رای قضایی شماره 9309970909100270

رای قضایی شماره 9309970909100270

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909100270


شماره دادنامه قطعی:
9309970909100270

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/10/08

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
دایره شمول شرط اسقاط خیار غبن - اثر معاوضی بودن عقد بیع

پیام رای:
1-در صورتی که اسقاط خیار غبن در قرارداد بدون قید فاحش یا افحش صورت گرفته باشد صرفا به اسقاط خیار غبن ساده تسری پیدا کرده و مراتب بالاتر غبن را در بر نمی گیرد. بنابراین مغبون از قرارداد همچنان حق فسخ به موجب حدوث غبن فاحش یا افحش را دارد. 2-با توجه به معاوضی بودن عقد بیع در هر مورد که حکم الزام به تنظیم سند انتقال مبیع صادر می شود باید تکلیف عوض و معوض توامان مشخص شود. مسکوت ماندن این امر در رای دادگاه از موجبات نقض آن در مرحله فرجام است.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1392/1/18 آقای م. ف. به وکالت از م.ر. الف. علیه ع.الف. ب. اقامه دعوی و درخواست رسیدگی و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم سند رسمی انتقال یک قطعه زمین به مساحت 246 متر مربع از پلاک ثبتی 189/9 واقع در بخش یک شاهرود مقوم به مبلغ 50/100/000 ریال به انضمام خسارات قانونی کرده است در تشریح ادعای خود توضیح داده خواهان طبق مبایعه نامه ی مورخ 1391/8/14 قطعه زمین مزبور را خریده و ثمن را پرداخته است ولی خوانده از تنظیم سند انتقال امتناع می کند درخواست رسیدگی می شود برای اثبات ادعای خود به تصویر مبایعه نامه مرقوم و عنداللزوم به شهادت شهود استناد کرده است رسیدگی به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شاهرود ارجاع گردیده است وضعیت ثبتی ملک استعلام شده است پاسخ واصله (برگ 11) حاکی از مالکیت خوانده بر پلاک مورد ادعاست. آقایان س. م. و م.ر. ک. به وکالت از ع.الف. ب. وارد دعوی شده اند و دادگاه در تاریخ 1392/2/7 تشکیل جلسه داده است وکلای خوانده دادخواست تقابل بخواسته فسخ مبایعه نامه مورخ 1391/8/14 به لحاظ خیار غبن فاحش مقوم به مبلغ 50/000/100 ریال با خسارات قانونی تقدیم و توضیح داده اند که پس از انعقاد قرارداد فروش موکل اوایل دی ماه سال گذشته مطلع می گردد ملک در زمان انعقاد قرارداد پنج میلیارد ریال قیمت داشته و مغبون شده است با مراجعه به خواهان در حضور شهود فسخ آن را اعلام می کند ولی ملاحظه می شود که دادخواست الزام به تنظیم سند طرح شده است به استناد جلب نظر کارشناس و استماع شهادت شهود درخواست رسیدگی و صدور حکم به فسخ قرارداد می شود وکلای طرفین در جلسه پس از ابلاغ دادخواست تقابل درخواست رسیدگی کرده اند. وکیل خواهان اظهار داشته دعوی به شرح دادخواست است در دفاع و رد دعوی تقابل باید توجه داشت که عقد بیع از عقود لازمه است فسخ و اقاله باید با دلیل باشد که ارایه نشده است فقط به شهادت شهود استناد گردیده که هویت آنان قید نگردیده است با فرض اطلاع خوانده از غبن در اوایل دی ماه سال 1391 هیچ گونه اقدامی نکرده است لذا ادای قابل پذیرش نیست درخواست رد دعوی تقابل را کرده است وکیل خوانده پاسخ داده که با توجه به فسخ قرارداد الزام به تنظیم سند سالبه به انتفای موضوع است. در مورد دعوی تقابل موکل پس از اطلاع از ارزش بیشتر ملک در حضور موکل فسخ آن را به خواهان اعلام نموده است و توافق می شود تا ثمن پرداختی مسترد گردد و مورد قبول ایشان واقع شده است و ایراد همکارم بر عدم اقدام وارد نیست. درخواست ارجاع به کارشناسی می شود و م. ـ ع. ـ ع. ب. ـ ف. ع. ـ ع. ی. به عنوان شهود معرفی می شوند درخواست استماع شهادت آنان می شود. دادگاه در تاریخ 1392/5/20 تشکیل جلسه داده و از دو نفر از ع. و م. م. ی برادر و پدر خوانده تحقیق کرده است. حاصل اظهارات شهود این است که خواهان اصلی به منزل پدر خوانده آمده و گفته که من به ملک شما نظری ندارم پول مرا بدهید بروم خوانده مهلت خواسته است فروشنده بیان داشته اگر پول مرا بدهید قولنامه را مسترد می کنم. ع. اضافه کرده که معامله ی واقع نشده بلکه قولنامه برابر ضمانت پول نوشته شده است. و قرار بود مهلت تمام شود پول برگردانده شود زمان مراجعه خواهان پس از مهلت دو ماهه بود و حیاط برای تضمین معامله بوده است. وکیل خوانده اظهار داشته شهود گواهی دادند که آقای الف. بیان داشته مبلغ پرداختی را مسترد نمایید تا مبایعه نامه به شما برگردانده شود و به اعلام فسخ و تضرر موکل شهادت داده اند. علت حضور خریدار در منزل قبول فسخ و دریافت ثمن معامله بوده و آن دلالت بر فسخ دارد و مکالمات طرفین هم ضبط شده سی دی آن تقدیم خواهد شد. وکیل خواهان پاسخ داده است شهود هیچ کدام به صراحت به فسخ مبایعه نامه شهادت نداده اند بلکه گفته اند که موکل گفته پول ما را بده و با توجه به لازم بودن عقد فسخ یک طرفه امکان ندارد اقاله یک عمل حقوقی دوطرفه است که محقق نیست خیار غبن فوری است اگر مدعی است که اوایل دی ماه از خود ضرر مطلع شده باید فورا اعلام می کرد که اقدامی نکرده درخواست رد دعوی تقابل می شود. دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه ی فرجام خواسته با استدلال به اینکه در ماده 6 قرارداد و بند 6 ـ 6 ذکر شده کلیه خیارات ازجمله خیار غبن.. . با اقرار طرفین ساقط گردید با فرض اسقاط تمسک مجدد به آن فاقد وجاهت قانونی است دعوی تقابل را وارد ندانسته و به استناد مواد 448 و 457 قانون.. . حکم به بطلان آن صادر و دعوی اصلی را وارد تشخیص و حکم به الزام خوانده به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی و تنظیم سند رسمی انتقال یک قطعه زمین به مساحت 246 مترمربع از پلاک ثبتی 189/9 بخش یک شاهرود با احتساب هزینه دادرسی و حق الوکاله صادره نموده است. پس از ابلاغ و انقضاء موعد تجدیدنظرخواهی از رای صادره فرجام خواهی به عمل آمده است. و خلاصه اعتراضات فرجامی بدین شرح است: آنچه که در قرارداد آمده غبن است ادعای موکل غبن فاحش است. و آن عنوان حقوقی جداگانه است. لذا درخواست رسیدگی و نقض رای صادره می شود وکیل فرجام خوانده پاسخ داده که رای صادره مطابق قوانین و فرجام خواهی برای اطاله دادرسی است. خیارات قانونا قابل اسقاط هستند و اسقاط هم شده است. دیگر نمی توان به آن تکیه کرد طرح مسیله غبن فاحش هم فعلا ادعای جدید است. چون در جلسات قبل رسیدگی مطرح نشده است بلکه تنها اثبات غبن بوده است. ادعای جدید در این مرحله مسموع نیست. دادگاه باید طبق قوانین رسیدگی کند لذا درخواست رد فرجام خواهی و ابرام دادنامه ی صادره می شود. سپس پرونده به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است لوایح طرفین در جلسه شور قرایت می شود. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
ادعای فسخ فرجام خواه به نحوی که در دادخواست دعوی تقابل مطرح و در جلسات رسیدگی تکرار نموده است فسخ قرارداد به لحاظ غبن فاحش است حسب موازین فقهی و قوانین موضوعه مواد 417 و 416 قانون مدنی غبن در معاملات دارای مراتب است که ازجمله غبن فاحش و افحش است. اسقاط غبن ساده در قرار داد در صورت عدم ذکر به غبن فاحش تسری پیدا نمی کند. استدلال دادگاه بدوی در رد دعوی تقابل مبتنی بر اسقاط خیار غبن در قرارداد است لذا اولا ـ دادگاه باید به سبب ادعای فرجام خواه و ادله آن به نحو صحیح و قانونی رسیدگی و اظهارنظر قضایی کند. ثانیا ـ در هر مورد که حکم به الزام به تنظیم سند انتقال مبیع صادر می شود با توجه به معاوضی بودن عقد بیع باید تکلیف عوض و معوض توامان مشخص شود محکمه با وجود اینکه حکم به تنظیم سند انتقال مبیع را صادر کرده است. لیکن در مورد ثمن موضوع مسکوت مانده است. علی هذا دادنامه ی صادره بجهات یاد شده مخدوش و رسیدگی ناقص است مستندا به مراتب فوق الذکر و بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه ی فرجام خواسته نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد 401 و 405 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادر کننده رای یا شعبه قایم مقام قانونی آن تفویض می گردد.
رییس و مستشار شعبه 3 دیوان عالی کشور
حسن غفارپور - رسول شاملو

قاضی:
رسول شاملو , حسن غفار پور

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 417 - غبن در صورتی فاحش است که عرفا قابل مسامحه نباشد.

مشاهده ماده 417 قانون مدنی

ماده 416 - هر یک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن می تواند معامله را فسخ کند.

مشاهده ماده 416 قانون مدنی

ماده 396 - پس از اقدام طبق مقررات مواد فوق شعبه رسیدگی کننده طبق نظر اکثریت در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید اگر رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادرکننده اعاده می نماید والا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM