رای قضایی شماره 9309970223001330

رای قضایی شماره 9309970223001330

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970223001330


شماره دادنامه قطعی:
9309970223001330

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/18

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
عدم اظهارنظر نسبت به بخشی از خواسته

پیام رای:
اگر دادگاه بدوی در خصوص بخشی از خواسته اظهارنظر نکرده باشد دادگاه تجدیدنظر پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه بدوی اعاده می کند.

رای دادگاه بدوی
خواهان به استناد فتوکپی مصدق سند عقد نکاح که حکایت از رابطه و علقه زوجیت بین خواهان و خوانده دارد تقاضای نفقه کرده و در دادخواست خود عنوان کرده است زوج همسر شرعی و قانونی من است علی‬رغم اینکه پرداخت نفقه بر عهده وی است از پرداخت نفقه امتناع می کند. در جلسه دادرسی اظهارات خود را تکرار کرده. وکیل خوانده در مقام دفاع اعلام نموده که زوجه به تمکین محکوم شده است زوجه در تاریخ 1393/3/8 اعلام کرده است حاضر به زندگی است. دادگاه با عنایت به خواسته خواهان و این که از طرف زوج دلیلی به نشوز زوجه اعلام و ارایه نشده است و نفقه زوجه جزء وظایف قانونی و شرعی زوج می باشد و دفاع موثری از طرف خوانده که موجب رد دعوی خواهان شود به ‬عمل نیامده است و ادعای خواهان از هر گونه ایرادی مصون مانده و دعوی مشارالیها به ‬نظر دادگاه ثابت به استناد ماده 1106 قانون مدنی و ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت زوج به پرداخت نفقه از تاریخ 1392/7/18 تا 1393/3/8 ماهیانه به مبلغ 3000000 ریال بابت اصل خواسته و مبلغ 250000 ریال بابت خسارت و هزینه دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 4 دادگاه عمومی اسلامشهر ویژه خانواده
خادمی ممان

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای د.غ. (زوج) با وکالت آقای س.ف. به طرفیت خانم ف.الف. (زوجه) نسبت به دادنامه شماره 1064-1393/5/19 صادره از شعبه چهارم دادگاه عمومی اسلامشهر که به‬ موجب آن تجدیدنظرخواه به تادیه نفقه معوقه از تاریخ 1392/7/18 تا تاریخ 1393/3/8 و نیز هزینه دادرسی در حق تجدیدنظرخوانده محکوم شده است با توجه به مندرجات پرونده تجدیدنظرخواهی وارد و موجه است و رای مزبور مخدوش و مغایر با قانون و دلایل موجود در پرونده می باشد زیرا: 1- خواسته خواهان مطالبه نفقه از تاریخ 1392/12/18 بوده لکن دادگاه از تاریخ 1392/7/18 حکم صادر نموده که بیش از خواسته خواهان می باشد. 2- برابر دادنامه شماره 119 مورخ 1392/8/16 قاضی شورای حل اختلاف نفقه زوجه تا پایان سال 1392 مورد حکم قرار گرفته است صدور حکم مجدد در مورد نفقه سال 1392 فاقد وجاهت قانونی است و حکم مزبور ظاهرا قطعیت یافته و به مرحله اجرا در آمده است. 3- زوجه تا تاریخ 1393/2/29 در تمکین شوهرش نبوده و دلیلی نیز بر وجود مانع مشروع و عذر موجه اقامه ننموده است لذا به ‬دلیل نشوز استحقاق نفقه را ندارد و به حکایت صورت‬جلسه مورخ 1393/2/29 زوجه به منزل شوهرش مراجعت نموده است در صورتی که از آن تاریخ تا 1393/3/8 در منزل شوهرش زندگی کرده و در تمکین او باشد اصل بر انفاق است طبعا نفقه او تامین گردیده است و در صورتی که علی‬رغم صورتجلسه مزبور از مراجعت به منزل زوج و زندگی در آن امتناع کرده باشد به‬ لحاظ نشوز استحقاق نفقه را نخواهد داشت. بنابراین با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض می گردد و در مورد دعوی زوجه به خواسته مطالبه نفقه معوقه تا پایان سال 1392 با استناد به ماده 89 ناظر به بند 6 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر می گردد و در مورد مطالبه نفقه از ابتداء سال 1393 تا 1393/3/8 با استناد به ماده قانون مدنی حکم بر بی‬ حقی وی صادر می گردد ضمنا برابر مندرجات دادخواست بدوی خواهان علاوه بر نفقه خود نفقه جاریه فرزند مشترک را نیز مطالبه کرده است لکن مورد توجه دادگاه بدوی قرار نگرفته و در این خصوص نفیا یا اثباتا اظهارنظر نشده و رایی صادر نگردیده است و مطابق ماده 349 قانون آیین دادرسی مدنی مرجع تجدیدنظر مجاز به رسیدگی و صدور حکم نیست. در این خصوص با اعاده پرونده به دادگاه بدوی تذکر داده می شود در این خصوص نیز رسیدگی نموده و حکم مقتضی صادر فرمایند. این رای قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
بیگدلی – موسوی

قاضی:
موسوی , محرمعلی بیگدلی , ناصرخادمی ممان

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1106 - در عقد دائم نفقه ی زن به عهده شوهر است.

مشاهده ماده 1106 قانون مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM