ماده 190 قانون مدنی

ماده 190 ق م

ماده 190 ق.م

ماده 190 مدنی

ماده 190 ق مدنی

متن کامل ماده 190 قانون مدنی. ماده 190 ق م ماده 190 ق.م ماده 190 مدنی ماده 190 ق مدنی

ماده ۱۹۰ قانون مدنی

ماده ۱۹۰ ق م

ماده ۱۹۰ ق.م

ماده ۱۹۰ مدنی

ماده ۱۹۰ ق مدنی

متن کامل ماده ۱۹۰ قانون مدنی. ماده ۱۹۰ ق م ماده ۱۹۰ ق.م ماده ۱۹۰ مدنی ماده ۱۹۰ ق مدنی

ماده 190 قانون مدنی

ماده 190 - برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:

ماده 190 قانون مدنی مصوب 1307/02/18

ماده ۱۹۰ قانون مدنی

ممشاهده ماده ۱۹۰ قانون مدنی مصوب 1307/02/18

قانون مدنی / ماده 190

ماده ۱۹۰ قانون مدنی

پایگاه جامع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۰۷/۰۲/۱۸

متن ماده 190
قانون مدنی

مصوب ۱۳۰۷/۰۲/۱۸
  • ماده ۱۹۰ قانون مدنی

    متن کامل 190 ماده

    مصوب ۱۳۰۷/۰۲/۱۸
متن ماده ۱۹۰

ماده 190 - برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:

1 - قصد طرفین و رضای آن ها.
2 - اهلیت طرفین.
3 - موضوع معین که مورد معامله باشد.
4 - مشروعیت جهت معامله.

ماده 189 - عقد منجز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد والا معلق خواهد بود.

نمایش ماده

ماده 191 - عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند.

نمایش ماده
1
رای شماره 9409970222900062 - مورخ 1394/02/19
دعوی اعلام انفساخ مبایعه نامه
2
رای شماره 9209970221500472 - مورخ 1392/04/22
تاثیر قبض و اقباض ثمن و مبیع در تحقق عقد بیع
3
رای شماره 9409970221600108 - مورخ 1394/02/15
ابطال سند رهنی به تبع ابطال سند مالکیت
4
رای شماره 9309970221200235 - مورخ 1393/03/12
امارات صوری بودن معامله و قصد فرار از دین
5
رای شماره 9109970220301139 - مورخ 1391/08/28
اثر تاریخ حکم حجر در معاملات محجور
6
رای شماره 9309970223201425 - مورخ 1393/11/21
عدم ذکر ثمن در قرارداد
7
رای شماره 9109970221600775 - مورخ 1391/07/23
اثر بازداشت ملک بر دعوی الزام به تنظیم سند اجاره و انتقال سرقفلی
8
رای شماره 9209970907000505 - مورخ 1392/08/14
مهلت اعتراض به رای در فرض وجود دو وکیل
9
رای شماره 9309970269500363 - مورخ 1393/04/03
مطالبه خسارت تاخیر تادیه از ورشکسته
10
رای شماره 9209970269500433 - مورخ 1392/04/22
دعوای الزام به اصلاح پلاک ثبتی مورد معامله
11
رای شماره 9309970223001385 - مورخ 1393/08/27
وکالت بلاعزل ضمن عقد خارج لازم
12
رای شماره 9409970224600052 - مورخ 1394/01/29
مطالبه اجرت المثل ایام تصرف خودرو
13
رای شماره 9109970223500675 - مورخ 1391/06/26
شرط اعمال اصل صحت در قراردادها
14
رای شماره 9109970221200744 - مورخ 1391/06/12
اعتبار امر مختومه در دعوای ابطال مستندات موضوع حکم قطعی
15
رای شماره 9309970270400386 - مورخ 1393/03/25
طرح دعوا از سوی هیئت مدیره آپارتمان
16
رای شماره 9309970907000748 - مورخ 1393/12/19
شرایط تحقق معامله به قصد فرار از دین
17
رای شماره 9309970222301730 - مورخ 1393/12/10
فروش ملک مرهونه
18
رای شماره 9309970908900356 - مورخ 1393/10/29
رعایت مصلحت موکل در وکالت تام الاختیار
19
رای شماره 9309970223201276 - مورخ 1393/10/17
دعوی ابطال وکالتنامه پس از انجام موضوع وکالت
20
رای شماره 9309970220101361 - مورخ 1393/10/15
تاثیر عدم قصور فروشنده در مطالبه وجه التزام
21
رای شماره 9309970908500404 - مورخ 1393/10/14
اختلاف در نوع نکاح
22
رای شماره 9309970908100136 - مورخ 1393/10/08
تمایز صلاحیت دادگاه اصل 49 و دادگاه حقوقی
23
رای شماره 9309970223201239 - مورخ 1393/09/29
نقش عرف و قصد طرفین در تعیین ماهیت وکالت در نقل و انتقال
24
رای شماره 9309970221301267 - مورخ 1393/09/25
پرداخت ثمن معامله توسط زوج به جای زوجه
25
رای شماره 9309970221001119 - مورخ 1393/09/23
شرط درخواست تخلیه به علت انتقال منافع به غیر
26
رای شماره 9309970223700856 - مورخ 1393/09/16
(1)- احراز معاملات صوری (2)- نحوه احراز قصد
27
رای شماره 9309970223700815 - مورخ 1393/09/05
اثر عدم واخواست سفته
28
رای شماره 9309970221800953 - مورخ 1393/07/28
(1)- مطالبه خسارت تاخیر در تنظیم سند رسمی (2)- شرایط تغییر تاریخ حضور در دفترخانه
29
رای شماره 9309970223200880 - مورخ 1393/07/26
دعوای بطلان بیع با وجود اقرار به دریافت ثمن
30
رای شماره 9309970221200840 - مورخ 1393/07/14
دعوای الزام به تنظیم سند رسمی ملک در رهن
31
رای شماره 9309970223200843 - مورخ 1393/07/12
رای مقتضی درفرض عدم تحقق شرایط موجد حق در زمان طرح دعوی
32
رای شماره 9309970222900728 - مورخ 1393/06/30
اثر سوء استفاده از موقعیت برتر قراردادی
33
رای شماره 9309970221700743 - مورخ 1393/06/22
شرایط تحقق خیار تدلیس
34
رای شماره 9309970222500646 - مورخ 1393/05/21
نسبت میان سکوت و رضایت
35
رای شماره 9309970221700598 - مورخ 1393/05/18
حدود اعتبار سند عادی صلح
36
رای شماره 9309970269500564 - مورخ 1393/05/05
اقرار ضمنی به صحت قرارداد
37
رای شماره 9309970221000575 - مورخ 1393/05/01
دعوای تنظیم سند رسمی در خصوص مساحت معینی از ملک
38
رای شماره 9309970908100053 - مورخ 1393/04/30
فرجا خواهی از قرار رد دعوا
39
رای شماره 9309970907000234 - مورخ 1393/04/25
شرایط ابطال معامله به قصد فرار از دین
40
رای شماره 9309970223000570 - مورخ 1393/04/17
اعتراض به توقیف ملک ثبت شده بر اساس سند عادی
41
رای شماره 9309970223700246 - مورخ 1393/04/09
دعوای اثبات مالکیت اموال معنوی(فیلم)
42
رای شماره 9309970909900116 - مورخ 1393/03/21
حکم نکاح مجنون ادواری
43
رای شماره 9309970221200239 - مورخ 1393/03/12
تاثیر جعلیت امضای یکی از موسسین شرکت تجارتی
44
رای شماره 9309970001000147 - مورخ 1393/02/27
انکار بعد از اقرار
45
رای شماره 9309970220100154 - مورخ 1393/02/14
ضمانت اجرای عدم امکان تسلیم مورد معامله
46
رای شماره 9309970238000079 - مورخ 1393/01/30
تفسیر عبارت «حل وفصل اختلافات به شیوه مرضی الطرفینی»
47
رای شماره 9309970220800001 - مورخ 1393/01/23
تاثیر عدم انجام تعهد یکی از طرفین بر تعهد طرف مقابل
48
رای شماره 9209970220801599 - مورخ 1392/11/19
تلقی وکالت نامه رسمی به عنوان بیع
49
رای شماره 9209970907000661 - مورخ 1392/11/13
بار اثبات صحت معاملات مجنون ادواری
50
رای شماره 9209970220601350 - مورخ 1392/10/22
استناد به اصل تاخر حادث در صورت مجهول بودن تاریخ عقد
51
رای شماره 9209970220801278 - مورخ 1392/09/25
اثر تعهدات متقابل قراردادی بر یکدیگر
52
رای شماره 9209970220101172 - مورخ 1392/09/09
آثار ضمانت تضامنی در اسناد تجاری
53
رای شماره 9209970221501162 - مورخ 1392/09/06
انفساخ عقود جایز به موجب جنون
54
رای شماره 9209970222501142 - مورخ 1392/08/29
مصادف شدن موعد انجام تعهد طرفین با تعطیلی رسمی
55
رای شماره 9209970220801180 - مورخ 1392/08/29
بار اثبات دعوی در خصوص حالت مجنون ادواری
56
رای شماره 9209970223500778 - مورخ 1392/07/08
مرجع رسیدگی به دعاوی مربوط به اموال مصادره شده
57
رای شماره 9209970269500793 - مورخ 1392/06/31
شرط فاسخ و اثر آن بر انتقالات بعدی
58
رای شماره 9209970270400496 - مورخ 1392/05/28
تمیز ایجاب و قبول در پیش خرید اتومبیل و نحوه تفسیر آن
59
رای شماره 9209970222500440 - مورخ 1392/04/10
دعوی تنفیذ انفساخ معامله
60
رای شماره 9109970223201739 - مورخ 1391/12/27
رد دعوای تجویز تغییر شغل مستاجر
61
رای شماره 9109970221501440 - مورخ 1391/11/15
وضعیت معاملات تاجر پس از تاریخ توقف
62
رای شماره 9109970270400836 - مورخ 1391/07/10
وضعیت دعوای ابطال بازداشت ملک
63
رای شماره 910997022440106 - مورخ 1391/07/09
اثر رعایت نکردن غبطه موکل
1
نظریه مشورتی شماره 1400-97-951 ح - مورخ 1400/11/16
چنانچه شخص «الف» با مراجعه به شخص «ب» (وکیل دادگستری) اعلام دارد که زمین زراعی وی از جانب کمیسیون موضوع ماده 56 قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع مصوب 1346 با اصلاحات بعدی ملی اعلام شده است و اقدام از طریق کمیسیون موضوع ماده واحده قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی موضوع اجرای ماده 56 قانون جنگل ها و مراتع مصوب 1367 و طرح دعوا در محاکم قضایی جهت خروج از اراضی ملی را درخواست کند و در نتیجه توافق حق الوکاله بیست درصد از کل زمین زراعی تعیین شود و پس از انجام موضوع وکالت توسط وکیل و صدور رای قطعی مبنی بر زراعی بودن اراضی و اثبات مالکیت موکل متعاقبا وکیل دادگستری با طرح دعوا اثبات مالکیت خود نسبت به بیست درصد از اراضی مذکور به صورت مشاعی و تنظیم سند رسمی انتقال به میزان مذکور را خواستار شود آیا با توجه به قرارداد فوق الذکر صدور حکم بر الزام خوانده به تنظیم سند رسمی انتقال به میزان بیست درصد اراضی امکان پذیر است؟
2
نظریه مشورتی شماره 99-76-1403 ح - مورخ 1399/10/24
در خصوص معاملات موسوم به معاملات فردایی و یا کاغذی طلا و جواهرات از جهت قانونی و شرعی اعلام نمایید: اولا آیا این گونه معاملات از نظر حقوقی صحیح است؟ ثانیا باتوجه به این که در این گونه معاملات هیچ گونه طلا و جواهری رد و بدل نمی شود آیا اقدام فرد اعم از فرد صنفی و یا غیر صنفی مبنی بر دریافت وجوه از دیگری واجد وصف کیفری کلاهبرداری و یا تحصیل مال از طریق نامشروع است؟
3
نظریه مشورتی شماره 98-186/2-1912 ک - مورخ 1399/05/07
1- با توجه به این که از وظایف مرکز اطلاعات مالی طبق بند «الف» ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با پول شویی مصوب 1397 دریافت و تجزیه و تحلیل و بررسی... معاملات و اطلاعات با رعایت ضوابط... است و در عین حال این مرکز مستند به تبصره یک ذیل بند «ذ» ماده 8 این قانون دارای اختیار جلوگیری از نقل و انتقال اموال یا وجوه مشکوک به پول شویی است که فلسفه اعطای این اختیار مسدود کردن فوری دارای هایی مشکوک است و با توجه به ماده 151 قانون آیین داردسی کیفری مصوب 1392 که بیان می دارد: بازپرس می تواند در موارد ضروری برای کشف جرم و یا دستیابی به ادله وقوع جرم حساب های بانکی اشخاص را با تایید رئیس حوزه قضایی کنترل کند آیا موضوع کسب اجازه در جرایم موضوع این قانون به طور کلی یا در موارد فوری باتخصیص مواجه شده است یا این که باید گفت که اخذ اجازه موضوع ماده 151 قانون اخیر الذکر توسط مرکز اطلاعات مالی از رئیس حوزه قضایی توسط قاضی رسیدگی کننده از جمله آن ضوابطی است که ابتدا باید رعایت شود؟ ساز و کار این امر در خصوص افرادی که دارای مصونیت قضایی هستند به چه شکل است؟ 2- با توجه به ماده 11 قانون اصلاح قانون مبارزه با پول شویی مصوب 1397 که بیان داشته است شعبی از دادگاه های عمومی در تهران و در صورت نیاز در مراکز استان ها به امر رسیدگی به جرم پول شویی و جرایم مرتبط اختصاص می یابد تخصصی بودن شعبه مانع رسیدگی به سایر جرایم نمی باشد و با توجه به این که قانونگذار در ماده 9 و تبصره 3 ماده 2 این قانون مجازات درجه چهار تا شش تعیین کرده است که تحقیقات مقدماتی آنها با دادسرا است؛ در حالی که قبلا قانونگذار برای جرم پول شویی مجازات جزای نقدی نسبی معین کرده بود که اغلب قضات طبق رای وحدت رویه شماره 759 مورخ 1/6/1396 هیات عمومی دیوان عالی کشور اعتقاد به صلاحیت دادگاه کیفری 2 جهت تحقیقات مقدماتی داشتند در خصوص جرایمی که پیش از لازم الاجرا شدن این قانون در تاریخ 1397/2/11 رخ داده است از حیث صلاحیت مرجع تحقیقات مقدماتی و مجازات به چه نحو باید عمل شود آیا به این دلیل در قانون جدید قانونگذار با تعیین مجازات درجه چهار تا شش برای جرایم این قانون قهرا به صلاحیت که امر شکلی است پرداخته است و با توجه به این که قواعد شکلی عطف بماسبق می شود می توان گفت که در خصوص رفتارهایی که پیش از این قانون رخ داده است باید مطابق شرایط شکلی قانون جدید عمل شود و در دادسرا رسیدگی شود یا این که هم چنان بر اساس رای وحدت رویه سابق الذکر و با توجه به مجازات نسبی مشخص شده باید اعتقاد به صلاحیت دادگاه داشت؟ 3- با توجه به ماده 2 قانون اصلاح قانون مبارزه با پول شویی مصوب 1397 و ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 تفاوت مبنایی مال از طریق نامشروع که در تبصره 3 ماده 2 قانون اصلاح قانون مبارزه با پول شویی مصوب 1397 آمده است با ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 چیست؟ 4- با توجه به اینکه تبصره 2 ماده 2 قانون اصلاح قانون مبارزه با پول شویی مصوب 1397 بیان می دارد که دارا شدن اموال موضوع این قانون منوط به ارائه اسناد مثبته است و با توجه به تعریف مال در بند «ب» ماده یک این قانون و با توجه به نسخ ماده یک قانون مبارزه با پول شویی مصوب 1386 آیا این نتیجه گیری درست است که اصل بر عدم صحت معاملات است و آیا قانونگذار برای تحقق مالکیت در کنار شرایط ماده 190 قانون مدنی یا ثبت معامله در بعضی از قراردادها طبق ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 با اصلاحات و الجاقات بعدی ارائه اسناد مثبته را به عنوان شرط دیگر لازم دانسته است؟ 5-منظور از عدم صحت معامله و عدم صحت تحصیل اموال در تبصره یک ماده 2 قانون اصلاح قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1397 چیست؟ با توجه به اینکه تعریفی در خصوص صحت معامله در قانون نیامده است آیا منظور صحت معاملات طبق ماده 190 قانون مدنی است یا منظور معاملات و عملیات مشکوک است که در بند «چ» ماده 1 آمده است یا منظور هر نوع معامله ای است و معیار در تشخیص صحت معامله چیست؟> و آیا منظور از معامله در این تبصره اعم از معامله مشکوک یا غیر مشکوک است؟ 6-با توجه به این که دارا شدن اموال موضوع این قانون به ارائه اسناد مثبته منوط شده است و عدم تقدیم آن اسناد مستوجب جزای نقدی به میزان یک چهارم ارزش آن اموال است و با توجه به رای وحدت رویه شماره 759 مورخ 1396/1/6 هیات عمومی دیوان عالی کشور آیا صلاحیت رسیدگی به این جرایم به صورت مستقیم در صلاحیت دادگاه کیفری 2 است؟ و آیا برای تحقق این جرم سوء نیت لازم است آیا بزه جرم مادی صرف است ؟ 7-تفاوت جرم مشخص شده در تبصره 2 و تبصره 3 ماده 2 قانون اصلاح قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1397 چیست؟ اگر منظور قانونگذار در تبصره 2 ماده 2 دارا شدن اموال از طریق نامشروع است که نیازمند ارائه اسناد مثبته شده استتفاوت آن با تبصره 3 ماده 2 همان قانون چیست و اگر منظور قانونگذار در تبصره 2 ماده 2 دارا شدن اموال از طریق مشروع است دیگر چه نیازی به جرم انگاری آن بوده است؟ 8-آیا مجازات تعیین شده در تبصره 3 ماده 2 قانون یاد شده منصرف از تبصره یک ماده 2 این قانون است یا این که تبصره 3 در ادامه تبصره یک است؛ بدین معنی که کسی که نتواند صحت معاملات یا اموال تحصیل شده را اثبات کند طبق تبصره 3 ماده 2 مذکور اموال تحصیل شده در حکم مال نامشروع محسوب می شود و به عبارت دیگر لازمه ظن نزدیک به علم به تحصیل مال از طریق نامشروع تبصره 3 ماده 2 تحقق ظن نزدیک به علم به عدم صحت معاملات و تحصیل اموال است ؟به عبارت دیگر آیا تبصرهیک ماده 2 درصدد بیان حکم وضعی و تبصره 3 این ماده درصدد بیان حکم تکلیفی است و در هر حال این دو تبصره آیا با هم تفاوت دارند و اگر پاسخ مثبت است تفاوت در چیست؟ 9-با توجه به سکوت قانون ضمانت اجرای عدم انجام تکالیف مشخص شده ماده 6 قانون مذکور چیست؟ 10-با توجه به به تبصره ذیل بند «ت» ماده 7 قانون اصلاح قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1397 آیا قانونگذار از این پس جرم آن دسته از کارکنان و کارمندانی که تکالیف مقرر شده در ماده 7 قانون را عالما عامدا و به قصد تسهیل جرایم موضوع این قانون انجام نمی دهند مشمول مجازات تعیین شده جرم خاص می داند و دیگر نمی توان رفتار وی را مشمول ماده 126 و 124 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در باب معاونت دانست؟ 11-با توجه به تبصره ذیل بند «ت» ماده 7 قانون آیا می توان نتیجه گرفت که اگر کارمندان دستگاه های اجرایی موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشور مصوب 1386 بر اثر تقصیر به تکالیف مشخص شده در ماده 7 قانون اصلاح قانون مبارزه با پولشویی مصوب 1397 عمل نکرده باشند مشمول مجازات خفیف انفصال موقت درجه هفت می شوند ؛اما اگر کارمندان بخش های غیر دولتی تکالیف مذکور از روی قصور یا تقصیر یا عمد انجام ندهند دارای مجازات بیشتری جزای نقدی درجه شش هستند؟ 12-آیا برای تحقق مجازات جرم تعیین شده جهت عدم رعایت تکالیف مقرر شده در ماده 7 قانون فوق الذکر حسب مورد از روی تقصیر یا قصورمطابق ماده 144 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تحقق سوء نیت لازم است ؟./ع
4
نظریه مشورتی شماره 98-75-1869 ح - مورخ 1399/02/27
1- عدم تعیین ثمن مورد معامله و بالطبع عدم پرداخت وجه بابت خرید ملک؛ 2- عدم اطلاع خریدار از انجام عقد بیع و چرایی امضاء سند انتقال.
5
نظریه مشورتی شماره ح 8471-79-89 - مورخ 1398/12/26
چنانچه شخص «الف» در دفترخانه اسناد رسمی به شخص ب وکالت نامه بلاعزل در خصوص موضوعات مالی و غیر مالی اعطاء کند: 1-آیا طرح دعوی تایید منفسخ شدن وکالت و ابطال وکالت نامه مزبور از جانب موکل با ادعای انجام مورد وکالت توسط خودش یا فرد دیگری به جز وکیل ممکن است؟ 2-آیا امکان ابطال وکالت نامه هایی که به صورت بلاعزل اعطاء می شود و بعد از مدتی موکل به هر دلیل از اعطای آن پشیمان می شود وجود دارد. /ع
6
نظریه مشورتی شماره 1697-1/29-96 - مورخ 1397/11/10
در خصوص موردی که شخصی نسبت به مال خود وکالت بلاعزل وکالت ضمن عقد لازم جهت انتقال مال به دیگری لغایت پنجاه سال تمام شمسی می دهد و در ضمن عقد مزبور و نیز به موازات آن طی یک سند رسمی جداگانه حق انجام هر عمل مغایر وکالت را با تصریح به موارد آن ازجمله حق هرگونه رهن گذاردن مال موضوع وکالت لغایت پنجاه سال تمام شمسی را از خود سلب و ساقط می نماید لیکن متعاقبا با اخذ سند مالکیت المثنی و بر خلاف مفاد سند سالب حق ملک مورد بحث را به رهن ثالث درمی آورد. مستدعی است اعلام نظر فرمایید دادگاه در قبال دعوی اعلام بطلان قرارداد رهنی لاحق به جهت سلب حق جزیی موضوع سند رسمی مقدم و به جهت فقدان اهلیت استیفای جزیی در انعقاد عقد رهن لاحق چگونه باید اصدار حکم نماید؟ لازم به توضیح است دکترین از جمله مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان معتقدند اهلیت استیفای انعقاد عقد رهن لاحق با سلب حق مقدم به صورت جزیی منتفی می گردد و به عبارتی عقد رهن از ابتدا فاقد شرایط صحت گشته و باطل است و قانون مدنی نیز طی ماده 959 سلب حق به صورت جزیی یعنی اقساط برخی از حقوق استیفا برای مدت معین را تجویز نموده و لازمه پیش بینی چنین نهادی در قانون این است که عمل حقوقی مغایر سلب حق جزیی را باطل تلقی کنیم والا نهاد سلب حق جزیی در قانون مدنی بدون ضمانت اجرا می ماند و نسبت دادن عمل لغو و عبث به قانونگذار قبیح و خلاف منطق سلیم حقوقی است وانگهی قانون مدنی در مواد دیگر خود همین ضمانت اجرای بطلان را در قبال سلب حق جزیی مقرر داشته که از باب اتحاد ملاک قابل تسری به ماده 959 نیز هست کما اینکه ماده 454 قانون مدنی مقرر می دارد هرگاه مشتری مبیع را اجاره داده باشد و مبیع فسخ شود اجاره باطل نمی شود مگر اینکه عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت بر مشتری صریحا یا ضمنا شرط شده که در این صورت اجاره باطل است و ماده 455 اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیرقرار دهد مثل اینکه نزد کسی رهن گذارد فسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبور نخواهد شد مگر اینکه شرط خلاف شده باشد همچنین ماده 500 همان قانون می-گوید در بیع شرط مشتری می تواند مبیع را برای مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهد و اگر اجاره منافی با خیار بایع باشد به وسیله جعل خیار یا نحو آن حق بایع را محفوظ دارد والا اجاره تاحدی که منافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود. و بالاخره اینکه اعمال حق ترهین مستلزم داشتن اهلیت اجرا و استیفای حق موصوف است و مطابق نص ماده 958 قانون مدنی هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد و در مانحن فیه اسقاط و سلب حق استیفا به طور جزیی موجب می گردد که شخص اهلیت قانونی لازم برای انجام عمل حقوقی ترهین را از دست بدهد و لذا یکی از شرایط مهم صحت عقد طبق ماده 190 قانون مدنی یعنی اهلیت قانونی در عمل حقوقی مبحوث عنه عقد رهن متنازعه فیه مفقود است. البته مرتهن نیز از حیث غرر و جهل به فقدان اهلیت راهن حق مراجعه برای استرداد وجوه پرداختی و تمای غرامات دارد در خاتمه نظریه وزین و مستدل آن اداره محترم در خصوص سوال مطروحه را متمنی بوده و به ویژه توجه مستشاران دانشمند آن اداره محترم را به این مهم معطوف می¬دارد که تجویز قانونی سلب حق به صورت جزیی مقتضی اعمال ضمانت اجرای مناسب با چنین نهاد حقوقی است والا هیچ گونه اثر حقوقی بر مواد 958 و 959 قانون مدنی مترتب نمی¬گردد و در این صورت تمایزی میان احکام اخیر و حکم سابق قانون مدنی در باب تعهد ترک فعل باقی نمی ماند و نهاد سلب حق جزیی صرفا تکرار نهاد تعهد عدم انجام عمل خواهد بود که امری عبث و غیر عقلایی و تفسیری خارج از شان شعوره مقنن عاقل است.
7
نظریه مشورتی شماره 97-75-923ح - مورخ 1397/07/10
در نظریه مشورتی آن اداره کل به شماره 7/4998 مورخ 11/8/1388 عنوان گردیده: در فرضی که فرد همسر خود را به عنوان استفاده کننده از بیمه عمر معرفی نموده ولی سمت همسر به واسطه طلاق قبل از فوت وی زایل شده پرداخت سرمایه بیمه عمر به همسر سابق که نامش در فرم درج شده است وجاهت قانونی ندارد همچنین در نظریه مشورتی دیگری به شماره 7/3126 مورخ 14/5/1386 آمده است: استفاده کننده از وجه بیمه باید وصف همسری داشته باشد و با فقدان آن وصف نمی توان او را استفاده کننده دانست لیکن اگر در بیمه نامه فقط نام و مشخصات او ذکر می¬شد بعد از فوت بیمه گذار تمام سرمایه بیمه عمر به وی پرداخت می¬گردید از سوی دیگر در طرح استفساریه¬ی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا قانونگذار در ماده 24 قانون بیمه صرفا در تعیین اشخاصی که باید مبلغ بیمه عمر به آنها پرداخت شود به مقررات ارث نظر داشته یا اینکه علاوه بر این موضوع در خصوص میزان سهم هر یک از این اشخاص نیز رعایت مقررات ارث را مدنظر قرار داده است پاسخ داده شده خیر منظور از پرداخت به ورثه قانونی پرداخت مساوی به هر یک از آنان است علیهذا با این فرض که ارث دارای مقررات ویژه ای است و قابلیت شمول به غیر موارد ارث ندارد باید گفت به نظر می¬رسد احصاء گیرندگان سرمایه¬ی بیمه عمر در قالب عمر فرم عقد مربوطه و اختصاص مبلغ مذکور به دلیل اینکه قابلیت شمول و اختصاص به شخص ثالث را هم داراست و نیز در ماده ی 24 تصریح شده. . وجه بیمه متعلق به کسی خواهد بود که در سند بیمه اسم برده شده است لذا اختصاص این مبلغ قائم به شخص است و به نظر می¬رسد ذکر نسبت سببی یا نسبی در فرم مزبور بیشتر جنبه¬ی تسهیل و تسریع در شناسایی فرد نام برده شده را دارد تا اینکه علقه¬ی زوجیت یا هر نسبت دیگر با بیمه شده مدنظر باشد. از سوی دیگر طی رصد و احصاء رویه عملی شرکت¬های بیمه ای کشور با امعان نظر به این نکته که قاعدتا بیمه های مزبور با استعانت از مبانی قانونی و مشاورین حقوقی مبرز رویه¬ی حاضر خود را اجرایی نموده اند در یکی از پرونده ها صورت مسئله¬ی مشابهی مطرح شده که به عنوان شاهد مثال ذکر می¬گردد در یک پرونده¬ی خسارت بیمه عمر پدری خود را بیمه کرده بود و استفاده کننده از بیمه نامه در صورت فوت خودش صرفا همسرش بود در سال¬های بعد این آقا همسرش را طلاق می¬دهد و همسر دیگری اختیار می¬نماید ولی فراموش می¬کند که استفاده کننده یا ذی¬نفع بیمه¬ی عمرش را تغییر دهد این آقا بعدا فوت می¬کند و علیرغم اعتراض همسر دوم شرکت بیمه به موجب قرارداد بیمه سرمایه¬ی فوت را به همسر اولش می¬پردازد چرا چون قرارداد اولیه هیچ تغییر نکرده بود شایان ذکر است در یکی از مصادیق واقع شده¬ی اخیر که هدف اصلی مکاتبه¬ی حاضر اتخاد تصمیم و پاسخ گوئی به آن است احدی از کارمندان در سال 1393 به کما رفته همسر وی در فرودین 1396 طلاق گرفته و بیمه شده ی مزبور در مهرماه 1396 فوت نمود از سویی وی در فرم بیمه عمر پرداخت 60% از سرمایه بیمه عمر را به همسر و40% را به مادرش اختصاص داده بوده و پس از فوت بر اساس گواهی حصر وراثت با توجه به طلاق چند ماه قبل همسرش تنها وراث مادر ایشان می¬باشد لذا بحث این است که آیا به تقسیم بندی مذکورعمل شود یا اینکه 100% خسارت به مادر متوفی پرداخت گردد؟ اولا نظریات مشورتی صدرالذکر علی الخصوص شماره 7/4998 با چه استدلالی و مستند به کدام نص قانونی صادر گردیده است؟ ثانیا در کیس اخیرالذکر موضوع پرداخت سرمایه¬ی بیمه عمر به همسر مطلقه¬ی کارمند متوفی این وزارتخانه به چه نحو باید عمل گردد.
8
نظریه مشورتی شماره 818-76-96 - مورخ 1396/09/27
در خصوص موضوع دعوایی که در آن خواهان های پرونده ای به خواسته مطالبه بهای حق الامتیاز یک دفترخانه اسناد رسمی به قیمت روز کارشناسی موضوع توافق مرحوم مورث خود با خوانده طرح نموده نظریات ارشادی خود را در خصوص سوالات و ابهامات ذیل ارائه فرمایید با این توضیح که مستند ادعا و دعوی خواهان ها مفاد ماده 69 قانون دفاتر اسناد رسمی رای شماره 104 مورخ 23/2/86 هیات عمومی دیوان محترم عدالت اداری و مفاد مواد 10 قانون مدنی و ماده 6 ق آ د م مفهوم مخالف می باشد و اعلام می دارد قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران اعم از مققنه ماده 69 قانون دفاتر اسناد رسمی حق معرفی جایگزین را برای سردفتر بازنشسته و وراث سردفتر متوفی به رسمیت شناخته قوه مجریه در قالب بخشنامه شماره 5776-211 مورخ 83/4/14 سازمان مالیاتی کشور واگذاری حق الامتیاز دفاتر اسناد رسمی را به عنوان یک حق مالی قابل واگذاری موضوع ماده 69 مستحق پرداخت مالیات دانسته است و قوه قضائیه به موجب رای شماره 104 مورخ. . با تایید و تصدیق بخشنامه مالیاتی مذکور نقل و انتقال و واگذاری حق الامتیاز دفاتر اسناد رسمی را مالی و اخذ مالیات از واگذار کننده امتیاز را مشروع و قانونی اعلام نموده. س: 1-آیا پذیرش حق الامتیاز دفاتر اسناد رسمی به عنوان یک مالی با توجه به مستندات خواهان ها قانونی است؟ 2-آیا در صورتی که حسب شواهد اثبات گردد که خوانده در مقابل جایگزینی خود از طریق مورث خواهان ها موضوع ماده69 قانون دفاتر اسناد رسمی متعهد به پرداخت قیمت روز کارشناسی حق الامتیاز دفترخانه شده دادگاه می توانسته باستناد مواد 10 قانون مدنی و 3 ق ا د م مفهوم مخالف نسبت به الزام خوانده مبادرت نماید؟ با این توضیح که خواهان ها تاکید بر آن دارند که این تعهد مخالف هیچ یک از نصوص قانونی نیست بلکه بلعکس قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران به ترتیب مذکور این حق را به رسمیت شناخته و حکم به اباحه آن داده اند. 3-آیا چنانچه دادگاه در راستای اصل صحت قراردادها و مواد 10 قانون مدنی و3 ق آ د م حکم به الزام خوانده به انجام تعهد و ارجاع امر به کارشناسی جهت برآورد قیمت روز دفترخانه اقدام این امر قانونی است؟ 4-آیا اصل توافق و قرارداد شفاهی و غیرمکتوب مورث خواهان ها با خوانده که شهود به وجود آن گواهی داده اند به کیفیت مذکور مخالفتی با مقررات قانونی دارد یا خیر؟ 5-آیا چنانچه طرفین از قبل رقمی جهت این جایگزینی خوانده در قالب یکی از عقود از جمله عقد صلح و تعیین نکرده باشند و طرفین این موضوع را منوط به نظر کارشناس کرده باشند این چنین توفقی قانونی است؟ 6-آیا امکان برآورد قیمت حق الامتیاز دفترخانه از طریق کارشناس امکان پذیر است؟ 7-مبنای توافق اولیه مورث خواهان ها و خوانده دعوی نیز بر این اساس بوده که طرفین به میزان درصد مشخصی در سود شریک و چنانچه به هردلیل امکان ادامه شراکت وجود نداشت خوانده می بایست قیمت روز کارشناسی حق الامتیاز دفترخانه را پرداخت نماید که حسب اعلام خواهان ها خوانده به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده و پس از اخذ ابلاغ سردفتری آنان را جواب کرده آیا دعوای وراث به کیفیت مرقوم مبنی بر مطالبه بهای حق الامتیاز دفترخانه قانونی است.
1
نشست های قضایی شماره - مورخ 1392/07/11
احراز صحت و اصالت سند بیع
2
نشست های قضایی شماره - مورخ 1390/12/03
فقدان دلیل طرفین برای اثبات ادعا در خصوص مال الاجاره
3
نشست های قضایی شماره 1398-5710 - مورخ 1396/12/10
مطالبه وجه التزام از فروشنده غیر مالک
4
نشست های قضایی شماره 1398-6116 - مورخ 1397/04/05
ارائه گواهی ورشکستگی در پاسخ به اخطار رفع نقص هزینه دادرسی نسبت به واخواه
5
نشست های قضایی شماره - مورخ 1379/10/24
احراز شرایط اساسی صحت عقد بیع
6
نشست های قضایی شماره - مورخ 1395/10/14
الزام به انجام تعهد
7
نشست های قضایی شماره 1399-7022 - مورخ 1396/01/31
تعدیل قضایی قرارداد
8
نشست های قضایی شماره 1400-7820 - مورخ 1398/06/28
اقدام ثالث در طرح دعوی ابطال گزارش اصلاحی
9
نشست های قضایی شماره 1398-6402 - مورخ 1397/03/10
میزان اعتبار و صحت قرارداد تعهد به فروش دو ملک مشابه
10
نشست های قضایی شماره - مورخ 1383/04/14
شمول تعریف ماده 183 به عقود غیرنافذ و باطل
11
نشست های قضایی شماره - مورخ 1388/06/14
استحقاق دریافت وجه التزام با قید شرایط مورد قبول طرفین در مبایعه نامه عادی
12
نشست های قضایی شماره - مورخ 1389/11/06
وضعیت شرط فاقد موضوع در ضمن عقد نکاح
13
نشست های قضایی شماره - مورخ 1396/10/18
امکان ابطال گزارش اصلاحی
14
نشست های قضایی شماره - مورخ 1387/08/13
ارتباط رد دعوای الزام به تنظیم سند و بطلان اصل قرارداد
15
نشست های قضایی شماره 1400-8628 - مورخ 1397/02/04
اعتبار وکالتنامه تنظیمی مورد تایید اداره زندان ها
16
نشست های قضایی شماره - مورخ 1392/07/11
احراز صحت و اصالت سند بیع
17
نشست های قضایی شماره 1400-8224 - مورخ 1398/01/27
بررسی مصداق سوء استفاده از ضعف نفس نسبت به شخص معلول جسمی گفتاری و حرکتی
18
نشست های قضایی شماره 1398-6057 - مورخ 1397/02/27
ضمانت اجرای عدم ثبت معامله پیش فروش ساختمان
19
نشست های قضایی شماره 1398-6042 - مورخ 1397/05/04
بطلان قراردادهای بانکی موسسات مالی غیرمجاز
20
نشست های قضایی شماره 1398-6658 - مورخ 1397/07/12
وضعیت صحت انجام معاملات متعدد به قصد عدم پرداخت ثمن
21
نشست های قضایی شماره - مورخ 1392/07/13
احراز صحت و اصالت سند بیع
22
نشست های قضایی شماره 1400-8460 - مورخ 1399/06/11
بررسی اعتبار قانونی قرارداد پیش فروش سرقفلی قبل از احداث محل کسب و پیشه
23
نشست های قضایی شماره 1400-8627 - مورخ 1397/09/20
صلاحیت داوری در فرض بطلان اصل قرارداد
24
نشست های قضایی شماره - مورخ 1399/05/02
بررسی نفوذ توافق حق سلب ادعای زیان دیده علیه شرکت بیمه گر
25
نشست های قضایی شماره - مورخ 1398/06/17
بررسی وصف کیفری یا حقوقی عدم پرداخت ثمن مبیع
26
نشست های قضایی شماره 1400-7814 - مورخ 1397/10/12
ابطال قرار داد در صورت مشخص شدن تغییر کاربری زمین مسکونی
27
نشست های قضایی شماره - مورخ 1389/07/26
معامله ای که به دلیل اشتباه درموضوع معامله مورد قصد ورضای طرفین نبوده
28
نشست های قضایی شماره - مورخ 1386/01/28
ضمانت اجرای معامله به قصد فرار از دینی که به صورت واقعی است
29
نشست های قضایی شماره - مورخ 1396/02/14
قرار دادن سهم الارث قبل از فوت مورث توسط وارث به عنوان ثمن معامله
30
نشست های قضایی شماره - مورخ 1385/09/26
اعتبار صلح نامه در صورت صغیر بودن متصالح
31
نشست های قضایی شماره 1400-7865 - مورخ 1398/01/29
صحت یا بطلان عقد نکاح بدون رعایت تشریفات قانونی
32
نشست های قضایی شماره 1400-8540 - مورخ 1398/04/24
ضمانت اجرای سلب حق تا زمان معین در قراردادها
33
نشست های قضایی شماره 1399-6948 - مورخ 1397/12/23
وعده مجرمانه و مسئولیت کیفری و حقوقی مرتبط با آن
ماده 190 قانون مدنی

ماده 190 ق م

ماده 190 ق م

ماده 190 ق.م

ماده 190 ق.م

ماده 190 مدنی

ماده 190 مدنی

ماده 190 ق مدنی

ماده 190 ق مدنی

ماده ۱۹۰ قانون مدنی

ماده ۱۹۰ ق م

ماده ۱۹۰ ق.م

ماده ۱۹۰ مدنی

ماده ۱۹۰ ق مدنی

متن کامل ماده ۱۹۰ قانون مدنی. ماده ۱۹۰ ق م ماده ۱۹۰ ق.م ماده ۱۹۰ مدنی ماده ۱۹۰ ق مدنی

ماده 190 قانون مدنی

ماده 190 ق م

ماده 190 ق.م

ماده 190 مدنی

ماده 190 ق مدنی

متن کامل ماده 190 قانون مدنی. ماده 190 ق م ماده 190 ق.م ماده 190 مدنی ماده 190 ق مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM