رای قضایی شماره 9409970223100315

رای قضایی شماره 9409970223100315

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9409970223100315


شماره دادنامه قطعی:
9409970223100315

تاریخ دادنامه قطعی:
1394/03/27

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تفاوت استرداد طلاجات با رجوع از هبه

پیام رای:
دعوای استرداد طلاجات با دعوای رجوع از هبه متفاوت بوده لذا مهلت تغییر خواسته تا پایان جلسه اول دادرسی است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای ب.خ. با وکالت س.ر. به طرفیت خانم ر.الف. با وکالت آقای ر.ح. به خواسته الزام خوانده به استرداد 04/65 گرم طلای 18 عیار به انضمام خسارات دادرسی خلاصه اظهارات وکیل خواهان در دادخواست و جلسه رسیدگی به این شرح است که خوانده زوجه دایمی موکل بوده است که طلاهای مذکور را به ایشان هبه کرده است لیکن علی رغم مطالبات مکرر از استرداد خودداری کرده است و وکیل خوانده ضمن حضور و قبول ضمنی هبه دفاع کرده است که موکل طلاها را فروخته و بابت نفقه هزینه کرده است نظر به اینکه وکیل خواهان و خود خواهان ادعای مطالبه طلاها را در تاریخ 1393/1/15 کرده اند و تقاضای اتیان سوگند خوانده را کرده اند که با انجام تشریفات قانونی خوانده جهت اتیان سوگند دعوت شد که در جلسه حاضر نشده و دادگاه با ملاک مواد 237 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی سوگند را به خواهان واگذار کرده که ایشان سوگند یاد کرد که طلاها باقی است و خوانده نفروخته است با عنایت به مراتب و نظر به اینکه وکیل خوانده دفاع موجه و قابل قبولی نکرده است و علاوه بر اتیان سوگند خواهان اصول حقوقی از جمله اصل استصحاب اقتضاء بقاء عین موهوبه در ید متهب دارد لذا دادگاه دعوی خواهان را محمول بر صحت تشخیص داده و مستندا به مواد 273-198-515-519 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 803 قانون مدنی ضمن احراز رجوع خواهان به عین موهوبه و بقا آن در ید خوانده (متهب) حکم به محکومیت خوانده به استرداد طلاجات به شرح خواسته به عنوان اصل خواسته و مبلغ 1/610/000 ریال به عنوان هزینه دادرسی و حق الوکاله طبق تعرفه قانونی در حق خواهان صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استا ن تهران می باشد.
دادرس شعبه 3 دادگاه عمومی حقوقی اسلامشهر
سلیمی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ر.الف. نسبت به دادنامه شماره 846 مورخه 24/7/1393 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی اسلامشهر که به موجب آن مشارالیها وفق رای مذکور به استرداد طلاجات و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله محکوم شده است اعتراض وارد می باشد به شرح آتی: اولا تجدیدنظرخوانده در دادخواست بدوی مسترد نمودن 04/65 گرم طلای 18 عیار را مطرح کرده است ولیکن در جلسه آتی برخلاف ماده 98 دعوی را به صورت رجوع از هبه مطرح کرده است در برگ 26 پرونده منعکس است در حالیکه تا پایان جلسه اول این اختیار را داشته است. ثانیا در برگ 10 پرونده تجدیدنظرخوانده درخواست سوگند را کرده است در راستای ماده 280 قانون آیین دادرسی مدنی که گواه خود را به تاریخ 1393/6/19 معرفی نکرده است وکیل تجدیدنظرخوانده در لایحه 1377 مورخه 1393/6/19 درخواست اتیان سوگند از طرف تجدیدنظرخواه را نموده است در جلسه رسیدگی مورخه 1393/7/22 اتیان سوگند انجام گرفته برخلاف مواد 274 و 273 و 281 قانون آیین دادرسی مدنی. در کل دادگاه محترم چه در مورد خواسته تجدیدنظرخوانده دایر به استرداد طلاجات یا از باب رجوع از هبه وارد ماهیت نشده است آیا عین هبه موجود است یا نیست اگر موجود نیست به چه مدرکی هبه معوض است یا غیرمعوض. النهایه رای صادره قرار تلقی مستندا به ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی نقض جهت رسیدگی به شعبه بدوی اعاده می شود رای صادره قطعی است.
شعبه 31 دادگاه تجدیدنظر استان تهران-رییس و مستشار
حمزه شریعتی - محمدعلی افشار

قاضی:
محمد علی افشار , سلیمی , شریعتی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 803 - بعد از قبض نیز واهب می تواند با بقای عین موهوبه از هبه رجوع کند مگر در موارد ذیل: 1 - در صورتی که متهب پدر یا مادر و یا اولاد واهب باشد؛ 2 - در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد؛ 3 - در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود خواه قهرا مثل این که متهب به واسطه ی فلس محجور شود خواه اختیارا مثل این که عین موهوبه به رهن داده شود؛ 4 - در صورتی که در عین موهوبه تغییری حاصل شود.

مشاهده ماده 803 قانون مدنی

ماده 273 - چنانچه خوانده از ادای سوگند امتناع ورزد و سوگند را به خواهان واگذار نماید با سوگند وی ادعایش ثابت می شود و درصورت نکول ادعای او ساقط و به موجب آن حکم صادر می گردد.

مشاهده ماده 273 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 280 - در حدود شرعی حق سوگند نیست مگر در سرقت که فقط نسبت به جنبه حق الناسی آن سوگند ثابت است ولی حد سرقت با آن سوگند ثابت نخواهد شد.

مشاهده ماده 280 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM