رای بدوی را که قبلا توسط شعبه محترم 15 تجدیدنظر تایید شده است مجددا به جهت دعوی جلب ثالث نقض کند؟ علی هذا صرف نظر از ایراد فوق به رای دادگاه محترم تجدیدنظر نظر به این که هرچند این دادگاه کماکان عقیده ای به صلاحیت رسیدگی خود نداشته و صرفا از باب تکلیف دادگاه محترم تجدیدنظر اظهارنظر می نماید به جهت این که دعوی جلب ثالث علی الظاهر حسب دستور تعیین وقت رسیدگی بعد از مهلت بیست روز مهلت اعتراض به رای داوری اقامه شده است لذا دادگاه به استناد بند 11 ماده 84 و 89 ناظر به 490 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی را صادر و اعلام می دارد. قرار ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه های محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 126 دادگاه عمومی حقوقی تهران - یعقوبی محمود آبادی