رای قضایی شماره 9309970907800391

رای قضایی شماره 9309970907800391

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970907800391


شماره دادنامه قطعی:
9309970907800391

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/09/19

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مرجع صالح در دعوای اعتراض به آراء هیات های مستشاری دیوان محاسبات

پیام رای:
آراء صادره از سوی هیات های مستشاری دیوان محاسبات کشور در هیات های تجدیدنظر این دیوان قابل تجدیدنظر بوده و ورود محاکم دادگستری به موضوعات داخل در صلاحیت دیوان محاسبات فاقد محمل قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده
بانک ت. شعبه.. . آبادان با وکالت خانم ش.م. دادخواستی به طرفیت ش.ب. به خواسته محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 661403501 ریال با احتساب کلیه خسارات قانونی و.. .. تقدیم محاکم عمومی آبادان نموده و توضیح داده: «نظر باینکه به موجب رای شماره 425/29 مورخ 22/6/84 دیوان محاسبات آقای ش.ب. محکوم به پرداخت مبلغ 661403501 ریال خسارت گردید و بموجب همان رای مسیولین بانک موظف گردیدند مبلغ محکوم به را از محل موجودی حساب های محکوم علیه برداشت و به حساب بانک واریز نمایند و در صورتی که حساب های بانکی مشارالیه فاقد موجودی کافی باشد تادیه مبلغ محکومیت به تناسب میزان صدور چک های بانکی فاقد موجودی کافی در دوره تصدی خواندگان به عهده آنان خواهد بود که در این راستا خوانده محترم با علم به محکومیت خویش حساب های بانکی خود را خالی از پرداخت محکوم به امتناع نموده و علی رغم مدیون بودن ایشان به مبلغ مذکور و ایجاد حق مراجعه بانک به محکوم علیه به بهانه های واهی از پرداخت خودداری می نماید لذا بنا به مراتب معروضه و با عنایت به اینکه طبق رای مورد استناد محکوم علیه واقعی خوانده محترم می باشد محکومیت وی را به پرداخت مبلغ محکوم به به انضمام کلیه خسارات وارده از جمله هزینه دادرسی حق الوکاله وکیل و بدوا صدور قرار تامین خواسته مورد استدعاست.»; شعبه 4 دادگاه عمومی با صدور دستور تعیین وقت دادگاه در وقت مقرر با حضور وکیل خواهان تشکیل و از وکیل خوانده لایحه ای تقدیم که ثبت دادگاه شده است. وکیل خواهان خواسته را طبق دادخواست اعلام و دادگاه با توجه به تقدیم دادخواست وارد ثالث و لزوم رسیدگی توام قرار رسیدگی توام صادر و دادخواست وارد ثالث حکایت از این دارد که آقایان 1-ر.خ. 2-ج.ع. 3-ع.م. دادخواست وارد ثالث به طرفیت ش.ب. تقدیم و توضیح داده اند: «نظر به اینکه به موجب رای شماره 425/29 مورخ 22/6/84 دیوان محاسبات آقای ش.ب. محکوم به پرداخت مبلغ 661403501 ریال خسارت گردید و به موجب همان رای مسیولین بانک موظف گردیدند مبلغ محکوم به را از محل موجودی حساب های محکوم علیه برداشت و به حساب بانک واریز نمایند و در صورتی که حساب های بانکی مشارالیه فاقد موجودی باشد تادیه مبلغ محکوم به به تناسب میزان صدور چک های بانکی فاقد موجودی در دوره تصدی اینجانبان خواهد بود که در این راستا خوانده محترم با علم به محکومیت خویش حسابهای بانکی خود را خالی و از پرداخت محکوم به امتناع نموده که این امتناع سبب گردید تا مبلغ محکوم به از حقوق و مزایای اینجانبان به عنوان مسیول گرفته شود. بنا بمراتب فوق و از آنجاییکه اینجانبان مسیول هستیم و نه مدیون و تا این تاریخ تمامی مطالبات بانک از آقای ب. را پرداخت نموده ایم تقاضای رسیدگی و صدور حکم به پرداخت محکوم به مورد استدعاست.»; دادگاه پس از رسیدگی طی دادنامه 000400484 مورخ 6/5/92 و با این استدلال که «با توجه به اینکه خواهان به استناد رای 425/29 مورخ 22/6/84 دیوان محاسبات خود را مستحق مطالبه وجه خسارت تاخیر تادیه بر مبنای چند ساعت تاخیر داشته در حالی که در آن رای و نیز دادخواست خواهان و اظهارات وکیل وی هیچگونه مبنای حقوقی و مستند قانونی بر استحقاق خواهان برای مطالبه وجه ارایه نشده و از طرفی دیگر همان دیوان محاسبات که رای یاد شده را صادر کرده است در رای متفاوت دیگری با همین موضوع و اتفاقا همین شخص خوانده موضوع استحقاق بانک برای مطالبه خسارت تاخیر تادیه را منتفی دانسته و رد کرده است و گفته خسارت تاخیر تادیه برای این چند ساعت قابل مطالبه نیست زیرا برای محاسبه و پرداخت سود تسهیلات و نیز سود سپرده های اشخاص محاسبه سود روزانه است و محاسبه سود ساعتی در هیچیک از مقررات بانکی و پولی کشور قید نشده است بنابراین ادعای خواهان هیچ مستند قانونی ندارد و صرف رای یکی از شعب دیوان محاسبات که آن هم بدون هیچ مبنای قانونی است باعث ایجاد حق برای خواهان نمی شود و بدون شک آنچه نیز بانک از حساب خوانده اصلی بابت همین ادعا کسر و برداشت کرده این کار بانک تصرف در مال غیر بدون مجوز و حرمت شرعی و قانونی بوده است و در خصوص دعوی واردین ثالث که عنوان نموده اند اگر وجه از خوانده اصلی کسر نشود از حقوق ماهیانه خواهان های وارد ثالث کسر می شود نیز با توجه اینکه خواهان به هیچ وجه مستحق مطالبه چنین وجهی نیست چه اینکه بخواهد از خوانده مطالبه کند و چه بخواهد از واردین ثالث؛ بنابراین ادعای واردین ثالث نیز در راستای ادعای بلاوجه خواهان وارد نیست و دادگاه به استناد.. ... حکم به بی حقی خواهان اصلی و واردین ثالث صادر و اعلام می دارد.»; واردین ثالث ظرف مهلت مقرر پس از اتمام مدت تجدیدنظرخواهی و در مهلت مقرر قانونی دادخواست فرجامی تقدیم که پس از سیر تشریفات قانونی دادخواست فرجامی تقدیم و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. دادخواست فرجامی و لایحه وکلای فرجام خوانده به هنگام شور قرایت خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای شمس عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده به اکثریت چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
اوراق و محتویات پرونده حاکی است که خواسته خواهان اصلی پرونده(بانک ت. شعبه.. .) صدور حکم مبنی بر محکومیت خوانده(ش.ب.) به پرداخت 661/403/501 ریال با احتساب کلیه خسارات وارده و بدوا صدور قرار تامین خواسته و هکذا خواسته واردین ثالث(فرجام خواهان) آقایان 1-ر.خ. 2-ج.ع. 3-ع.م. صدور حکم مبنی بر محکومیت خوانده به پرداخت محکوم به موضوع رای شماره 425/29 مورخه 22/6/84 شعبه سوم هیات مستشاری دیوان محاسبات کشور بوده دادگاه محترم برخلاف قواعد آمره آیین دادرسی مدنی و بدون توجه به اصل خواسته با ورود به ماهیت رای شعبه مذکور و خلل بر مبانی آن مبادرت به صدور حکم نموده است. شایان ذکر است آراء هیات های مستشاری دیوان محاسبات کشور صرفا از طریق محکمه یاد شده در تبصره 1 ماده 28 قانون دیوان محاسبات کشور قابل تجدیدنظرخواهی و نقض است. ورود محاکم دادگستری در قضیه مانحن فیه وجاهت قانونی ندارد؛ بنا به مراتب دادنامه فرجام خواسته به شماره 400484 مورخه 6/5/92 صادره از شعبه چهارم دادگاه عمومی حقوقی آبادان واجد اشکال و مخدوش است. در نتیجه با اختیار حاصله از بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و مستندا به بند ج ماده 401 قانون پیش گفته جهت تجدید رسیدگی به شعبه هم عرض ارجاع می شود.
مستشار شعبه 18 دیوان عالی کشور - عضو معاون
شمس - عمرانی

قاضی:
علی شمس , عمرانی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 371 - در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد: 1 - دادگاه صادر کننده رای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد. 2 - رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود. 3 - عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد. 4 - آرای مغایر با یکدیگر بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد. 5 - تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.

مشاهده ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM