رای قضایی شماره 9309970925700044

رای قضایی شماره 9309970925700044

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970925700044


شماره دادنامه قطعی:
9309970925700044

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/09/26

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
درخواست بطلان نکاح به علت تدلیس

پیام رای:
دعوای بطلان نکاح به دلیل تدلیس قابل استماع نیست زیرا تدلیس موجب بطلان نکاح نمی شود. همچنین صدور حکم فسخ نکاح در دعوای بطلان نیز صحیح نیست زیرا خارج از خواسته خواهان است.

رای خلاصه جریان پرونده
به حکایت پرونده آقای غ.پ. به طرفیت خانم ز.ج. تقاضای صدور حکم بر بطلان عقد ازدواج به دلیل عیوب موجود در خوانده به شرح دادخواست تقدیم و نوشته است به مـوجب سند نکاحیه در تاریخ 26/3/90 مـبادرت به عقد ازدواج نـموده که قبل از عقد هیچگونه صحبتی از اعتـیاد نامبرده مطـرح نشده و خانواده اش سعی در مخفی نگهـداشتن این مهم نمودند. از طرفی خوانده دارای نامــزده بوده که ایـن مهم را نیز پنهان نموده اند. از طرفی نامبرده فردی دزد و دست کج بوده که به کرات به بنده ثابت شده است. چون از دادن آزمایش اعتیاد و پرده بکارت امتناع می کند. چون با حیثیت خانوادگی من بازی شده است تقاضای بطلان عقد ازدواج را دارم. پرونده به شعبه دوم دادگاه خانواده زابل ارجاع گردیده است. در وقت مقرر 21/1/91 جلسه تشکیل و طرفین حضور دارند. خواهان به شرح دادخواست تقاضای خود را تقدیم و می گوید در شرایط عقد هستم و هنوز زندگی مشترک آغاز نکرده ایم. قبل از ازدواج پرسیدم معتاد است؟ خانواده اش گفتند کم خونی دارد. 600 عدد سکه مهریه تعیین کردیم الان متوجه شدم مشکل عصبی دارد. خوانده می گوید من اعتیاد ندارم و حاضر هستم برای اعتیاد و بکارت آزمایش بدهم. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر می نماید و خوانده را به آزمایشگاه معرفی می کند. در تاریخ 4/4/91 مجددا طرفین حضور دارند دادگاه طرفین را برای آزمایش به پزشکی قانونی معرفی می کند. زوج به دادگاه نوشته است: «زوجه حاضر نشده به همراه من به آزمایشگاه و مطب دکتر بیاید. خودش جداگانه رفته است.»; در تاریخ 2/7/91 جلسه دادگاه تشکیل و خواهان اظهارات خود را مجددا تکرار می کند. دادگاه در وقت فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رای می نماید. به موجب رای شماره 201120 - 16/7/91 در خصوص دعوی غ.پ. به طرفیت ز.ج. به خواسته فسخ نکاح بدین توضیح که زوج می گوید به شرط عدم وجود اعتیاد و دوشیزه بودن با ایشان ازدواج کرده ام. علیرغم گذشت سه ماه زوجه مراجعه به دادگاه جهت ارایه پاسخ و نظریه پزشک نداشته است عملا ادعای خواهان را تایید کرده است و نظر به اینکه عقد نکاح متبانیا و به صورت ضمنی از ناحیه خواهان به شرط صفت خاص منعقد شده است لذا دادگاه دعوی خواهان را محمول به صحت تشخیص داده و مستند به مواد 1128 و 1101 قانون مدنی حکم به تایید فسخ نکاح از ناحیه زوج صادرمی گردد. خانم ز.ج. به این رای اعتراض می کند و پرونده بعد از تبادل لوایح به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع می گردد. دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت می کند. در تاریخ 28/2/92 در وقت مقرر طرفین حضور دارند. تجدیدنظرخواه می گوید: «شوهرم به من تهمت زده که من دختر نیستم و گفته من قرص اعصاب مصرف می کنم. مدت سه سال است که مرا رها کرده درحالی که من باکره هستم حاضرم مرا به پزشک معرفی کنید.»; دادگاه تجدیدنظرخواه را به پزشکی قانونی معرفی می نماید. دادگاه در وقت مقرر به موجب رای شماره 400786 - 29/7/92 اعلام می کند: «تجدیدنظرخواهی خانم ز.ج. به طرفیت آقای غ.پ. نسبت به دادنامه 201120 - 16/7/91 صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی زابل که به موجب آن حکم به فسخ نکاح زوجین صادر شده است با توجه به اینکه خواسته خواهان برابر دادخواست تقدیمی حکم به بطلان عقد ازدواج رسمی به دلیل عیوب موجود در تجدیدنظرخواه بوده است و توضیح داده که همسر معتاد می باشد و قبل از عقد به وی اطلاع نداده و حاضر نشده جهت آزمایش پرده بکارت به پزشکی قانونی برود و از این جهت درخواست بطلان عقد ازدواج را دارد دادگاه بدوی بدون توجه به خواسته خواهان حکم به فسخ ازدواج صادر نموده است. لذا چون عقد صحیحا واقع گردیده و ادعای بطلان آن با هیچ یک از موازین قانونی منطبق نمی باشد بنابراین تجدیدنظرخواهی وارد مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای صادره مستندا به ماده 1062 و 1102 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی بلحاظ اینکه نکاح صحیحا واقع گردیده حکم به بی حقی خواهان بدوی صادر می گردد. آقای غ.پ. از این رای فرجام خواهی نموده و در لایحه خود آورده است من در دادخواست بدوی تقدیمی به دادگاه تقاضای فسخ نکاح به دلیل اعتیاد و دوشیزه نبودن همسرم داده ام و پس از اثبات ادعای من حکم به فسخ نکاح صادر شده است. من تقاضای بطلان عقد ازدواج ننموده ام ولی قاضی محترم خواسته مرا بطلان ازدواج برداشت نموده است. تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را دارم. فرجام خوانده نیز همان اظهارات سابق خود را در مورد عدم اعتیاد به مواد مخدر و باکره بودن مجددا تکرار نموده است. پرونده بعد از جری تشریفات قانونی به شعبه 42 دیوان عالی کشور ارجاع و گزارش تهیه و اینک تحت نظر قرار دارد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای خان بیگی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «با توجه به قید کلمه دوشیزه در رونوشت سند نکاحیه و عدم ارایه گواهی پزشکی دال بر باکره بودن زوجه لذا به نظر می رسد دادنامه فرجام خواسته مواجه با اشکال است تقاضای نقض آن را دارم.»; درخصوص دادنامه شماره 400786 - 29/7/92 شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی آقای غ.پ. فرزند غ. متولد 1349 به طرفیت خانم ز.ج. فرزند ح. متولد 1358 نسبت به دادنامه شماره 400786 - 29/7/92 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان که به موجب آن دادنامه شماره 201120 - 16/7/91 شعبه دوم دادگاه حقوقی زابل نقض گردیده و خواسته فرجام خواه به عنوان خواهان بدوی مبنی بر بطلان عقد ازدواج رسمی مردود اعلام شده است. باتوجه به محتویات پرونده و نظر به دادخواست تقدیمی خواهان تصمیم دادگاه تجدیدنظر مطابق موازین و مقررات قانونی بوده و دادگاه بدوی خارج از خواسته خواهان اظهارنظر و رای صادر نموده است. لذا ضمن رد فرجام خواهی مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام می نماید.
رییس شعبه 42 دیوان عالی کشور - عضومعاون
علیزاده- خان بیگی

قاضی:
علیزاده , خان بیگی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1128 - هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانیا بر آن واقع شده باشد.

مشاهده ماده 1128 قانون مدنی

ماده 1101 - هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.

مشاهده ماده 1101 قانون مدنی

ماده 1062 - نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید.

مشاهده ماده 1062 قانون مدنی

ماده 1102 - همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.

مشاهده ماده 1102 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 370 - شعبه رسیدگی کننده پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید. چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید و الا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM