به موجب گزارش مورخ 24/04/90 شخصی به نام س. به نحو مشکوکی فوت شده که همسر متوفی به نام خانم ن. اظهار داشته اند که متوفی معتاد بوده که در کمپ مشغول مداوا شده و صحیح و سالم از کمپ خارج شده و به منزل آمده و شب را بیرون منزل با دوستانش سپری نموده و سپس مبادرت به استعمال مواد مخدر نموده و به کمپ برگشته که داخل کمپ فوت شده است (صفحه 23). در گزارش مورخ 24/04/90 پلیس آگاهی مربوط به بررسی صحنه قتل آمده است که جسد داخل حیاط کمپ.. . بر روی یک برانکارد مشاهده شد (صفحه 8). در بدن متوفی جراحات متعددی همانند ضربات شلاق بر روی کمر و پاهای جسد مشاهده گردیده به طوری که ایجاد کبودی های شدید نموده و تعداد اندکی خون از آلت تناسلی متوفی خارج شده است (صفحه 7). تصویر صدمات وارده بر بدن متوفی نیز ترسیم شده است (صفحه 5). در ناحیه باسن پشت ران و بازوها و دست ها آثار کبودی داشته است (صفحه 5). آقای بازپرس دستورات لازم جهت رسیدگی به موضوع را صادر کرده است (صفحه 10). خانم ن. (همسر متوفی) اظهار داشته: من در منزل حضور داشتم که فرزندم ح. به وسیله تلفن به من گفت پدرم فوت کرده که بلافاصله این جانب به کمپ رفتم و مشاهده کردم همسرم س. فوت شده است. سوال شده: آیا از کسی شکایت دارید؟ جواب داده: از کسی شکایت ندارم (ص 12). از آقای ه. تحقیق شده گفته است: س. با وضعیتی آشفته به کمپ آمد که به پسرش اطلاع دادم که حال پدرش خراب است (صفحه23). تاریخ 25/04/90 در پزشکی قانونی از جسد مرحوم س. معاینه به عمل آمده و آثار صدمات وارده به بدن مرحوم نیز درج گردیده است و در پایان اعلام شده علت فوت تحت آزمایش است (صفحه 29). خانم ف. (مادر متوفی) اظهار داشته: من زن بی سوادی هستم می گویند فرزندم کشته شده است از مرتکب شکایت دارم و تقاضای رسیدگی دارم چنانچه فرزندم در اثر مصرف مواد مخدر فوت نموده باشد از کسی شکایت ندارم (صفحه 22). آقای م. (پدر متوفی) نیز اظهار داشته: مردم چیزهایی می گویند یکی می گوید به خاطر استعمال مواد مخدر فوت کرده و دیگری می گوید او را کشته اند نتیجه آسیب شناسی که بیاید و حکایت از کشتن داشته باشد شکایت دارم (صفحه 23). گواهی
حصر وراثت مرحوم س. حاکی است که
ورثه وی عبارت اند از: 1ـ ن. (همسر متوفی) 2ـ ف. (مادر متوفی) 3ـ م. (پدر متوفی) 4ـ ح. 5ـ ع. (فرزندان متوفی) (صفحه 30). در گزارش مامورین آمده است که همسر متوفی اظهار داشته: خودم مشاهده نکردم که مسیولین کمپ ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دهند ولی پسرم به نام ع. که در آن مکان بوده مشاهده نموده که پدرش توسط مسیولین کمپ مورد ضرب و شتم قرارگرفته است (صفحه 32). در تحقیق دیگر خانم ن. (همسر متوفی) اظهار داشته: پس از شنیدن این خبر که شوهرم حالش خراب است به کمپ رفتم داخل حیاط کمپ شوهرم لباس به تنش بود و لباس های مربوط به شخص دیگری بود به او پوشانده بودند وقتی رسیده بودیم پتو روی او کشیده بود پتو را که کنار زدیم دیدم که شوهرم فوت کرده و ه. رنگ از رخسارش پریده بود مدام می گفت ما فامیل هستیم خودش فوت نموده است از ه. شاکی هستم و قصاص را خواستارم (صفحه 35 به بعد). از آقای ع. (فرزند متوفی) تحقیق شده اظهار داشته: حدود سه ماه پیش جهت ترک اعتیاد به کمپ.. ... به نام.. ... رفتم چون من به کراک اعتیاد داشتم خودم به عنوان خدمتگزار در آنجا بودم و حدود سه یا چهار روز یک بار به خانه می آمدم یک روز ظهر پدرم س. آمد غذا برایم بیاورد حتی داخل آمد و غذا خورش سبزی بود که صاحب کمپ به نام ه. به پدرم گیر داد و می گفت تو مواد مصرف کرده ای پدرم اصلا اعتیاد نداشت و حدود سه یا چهار ماه بود که در همان کمپ ترک کرده بود و پاکی داشت پدرم قبول نمی کرد ولی گفت که مواد مصرف نکرده ام که صاحب کمپ آقای ه. قبول نمی کرد خلاصه با پدرم جروبحث می کرد و ه. مسیول کمپ با شیلنگ او را می زد و پدرم را لخت کرده بود و مدام او را با شیلنگ می زد و بعد آب سرد بر روی او می گرفت دوباره با شیلنگ او را می زد که متوجه شدم پدرم ساکت شد و از بچه های کمپ پرسیدم گفتند پدرت بی هوش شده و دست من به پدرم نمی رسید چون ن. درب را روی من قفل کرده بود و بعد از چند دقیقه فهمیدم که پدرم فوت کرده است و صدای ه. را می شنیدم که تلفن زد به برادرم و گفت پدرت حالش خراب بوده آمده کمپ و اینجا بی هوش شده وقتی برادرم رسید به او گفت یکی پدرت را آورده اینجا انداخته و پدرت مواد مصرف کرده و سکته کرده و فوت نموده. مامورین نیز اصلا از من بازجویی نکردند من قسم می خورم که عین واقعیت است و دیگر معتادان به نام ع. و ح. س. و م. نیز آنجا بودند و دیده اند که پدرم را کتک زده اند از ه. شاکی هستم (صفحه 37 به بعد). آقای م. (فرزند متوفی) تقاضای قصاص ه. را نموده است (صفحه 39). آقای ف. اظهار داشته: من به خاطر اعتیاد در کمپ.. .. بستری شدم مرحوم س. آدم ساکت و سربه زیری بود.. . وی در ادامه اظهار داشته: آقای ه. یک لیوان یک بارمصرف به مرحوم داد که از او آزمایش بگیرد که ببیند مواد مصرف کرده یا خیر مرحوم می گفت نمی توانم ادرار کنم و جروبحث بالا گرفت و ه. می گفت تو مواد کشیده ای وگرنه ادرار می کردی. بعد آقای ه. به بچه های داخل حیاط گفت او را لخت کنید و شیلنگ آب را روی سر او بگیرید و آب هم بیاورید تا بخورد ادرار کند که خدمتگزاران به اسامی ب. ـ س. و ن. دستور آقای ه. را اجرا کردند و آقای ه. خودش شیلنگ آب را گذاشته بود روی سرش و به مرحوم می گفت باید ادرار کنی که مرحوم هم می گفت نمی توانم و آقای ه. هم آرام با شیلنگ به دست و شانه و کمر او می زد و مرحوم اگر درد هم می کشید اصلا حرفی نمی زد و معلوم بود غرورش اجازه نمی داد حرفی بزند و چهره مرحوم برافروخته بود و خودم دیدم که آقای ه. او را می زد و حدود یک ساعت یا یک ساعت و نیم او را می زد و آقای ه. هم لج کرده بود و او را با شدت بیشتری می زد و می خواست حرف خود را به کرسی بنشاند بقیه خدمتگزاران فقط نگاه می کردند و آقای ه. با شیلنگ سبزرنگ او را می زد البته شیلنگ مشکی رنگی هم داشتیم که چون کوتاه بود آقای ه. میل به آن نداشت و آقای ه. پیراهنش را درآورده بود و با رکابی سفیدرنگی او را می زد مرحوم چون غرور داشت اصلا حرفی نمی زد التماس هم نمی کرد و کسی هم به خود اجازه نمی داد به ه. بگوید دیگر بس است و مرحوم بی هوش شد و ساعت حدود 2 بعدازظهر بود که خدمتگزاران به او نفس مصنوعی می دادند و چون می خواستند او را به دکتر ببرند لباس های دیگری به او پوشاندند که ه. با شریکش د. پچ پچ کردند و قرار شد به ح. پسرش زنگ بزنند که به ح. زنگ زدند و گفتند پدرت حالش خراب است او را به بیمارستانم ببریم یا خیر که ح. گفت او را به بیمارستان نبرید که ح. بعد از 5 دقیقه با مادرش آمد به کمپ که مرحوم مشخص شد که فوت کرده بود. خودم دیدم که آقای ه. آن قدر او را زد تا فوت کرد (صفحه 45 به بعد). از آقای ح. تحقیق شده گفته است: من به اتهام مواد شش یا هفت بار روانه زندان شده ام و من روز حادثه به عنوان شریک آقای ه. در کمپ.. .. حاضر بودم و موقعی که مرحوم آمد داخل کمپ حالش خیلی خراب بود و از حالت طبیعی خودش خارج بود ساعت حدود یازده تا دوازده صبح بود چون می دانستم حالش خراب است به آقای ه. شریکم زنگ زدم و به او گفتم س. آمده حالش خراب است که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم آمد کمپ زنگ زد به پسر مرحوم گفت که حال پدرت خراب است بیا او را ببر که ح. گفت پدرم بیست سال است برایم مرده است بگذار بمیرد تا بیایم جنازه اش را ببرم و ساعت دوازده و ربع بود که اورژانس آمد و گفت مرحوم تمام کرده است و ندیدم کسی او را بزند (صفحه 48). از آقای م. به نام مطلع تحقیق شده اظهار داشته است: مرحوم با وضع آشفته آمد داخل کمپ و تا جایی که می دانم مرحوم مواد مصرف کرده بود و شک نداشتم که آقای د. به آقای ه. زنگ زد و گفت مرحوم مواد مصرف کرده می خواهی چکار کنی می آیی یا نه که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم و بعد از بیست دقیقه آمد و تا او را دید گفت س. مواد مصرف کرده نمی خواست که از او آزمایش بگیرد اظهارات دیگر شهود کذب محض است. آقای ه. نمی خواست از س. آزمایش بگیرد و تا جایی که می دانم براثر سوءمصرف مواد مخدر فوت کرده است و کسی را ندیدم که بخواهد او را کتک بزند (صفحه 50 به بعد). در تاریخ 17/09/90 متهم ه. در خیابان رویت و توسط مامورین دستگیر می شود (صفحه 58). از ه. به نام متهم تحقیق شده و اظهارات شاهد به او تفهیم شده اظهار داشته: آقای س. حدود سه ماه تحت نظر کمپ.. ..بود بدون هیچ گونه اعتیادی که با توافق خانواده ترخیص شد و 24 ساعت بعد برگشته بود که خدمتگزار کمپ با من تماس گرفتند و گفتند س. آمده کمپ و حالش خراب است من هم خودم را بعد از 20 تا 30 دقیقه بعد رساندم وقتی دیدم که حالش خراب است با پسرش تماس گرفتم و گفتم که پدرت خیلی حالش خراب است بیا ببرش بیمارستان او هم در جواب گفت پدر من خیلی وقت است مرده باز با او تماس گرفتم وقتی او نیامد با 115 چند بار تماس گرفتم که بعد از نیم ساعت 115 آمده و گفت 5 دقیقه است تمام کرده. خودم با 110 تماس گرفتم که آمدند جنازه او را به همراه خانواده اش بردند. در مورد اظهارات شاهد سوال شده گفته است که: اظهارات آقای م. را قبول ندارم چون انسان سالمی نیست و معتاد به مواد جدید توهم زا می باشد من اصلا او را نزده ام (صفحه 60 به بعد). از آقای ن. به نام مطلع تحقیق شده اظهار داشته: داخل آشپزخانه بودم دیدم صدای آمبولانس آمد و سروصدای گریه شنیدم بیرون رفتم دیدم س. مرده بود و او را داخل آمبولانس گذاشتند بردند من هیچی ندیده ام (صفحه 70). نظریه کمیسیون پزشکی قانونی حاکی است علت فوت عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر تعیین شده و آثار کبودی در ناحیه سرین و اندام ها مشهود بود که نشانگر ضرب وجرح قبل از فوت می باشد (صفحه 73). آقای م. (پدر متوفی) نسبت به این نظریه اعتراض کرده است (صفحه 75). برگ حواله انبار به نام س. که در تاریخ 21/08/88 صادرشده حاکی است که برای س. به علت کانسر مغز و استخوان قرص متادون و آمپول مرفین تجویز شده است (صفحه 76). از آقای ب. به نام مطلع در مورد جریان امر تحقیق شده گفته است: من در آشپزخانه بوده ام و هیچ چیز ندیده ام و نشنیده ام (صفحه 78). از آقای م. به نام مطلع تحقیق شده اظهار داشته: من برای دیدن دوستم ی. به کمپ رفتم دیدم آقای ه. تمام لباس های س. را پاره کرد و س. را با آب خیس نمود و سپس با شیلنگ او را کتک کاری نمود و یک ساعتی او را کتک کاری کرد که از حال رفت (صفحه 80). از آقای ی. به نام مطلع تحقیق شده اظهار داشته: آقای س. برای پسرش ع. نهار آورد ع. برای ترک اعتیاد آنجا بود مسیول کمپ آقای ه. به ایشان گیر داد و گفت شما هم مواد مصرف می کنید.. . سپس با س. درگیر شد و آقای ه. لباس های س. را از تن ایشان درآورد و ابتدا آب روی بدن ایشان ریخت و با شیلنگ مبادرت به کتک کاری نمود و کتک کاری در حضور من و دیگر معتادان انجام گرفت. بعد از کتک کاری من و چند نفر از خدمتگزاران س. را که جان در بدن نداشت زیر کولر آوردیم و حتی نفس مصنوعی به او دادیم ولی جان نداشت و فوت کرد (صفحه 81). در بازپرسی نیز م. اظهار داشته: آقای ه. هم زمان آب به او می گرفت و او را با یک کابل شبیه شیلنگ می زد (صفحه 84 به بعد). آقای ی. نیز در بازپرسی به نام مطلع اظهار داشته: آقای ه لباس های مرحوم را پاره کرد و این قدر او را زد و هر چه مرحوم می گفت به قرآن اصلا مواد مصرف نکرده ام (توجه نمی کرد) و من و د. و ع. آنجا بودیم گفتیم دیگر او را نزن که اصلا اعتنایی به ما نکرد (صفحه 87). به تاریخ 04/05/91 جلسه کمیسیون پزشکی مجددا تشکیل شده و نظریه این کمیسیون بدین شرح اعلام شده است: (.. . بعید به نظر می رسد مواد مخدر با توجه به مرفین +1 گزارش شده در گزارش سم شناسی عامل مرگ وی بوده باشد ولی با توجه به شدت ضربه های متعدد ایجادشده روی بدن متوفی به نظر می رسد که علت مرگ وی می تواند یک شوک عصبی (وازووگال) بوده باشد.. .) (صفحه 93). عده ای ازجمله ر. ـ ح. ـ م.ع. طی استشهادیه ای اعلام نموده اند که م. و ی. در محل وقوع فوت حضور نداشته اند (صفحه 96). م. در بازپرسی اعلام داشته: شب اگر صدایت دربیاید همین آقای ه. دستور می دهد شب هنگام وقتی که هوا سرد است تو را خیس کنند و در حیاط بگذارند تا سرما بر تو فشار بیاورد به و الله قسم شش روز است که در کمپ همین آقای ه. هستم و به جز نان خالی چیزی به من نمی دهد و تا حرفی بزنم دستور می دهد تا نوکرهایش با چوب و گرز از خجالتم دربیایند به من گفت باید شهادت را پس بگیری من هم چون می ترسم آمده ام شهادتم را پس بگیرم من آدم بدبختی هستم برایم دردسر درست نکنید فقط بنویس من از چیزی خبر ندارم (صفحه 99). گواه مزبور در ادامه گفته است: اشتباه کرده ام شما مرا به کمپ نفرستید دو روز بعد می آیم حقیقت را می گویم مرا به زندان بدهید (صفحه 100). م.پ. نیز اظهار داشته: دیدم که آقای ه. داشت با چیزی شبیه شیلنگ او را می زد و دوروبر آقای ه. شلوغ بود و به قرآن قسم مرحوم لخت بود و آقای ه. داشت ایشان را می زد (صفحه 101). آقای و. فرزند.. . متولد 1364 شغل آزاد نیز به نام مطلع اظهار داشته: دیدم از داخل کمپ سروصدا می آمد و مردم زیادی جمع شده بودند از سوراخ نزدیک قفل کمپ با چشم خودم دیدم که یک نفر قدبلند که موهای لخت بلند و سبیل داشت با شیلنگ شخص دیگری که برهنه بود و شورت آبی رنگ به تن داشت را می زد بعد فهمیدم اسم آن شخص ه. بود که اهالی کمپ او را.. . صدا می کردند و شخص مرحوم نیز س. می باشد و ما ناراحت می شدیم و پشت در ما هم سروصدا می کردیم (صفحه 107). فتوکپی استشهادیه ای که عده ای نیز ذیل آن را امضاء کرده اند حاکی است که آقای ی. بیماری اعصاب و روان داشته و 16 مرحله به ایشان شوک واردشده فتوکپی مدارک مربوطه نیز پیوست شده است (صفحه 114). مدارک پزشکی وی نیز ضمیمه گردیده است (صفحه 117). آقایان.. . و.. . وکلای پایه یک دادگستری خود را به وکالت از طرف اولیای دم مرحوم س. معرفی کرده اند (صفحه 119). آقای.. . لایحه ای نیز به دفاع از موکلین خود تقدیم نموده است (صفحه 123). تصاویر رنگی با لباس و لخت مرحوم س. که در نقاط مختلف بدن آثار کبودی شدید دارد نیز ضمیمه شده است (صفحه 129). نظریه مورخ 22/04/92 کمیسیون پزشکی قانونی در مورد فوت مرحوم س. حاکی است با توجه به بررسی های به عمل آمده علت فوت ضربه به نقاط حساس و عوارض ناشی از آن تعیین می گردد (صفحه 132). از آقای ه. در بازپرسی تحقیق شده اتهام وارده را انکار کرده و اظهارات شهود و مطلعین را تکذیب نموده است (صفحه 139). فتوکپی شناسنامه ه. متولد 1352 (فرزند.. .) و نیز فتوکپی کارت ملی او پیوست گردیده است (صفحه 146 به بعد). آقای م.ص. فرزند.. . متولد 1365 نیز به نام گواه اظهار داشته: آقای ه. همین همسایه مرحوممان را به ضرب شیلنگ بسته بود (صفحه 150). بین آقای ح. و آقای ه. مواجهه حضوری داده شده. ح. جریان مطلع شدن از فوت پدرش را تعریف نموده است و آقای ه. در پاسخ گفته است: حرف های ایشان را قبول دارم ولی من او را کتک کاری نکرده ام من رای اولی پزشکی قانونی.. ... را قبول دارم (صفحه 152). در تاریخ 18/06/92 بین آقایان ح. ـ و. و م.ص. و آقای ه. مواجهه حضوری داده شده گواهان اظهارات خود مبنی بر این که ه. مرحوم س. را کتک کاری کرده است را تکرار نموده اند و متهم اظهار داشته: قبول ندارم من این افراد را نمی شناسم از بستگان شاکی هستند (صفحه 154). آقای.. . وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از سوی آقای ه. تعیین و معرفی شده است (صفحه 166). سابقه آقای ه. حاکی است که دارای سابقه ارتکاب عمل زنا و رابطه نامشروع در دادسرای.. .. در سال 1374 و اتهام مواد مخدر در دادسرای.. ... در سال 1380 می باشد (صفحه 169). آقای ف. طی
سند رسمی مورخ 17/07/92 شهادت قبلی خود علیه آقای ه. را تکذیب کرده است (صفحه 173). آقای م. نیز طی
سند رسمی مورخ 15/07/92 شهادت قبلی خود علیه آقای ه. را مبتنی بر اشتباه اعلام نموده است (صفحه 174). آقای.. . وکیل متهم نیز با تقدیم لایحه ای موکل خود را بی گناه دانسته و اسناد رسمی مذکور را نیز ضمیمه نموده است (صفحه 175). به تاریخ 17/09/92 آقای بازپرس طبق قرار صادره در مورد اتهام آقای ه. مبنی بر قتل عمدی مرحوم س. قرار مجرمیت صادر کرده است (صفحه 180) که آقای دادیار اظهارنظر با این قرار موافقت نموده و بر این اساس کیفرخواست نیز صادر گردیده است (صفحه 186). به تاریخ 07/10/92 شعبه اول دادگاه کیفری استان ضمن تشکیل جلسه فوق العاده دستور دعوت طرفین را صادر کرده است (صفحه 188). آقای ح. (پدر ی. یکی از شهود و مطلعین) با تنظیم استشهادیه ای اعلام نموده که فرزندش بیماری روانی داشته و شوک برقی بر او واردشده و اکنون حدود 6 ماه است که از او هیچ اطلاعی ندارند (صفحه 249). در تاریخ 27/11/92 جلسه دادگاه تشکیل گردیده اولیای دم مرحوم س. تقاضای قصاص آقای ه. را نموده اند. آقایان وکلای اولیای دم نیز توضیحاتی در خصوص قتل مذکور بیان نموده اند (صفحه 250 به بعد). دادگاه از عده ای از شهود و مطلعین تحقیق نموده بعضی مانند آقایان ع. م. ح. و ف. ایراد صدمه با شیلنگ توسط آقای ه. به مرحوم س. را گواهی نموده اند (صفحه 253 به بعد). به متهم ه. اتهامش مبنی بر قتل عمدی مرحوم س. تفهیم شده وی گفته است: قبول ندارم وقتی او را به کمپ آورده بودند من آنجا نبودم (صفحه 262). آقای وکیل متهم نیز از وی دفاع نموده و اظهار داشته براثر مصرف بیش ازحد مواد آن مرحوم فوت کرده است (صفحه 263 به بعد). آقایان ح. و ن. به عنوان گواه زدن ضربه توسط متهم به مرحوم س. را انکار نموده اند (صفحه 268 به بعد). ب. گفته است: ندیدم کسی آن مرحوم را بزند (صفحه 271). ف. نیز گفته: وقتی این اتفاق برای س. افتاد من در کمپ بوده ام ولی چیزی ندیدم (صفحه 273). م.ع. اظهار داشته: ندیده و نشنیده ام آقای ه. کسی را زده باشد (صفحه 275) و آقای م. گفته است من آنجا نبودم اطلاعی ندارم (صفحه 277). آقای وکیل اولیای دم نیز توضیحاتی به نفع موکلین خود داده است (صفحه 278). از متهم ه. آخرین دفاع اخذشده گفته است: قسم می خورم اصلا ضربه یا ضرباتی به سر مقتول در روز حادثه و حتی قبل از آن وارد نکرده ام. آقای وکیل وی نیز گفته است: موکل بی گناه و مستحق برایت است (صفحه 280). دادگاه پرونده را جهت تکمیل تحقیقات به دادسرا (شعبه بازپرسی) اعاده کرده است (صفحه 281). آقای بازپرس مجددا تحقیقات به عمل آورده است و پس از تکمیل پرونده آن را به دادگاه اعاده نموده است که دادگاه مجددا دستور دعوت طرفین را صادر کرده است (صفحه 309). آقایان وکلای اولیای دم لایحه ای به دفاع از حقوق موکلین خود تقدیم نموده اند (صفحه 334). در جلسه مورخ 24/03/93 اولیای دم مقتول تقاضای قصاص متهم (ه.) را نموده اند (صفحه 336 به بعد). آقای وکیل شکات نیز توضیحات لازم را داده اند (صفحه 340). دادگاه به ه. اتهام قتل عمدی مقتول را با ضربات شیلنگ تفهیم کرده گفته است: قبول ندارم. آقای وکیل متهم نیز از وی دفاع نموده و اظهار داشته: دلیلی مبنی بر مجرمیت موکل وجود ندارد (صفحه 343 به بعد). مجددا از متهم آخرین دفاع اخذشده اظهار داشته: اصلا مقتول را نزده ام و نکشته ام. آقای وکیل وی نیز تقاضای صدور حکم برایت موکل خود را نموده است (صفحه 345). دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 0031 ـ 27/03/93 به اکثریت چهار تن از اعضاء محترم دادگاه به اختصار چنین رای صادر نموده است: در خصوص اتهام آقای ه. دایر بر قتل عمدی مرحوم س. اولا فرزندان و همسر مقتول در مراحل اولیه تحقیقات اعلام داشته اند از کسی شکایتی ندارند.. . عقلا و منطقا بعید به نظر می رسد و غیرممکن است که شخص پدرش یا همسر یا دامادش مورد ضرب وجرح واقع گردد و در آن محل فوت نماید و پس از حضور مامورین حتی اشاره ای به موضوع ضرب وجرح نگردد حتی اعلام نمایند از شخص یا اشخاصی شاکی نمی باشند. ثانیا شهادت شهود تعرفه شده از ناحیه شکات صرف نظر از این که اکثریت دارای اعتیاد به مواد مخدر بوده بعضا تلقینی به نظر می رسند دارای تعارض و تضاد اظهارنظر نموده اند و گروهی از شهادت خود عدول کرده اند و متهم نیز منکر شهادت شهود شکات بوده و هست. ثالثا بعید به نظر می رسد حضور مجدد مقتول در داخل کمپ در روز حادثه به منظور سرکشی و همراه آوردن غذا برای فرزندش ع. باشد. به نظر می رسد حالات پریشانی و آشفته بودن و بعضا استفاده مجدد به مواد مخدر و مصرف بیش ازحد مواد مخدر عامل مجددی جهت رها کردن مقتول و پسران مقتول در داخل کمپ جهت ترک اعتیاد مجدد بوده باشد.. . لکن به لحاظ آثار فیزیکی بر بدن مقتول برفرض وقوع صدمات قبل از فوت و قبل از ورود به کمپ با توجه به پوشش لباس غیرممکن بوده و دور از ذهن نبوده و منتفی نبوده نمی باشد. رابعا علت فوت مقتول با توجه نظرات کمیسیون های پزشکی قانونی در مراحل آخری با توجه به نظریه اولیه پزشکی و تشریح جسد و عکس برداری دقیق از مقتول از ناحیه پزشکی قانونی و اداره آگاهی با واقع امر صرف نظر از احراز مصدومیت و ورود جراحات وارده متعدد بر متهم.. . در مراحل کمیسیون های بعدی موارد جدید احراز یا کشف یا تحقیق یا آزمایش محقق نشده تا این نتیجه حادث گردد.. . و علت تامه مرگ به صرف ضربات عقلا و منطقا غیرممکن بوده است. ترک اعتیاد طولانی مدت که منتهی به ضعف قوای جسمانی و روحی و روانی افراد گردیده و سوءمصرف مجدد به مواد مخدر عامل اصلی و تعیین کننده مرگ خواهد بود که در مانحن فیه چنین فرضی متصور خواهد بود. خامسا هیچ گونه خصومت درگیری اختلاف قبلی.. . فی مابین متهم و مقتول و خانواده آنان وجود نداشته است.. . و تا زمان وقوع حادثه شکایت یا شکایاتی از مسیول یا مسیولین کمپ در خصوص ضرب وجرح و بی احترامی به افراد معتادی که در داخل کمپ جهت ترک اعتیاد مراجعه نموده اند وجود نداشته و ندارد و عدم سوابق کیفری متهم در این خصوص تا حدودی به صحت این ادعا کمک خواهد کرد. سادسا متهم به شدت منکر بزه ارتکابی شده به شهادت شهود استناد و شهود وی اکثرا اعلام نموده اند که مقتول به محض ورود دارای حالات پریشانی و آشفته بوده و اساسا از ناحیه متهم مورد ضرب وجرح واقع نگردیده و نظر به بررسی دقیق پرونده و مراتب مذکور و ملاحظه و استماع اظهارات طرفین و رعایت قاعده فقهی (الدلیلان اذا تعارضا تساقطا) و با رعایت قاعده فقهی (تدرا الحدود بالشبهات) و دفاعیات مقرون به صحت متهم و وکیل وی و عدم کفایت ادله اثباتی حکم بر برایت متهم مذکور صادر و مستندا به ماده 484
قانون مجازات اسلامی 1392 ازاین جهت که نباید خون مسلمان هدر رود حکم به پرداخت یک فقره دیه کامل یک مرد مسلمان بابت قتل مذکور از بیت المال در حق
ورثه مقتول صادر و اعلام می گردد (صفحه 349 به بعد). یکی از قضات محترم دادگاه به عنوان اقلیت چنین اظهارنظر کرده است که: (با رای برایت موافقم موارد بر اساس
قانون مجازات اسلامی 1392 از مواردی که بیت المال می بایست دیه مقتول را بدهد نمی باشد و نظر به پرداخت دیه از بیت المال خلاف قانون است.) (صفحه 363). آقایان.. . و.. . وکلای اولیای دم نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی نموده و توضیح داده اند که گواهان ح. و م. اظهار داشته اند ه. مقتول را به وسیله شیلنگ مورد ضرب و شتم قرارداده است و افراد دیگری به اسامی و. و م. و ی. نزد بازپرس به شرح حادثه با ذکر جزییات پرداخته اند ولی بعد براثر فشارهای خانواده متهم از شهادت خود عدول نموده اند. نظریه کمیسیون پزشکی علت تامه مرگ را اصابت ضربه به نقاط حساس بدن اعلام نموده است. دادگاه اعلام کرده است که در اظهارات شکات تعارض وجود دارد که در این مورد اساسا تعارض وجود ندارد. بعد از گذشت سه سال از تاریخ وقوع جرم تعیین رنگ شیلنگ در ماهیت امر نمی تواند مهم باشد سپس تقاضای نقض رای را کرده است. مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرایت می شود. پرونده در دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.