رای قضایی شماره 9309970925001313

رای قضایی شماره 9309970925001313

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970925001313


شماره دادنامه قطعی:
9309970925001313

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/04

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تغییر نوع اتهام مندرج در کیفرخواست در دادگاه

پیام رای:
درصورت تغییر نوع اتهام مندرج در کیفرخواست توسط دادگاه باید اتهام جدید به متهم تفهیم گردد.

رای خلاصه جریان پرونده
محتویات پرونده محاکماتی کلاسه 00081-90 شعبه 10050 دادگاه عمومی جزایی تهران که پس از مطالبه و وصول ملاحظه گردید دلالت دارد: مدیر کل کاشف مرکز حفاظت و اطلاعات کل قوه قضاییه طی شماره 51/2/35780 م/110-05/09/90 خطاب به معاون دادستان و سرپرست دادسرای ویژه زمین خواری اعلام داشته حسب گزارش بازرس اداره ثبت استان تهران جاعلین با جعل وکالت نامه شماره 7876-29/09/63 دفتر.. . اسناد رسمی اقدام به تملک دو قطعه زمین به پلاک های ثبتی.. . و.. . فرعی از 163 اصلی واقع در.. .. نموده اند. اقدامات اولیه توسط آن مرجع معمول و از جمله افراد مظنون شخص آقای ب. وکیل وکالت نامه جعلی شماره فوق دارای دو فقره سابقه کیفری چک بلامحل معرفی شده است (اشخاص دیگری نیز به عنوان مظنون معرفی شده اند که موضوع این گزارش نیستند ـ عضو ممیز). در مورخ 08/09/90 با دستور معاون دادستان جهت رسیدگی به شعبه پنجم بازپرسی ارجاع گردیده است. اقدامات قضایی توسط بازپرس جهت تحقیق پیرامون موضوع و شناسایی متهمان با دادن دستورات لازم و اعطاء نیابت معمول شده است. با دستگیری متهم در مورخ 22/03/90 از نامبرده تحقیق دفاعا بیان می دارد: در همان سالی که این اتفاقات رخ داد وضعیت مالی خوبی نداشتم در نزدیکی منزلم بنگاه مشاور املاک بود به آن جا رفت و آمد می کردم. چون بنگاهی که آقای الف. نام داشت با وضعیت مالی من آشنا بود به من پیشنهاد داد می خواهم برایت کاری انجام دهم تا مبلغی به تو برسد بلکه بتوانی وضعیت خود را تغییر دهید. آن وقت من را با شخصی به نام آقای م. آشنا کرد. نامبرده در مورد یک قطعه زمین صحبت کرد که می گفت صاحبی ندارد. می گفت قولنامه اش تنظیم می کنم و بین دو نفر جابجا می کنم در این میان شخصی به نام آقای ف. هم به ما اضافه شد تا جایی که یادم می آید. بین من و ف. قولنامه دستی نوشته شد که حتی کاغذ قدیمی آن را آقای الف. آورده بود یک روز هم آقای م. به من گفت برای این که من کارها را راحتر انجام دهم شما باید به من وکالت بلاعزل بدهیدکه من و ش. این کار را کردیم. تنها چیزی که به من دادند حدود یکصد یا دویست هزار تومان بود بعد از چند وقت هم آقای م. گفت صاحب زمین پیدا شده و فعلا برنامه منتفی است که من هم به دلایل گوناگون و موقعیت کاری مجبور شدم از آن محل نقل مکان کنم و دیگر با آن ها ارتباطی ندارم و نمی دانم کجا هستند. توضیح این که متهم در اجرای نیابت قضایی دستگیر و در مورخ 17/03/91 دادیار کشیک به نامبرده اتهام جعل و استفاده از سند مجعول تفهیم و با صدور قرار وثیقه به مبلغ سیصد میلیون تومان و عجز از تودیع وثیقه به زندان معرفی می شود). بازپرس شعبه اول بازپرسی دادسرای ناحیه 3 تهران ظاهرا سپس پرونده به آن شعبه ارجاع شده است. در مورخ 27/03/91 تحقیقات مبسوطی از متهم معمول و مدافعات قبلی را تکرار می نماید (ص 88 الی 91). اوراق پرونده حاکی است که بازپرس با تقلیل مبلغ وثیقه به پنجاه میلیون تومان و تودیع آن توسط متهم از زندان آزاد می شود اقدامات دیگری جهت شناسایی سایر متهمان معمول و آن ها نیز دستگیر و پس از تحقیق و تفهیم اتهام سپس با تامین آزاد می شوند. در مورخ 17/08/91 بازپرس با تفهیم اتهام جعل و استفاده از سند مجعول از نامبرده آخرین دفاع را اخذ می نماید. وکیل نامبرده مدافعات خود را اعلام و در پرونده منعکس است. در مورخ 27/09/91 قرار مجرمیت متهم دایر به جعل سند و استفاده از سند مجعول صادر می شود. بر این اساس نیز کیفرخواست دادسرا به تاریخ 10/04/91 تنظیم و پرونده به دادگاه ارسال می گردد. شعبه 1050 دادگاه عمومی جزایی تهران حسب ارجاع عهده دار رسیدگی می شود. در این مرحله آقای.. . از جانب متهم اعلام وکالت و به مداخله قانونی می پردازد. لوایحی در دفاع از موکل ارایه که پیوست است. در مورخ 15/12/91 جلسه دادرسی با حضور متهم و وکیل وی تشکیل و در جلسه دادرسی مدافعات آن ها اخذ و استماع شده است. دادگاه خطاب به متهم: اتهامتان تفهیم می شود چه دفاعی دارید؟ اظهارات متهم اول را قبول ندارم. وکیل وی بیان داشته: تمام کارگردان اصلی خودش بوده و ملک را نیز به نام همسرش انتقال داده و حالا می خواهد شریک جرم برای خودش درست کند. خطاب به متهم: اتهامتان مجددا تفهیم آخرین دفاعت چیست؟ مجددا دفاعیات تکرار شده است و در مورخ 19/12/91 با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 1231-19/12/91 مبادرت به صدور حکم می نماید. با این استدلال که اتهام استفاده از سند مجعول مقدمه کلاهبرداری از نوع انتقال مال غیر بوده است با استناد به مواد 47 و 533 و 536 قانون مجازات اسلامی و ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری نامبرده را به تحمل یک سال حبس تعزیری و مبلغ دو میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت و نامبرده را در مورد اتهام جعل وکالت نامه شماره 78976-29/09/63 مشمول مرور زمان کیفری دانسته و به استناد ماده 173 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار موقوفی تعقیب نامبرده را صادر می نماید. و در مورد جعل وکالت نامه منتسب به دفترخانه اسناد رسمی شماره.. . به لحاظ عدم توجه اتهام به استناد اصل 37 قانون اساسی حکم برایت نامبرده را صادر می نماید. در مورد اتهام استفاده از سند مجعول چون مقدمه کلاهبرداری بوده است مجازات تعیین نمی گردد. با اعتراض تجدیدنظرخواهی وکلای محکوم علیه شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به شرح دادنامه 563-31/04/92 و اصلاحی آن به شماره 1268-18/09/91 رای بدوی را تایید می نماید. پس از آن محکوم علیه نسبت به رای محکومیت خویش درخواست اعاده دادرسی می نماید. شعبه 13 دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره 624-13/11/92 آن را مردود اعلام می نماید. مجددا وکیل محکوم علیه با تقدیم لایحه ای اجمالا مبنی بر این که اتهام تفهیمی به موکلش جعل و استفاده از سند مجعول بوده است و دادگاه خارج از محدوده کیفرخواست در مورد نامبرده حکم محکومیت صادر کرده است و از طرفی نقشی در انتقال ملک نداشته است و توضیحات دیگری که در لایحه منعکس است (مشروح لایحه هنگام شور قرایت می گردد). از محضر ریاست محترم دیوان عالی کشور تقاضای اعاده دادرسی می نماید. با جری تشریفات و ثبت در دبیرخانه دیوان جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع می گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
همان گونه که در گردش کار مذکور افتاد و محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد در مرجع بازپرسی به محکوم علیه و مستدعی اعاده دادرسی به نام ب. اتهام جعل و استفاده از سند مجعول تفهیم شده است. بر این اساس اخذ دفاع و آخرین دفاع نیز شده است و در کیفرخواست دادسرا به اتهامات مذکور برای نامبرده تقاضای کیفر شده است. دادگاه بدوی نیز با بسنده نمودن به این که اتهام شما تفهیم می شود دفاع شما چیست؟ اخذ دفاع و آخرین دفاع نموده هیچ گونه اثری از تغییر و یا اصلاح اتهام انتسابی به متهم مبنی بر مشارکت در انتقال مال غیر (کلاهبرداری) توسط محکمه بدوی مشاهده نمی گردد لکن دادگاه بدون رعایت تشریفات و موازین آمره دادرسی کیفری به شرح دادنامه شماره 1231-19/12/91 حکم به مجازات متهم دایر بر ارتکاب شرکت در بزه انتقال مال غیر صادر نموده است. این اقدام دادگاه مطابق با موازین قانونی نبوده است. هرچند دادگاه اختیار تبیین نوع اتهام برخلاف آنچه در کیفرخواست آمده است دارد لکن لازمه آن رعایت موازین قانونی با ملحوظ داشتن حقوق دفاعی متهم است و چنین اقدامی ملاحظه نمی گردد. بنابه مراتب و توجها به این که محکمه تجدیدنظر نیز با نادیده گرفتن آن بدون آن که در مقام اصلاح نقیصه دادگاه بدوی برآید به تایید رای پرداخته است لذا قطع نظر از نکات یاد شده و نیز شمول مرور زمان کیفری اساسا با توجه به این که اقدامات نامبرده صرفا در محدوده تدارک اولیه برای انتقال سند از جمله تهیه مبایعه نامه جعلی و اعطاء وکالت بوده و در انتقال ملک نقش مستقیم نداشته است و اتهام وی در محدوده شروع به انتقال مال غیر قابل بررسی است لذا محکومیت محکوم علیه با وصف کنونی واجد اشکال و مطابق با رعایت موازین قانونی نبوده است. با التفات به ملاک رای وحدت رویه شماره 25/58-01/02/59 هییت عمومی دیوان عالی کشور و انطباق مورد با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و به استناد ماده 274 قانون مرقوم ضمن تجویز اعاده دادرسی پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض محاکم تجدیدنظر استان تهران ارجاع می گردد.
رییس شعبه سی وپنجم دیوان عالی کشور ـ اعضای معاون
سیدکریمی ـ احمدی حیاتی

قاضی:
احمدی , عنایت حیاتی , سیدرضا سیدکریمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 47 ـ صدور حکم و اجرای مجازات در مورد جرایم زیر و شروع به آنها قابل تعویق و تعلیق نیست: الف ـ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور خرابکاری در تاسیسات آب برق گاز نفت و مخابرات ب ـ جرایم سازمان یافته سرقت مسلحانه یا مقرون به آزار آدم ربایی و اسیدپاشی پ ـ قدرت نمایی و ایجاد مزاحمت با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر جرایم علیه عفت عمومی تشکیل یا اداره مراکز فساد و فحشا ت ـ قاچاق عمده مواد مخدر یا روانگردان مشروبات الکلی و سلاح و مهمات و قاچاق انسان ث ـ تعزیر بدل از قصاص نفس معاونت در قتل عمدی و محاربه و افساد فی الارض ج ـ جرایم اقتصادی با موضوع جرم بیش از یکصد میلیون (100.000.000) ریال

مشاهده ماده 47 قانون مجازات اسلامی

ماده 533 ـ هرگاه دو یا چند نفر به نحو شرکت سبب وقوع جنایت یا خسارتی بر دیگری گردند به طوری که آن جنایت یا خسارت به هر دو یا همگی مستند باشد به طور مساوی ضامن می باشند.

مشاهده ماده 533 قانون مجازات اسلامی

ماده 536 ـ هرگاه در مورد ماده (535) این قانون عمل یکی از دو نفر غیرمجاز و عمل دیگری مجاز باشد مانند آنکه شخصی وسیله یا چیزی را در کنار معبر عمومی که مجاز است قرار دهد و دیگری کنار آن چاهی حفر کند که مجاز نیست شخصی که عملش غیرمجاز بوده ضامن است. اگر عمل شخصی پس از عمل نفر اول و با توجه به اینکه ایجاد آن سبب در کنار سبب اول موجب صدمه زدن به دیگران می شود انجام گرفته باشد نفر دوم ضامن است.

مشاهده ماده 536 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM