در تاریخ 6/8/91 خانم الف.ق. دادخواستی به طرفیت آقای ک.ق. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به علت تحقق شرط ضمن عقد ( ازدواج مجدد ) تقدیم دادگستری مشهد نموده و توضیح داده است که همسر شرعی و قانونی خوانده می باشم متاسفانه ایشان بدون اجازه بنده ازدواج مجدد نموده است لذا شرط ضمن عقد تحقق یافته ومستندا به ماده 1119
قانون مدنی تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق را دارم رسیدگی به شعبه 44 دادگاه عمومی ( ویژه خانواده ) مشهد ارجاع می گردد و آقای سید ر.س.. به عنوان وکیل خوانده انتخاب و معرفی می شود و جلسه دادگاه در تاریخ 28/2/92 در وقت مقرر با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل می گردد خواهان اظهارمیدارد خواسته
طلاق می باشد خوانده بدون اذن و اجازه من ازدواج مجدد کرده است و شرط ضمن عقد محقق گردیده است
مهریه را می خواهم در عقد هستیم عروسی کرده ایم و باکره نمی باشم ولی زندگی مشترک را شروع نکرده ایم وکیل خوانده اظهارمیدارد وقتی که خوانده با خواهان ازدواج کرده است زن داشته و حتی در وقت ازدواج با خواهان به او گفته است که دارای همسر می باشد وسن همسر اول وی زیاداست و ممکن است زندگی با او را ادامه دهد و یا اینکه او را
طلاق بدهد پس ازاینکه موکل با خواهان ازدواج نموده است همسر اول او حامله شد لذا کماکان زندگی با وی را ادامه داده است خواهان می گوید وقتی که خوانده بامن ازدواج کرد در مورد اینکه زن دارد بامن صحبتی نکرد و من با او به عنوان اینکه زن ندارد ازدواج کردم دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر می کند واز اداره
ثبت احوال مشهد استعلام می نماید که خوانده در چه تاریخ هایی و با چه افرادی ازدواج کرده است داوران منتخب زوجین پس از تفهیم موضوع داوری به آنان نظریه خود را اعلام می دارند که حکایت از عدم توفیق در صلح و سازش فی مابین زوجین دارد اداره
ثبت احوال در پاسخ استعلام دادگاه اعلام می دارد که خوانده در تاریخ 19/4/1390 با خواهان ازدواج کرده است ومجددا در تاریخ 1/1/91 با فرد دیگری بنام خانم ر.ج. ازدواج نموده است دادگاه متعاقبا ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 01518 - 24/6/92 توجها به پاسخ اداره
ثبت احوال درمورد ازدواج مجدد زوج بعداز ازدواج با خواهان تحقق شرط ضمن عقد ( بند 12) را محرز عنوان و مستندا به مواد 1119
قانون مدنی و 26 و 27 و 34 و 31 قانون حمایت خانواده به زوجه اجازه می دهد وفق مقررات مربوطه نسبت به مطلقه نمودن خود اقدام نماید زوج با وکالت آقای س.س. نسبت به رای دادگاه بدوی تجدیدنظرخواهی می کند و وکیل در لایحه اعتراضیه اعلام می کند که همان گونه که قبلا گفته ام موکل قبل از ازدواج باخانم الف.ق. باخانم دیگری بنام ر.ج. در 16/8/89 ازدواج کرده که کپی عقدنامه ضمیمه می باشد وبادرخواست زوجه یعنی ر.ج. شعبه 40 زوج را محکوم به ثبت ازدواج کرده و ازدواج در 17/1/91 ثبت شده است و استناد دادگاه بدوی به استعلام از اداره
ثبت احوال نمی تواند مثبت ادعا باشد و موکل شاهد دارد و حاضر به سوگند نیز می باشد و به خواهان گفته بود من همسر دارم که رسمی نیست و حدود 7 سال از من بزرگ تر است وبه احتمال پنجاه درصد با او متارکه می کنم وحتی یک بار موکل با برادرش این مطلب را به خانم ق.گفته است وایشان گفتند نیازی نیست که به خانواده ام بگویید و باعلم به این مطلب حاضر به ازدواج با موکل شده است وچون دادگاه بدوی به مدافعات توجه نکرده تقاضای نقض رای را دارم رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان محول می گردد واین دادگاه پس از پاره ای اقدامات از جمله مطالبه پرونده استنادی راجع به محکومیت زوج به ثبت ازدواج با همسر دیگر و انعکاس خلاصه ای از پرونده مذکور در پرونده امر ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 00361 - 25/2/93 با این استدلال که بر اساس اظهارات طرفین و مفاد پرونده کلاسه 40/910075 ازدواج زوج درتاریخ 16/8/92 با
مهریه 214 عدد سکه واقع (تاریخ16/08/89 صحیح می باشد) و با این وضع ازدواج مشارالیه باخانم الف.ق. در مورخ 19/4/90 وصف ازدواج مجدد به لحاظ تقدیم ازدواج مذکور تحقق نیافته و شرط ضمن عقد محقق نشده است رای تجدیدنظر خواسته را نقض و حکم به رد دعوی خواهان بدوی صادر می کند خانم الف.ق. از رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی به عمل می آورد و پرونده پس از انجام مقررات راجع به تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال وبه این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه وی قرایت خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: