در تاریخ 1392/1/18 آقای م. ف. به وکالت از م.ر. الف. علیه ع.الف. ب. اقامه دعوی و درخواست رسیدگی و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم
سند رسمی انتقال یک قطعه زمین به مساحت 246 متر مربع از پلاک ثبتی 189/9 واقع در بخش یک شاهرود مقوم به مبلغ 50/100/000 ریال به انضمام خسارات قانونی کرده است در تشریح ادعای خود توضیح داده خواهان طبق مبایعه نامه ی مورخ 1391/8/14 قطعه زمین مزبور را خریده و ثمن را پرداخته است ولی خوانده از تنظیم سند انتقال امتناع می کند درخواست رسیدگی می شود برای اثبات ادعای خود به تصویر مبایعه نامه مرقوم و عنداللزوم به شهادت شهود استناد کرده است رسیدگی به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهرود ارجاع گردیده است وضعیت ثبتی ملک استعلام شده است پاسخ واصله (برگ 11) حاکی از مالکیت خوانده بر پلاک مورد ادعاست. آقایان س. م. و م.ر. ک. به وکالت از ع.الف. ب. وارد دعوی شده اند و دادگاه در تاریخ 1392/2/7 تشکیل جلسه داده است وکلای خوانده دادخواست تقابل بخواسته فسخ مبایعه نامه مورخ 1391/8/14 به لحاظ
خیار غبن فاحش مقوم به مبلغ 50/000/100 ریال با خسارات قانونی تقدیم و توضیح داده اند که پس از
انعقاد قرارداد فروش موکل اوایل دی ماه سال گذشته مطلع می گردد ملک در زمان
انعقاد قرارداد پنج میلیارد ریال قیمت داشته و مغبون شده است با مراجعه به خواهان در حضور شهود فسخ آن را اعلام می کند ولی ملاحظه می شود که دادخواست الزام به تنظیم سند طرح شده است به استناد جلب نظر کارشناس و استماع شهادت شهود درخواست رسیدگی و صدور حکم به
فسخ قرارداد می شود وکلای طرفین در جلسه پس از ابلاغ دادخواست تقابل درخواست رسیدگی کرده اند. وکیل خواهان اظهار داشته دعوی به شرح دادخواست است در دفاع و رد دعوی تقابل باید توجه داشت که عقد بیع از عقود لازمه است فسخ و
اقاله باید با دلیل باشد که ارایه نشده است فقط به شهادت شهود استناد گردیده که هویت آنان قید نگردیده است با فرض اطلاع خوانده از غبن در اوایل دی ماه سال 1391 هیچ گونه اقدامی نکرده است لذا ادای قابل پذیرش نیست درخواست رد دعوی تقابل را کرده است وکیل خوانده پاسخ داده که با توجه به
فسخ قرارداد الزام به تنظیم سند سالبه به انتفای موضوع است. در مورد دعوی تقابل موکل پس از اطلاع از ارزش بیشتر ملک در حضور موکل فسخ آن را به خواهان اعلام نموده است و توافق می شود تا ثمن پرداختی مسترد گردد و مورد قبول ایشان واقع شده است و ایراد همکارم بر عدم اقدام وارد نیست. درخواست ارجاع به کارشناسی می شود و م. ـ ع. ـ ع. ب. ـ ف. ع. ـ ع. ی. به عنوان شهود معرفی می شوند درخواست استماع شهادت آنان می شود. دادگاه در تاریخ 1392/5/20 تشکیل جلسه داده و از دو نفر از ع. و م. م. ی برادر و پدر خوانده تحقیق کرده است. حاصل اظهارات شهود این است که خواهان اصلی به منزل پدر خوانده آمده و گفته که من به ملک شما نظری ندارم پول مرا بدهید بروم خوانده مهلت خواسته است فروشنده بیان داشته اگر پول مرا بدهید
قولنامه را مسترد می کنم. ع. اضافه کرده که معامله ی واقع نشده بلکه
قولنامه برابر ضمانت پول نوشته شده است. و قرار بود مهلت تمام شود پول برگردانده شود زمان مراجعه خواهان پس از مهلت دو ماهه بود و حیاط برای تضمین معامله بوده است. وکیل خوانده اظهار داشته شهود گواهی دادند که آقای الف. بیان داشته مبلغ پرداختی را مسترد نمایید تا مبایعه نامه به شما برگردانده شود و به اعلام فسخ و تضرر موکل شهادت داده اند. علت حضور خریدار در منزل قبول فسخ و دریافت ثمن معامله بوده و آن دلالت بر فسخ دارد و مکالمات طرفین هم ضبط شده سی دی آن تقدیم خواهد شد. وکیل خواهان پاسخ داده است شهود هیچ کدام به صراحت به فسخ مبایعه نامه شهادت نداده اند بلکه گفته اند که موکل گفته پول ما را بده و با توجه به لازم بودن عقد فسخ یک طرفه امکان ندارد
اقاله یک عمل حقوقی دوطرفه است که محقق نیست
خیار غبن فوری است اگر مدعی است که اوایل دی ماه از خود ضرر مطلع شده باید فورا اعلام می کرد که اقدامی نکرده درخواست رد دعوی تقابل می شود. دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه ی فرجام خواسته با استدلال به اینکه در ماده 6
قرارداد و بند 6 ـ 6 ذکر شده کلیه خیارات ازجمله
خیار غبن.. . با اقرار طرفین ساقط گردید با فرض اسقاط تمسک مجدد به آن فاقد وجاهت قانونی است دعوی تقابل را وارد ندانسته و به استناد مواد 448 و 457 قانون.. . حکم به بطلان آن صادر و دعوی اصلی را وارد تشخیص و حکم به الزام خوانده به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و تنظیم
سند رسمی انتقال یک قطعه زمین به مساحت 246 مترمربع از پلاک ثبتی 189/9 بخش یک شاهرود با احتساب هزینه دادرسی و حق الوکاله صادره نموده است. پس از ابلاغ و انقضاء موعد تجدیدنظرخواهی از رای صادره فرجام خواهی به عمل آمده است. و خلاصه اعتراضات فرجامی بدین شرح است: آنچه که در
قرارداد آمده غبن است ادعای موکل غبن فاحش است. و آن عنوان حقوقی جداگانه است. لذا درخواست رسیدگی و نقض رای صادره می شود وکیل فرجام خوانده پاسخ داده که رای صادره مطابق قوانین و فرجام خواهی برای اطاله دادرسی است. خیارات قانونا قابل اسقاط هستند و اسقاط هم شده است. دیگر نمی توان به آن تکیه کرد طرح مسیله غبن فاحش هم فعلا ادعای جدید است. چون در جلسات قبل رسیدگی مطرح نشده است بلکه تنها اثبات غبن بوده است. ادعای جدید در این مرحله مسموع نیست. دادگاه باید طبق قوانین رسیدگی کند لذا درخواست رد فرجام خواهی و ابرام دادنامه ی صادره می شود. سپس پرونده به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است لوایح طرفین در جلسه شور قرایت می شود. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: