آقای الف. به اتهام
کلاهبرداری تحت تعقیب قرار گرفته و به موجب دادنامه شماره 100048- 03/02/91 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی.. . و مستندا به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و
کلاهبرداری و ماده 47
قانون مجازات اسلامی غیابا به مجازات تحمل دو سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل وجوه ماخوذه از شکات و رد مال شکات محکوم گردیده است و رای صادره به موجب دادنامه شماره 257- 19/04/92 صادر شده از همان شعبه 101 دادگاه بدوی (در مقام رسیدگی به واخواهی محکوم علیه) رد شده و رای نخست تایید و قطعیت یافته است و درخواست قبلی وی مبنی بر تجویز اعاده دادرسی طبق دادنامه شماره 93/248- 04/03/93 صادره از شعبه سی و سوم دیوان عالی کشور رد شده است. وکیل محکوم علیه ضمن پرداخت هزینه دادرسی و با ارسال لایحه به دیوان عالی کشور و با اعلام این که: 1- موکل قربانی عمل برادرش شده است که در سال 1384 جهت بازی کردن در رشته والیبال شناسنامه موکل را بدون رضایت ایشان گرفته و در تیم والیبال شرکت و مدال هایی نیز با همین نام کسب نموده است و بالاخره با شکایت موکل به خاطر استفاده از شناسنامه غیر محکوم شده است و موکل المثنی گرفته است. تا این که با نام موکل اقدام به
ثبت شرکت م. کرده است و اکنون فراری است و موکل به جای وی در زندان اوین است. 2- مدارک ضمیمه موید آن است که موکل هیچ گاه شرکتی نداشته و مجرد می باشد و م.. (برادر) با استفاده از شناسنامه وی اقدام به
ثبت شرکت و ازدواج با خانم زیبایی نموده و اقرار صریح برادرش و اقرار ضمنی وی در دادسرای.. و تطبیق آثار انگشت متهم اصلی کاملا تایید می کند که م. متهم پرونده است ولی او آزاد و رهاست و به خاطر گناه وی شخص بی گناهی در زندان به سر می برد و از طرفی دو همسر خود را با دو شناسنامه متفاوت عقد می نماید لذا مستندا به بند 4 و 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری درخواست اعاده دادرسی نموده است و پرونده در مورخ 12/07/93 به این شعبه ارجاع گردیده است که به شرح آتی اظهارنظر و اتخاذ تصمیم می نماید.