در این پرونده ابتدا آقای (الف. خ.) با وکالت آقای (الف. الف.) دادخواستی را به طرفیت خواندگان آقایان (م. خ.) و (ح. خ.) به خواسته بطلان و بی اعتباری مبایعه نامه موخر مورخ 21/11/81 تنظیمی فیمابین خوانده اول در دفترخانه شماره 434 نسبت به 5/1 دانگ و مالا الزام خوانده ردیف اول به تنظیم
سند رسمی انتقال 5/1 مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی 7/3399 و218/3399 بخش 11 تهران با احتساب خسارات دادرسی تقدیم نموده است که تحت کلاسه 890093 ثبت دفتر دادگاه شده است. سپس خواهان مورد اشاره دادخواست دیگری به شماره بایگانی 890821 به طرفیت خواندگان مورد اشاره و به خواسته ابطال
سند رسمی انتقال شماره 65335 -24/1/1387 دفترخانه اسناد رسمی 334 به میزان 5/1 دانگ با احتساب کلیه خسارات دادرسی تقدیم که به موجب قرار رسیدگی توام مورخ 4/2/90 تواما مورد رسیدگی قرار می گیرند نیز طرفین به دادرسی دعوت و خواسته ها و دفاعیات خود را مشروحا بیان کرده اند. اینک دادگاه با توجه به محتویات پرونده اولا؛ ملاحظه می شود انتقال دهنده در
سند رسمی 65500-6/2/88 دفتر خانه 434 تهران شعبه 107 دادگاه عمومی تهران به قایم مقامی از سوی آقای (الف. خ.) به منتقل الیه خوانده ردیف دوم به میزان سه دانگ مشاع از شش دانگ می باشد؛ همچنین انتقال دهنده در
سند رسمی 65335-24/1/1317 دفتر خانه 334 تهران شعبه دادگاه مذکور به قایم مقامی از سوی آقای (پ. پ.) و سایر مالکین مشاعی (4 نفر دیگر) به منتقل الیه آقای (ح. خ.) مجددا به میزان سه دانگ مشاع از شش دانگ می باشد و حال آنکه خواهان اشخاص مذکور به عنوان اصحاب و طرفین دو سند مورد دعوی را طرف دعوی قرار نداده است و دعوی را به طرفیت آنها مطرح نکرده است که این امر از موجبات عدم استماع دعوی خواهان می باشد ثانیا؛ خواسته خواهان ابطال هر یک از دو مورد دعوی به میزان 5/1 دانگ می باشد که در صورت اجابت خواسته وی در حقیقت جماعا سه دانگ از اسناد مذکور (که هر یک مستقلا بیانگر سه دانگ مشاع به صورت مجزا می باشد ابطال خواهد شد و حال آنکه خواهان مدعی است فعلا 5/1 دانگ از سندهای ثبتی مورد دعوی به وی منتقل شده است و لذا دعوی خواهان از این حیث نیز صحیحا طرح نگردیده است ثالثا؛ ملک مورد دعوی حسب پاسخ استعلام واصل شده از سوی اداره ثبت
اسناد و املاک شهر تهران که تحت شماره 300390-21/2/90 ثبت دفتر دادگاه شده است بازداشت می باشد و حال آنکه حسب ماده 56
قانون اجرای احکام مدنی هرگونه نقل و انتقال نسبت به مال توقیف شده باطل و بلا اثر است رابعا؛ با ملاحظه اسناد انتقال ملک مورد دعوی ملاحظه می شود که با فرض ابطال دو سند مورد دعوی و اینکه خوانده ردیف اول ید ما قبل این دو سند نمی باشد اساسا امکان الزام خوانده دوم به تنظیم سند انتقال به میزان 5/1 دانگ به نام خواهان میسور و ممکن نمی باشد خامسا؛ در مبایعه نامه استنادی تاریخ تحویل و تسلیم مبیع و تاریخ تنظیم انتقال و نیز نحوه دریافت و پرداخت ثمن و نیز وسایل و طرق پرداخت قید نگردید و اساسا شیوه تنظیم مبایعه نامه استنادی به صورت عرف معمول نمی باشد و هر چند در اقرارنامه بدون تاریخ تنظیم نحوه احتساب ثمن ذکر شده است لکن میزان ارقام و مبالغ مذکور در اقرارنامه مطابق ثمن مذکور در مبایعه نامه استنادی نمی باشد سادسا؛ مبیع مذکور در مبایعه نامه استنادی مردد می باشد و حال آنکه حسب مواد 190 و 342
قانون مدنی مبیع باید معین و معلوم باشد سابعا؛ هر چند در مبایعه نامه استنادی قید شده وکالت نامه بلاعزل از سوی فروشنده (خوانده اول که برادر خواهان است) به خریدار (خواهان) داده خواهد شد اما این وکالت نامه موید وقوع بیع در تاریخ تنظیم مندرج در آن نمی باشد زیرا از سوی خوانده اول وکالت نامه های مختلف به خواهان داده شده است از جمله وکالت نامه شماره 13832 -5/2/83 که در خصوص کلیه اموال خوانده اول اعم از منقول و غیر منقول می باشد ثامنا؛ مبایعه نامه استنادی خواهان از نوع سند عادی بوده که این نوع سند فقط در موارد مذکور در ماده 1291
قانون مدنی آن هم فقط نسبت به طرفین و قایم مقام های آنان معتبر است و حال آنکه اسناد مورد دعوی از نوع
سند رسمی بوده که حسب ماده 1290
قانون مدنی و به حکم تصریح مواد 47 و 48 قانون ثبت اسناد نسبت به اشخاص ثالث هم معتبر می باشد و تاریخ تنظیم اسناد رسمی مورد دعوی به حکم ماده 1305
قانون مدنی نسبت به اشخاص ثالث هم معتبر می باشد. لذا دادگاه باتوجه به مراتب دعوی خواهان را صحیح و وارد ندانسته مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی وی صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدید نظر استان تهران است.
رییس شعبه 111 دادگاه عمومی حقوقی تهران - مسعودی