رای قضایی شماره 9309970220101202

رای قضایی شماره 9309970220101202

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220101202


شماره دادنامه قطعی:
9309970220101202

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/09/12

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
دعوای الزام به اخذصورت مجلس تفکیکی و پایان کار بدون الزام به تنظیم سند رسمی

پیام رای:
دعاوی الزام به تنظیم سند رسمی و تهیه صورت مجلس تفکیکی و پایان کار دو دعوی مستقل نیستند؛ بلکه دعوی الزام به تنظیم سند رسمی یک دعوی اصلی و دعوی اخذ صورت مجلس تفکیکی و پایان کار مقدمه آن است که هر دو دعوی باید با هم طرح شود؛ چون اگر دعوی مقدمه ای بدون طرح دعوی اصلی مطرح شود ممکن است بعدها دادگاه نتواند آن را با دعوی اصلی یعنی تنظیم سند رسمی جمع نماید. بنابراین دعوی مقدمه ای به تنهایی مورد پذیرش واقع نمی شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوای آقای ط.خ. با وکالت آقایان ع.ک. و... علیه 1- خانم س.الف. 2 و... 4- دادسرای ناحیه 25 (اداره سرپرستی)و... مبنی بر 1- الزام خواندگان ردیف 1 تا 3 به اخذ پایان کار و صورت مجلس تفکیکی یک دستگاه آپارتمان اداری واقع در طبقه دوم ضلع جنوب شرقی جزء پلاک ثبتی.. . بخش 11 تهران به انضمام 3 باب پارگینگ و همچنین الزام ایشان به رفع موانع تنظیم سند رسمی آپارتمان و پارکینگ های مذکور با احتساب خسارات قانونی بر این مبنی که خواهان مدعی است به موجب قرارداد عادی موصوف به قولنامه شش دانگ یک دستگاه آپارتمان اداری واقع در طبقه سوم ضلع جنوب شرقی جزء پلاک ثبتی.. . بخش.. . تهران به مساحت 186 مترمربع را از شخصی به نام ش.ب. خریداری نموده اند؛ اما ایشان به تنظیم سند به عنوان یکی از تعهدات قراردادی خود اقدام ننموده(البته به ادعای خواهان در مورخ 1389/6/22 فوت شده است) و پس از فوت ایشان طلبکاران نامبرده(خواندگان ردیف 5 تا 9) اقدام به توقیف ملک نموده اند و حال خواستار رفع توقیف از بازداشت های مزبور هستند. نظر به اینکه گذشته از صحت و سقم ادعای خواهان محترم دعوی مطروحه به جهات ذیل دارای ایراد است: یکم: اخذ پایان کار وصورت مجلس تفکیکی تقریبا به طور قاطع در رویه قضایی کنونی به عنوان مقدمه واجب دعوی الزام به تنظیم سند رسمی شناخته می شود و تشخص یک دعوی مستقل را ندارد. از این رو بی راه نیست که اگر استنباط کنیم استماع آن(بدون دعوی اصلی و الزام به تنظیم سند رسمی) دشوار است و تجزیه یک دعوی به اصل لزوم مقدمه واجب در واقع باعث می شود دادگاه از ارزیابی واقعی دعوی اصلی باز بماند. چراکه ما بر این عقیده ایم که الزام به تنظیم سند رسمی و تهیه صورت مجلس تفکیکی و پایان کار نه دو دعوی مستقل بلکه یک دعوی و مقدمات آن است. پس اگر دادگاه بخش مقدمه را در حالکیه هنوز اصل دعوی مطرح نشده موضوع قضاوت قرار دهد ممکن است بعدها نتواند آن را با دعوی اصلی یعنی تنظیم سند رسمی جمع نماید. پس تجزیه این امر بسیط از سوی دادگاه پذیرفته نمی شود. دوم: مطابق پاسخ استعلام ثبتی برخی بازداشت ها در واقع مربوط به اجراییه ثبتی و آثار توقیفی آن است. چگونه می توان در حالکیه ملکی از سوی یک ذیفنع در جریان فرآیند اجرایی سند لازم الاجرا قرار دارد را بدون درنظر گرفتن اجراییه و بدون تعرض به آن از بازداشت خارج کرد؟ پس در اینجا نیز خواهان محترم به فرض اینکه برای خود حقی قایل است باید ابتدا در خصوص بی اثر کردن و ابطال اجراییه ها اقدام نماید و نتیجه طی آن رفع بازداشت از ملک خواهد بود. پس در اینجا نیز شیوه صحیحی برای رفع بازداشت از ملک (بر فرض ثبوت حقی سابق بر اجراییه ثبتی برای خواهان) برگزیده نشده است. سوم: مطابق پاسخ استعلام ثبتی ملک در رهن بانک قرار دارد و اتفاقا یکی از مهمترین موانع تنظیم سند رسمی همین در رهن بودن است. بنا به خصوصیت عمل حقوقی رهن که دو جانبه است ذکر الزام خوانده به فک رهن و قرار دادن بانک مرتهن در بین خواندگان ضروری است. اگر چه خواهان محترم اسنادی دال بر رضایت مرتهن به رفع اثر از رهن در قبال پرداخت مطالبات خود ارایه نموده است اما حقیقت این است که آنچه ملاک و معیار ارزیابی صحت و سقم دعوی از سوی دادگاه است مندرجات دفتر املاک است که در پاسخ استعلام ثبتی منعکس می شود. چهارم: خواهان مدعی شده است که خوانده ردیف سوم اهلیت مخاطب دعوی قرار گرفتن را ندارد و خوانده ردیف نهم را قیم وی معرفی نموده است. این در حالیست که اولا: ایشان دلیل بر قیمومت خوانده ردیف نهم ارایه ننموده اند. ثانیا: بعدها سندی ارایه داده اند که حاکی از قیمومت شخص دیگر به نام آقای ح.ن. است؛ درجمله دعوی علیه این خوانده سوم به درستی طرح نشده است. پنجم: طرح دعوی علیه یکی از نواحی دادسرای تهران نیز مفهوم نیست و با وجود قیم مدعایی مخاطب قرار دادن این نهاد که حتی شناسایی شخصیت حقوقی مستقل از دادسرا عمومی و انقلاب تهران برای آن دشوار می نماید ضرورتی ندارد. در نتیجه دادگاه با استناد به مواد 2 و(بندهای 4و10) 84 و 89 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دعوی نامبرده را صادرمی نماید. این رای حضوری و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ در دادگاه تجدیدنظراستان تهران قابل تجدیدنظرخواهی است.
رییس شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران - رضایی نژاد

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ط.خ. با وکالت آقایان ع.ک. و...از دادنامه شماره 93000336 مورخ 1393/5/28 صادره ازشعبه 36 دادگاه عمومی تهران که متضمن صدور قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته الزام تجدیدنظرخواندگان به اخذ پایان کار و صورت مجلس تفکیکی یک دستگاه آپارتمان اداری واقع در طبقه دوم ضلع جنوب شرقی جزء پلاک ثبتی.. . بخش.. . تهران به انضمام 3 باب پارکینگ و الزام به رفع موانع تنظیم سند رسمی با احتساب خسارات قانونی می باشد وارد و موجه نیست و تقاضای تجدیدنظرخواهی با عنایت به پاسخ استعلام ثبتی بگونه ای نیست که صحت دادنامه تجدیدنظرخواسته رامخدوش نموده و موجب فسخ و بی اعتباری آن گردد و با التفات بر اینکه مطابق ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی هرگونه نقل و انتقال نسبت به مال توقیف شده باطل و بلااثر است بنابراین تجدیدنظرخواهی را در مجموع غیرموجه تشخیص و با رد اعتراض دادنامه معترض عنه را با استناد به ماده 353 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید می نماید. این رای قطعی است.
مستشاران شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تهران
صادقی - حسینی

قاضی:
صادقی , حسینی , رضایی نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 353 - دادگاه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد آن را تایید می کند. در غیر این صورت پس از نقض پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادرکننده قرار عودت می دهد.

مشاهده ماده 353 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 56 ـ هر گونه نقل و انتقال اعم از قطعی و شرطی و رهنی نسبت به مال توقیف شده باطل و بلااثر است.

مشاهده ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM