رای قضایی شماره 9309970907300277

رای قضایی شماره 9309970907300277

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970907300277


شماره دادنامه قطعی:
9309970907300277

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/27

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
اصلاح کیفرخواست توسط نماینده دادستان

پیام رای:
دادگاه مکلف به رسیدگی و تعیین مجازات برای عنوان اتهامی اضافه شده به کیفرخواست توسط نماینده دادستان در جلسه رسیدگی نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
1- در این پرونده ابتدا آقای ی. م. در تاریخ 07 / 03 / 1392 طی شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل اعلام داشته : حسب اظهارات فرزندش به نام م. م. متولد.. .- در تاریخ 06 / 03 / 1392 سه نفر به اسامی : م. -الف و یک نفر دیگر که نام او را نمی داند با یک دستگاه اتومبیل پراید وی را به صحرایی در جاده خلخال برده و دو نفر از آنان با اذیت و آزار و بزور او را مورد تجاوز قرار داده اند. این شکایت با دستور مورخ 07 / 03 / 1393 معاون دادستان به دایره تحقیق نیروی انتظامی ارسال و پس از بازگشت در تاریخ 08 / 03 / 1393 به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای اردبیل ارجاع می گردد. شخص م. م. سپس در اولین اظهارات خود بیان داشته : در تاریخ 06 / 03 / 1392 حدود ساعت : 230 / 20 به اتفاق دوستش به نام ح. س و ص در داخل شهرک.. . قدم می زدیم که سه نفر ناشناس با خودرو پراید ما را تعقیب می کردند و مجبور شدیم برای پناه به منزل ح برویم در آنجا بودم که پدرم در تماس تلفنی خواست به منزل برگردم و من از منزل ح با تصور اینکه آن افراد رفته اند از منزل حامد خارج شده و در مسیر برگشت در خیابان نوبهار شرقی مرا به زور و اکراه و با تهدید چاقو سوار خودرو نموده و به سمت جاده خلخال بروند و در یک جاده خاکی بغل پل پیاده شدیم و مرا با ضرب و شتم و تهدید با چاقو لباسهایم را در آوردند و دو نفر از آنها که یکی راننده خودرو بود و او را.. . صدا می کردند از ناحیه مقعد به من تجاوز نمود و بعد فرد دیگری که صندلی جلو نشسته بود مرا مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار داد و نفر سوم با استفاده از گوشی تلفن همراه از این عمل آنها فیلم برداری می نمود و در آخر مرا به ا... آورده و در جنب.. . پیاده نمودند. در تاریخ 07 / 03 / 1392 ح. س هم که م. م. ابتدا به منزل وی رفته بود به عنوان شاهد اظهار می دارد : در مورخ 06 / 03 / 1392 حدود ساعت : 30 / 20 به همراه دوستم م. م. وص. ک در شهرک سبلان در حال قدم زدن بودیم که م. ف. و دو نفر دیگر به اسامی : ش و الف با خودرو پراید دنبال ما افتادند و از من خواستند تا با آنها جهت شرب خمر به بیرون از شهر برویم که من قبول نکردم و مجبور شدیم به منزل برویم و بعد از گشت چند دقیقه که در منزل بودیم و فکر کردیم که آنها محل را ترک نموده اند م. م. از منزل ما خارج شد و دیگر اطلاعی از او نداشتم. ح. س همچنین بیان داشته : سرنشینان اتومبیل پراید افراد معتاد و سابقه دار می باشند و قبلا از طریق تلفن و حضور در منزل و مغازه برای من ایجاد مزاحمت نموده اند وی با اعلام آدرس م. ف. زمینه شناسایی او و سایر متهمین را فراهم نموده است. حسب گزارش مورخ 01 / 04 / 1392 رییس پلیس امنیت اخلاقی فرماندهی انتظامی استان اردبیل م. ف. در دسترس نبوده و ر. ن ( معروف به.. . ) به لحاظ دیگری در زندان اردبیل بازداشت می باشد. پزشکی قانونی در پاسخ استعلام طی گزارش شماره 26511 مورخ 12 / 03 / 1392 اعلام داشته : حسب معاینه بعمل آمده از م. م. و بررسی تخصصی قوام اسفنگتر حلقه مقعدی شدیدا شل و سوراخ مقعدی کاملا گشاد است و در معاینه دردناک بوده و خراش عمقی در ساعت : 12 حلقه اسفنگتری دارد که بر اثر دخول جسم سخت مانند آلت مردانه در حال نعوظ در طی دو روز اخیر می باشد. در ادامه رسیدگی ر. ن از زندان احضار و توسط نیروی انتظامی جهت شناسایی در بین افراد عادی قرار گرفته و توسط م. م. و ح. س مورد شناسایی واقع شده است. حسب مفاد گزارش مورخ 15 / 04 / 1392 پلیس ح. س مدعی گردیده م. ف. به همراه متهم دیگر به نام.. . در شهرک.. . با یکدستگاه موتورسیکلت هوندای فاقد شماره جلوی مرا گرفته و با در آوردن اسلحه کمری و گذاشتن روی سرم تهدید نمودند که اگر در دادگاه علیه ما شهادت دهی خود و خانواده ات را خواهیم کشت و بلافاصله متواری شدند. بازپرس شعبه هفتم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اردبیل در تاریخ 26 / 05 / 1392 پس از تحقیق از شاکی بشرح قرار شماره / 9209970402600603 مورخ 26 / 05 / 1392 در خصوص شکایت آقای م. م. علیه آقایان : م. ف. ر. ن و ش دایر بر ایراد صدمه عمدی و سوار نمودن با زور به داخل اتومبیل پراید نظر به عدم کفایت ادله اثبات کیفری اتهام انتسابی را محرز و مسلم ندانسته و با استناد به بند « ک »; از ماده / 3 اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب قرار منع تعقیب آنان را صادر نموده است. و در خصوص اتهام دیگر متهمان دایر بر انجام عمل لواط با استناد به تبصره ماده / 4 قانون اخیر الذکر قرار عدم صلاحیت خود و به شایستگی دادگاههای کیفری استان اظهار نظر نموده است. این قرار پس از ابلاغ به طرفین در تاریخ 07 / 06 / 1392 از سوی شاکی مورد اعتراض واقع و دادیار جانشین دادستان اردبیل طی دستور مورخ 07 / 06 / 1392 مقرر می دارد : اعتراض ثبت و به دادگاههای عمومی ( جزایی ) اردبیل ارسال گردد. و این تصمیم توسط مدیر دفتر شعبه 7 بازپرسی انجام گردیده است لیکن سابقه ای از رسیدگی و اظهار نظر توسط دادگاه عمومی ( جزایی ) اردبیل در این خصوص ضمیمه پرونده نمی باشد. پلیس در نامه مورخ 07 / 07 / 1392 اعلام داشته : متهمان 1- ر. ن به اتهام نگهداری مشروب الکلی و م. ف. به اتهام نگهداری مواد مخدر در زندان اردبیل در حال تکمل کیفر می باشند. نامبردگان پس از احضار توسط دادگاه کیفری استان صرفا م. ف. اعزام که پس از تحقیقات قرار بازداشت موقت وی به اتهام لواط به عنف با شاکی صادر می گردد. و حسب اعلام زندان ر. ن در تاریخ 08 / 07 / 1392 آزاد گردیده است. با دستور دستگیری نامبرده و حضور مامورین نیروی انتظامی در مقابل منزل نامبرده از طریق پشت بام اقدام به فرار نموده که با هوشیاری مامورین دستگیر و به دادگاه معرفی می گردد. دادگاه پس انجام تحقیقات در تاریخ 13 / 08 / 1392 پس از تفهیم اتهام لواط با شاکی قرار بازداشت موقت نامبرده را صادر می نماید. 2 - در پرونده دیگر آقای ع.ز طی شکایت مورخ 03 / 08 / 1392 اعلام داشته : فرزندم به نام م.ز. ساعت : 11 شب گذشته پس از خروج از مراسم جشن عید غدیر و در حین بازگشت به منزل قصد گرفتن ماشین داشته که با تصور اینکه یکدستگاه اتومبیل پراید با سه سرنشین قصد مسافرکشی دارد پس از اعلام مسیر سوار شده ولی راننده پس از مدتی از مسیر مورد تقاضای پسرم خارج و به بیرون از شهر رفته و در داخل اتومبیل راننده و سایر سرنشینان وی را مورد اذیت جنسی قرار داده اند و از این اقدام خود فیلم تهیه و تهیه نموده اند اگر مجددا با ما نیایی این فیلم را در شهر منتشر خواهیم کرد. شکایت از سوی دادیار کشیک دادسرا طی شرحی به نیروی انتظامی ارسال و شخص م. ز متولد.. . - دانش آموز در تاریخ 04 / 08 / 1392 بیان داشته : روز پنجشنبه 02 / 08 / 1392 برای شرکت در جشن عید غدیر به منطقه الف. رفته بودم که پس از اتمام مراسم به قصد سوار شدن ماشین به طرف چهار راه آمدم و اتومبیل پراید با سه سرنشین توقف نمود و سیوال کردند مسیرت کجاست ؟ من هم جواب دادم : به سمت.. . می روم که یکی از سرنشینان گفت من هم... می روم و سوار شدم پس از طی مسافتی یکی از آنها به من گفت بریم یک دوری بزنیم بعد شما را پیاده کنیم که در این حین متوجه شدم راننده و دو سرنشین دیگر با همدیگر هستند و من را از مسیر خودم خارج نموده و هر چه داد زدم و خواستم درب ماشین را باز کنم مانع شدند و خلاصه اینکه در آخر شهرک س. راه انزاب با چاقو و قمه من را تهدید به انجام عمل لواط نموده و هر سه نفر این کار را با من انجام داده و با گوشی تلفن همراه از این عمل خود فیلم می گرفتند. پرونده پس از ارجاع به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای اردبیل سه نفر متهم به اسامی : 1 - ر. ن 2 - م. م. 3 - ن. ض. پس از شناسایی دستگیر و در تحقیقات بعدی با دستور بازپرس محتویات گوشی همراه ر. ن بازبینی گردیده که حسب گزارش نیروی انتظامی تعداد 80 قطعه تصاویر مستهجن هم جنس بازی ( مرد ) و تعداد 40 قطعه تصاویر مبتذل و مستهجن و چند پیامک مبنی بر نحوه انجام عمل لواط و یک قطعه فیلم کوتاه که در آن ر. ن با توسل به زور و تهدید اقدام به اخذ اقرار از فردی به هویت و نام که با چه کسانی اقدام به انجام عمل شنیع لواط نموده است و سپس نامبرده را تهدید می نماید که اگر اجازه ندهی با تو لواط کنم کارهایت را به پدرت خواهم گفت. پزشکی قانونی طی گزارش شماره 32539 مورخ 07 / 08 / 1392 اعلام داشته : در تاریخ 07 / 08 / 1392 م.ز. پس از احراز هویت مورد معاینه قرار گرفته و نتیجه آثار لهیدگی مخاطی در ساعت : 6 حلقه مقعدی و شلی اسفنگتر مقعد را دارد که بر اثر دخول جسم سخت مانند آلت مردانه در حالت نعوذ در طی پنج روز اخیر می باشد. در تاریخ 21 / 08 / 1392 م. م. یکی دیگر از متهمین پرونده در بازپرسی اظهار می دارد : آن شب من به همراه دوستان از طرف چهار راه دروازه مشگین در حرکت بودیم که شاکی را در چهار راه الف. سوار کردیم و قرار بر این بود که.. . پیاده شود ن. ض. راننده بود او به شاکی گفت اگر جای دیگری هم بخواهی برویم ما آماده ایم که شاکی در جواب بیان داشت : می خواهم به منطقه ح. بروم و ن. ض. به طرف وحدت حرکت کرد الف. که جلو و بغل دست راننده نشسته بود با شاکی صحبت کرد و از او پرسید چرا تا این ساعت بیرون هستی و باید برویم با همدیگر بگردیم ولی شاکی قبول نکرد که الف یک سیلی به صورت او زد و شاکی می خواست که رهایش کنیم و حتی گفت اگر پول بخواهید حاضرم بدهم ولی الف خواست که باید به ما حال بدی که در بیرون شهر اول ر. ن ( معروف به الف) و بعد هم من و در آخر ن. ض. با شاکی حال کردیم و با گوشی من فیلم و عکس می گرفتم و پس از مدتی برگشتیم و شاکی را سر کوچه منزلشان پیاده نمودیم. م. م. و همچنین بیان داشته : روز بعد الف. و ن. به کبابی من آمدند و خواستند که فیلم را پاک کنم. ن. ض. متهم دیگر پرونده در تاریخ 26 / 08 / 1392 در بازپرسی حاضر و بیان داشته : من آن روز به دلیل مصرف الکل در حالت عادی نبودم بعد از مصرف مشروب با الف. رفتیم کمی گردش و برای جمع کردن بساط کباب رفتیم مغازه م. م. که توی مسیر حالم بدتر می شد و شاکی سوار ماشین ما شد و من راننده بودم و در یک جاده تاریک حرکت می کردیم من به خاطر مست بودن یادم نیست که عملی با شاکی انجام داده ام یا خیر. بازپرس شعبه پنجم در تاریخ 03 / 09 / 1392 متهمین را از زندان احضار و بشرح صورتجلسه تنظیمی اتهام ارتکاب عمل لواط را به آنان تفهیم که هر سه انکار می نمایند. سپس اتهام مشارکت در آدم ربایی را به هر سه متهم و اتهام شرب خمر را به ن. ض. تفهیم که متهمین این اتهام را هم قبول نکرده اند ولی ن.ض. شرب خمر را قبول و اقرار نموده است. بازپرس شعبه.. . با صدور قرار مورخ 03 / 09 / 1392 رسیدگی به اتهام عمل لواط را در صلاحیت کیفری استان اردبیل اعلام و اضافه می نماید : در خصوص اتهام دیگر آنان دایر بر آدم ربایی پرونده مفتوح می باشد. معاون دادستان دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل در تاریخ 09 / 09 / 1392 با این قرار موافقت نموده و با حفظ بدل پرونده بازپرس در تاریخ 04 / 09 / 1392 در خصوص اتهام متهمین به اسامی : 1 - ر. ن ( معروف به الف. ) 2 - م. م. 3 - ن. ض. دایر بر مشارکت در آدم ربایی و متهم ردیف سوم نیز شرب خمر قرار مجرمیت صادر و پس از صدور کیفرخواست از سوی معاون دادستان دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اردبیل بدون ذکر اتهام دیگر متهم ردیف سوم ( شرب خمر ) پرونده به شعبه 102 دادگاه عمومی ( جزایی ) دادگستری اردبیل ارجاع و دادگاه مزبور بموجب دادنامه شماره / 9209970402801045 مورخه 30 / 10 / 1392 اتهام مشارکت در ربودن شاکی را از سوی متهمین محرز تشخیص و مستندا به ماده / 621 قانون مجازات اسلامی ( بخش تعزیرات ) هر یک را به تحمل پنج سال حبس محکوم می نماید. این رای از سوی وکلای متهمین مورد اعتراض واقع و شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل بموجب دادنامه شماره / 9209970407201164 مورخه 08 / 12 / 1392 اعلام می دارد : نظر به اینکه از ابتداء موضوع اصلی شکایت شاکی خصوصی انجام عمل لواط توام با آدم ربایی بوده است و پرونده در قسمت اتهام عمل لواط به دادگاه کیفری استان ارسال گردیده مستندا به مواد 54 و 183 قانون آیین دادرسی کیفری و خصوصا رای وحدت رویه شماره 709 مورخ 01 / 11 / 1387 هیات عمومی دیوان عالی کشور اساسا شعبه 102 دادگاه عمومی ( جزایی ) دادگستری اردبیل را فاقد صلاحیت قانونی جهت رسیدگی به موضوع آدم ربایی دانسته و با بیان اینکه می بایستی به تبع پرونده ارسالی به دادگاه کیفری استان به اتهامات متعدد متهمان تواما رسیدگی گردد با نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته پرونده را به دادگاه کیفری استان اردبیل ارسال می نماید. ضمن اینکه دادگاه کیفری استان اردبیل قبلا پس از وصول آن قسمت از پرونده موضوع شکایت م.ز. از متهمین دایر ارتکاب عمل لواط به عنف با وی به موجب تصمیم مورخ 03 / 09 / 1392 با اعلام اینکه یکی از متهمان این پرونده به نام ر.ن دارای سابقه مشابه دیگری در این شعبه تحت کلاسه 920074 می باشد و لازم است به اتهامات متعدد متهمین بصورت تواما رسیدگی گردد قرار رسیدگی تواما هر دو پرونده را صادر نموده است. در جلسه رسیدگی مقرر مورخ 29 / 02 / 1392 م. م. ( شاکی اول ) بیان می دارد : از ر. ن و م. ف. و یک نفر دیگر به نام.. .یا.. . به لحاظ ارتکاب عمل لواط به عنف شکایت داشته و آقای م. ع.پ. با وکالت از شاکی دیگر پرونده بنام م. ز پس از ارایه لایحه وارده به شماره 9310090405300236 مورخ 29 / 02 / 1392 و با شرح ماوقع و بر اساس محتویات پرونده بیان می دارد از متهمین به اسامی : 1 - ر. ن معروف به الف 2 - م. م. و ن. ض. به لحاظ ربودن موکل و تهدید و ارعاب و آزار و اذیت جنسی که همراه با فیلمبرداری صورت گرفته است شکایت دارم. دادگاه سپس با تفهیم اتهام به ر. ن دایر بر مشارکت در ربودن م. ز همراه با ایراد آسیب جسمانی و حیثیتی به وی و ارتکاب عمل لواط به عنف نسبت مشارالیه و شاکی دیگر پرونده به نام م. م. متهم در مقام دفاع بیان داشته : اصلا شکات را نمی شناسد و اتهامات وارده را بطور کلی قبول ندارد و اظهارات م. م. که علیه من بیان گردیده کذب است و محتویات گوشی تلفن را هم یکی از دوستانم وارد نموده و من این موضوع را در پلیس امنیت اخلاقی متوجه شدم. آقای ی. ط. به وکالت از ر. ن بیان داشته : موکل از ابتداء منکر اتهامات انتسابی بوده و دلیلی مبنی بر توجه اتهام لواط به عنف و آدم ربایی به وی وجود ندارد و نسبت به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی به آقای م. م. از سوی بازپرس قرار منع تعقیب صادر و قطعی گردیده است و محتویات داخل گوشی تلفن هم توسط خود متهم صورت نگرفته است. ضمن اینکه این موضوع ( محتویات گوشی تلفن همراه ) فاقد عنوان مجرمانه می باشد. متهم دیگر پرونده به نام م. م. ن. ض. و م. ف. در دفاع از اتهامات وارده دایر بر مشارکت در ربودن م. ز با وسیله نقلیه همراه با ایراد صدمه جسمانی و حیثیتی و ارتکاب عمل تفخیذ به عنف بیان داشته اند : اصلا این اتهامات را قبول نداریم. ن. ض. اتهام دیگر خود دایر بر شرب خمر را پذیرفته است. آقای ف. ج. به وکالت از م. ف. در دفاع از موکل خود توضیحاتی بیان داشته و نتیجتا اظهارات شاکی ( م. م. ) را نسبت به موکل از جهت شناسایی ضد و نقیض دانسته است. آقای ی. ک. با وکالت و دفاع از دو متهم دیگر به اسامی ن. ض. و م. م. لایحه وارده به شماره 9310090405300235 مورخ 29 / 02 / 1393 را تقدیم که حسب مفاد آن انتساب اتهامات وارده به موکلین خود را به جهات مختلف وارد ندانسته و تقاضای برایت آنان را نموده است. در نهایت دادگاه کیفری استان با تنظیم گردش کار پرونده بشرح دادنامه شماره / 9309970405300019 مورخ 11 / 03 / 1393 حکم برایت 1 - م. ف. 2 - م. م. 3 - ن. ض. را از اتهام لواط با عنف صادر نموده لیکن اتهام م. ف. دایر بر ارتکاب عمل تفخیذ به عنف با م. م. و اتهام م. م. و ن. ض. را به همین اتهام با م. ز و متهمین ردیف دوم الی چهارم 4 - ( ر. ن معروف به الف.) را دایر بر ربودن م. ز با وسیله نقلیه توام با وارد نمودن آسیب جسمانی و حیثیتی و اتهام دیگر متهم ردیف سوم ( ن. ض. ) دایر بر شرب خمر و اتهام دیگر متهم ردیف چهارم ( ر. ن ) دایر بر ارتکاب عمل شنیع لواط با هر دو شاکی را محرز و مسلم دانسته و با استناد به مواد قانونی مذکور در دادنامه متهم ردیف چهارم را به اعدام از طریق دار آویختگی و متهمین ردیف اول الی سوم را به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی و متهمین ردیف دوم الی چهارم را به پانزده سال حبس و متهم ردیف سوم را به هشتاد ضربه شلاق حدی و مضافا متهم ردیف اول را به تحمل مدت هیجده ماه اقامت اجباری در شهرستان ق. محکوم نموده و این رای را پس از ابلاغ ظرف مدت 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور اعلام داشته است. در پی ابلاغ این رای وکلای متهمین ردیف اول سوم و چهارم و احد از شکات به نام م. م. بشرح لوایح تقدیمی در مهلت مقرر قانونی به رای صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظرخواهی در دیوانعالی کشور را نموده اند. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای محسن ربانی زاده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م. حسین ارجمند دادیار محترم دادسرای دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر با تایید و ابرام مفاد دادنامه صادره موافقم. دادنامه شماره / 9309970405300019 مورخه 11 / 03 / 1393 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده ختم رسیدگی را اعلام چنین رای می دهد :

رای شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض آقای م. م. احد از شکات پرونده نسبت به حکم برایت صادره در خصوص متهمین ردیف اول الی سوم از اتهام ارتکاب عمل لواط به عنف با وی و اعتراض آقای ی. ط. به وکالت تسخیری از متهم ردیف چهارم ( آقای ر. ن. مشهور به الف. ) و اعتراض آقای ی. ک. به وکالت از متهمین ردیف دوم و سوم ( م. م. و ن. ض. ) نسبت به مجازاتهای تعیین شده در دادنامه تجدیدنظر خواسته نظر به اینکه حکم مجازات اعدام از طریق دار آویختگی برای متهم ردیف چهارم به لحاظ ارتکاب عمل لواط به عنف با دو شاکی پرونده به اسامی آقایان : 1 - م. م. 2 - م. ز و مجازات تحمل یکصد ضربه شلاق حدی برای سایر متهمین به لحاظ ارتکاب عمل تفخیذ به عنف و عدم احراز ارتکاب عمل لواط به عنف توسط آنان از سوی دادگاه صالح که با رعایت کامل تشریفات قانونی و پس از استماع مدافعات طرفین و وکلای آنان با توجه به دلایل و محتویات پرونده و با حصول علم کافی طبق موازین شرعی و قانونی صادر گردیده است و از سوی دیگر در لوایح تجدیدنظرخواهی بعمل آمده دلیل موجهی که موجب تزلزل و سلب اعتبار در این قسمت از رای تجدیدنظر خواسته گردد ابراز نگردیده است نتیجتا این رای در دو بخش یاد شده در بالا عینا تایید و با استناد به بند الف ماده / 265 قانون آیین دادرسی کیفری ابرام می گردد. و در خصوص اولا : تعیین مجازات هشتاد ضربه شلاق حدی برای ن. ض. به اتهام شرب خمر به جهت اینکه در کیفرخواست شماره / 9210430400304730 مورخه 19 / 09 / 1392 صادره از سوی معاون دادستان شهرستان اردبیل این عنوان ذکر نگردیده و شان حضور نماینده دادستان در جلسه مقرر رسیدگی صرفا در مقام دفاع از کیفرخواست ضبط در پرونده می باشد و آنچه وی در جلسه مقرر به عنوان اصلاح کیفرخواست بیان نموده اند موجبات قانونی برای رسیدگی در دادگاه نسبت به آن و تعیین مجازات را فراهم نمی سازد. ثانیا : با توجه به اینکه نحوه عمل و اقدام متهمین از حیث سوار نمودن شکات در اتومبیل و عزیمت به محل ارتکاب جرم اصلی در هر دو پرونده مشابه بوده و حتی نسبت به م. م. که با انجام مقدماتی صورت گرفته است در مقایسه با سوار نمودن م. ز که خود ابتداء به عنوان مسافر سوار بر اتومبیل گردیده و موضوع اتهام آدم ربایی از سوی دادسرا در پرونده اول نسبت به او مطرح نشده و این امر حاکی از آن خواهد بود که دادسرا در پرونده اول آنچه مقدمتا برای ارتکاب عمل انتسابی به متهمین ردیف اول و چهارم و شخص دیگر به استثناء موارد مذکور در قرار منع تعقیب صورت گرفته است را فاقد عنوان مجرمانه جداگانه دانسته و بر همین اساس دادگاه کیفری استان هم ورودی در این خصوص نداشته است و از سوی دیگر دلیلی بر ایراد صدمه جسمانی در مورد م. م. به جز آنچه مربوط به عمل لواط با وی بوده که خود مقوله ای جداگانه می باشد در پرونده منعکس نگردیده ولی در حکم تجدیدنظر خواسته مورد استناد واقع گردیده است و صرفنظر از نحوه نقض دادنامه صادره از سوی شعبه 102 دادگاه عمومی ( جزایی ) دادگستری شهرستان اردبیل در مرجع تجدیدنظر که اساسا دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت قانونی دانسته. ثالثا : عدم اظهار نظر و یا تصمیم مقتضی نسبت به متهم دیگر پرونده موضوع شکایت م. م. که از ابتداء اعلام و برای وی در مراحل تحقیقات مقدماتی چندین نوبت با ذکر نام ش اخطاریه تنظیم و ارسال گردیده و در قرار منع تعقیب بازپرس شعبه.. . این نام منعکس می باشد. در نتیجه نیاز به رفع نقص در خصوص 1 - کیفرخواست و رسیدگی مجدد نسبت به اتهام شرب خمر ن. ض. 2 - بررسی مجدد نسبت به اساس ارتکاب آنچه آدم ربایی به عنوان جرم مستقل همراه با آسیب جسمانی به م. ز اعلام گردیده است 3 - تعیین و تکلیف نسبت به متهم دیگر پرونده که از سوی شاکی به نام ش معرفی گردیده است خواهد بود که با استناد به بند 2 قسمت ب ماده / 265 قانون آیین دادرسی کیفری سایر محکومیتهای تجدیدنظرخواندگان به لحاظ عدم برخورداری از اعتبار لازم نقض و جهت اقدام به همان دادگاه جهت رسیدگی ارجاع می گردد. این حکم قطعی است.
شعبه 13 دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
علی اکبر یساقی - محسن ربانی زاده

قاضی:
علی اکبر یساقی , محسن ربانی زاده

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 54 ـ ضابطان دادگستری پس از حضور دادستان یا بازپرس در صحنه جرم تحقیقاتی را که انجام داده‏اند به آنان تسلیم می کنند و دیگر حق مداخله ندارند مگر آنکه انجام دستور و ماموریت دیگری از سوی مقام قضایی به آنان ارجاع شود.

مشاهده ماده 54 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 183 ـ جلب متهم به استثنای موارد ضروری باید در روز به عمل آید و در همان روز به وسیله بازپرس و یا قاضی کشیک تعیین تکلیف شود. تبصره ـ تشخیص موارد ضرورت با توجه به اهمیت جرم وضعیت متهم کیفیت ارتکاب جرم و احتمال فرار متهم با نظر بازپرس است. بازپرس موارد ضرورت را در پرونده درج می کند.

مشاهده ماده 183 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM