رای قضایی شماره 9309970910700832

رای قضایی شماره 9309970910700832

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910700832


شماره دادنامه قطعی:
9309970910700832

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/30

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
متقاضی اعاده دادرسی

پیام رای:
تقاضای اعاده دادرسی از طرف شاکی قابل پذیرش نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
1- به موجب دادنامه شماره 824- 03/11/1391 صادرشده از شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی شهرستان اهر آقای الف. به اتهام ارتکاب بزه ایراد ضرب وجرح عمدی نسبت به آقای م. و آقایان ر. و ص. به اتهام ارتکاب بزه ایراد ضرب وجرح عمدی نسبت به آقای الف. و همگی آنان دایر بر شرکت در نزاع دسته جمعی به استناد مواد 367 403 408 480 481 484 615 قانون مجازات اسلامی اولا متهمان نامبرده به لحاظ شرکت در نزاع دسته جمعی هریک به تحمل نودویک روز حبس تعزیری و آقای الف. به پرداخت یک صدم دیه کامل در حق آقای م. و آقای ص. به پرداخت دو فقره یک سوم یک دهم از پنجاه دینار بابت شکستگی یک سوم از قسمت نمایان دندان پیشین مرکزی سمت راست از آرواره فوقانی یک دهم از قسمت نمایان دندان نیش سمت راست از آرواره فک تحتانی و یک سوم از قسمت نمایان دندان بیش تحت راست از آرواره فوقانی در حق آقای الف. و مشترکا با آقایان ر. و م. به پرداخت 12 دینار و سه هزارم دیه کامل در حق آقای الف. محکوم شده اند.
2- شعبه نوزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی وفق دادنامه شماره 906-09/12/91 ضمن رد اعتراض محکوم علیهم به لحاظ استحقاق آنان به تخفیف مجازات به استناد تبصره 2 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با تبدیل مجازات حبس به جزای نقدی هریک از نامبردگان به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی دادنامه تجدیدنظرخواسته را مورد تایید قرار داده است.
3- محکوم علیه آقای الف. در لایحه تقدیمی به دیوان عالی کشور متضمن درخواست پذیرش اعاده دادرسی چنین توضیح داده: «با توجه به این که افرادی به نامان ص. و م. و ر. بنده را مورد ضرب و شتم قرار دادند که شخص ص. دندان های مرا شکسته و گواهی های پزشکی قانونی بنده انضمام پرونده است و فتوکپی آن ها نیز پیوست می باشد ولی با این وصف و با توجه به ضربه های جسمی که به بنده وارد ساخته اند لیکن دیه تعیین شده خیلی کمتر از آثار ضرب وجرح وارده است لذا تقاضای رسیدگی مجدد و صدور حکم بر محکومیت آنان برابر گواهی های صادره و سایر قراین و مدارک را دارم.»;

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص درخواست آقای الف. مبنی بر پذیرش اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 906-09/12/92 صادرشده از شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی نظر به این که محکوم علیه مزبور نسبت به محکومیت خود از حیث پرداخت دیه در حق شاکی و پرداخت جزای نقدی و به نفع صندوق دولت تقاضای پذیرش اعاده دادرسی ننموده بلکه دیات مقرر در دادنامه های بدوی و تجدیدنظر را که به لحاظ شکستگی دندان های وی و صدمات جسمانی وارده به وی تعیین شده و محکوم علیهم به پرداخت آن محکوم شده اند کمتر از مقدار مقرر قانونی دانسته و به همین دلیل درخواست فوق را مطرح کرده است ازآنجاکه مطابق ماده 272 و273 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری محکوم علیه حق درخواست پذیرش اعاده دادرسی از دیوان عالی کشور را به لحاظ محکومیت خویش دارد و به شاکی (محکوم له) چنین اختیاری داده نشده است ازاین روی به لحاظ عدم انطباق درخواست نامبرده با مقررات اعاده دادرسی بر رد آن اظهار عقیده می شود.
رییس شعبه سی وچهارم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
اسلامی ـ قاسمی

قاضی:
قاسمی , اسلامی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 367 ـ در ماده (366) این قانون اگر اولیای هر دو مجنی علیه خواهان قصاص باشند و دو مجنی علیه از نظر دیه یکسان نباشند و دیه مرتکبان بیش از دیه مجنی علیهم باشد مانند اینکه هر دو قاتل مرد باشند و یکی از دو مقتول زن باشد خواهان قصاص از سوی زن باید نصف دیه کامل را بپردازد که در این صورت به سبب مشخص نبودن مرتکب قتل زن فاضل دیه مذکور میان مرتکبان به نسبت مساوی تقسیم می شود. تبصره ـ دیه موضوع این ماده طبق این قانون و قبل از قصاص به مستحق پرداخت می شود.

مشاهده ماده 367 قانون مجازات اسلامی

ماده 403 ـ اگر شخصی که دارای دو چشم است چشم کسی را که فقط یک چشم دارد درآورد یا آن را کور کند مجنی علیه می تواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و نصف دیه کامل را هم دریافت دارد یا از قصاص یک چشم مرتکب منصرف شود و دیه کامل بگیرد مگر اینکه مجنی علیه یک چشم خود را قبلا در اثر قصاص یا جنایتی که استحقاق دیه آن را داشته است از دست داده باشد که در این صورت می تواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و یا با رضایت مرتکب نصف دیه کامل را دریافت نماید.

مشاهده ماده 403 قانون مجازات اسلامی

ماده 408 ـ قطع بینی یا گوش موجب قصاص است گرچه حسب مورد حس بویایی و شنوایی نداشته باشند.

مشاهده ماده 408 قانون مجازات اسلامی

ماده 480 ـ در موارد تحقق لوث و امکان اثبات جنایت علیه شخصی معین از اطراف علم اجمالی با قسامه طبق مقررات قسامه عمل می شود.

مشاهده ماده 480 قانون مجازات اسلامی

ماده 481 ـ هرگاه مجنی علیه یا اولیای دم ادعاء کنند که مرتکب شخصی نامعین از دو یا چند نفر معین است در صورت تحقق لوث مدعی می تواند اقامه قسامه نماید. با اجرای قسامه بر مجرم بودن یکی از آنها مرتکب به علم اجمالی مشخص می شود و مفاد مواد فوق اجراء می گردد.

مشاهده ماده 481 قانون مجازات اسلامی

ماده 484 ـ در موارد وقوع قتل و عدم شناسایی قاتل که با تحقق لوث نوبت به قسامه مدعی علیه برسد و او اقامه قسامه کند دیه از بیت المال پرداخت می شود و در غیر موارد لوث چنانچه نوبت به سوگند متهم برسد و طبق مقررات بر عدم انجام قتل سوگند بخورد دیه از بیت المال پرداخت می شود.

مشاهده ماده 484 قانون مجازات اسلامی

ماده 615 ـ هرگاه قسمتی از زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده است قطع شود به میزان نسبت مساحت قطع شده دیه پرداخت می شود لکن اگر بعدا معلوم شود که کودک لال بوده است دو سوم آن مسترد می گردد و چنانچه معلوم شود که گویا بوده است در صورتی که دیه حروف از بین رفته از دیه نسبت گویایی از بین رفته بیشتر باشد مابه التفاوت آن باید پرداخت شود.

مشاهده ماده 615 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM