رای قضایی شماره 9309970909200265

رای قضایی شماره 9309970909200265

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909200265


شماره دادنامه قطعی:
9309970909200265

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/27

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرایط و لوازم تحقق زنای به عنف

پیام رای:
1- صرف ادعای شاکیه مبنی بر رابطه جنسی ناشی از تهدید و اکراه موجب تحقق شبهه و صدور حکم برائت وی از اتهام زنا است. 2- احراز سابقه رابطه دوستی بین شاکیه و متهم مانع از تحقق بزه زنای به عنف است.

رای خلاصه جریان پرونده
در مورخ 25/05/92 خانم ز. طی شکایتی به دادگاه عمومی بخش.. .. اعلام نموده که شخصی به نام س. شماره تلفن مرا گرفته و بعد هم شماره تلفن مرا به م. داده و همیشه م. با من تماس تلفنی داشته و به من پیشنهاد مقاربت می داد می گفت که شبانه جایی برویم و یک شب که پدرم خانه نبود اول کسی که با من هم خوابی داشته فرزند ن. بوده و مرا با زور و اغفال گمراه کرده و دومین نفر هم س. بوده و هر دو در شب اول بالاتر از خانه هایشان با من هم خوابی کردند و مجددا دو هفته بعد م. با تماس تلفنی به من پیشنهاد داده و شبانه مرا به.. ... برده و یک نفر به نام ع. هم ما را تعقیب کرده و زمانی که پشت منبع رفتم دو نفر دیگر به نام س. و چ. هم بود و در مرحله دوم فقط دو نفر بودند یکی م. و دیگری هم ع. بود و در زمستان پیش از عید بود و در مرحله سوم م. با موتور آمد و مرا به تنهایی برده پایین سد و با هم هم خوابی کرده و بهار بود بعد از سیزده فروردین مرحله چهارم هم کنار سد بودم که م. به همراه س. آمدند و با هم هم خوابی کردیم مرحله پنجم هم م. و س. بودند که با من هم خوابی کردند و کسی دیگری غیر از اینان با من هم خوابی نکرده اند. و اول کسی که سبب شد از حالت دختر و باکره بودن تغییر کنم م. بود و یا هم چ. که اولین بار با من مقاربت کرده است و اکنون باردار هستم و حدود سه ماه و اندی است که حامله هستم و نتیجه آن هم خوابی با م. و س. می باشد و از چهار نفری که اسم بردم از آن ها شکایت دارم: 1- س. 2- فرزند.. . که شاید اسمش چ. باشد 3- م. 4- ع. (ص1 و 4 و 5 و 14 و 15). متهم ع. فرزند.. . در مورخ 02/06/92 و 16/06/92 در رابطه با شکایت شاکیه آن را کذب خواند و اظهار داشت: من زنای به عنف توام با تهدید و اغفال را قبول ندارم و شاکیه غرض شخصی با من دارد و من س. را می شناسم و چند بار در میدان میوه او را دیدم و اگر از شماره تلفن من تماس با شاکیه گرفته شده باشد حرف های او را قبول می کنم (ص17 و 18 و 30 و 31). متهم ص. در پاسخ به شکایت شاکیه در مورخ 22/07/92 اظهار داشت: بنده قبل از زمستان سال 91 شماره همراه شاکیه را از آقای س. از گوشی ایشان بدون اطلاع خودش پیدا کردم بعد از آن با شاکیه (خانم ز.) ارتباط تلفنی برقرار نمودم و با وی قرار گذاشتم و نامبرده را با موتورسیکلت با رضایت خودش به محل بالای منبع آب بردم که در حین رفتن به آن محل یک نفر به نام ع. ما را تعقیب کرد بنده در مسیر چند لحظه توقف نمودم و ناگهان ع. به ما رسید و ما را شناسایی کرد بعد از من پرسید که دختر را کجا می خواهی ببری گفتم می خواهم با ایشان نزدیکی کنم و ع. همراه ما آمد و اول ع. با ایشان نزدیکی کرد و بعد هم من با ایشان نزدیکی کردم و بعد از آن که هر دوی ما با ایشان نزدیکی کردیم به ع. گفتم که ببرش به خانه شان و ع. گفت که موتورسیکلت من خراب است و خودت او را ببر. بعد من خودم ز. را سوار بر موتورسیکلت خودم نمودم و تا خانه شان رسانیدم و در زمستان همان سال که دوباره با ایشان تماس تلفنی داشتم به من گفت که مزاحم تلفنی دارم و من یک خط تلفن ایرانسل به ایشان دادم بعد ایشان (ز.) رفته بود مشهد پس از بازگشت از مشهد یک گردنبند و یک عدد جاکلیدی برای من هدیه آورد. بعد اواخر زمستان 91 بود که س. و خانم ز. هر دو به من زنگ زدند و گفتند که بیا. بعد با توجه به این که من عجله داشتم با ایشان نزدیکی کردم و محل را ترک کردم و خودش و س. با هم بودند بعد از آن به من زنگ زد و گفت باردار هستم و بعد از مدتی از آن دوباره زنگ زد و گفت قرص هایی مصرف کردم و حالم خوب است بعد از آن موقع بود که من رفتم خدمت سربازی و هیچ ارتباط تلفنی با ایشان نداشتم و حدود 15/05/92 بود که آقای ج. به من زنگ زد و گفت که خانم ز. شاکی تو شده است. س: شاکی می گوید بعد از سیزده فروردین شما به تنهایی با او نزدیکی کردید چه می گویید؟ ج: بنده فقط دو بار با ایشان نزدیکی کردم که یک بار با ع. بودیم و یک بار دیگر هم همراه س. بودیم. س: جهت اثبات این که نوزاد داخل شکم خانم ز. متعلق به چه کسی است شما که با ایشان نزدیکی نموده اید حاضر به آزمایش DNA هستید؟ ج: بله حاضرم این آزمایش را انجام دهم من نمی دانم دیگر چه کسانی با خانم شاکیه نزدیکی کرده اند و زمانی که خودم با وی نزدیکی کردم ایشان از حالت باکره بودن خارج شده بود (ص 98 تا 100). متهم س. در مورخ 22/07/92 در پاسخ به سیوال دادرس دادگاه در خصوص شکایت شاکیه ز. اظهار داشت: خانم ز. را مشاهده نمودم از ایشان خوشم آمد و دوست داشتم که با ایشان ازدواج کنم از برخی افراد در مورد ایشان تحقیق کردم گفتند که دختر خوب و سالمی است و بعد ایشان را جلوی مغازه دیدم از ایشان شماره خواستم بعد گفت بگذار تا بروم داخل خانه برای شما بیاورم بعد شماره را آورد به من داد و بعدا با ایشان تماس برقرار کردم و پیشنهاد ازدواج دادم بعد ایشان گفت به خواستگاری بیایید بعد من شنیدم که نامبرده دو سه خط تلفن دیگر دارد بعد فهمیدم که با افراد دیگر ارتباط دارد و من منصرف شدم و ارتباطم را با وی قطع کردم ولی نامبرده شارژ موبایل برایم می فرستاد و پیام می داد که ارتباط خودت را با من قطع نکن بعد فهمیدم که آقای م. شماره نامبرده را از گوشی بنده بدون اجازه خودم پیدا کرده و بعدا م. با نامبرده ارتباط تلفنی برقرار می کرده است. س: م. اظهار داشت که شما یک بار همراه ایشان با خانم شاکیه خلوت و با ایشان نزدیکی نموده اید؟ ج: قبول دارم یک بار همراه م. به محل قرار نامبردگان رفتم و در همان محل که م. گفته با خانم ز. نزدیکی کردم که در حدود بهمن ماه 91 بود بنده اقرار می کنم که به طور کمکی دو بار با خانم شاکیه نزدیکی کردم که یک بار با م. بود و یک بار دیگر هم با چ. بودم. س: آیا به جز خودت کسانی هم بودند که با شاکیه ارتباط یا نزدیکی داشته اند؟ ج: 1- چ. و 2- ت. فرزند.. . موتورسیکلت ت. را چ. گرفت و با هم به سر قرار با خانم شاکیه رفتیم. س: شما از جلو با خانم شاکیه نزدیکی داشته اید؟ ج: بله بنده از جلو با ایشان نزدیکی کردم حدود بهمن یا اسفند ماه قبل از عید نوروز بود و خانم ص. با خانم ز. ارتباط دارد و یکبار زنگ زده و گفت اگر می خواهید خانم ز. را ببرید زودتر بیایید و زمانی که من با خانم شاکیه نزدیکی کردم باکره نبوده معلوم بود کسی جلوتر از من با ایشان نزدیکی کرده است (ص101 تا 103) و شاکیه ز. در خصوص اظهارات س. اظهار داشت: وی تقاضای ازدواج از من نموده و من شماره تلفن به ایشان دادم که شماره آن.. . بوده و تماس تلفنی با ایشان را تایید می کنم و این که چند خط تلفن دیگر داشتم با ص. ارتباط داشتم و برای س. شارژ موبایل می فرستادم و البته نامبرده با تماس تلفنی مرا تهدید می کرد که اگر برایم شارژ نفرستی تو را می کشم و آبرویت را می برم. در خصوص نزدیکی با من بار اول س. همراه با چ. با من نزدیکی کردند که اول چ. آمد و بعد س. و در اواخر زمستان 91 بود که س. با م. بود و دفعه سوم بعد از 13 فروردین س. همراه م. با من نزدیکی کردند. در خصوص اظهارات م. که شماره تلفن بنده را از طریق س. به دست آورده و با من تماس برقرار کرده است و با موتورسیکلت همراه م. رفتم در حین رفتن در محل قرار فردی به نام ع. ما را تعقیب می کرد و به ما رسید بعد ع. و م. با هم مجادله کردند بعد با هم به توافق رسیدند که هر دو با من نزدیکی کنند. م. رفت منزلش یک پتو آورد آن را پهن کردند اولی ع. و بعد ص. با من نزدیکی کردند و تحویل سیم کارت به من از طرف م. درست است من از مشهد جاکلیدی و یک گردنبند برایش آوردم بعد از سیزده فروردین 92 دوبار م. با من نزدیکی کرد م. به همراه س. با من نزدیکی کردند اول م. و بعد س. نزدیکی کردند و دفعه چهارم م. و س. با هم با من نزدیکی کردند. س: اولین بار کسی که با تو نزدیکی کرد و شما را از باکره بودن خارج کردن چه کسی بود؟ ج: ع. بود (ص104 و 105) و دادگاه بخش عمومی.. . طی قرار شمار 901-03/11/92 اعلام کرد در خصوص اتهام آقایان ع. و م. و س. و چ. دایر بر تجاوز به عنف موضوع شکایت خانم ز. وفق تبصره الحاقی به ماده 4 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه کیفری استان.. .. صادر می گردد (ص 165). در پی درخواست مرجع قضایی و پزشکی قانونی استان.. .. اداره کل پزشکی قانونی استان اصفهان طی نامه شماره.. . - 14/02/93 اعلام کرد در خصوص انجام آزمایشات DNA از آقایان ع. و س. و م. و چ. (پدران فرضی) و خانم ز. (مادر) و طفل پسر معرفی شده (صاحبان عکس های الصاقی) در بررسی جایگاه های ژنی ویژه شاخص تعیین هویت از مولکول DNA نامبردگان توسط دستگاه ژن آنالایزر ABI بین پروفایل ژنی پدران فرضی معرفی شده با پروفایل ژنی نوزاد پسر ناسازگاری ژنی وجود داشت بنابراین هیچ یک از پدران فرضی فوق الذکر پدر بیولوژیک نوزاد معرفی شده نمی باشند (ص212 و 213). در مورخ 20/03/93 دادگاه کیفری استان که با حضور نماینده دادستان تشکیل گردید نماینده دادستان اظهار داشت: تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته را دارم و شاکی خانم ز. گفت شکایت خودم را قبلا بیان کرده ام و شاکی گفت من دلیل و مدرکی ندارم که تعیین کند به زور به من تجاوز کرده اند ولی آن ها به من زنگ می زدند و مرا تهدید می کردند اگر نیایی قضیه را می رویم می گوییم و من ازدواج نکرده ام. دادگاه از او سیوال کرد: بچه متعلق به چه کسی است؟ وی پاسخ داد: متهمان به من تجاوز کرده اند و متهم م. اظهار داشت که: زنای به عنف را قبول ندارم او برایم پیام می فرستاد ولی من هم جوان بودم و با او رفتم با او رابطه داشتم ولی نه در حدی که باردار شود من و ع. رفتیم اول ع. رابطه داشت بعد من رابطه داشتم ولی جزیی بود و متهم س. نیز گفت: زنای به عنف را قبول ندارم شاکیه برایم شارژ می فرستاد و تماس می گرفت و می گفت بیا من دو بار به صحرا رفتم ولی تجاوز نکردم موتورسواری آمد و فرار کردم بزرگترها گفتند بگو قضیه را حل کنیم من هم گفتم و ما عملیاتی نداشتیم و متهم چ. نیز اظهار داشت: اتهام زنای به عنف را قبول ندارم و با او رابطه ای نداشته ام (ص 225 تا 226) که دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 000041 - 20/03/93 چنین رای داد: در خصوص اتهام متهمان 1- م. 2- س. 3- ی. 4- ع. مبنی بر ارتکاب زنای به عنف و اکراه موضوع شکایت خانم ز.؛ دادگاه با توجه به ملاحظه مجموع محتویات پرونده و کیفیت شکایت شاکیه و اظهارات متناقض وی و مفاد پرینت پیامک ها و تماس های فی مابین شاکی و متهمان ردیف های اول و دوم اظهارات و دفاعیات متهمان خصوصا ردیف های اول و دوم و سوم و این که با تولد فرزند ناشی از روابط مورد ادعا مفادا گواهی پزشکی قانونی انتساب فرزند به هیچ یک از متهمان مذکور را ثابت و مدلل ننموده است و با لحاظ قاعده فقهی تدرا الحدود بالشبهات و مستندا به ماده 120 قانون مجازات اسلامی 1392 و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر برایت متهمان موصوف از اتهام زنای به عنف و اکراه صادر و اعلام می گردد. و از مجموع محتویات پرونده و اظهارات متهمان ردیف های اول و دوم و صورت جلسات تحقیقات اولیه پرونده اتهام متهمان ردیف های اول و دوم را در حد رابطه نامشروع غیر از زنا محرز و مسلم دانسته و مستندا به ماده 637 قانون مجازات اسلامی حکم به محکومیت متهمان م. و س. هر کدام به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری صادر می گردد. و در خصوص اتهام خانم ز. دایر بر زنا نظر به این که ادعای شاکیه مبنی بر تهدید و اکراه بوده و تحقق شبهه در خصوص وی حکم بر برایت وی از اتهام زنای غیرمحصنه صادر می گردد (ص 229). رای صادره در مورخ 15/04/93 به شاکیه ز. ابلاغ و نامبرده در مورخ 22/04/93 به رای صادره اعتراض نموده و اعلام داشت متهمان م. و س. و چ. و ع. به زور به من تجاوز کردند و فرزندی که از من متولد شده نشان جنایت آن هاست و چون دارای پارتی هستند برای آزمایش به اصفهان رفتند در حالی که امروز با آزمایش DNA ژنتیک همه چیز را اثبات می کنند و نقض دادنامه را خواهانم.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ز. نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن متهمان 1- م. 2- س. 3- چ. 4- ع. از اتهام ارتکاب زنای به عنف و اکراه موضوع شکایت خانم مذکور تبریه و متهمین م. و س. به اتهام رابطه نامشروع مستندا به ماده 637 قانون مجازات اسلامی هر کدام به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم گردیده اند؛ نظر به مفاد شکایت شاکی در کلیه مراحل تحقیق و جلسه دادگاه مبنی بر این که با متهمین تماس تلفنی داشته و با تماس آن ها به دفعات به محل های قرار با متهمین رفته و مرتکب زنا گردیده است و برای یکی از متهمین شارژ موبایل می فرستاده تا او بتواند با تجدیدنظرخواه تماس برقرار نماید و یکی از متهمین برای وی سیم کارت خریده تا تجدیدنظرخواه با آن تماس برقرار نماید و خود برای متهمی جای کلید و گردنبند از مشهد هدیه خریده است و پرینت پیامک ها و تماس های شاکی و متهمان مندرج در پرونده و نتیجه آزمایش DNA از طریق پزشکی قانونی که فرزند نامشروع را منتسب به نامبردگان ندانسته تبریه متهمین موصوف و رد ابوت آنان نسبت به طفل نامشروع متولد شده از خانم ز. وفق موازین قانونی است و اعتراض موثری از ناحیه تجدیدنظرخواه به عمل نیامده که سبب نقض حکم شود و از لحاظ رعایت تشریفات دادرسی نیز ایراد قابل ذکری ملاحظه نشده است لذا با رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده و دادنامه صادره مستندا به بند الف از ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری عینا تایید می گردد.
رییس شعبه هفتم دیوان عالی کشور ـ مستشار
انتظاری ـ طالبی

قاضی:
حسین انتظاری , سیدعباس بلادی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 120 ـ هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هریک از شرایط مسوولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی آن یافت نشود حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود.

مشاهده ماده 120 قانون مجازات اسلامی

ماده 637 ـ قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که به هر علت دارای انگشت نمیباشد موجب ارش است. تبصره ـ در قطع کردن و یا از بین بردن کف دستی که کمتر از پنج انگشت دارد علاوه بر دیه آن انگشتان نسبتی از ارش کف دست نیز ثابت است بدین ترتیب که اگر مچ دست دارای یک انگشت باشد علاوه بر دیه یک انگشت چهار پنجم ارش کف دست و اگر دارای دو انگشت باشد علاوه بر دیه دو انگشت سه پنجم ارش کف دست و اگر دارای سه انگشت باشد علاوه بر دیه سه انگشت دو پنجم ارش کف دست و اگر دارای چهار انگشت باشد علاوه بر دیه چهار انگشت یک پنجم ارش کف دست نیز پرداخت می شود.

مشاهده ماده 637 قانون مجازات اسلامی

ماده 4 – هر حوزه قضائی که دارای بیش از یک شعبه دادگاه عمومی باشد آن شعب به حقوقی و جزائی تقسیم می شوند. دادگاههای حقوقی صرفا به امور حقوقی و دادگاههای جزائی فقط به امور کیفری رسیدگی خواهند نمود. تخصیص شعبی از دادگاههای حقوقی و کیفری برای رسیدگی به دعاوی حقوقی یا جزائی خاص مانند امور خانوادگی و جرائم اطفال با رعایت مصالح و مقتضیات از وظایف و اختیارات رئیس قوه قضائیه است. درصورت ضرورت ممکن است به شعبه جزائی پرونده حقوقی و یا به شعبه حقوقی پرونده جزائی ارجاع شود. تبصره – رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا قصاص عضو یا رجم یا صلب یا اعدام یا حبس ابد است و همچنین رسیدگی به جرائم مطبوعاتی و سیاسی به نحوی که در مواد بعدی ذکر می شود در دادگاه کیفری استان به عمل خواهد آمد. رسیدگی به کلیه اتهامات اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام شورای نگهبان نمایندگان مجلس شورای اسلامی وزراء و معاونین آنها معاونان و مشاوران روسای سه قوه سفرا دادستان و رئیس دیوان محاسبات دارندگان پایه قضائی استانداران فرمانداران و جرائم عمومی افسران نظامی و انتظامی از درجه سرتیپ و بالاتر و مدیران کل اطلاعات استانها در صلاحیت دادگاه کیفری استان تهران می باشد به استثناء مواردی که در صلاحیت سایر مراجع قضائی است.

مشاهده ماده 4 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM