رای قضایی شماره 9309970220900861

رای قضایی شماره 9309970220900861

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220900861


شماره دادنامه قطعی:
9309970220900861

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/28

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
کلاهبرداری با استفاده از سند مجعول

پیام رای:
استفاده از سند مجعول در راستای کلاهبرداری بزه مستقل محسوب نمی شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص شکایت آقای ج. علیه آقایان 1- ج. 2- م. دایر به جعل و مشارکت در کلاهبرداری به مبلغ 000/000/000/39 ریال با این توضیح که شاکی مدعی است: در امر واردات و فروش رایانه و لوازم جانبی آن فعالیت دارند متهمین که در استان فارس سکونت داشتند با انجام چند معامله با وی و جلب اطمینان او قصد خرید رایانه قابل حمل به تعداد زیاد داشته و به منظور جلب اعتماد شاکی و اثبات تمکن مالی خویش املاکی را در استان فارس به رویت کارشناسان رسانده و با اعلام قیمت های بالاتر از قیمت واقعی آن و نیز ارایه چک های مجعول وی را اغواء کردند و نامبرده حدود چهار هزار رایانه به آن ها فروخته است؛ اینک با توجه به احراز جعلی بودن اسناد ارایه شده تقاضای مجازات آنان را دارد. دادگاه با توجه به شکایت مطروحه و مستندات ابرازی شاکی ازجمله نظریات کارشناسی که در تحقیقات بعدی غیرواقعی بودن ارزیابی کارشناسان به اثبات رسیده و نیز اظهارنظر کارشناسان رسمی دادگستری مبنی بر پاک شدن مندرجات چک های تحویلی به شاکی توسط متهم ردیف دوم که با مواد شیمیایی صورت گرفته به نحوی که شماره سریال های آن نیز از بین رفته و چک های در اختیار شاکی ارزش و اعتبار قانونی نداشته و بانک پذیرش آن خودداری می کند و هم چنین با توجه به اقرار متهم ردیف دوم به صدور چک ها به شیوه ذکرشده و اغفال کارشناسان و هم چنین با توجه به متواری بودن متهم ردیف اول و عدم حضورش در کلیه مراحل دادرسی و نیز دارا بودن سابقه کیفری مشابه متهمین و سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزهکاری آنان را محرز و مسلم تشخیص و مستندا به مواد 27-125 قانون مجازات اسلامی 1392 و نیز ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری متهم ردیف اول را به تحمل 5 سال حبس و متهم ردیف دوم را به تحمل دو و نیم سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید. در خصوص رد مال و جزای نقدی با توجه به عدم ارایه مستندات قابل قبول از جانب شاکی که مبین میزان دقیق مال برده شده از وی باشد و هم چنین با توجه به وجود اسناد ملکی و انتقال بعضی از آنان به نام وی دادگاه در این خصوص مواجه با تکلیفی نبوده و شاکی جهت مطالبه آن به تقدیم دادخواست حقوقی ارشاد می گردد. در خصوص اتهام متهمین فوق دایر به مشارکت در جعل نظر به این که کارشناسان رسمی دادگستری چک های ارایه شده به شاکی را غیر اصیل اعلام نکردند و این نظریه مصون از اعتراض شاکی باقی مانده و با اوضاع واحوال قضیه نیز منافاتی ندارد لذا دادگاه با استناد به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تمسک به اصل کلی و لازم الرعایه برایت وی رای به برایت آنان صادر و اعلام می دارد. و اما در خصوص اتهام آقای ج. کارشناس رسمی دادگستری دایر به جعل و معاونت در کلاهبرداری و هم چنین اتهام آقای م. دایر به جعل عنوان و معاونت در کلاهبرداری موضوع کیفرخواست صادرشده علیه آنان در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 6 تهران در خصوص اتهام معاونت در کلاهبرداری؛ دادگاه با توجه به دفاعیات موجه متهمین و وکلای آنان آگاهی و اطلاع آنان را از قصد و نیت متهمین محرز تشخیص نداده و به جهت فقدان وحدت قصد فی مابین با استناد به اصول ذکرشده رای به برایت آنان صادر و اعلام می دارد. در خصوص اتهام جعل عنوان متهم الف. دادگاه اختیار کردن عنوان کارشناس رسمی دادگستری را توسط وی به عنوان خبره محلی فاقد وصف جزایی تشخیص و نیز راجع به اتهام جعل منتسب به متهم س. دادگاه عمل وی در ارایه گزارش غیرواقع را به جهت اشتباه در معرفی ملک فاقد عنصر معنوی جرم تشخیص و با استناد به اصول ذکرشده رای به برایت آنان صادر و اعلام می دارد. این رای در خصوص متهم ردیف دوم آقای ر. غیابی و ظرف 10 روز قابل واخواهی در این دادگاه و در سایر قسمت ها حضوری و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1036 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ دولت خواهی
در خصوص واخواهی آقای ج. نسبت به دادنامه غیابی شماره 883-06/09/92 و نیز دادنامه اصلاحی شماره 322-15/04/93 این دادگاه که به موجب آن و بر اساس شکایت آقای ج. به اتهام مشارکت در کلاهبرداری به تحمل حبس رد مال و جزای نقدی محکوم شده است؛ نظر به دفاعیات موجه واخواه و وکیل او در این مرحله از دادرسی و نیز پاسخ استعلام صورت گرفته از شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران راجع به دریافت کننده کالا دادگاه دخالت و مشارکت واخواه را در ارتکاب افعال مادی بزه کلاهبرداری محرز نمی داند و به تجویز ماده 407 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه معترض عنه را نقض و مستندا به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تمسک به اصل کلی و لازم الرعایه برایت رای بر برایت وی صادر و اعلام می دارد. این رای ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1036 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ دولت خواهی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. نسبت به دادنامه شماره 11008830 مورخ 06/09/92 شعبه 1036 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن و هم چنین رای اصلاحی به شماره 1100322 مورخ 15/04/92 همان دادگاه آقای م. به اتهام مشارکت در کلاهبرداری به تحمل دو سال و نیم حبس و پرداخت 000/000/735/3 ریال جزای نقدی در حق دولت و مشترکا با محکوم علیه غیابی آقای ج. به رد مبلغ 000/000/470/7 ریال در حق شاکی آقای ج. محکوم گردیده است و تجدیدنظرخواهی آقای ج. از آن قسمت از دادنامه شماره 01100883 مورخ 06/09/92 که به موجب آن در مورد اتهام آقایان م. و ج. دایر بر مشارکت در جعل و در مورد اتهامات آقایان ج. و م. دایر بر جعل و معاونت در کلاهبرداری رای بر برایت ایشان صادر گردیده؛ با توجه به محتویات پرونده خصوصا نظریات کارشناسان محترم دادگستری مبنی بر وقوع بزه جعل نسبت به چک های ارایه شده از سوی آقایان ج. و م. به شاکی از طریق پاک کردن متن چک ها و دوباره نویسی به نحوی که بانک از پرداخت وجه چک ها خودداری کرده است دادگاه اعتراض را وارد دانسته لیکن چون ارایه چک مجعول توسل به شیوه متقلبانه برای ارتکاب بزه کلاهبرداری و بردن مال شاکی بوده بزه مستقلی محسوب نگردیده و این دادگاه مکلف به تعیین مجازات جداگانه نمی باشد و متعاقبا ازآنجاکه آقای ج. به موجب رای دادگاه انتظامی کارشناسان دارای سوابق سوء انتظامی مشابه در رابطه با گزارش خلاف واقع بوده و به محرومیت دایم از انجام کارشناسی محکوم گردیده و گزارش خلاف واقع آقای م. نیز در تعیین ارزش واقعی ملک معرفی شده از سوی متهمین به موجب فریب شاکی و نتیجتا تحقق بزه کلاهبرداری گردیده و به عقیده دادگاه در وحدت قصد آقایان ج. و م. در ارتکاب بزه کلاهبرداری در حد معاونت با متهمین اصلی پرونده آقایان ج. و م. تردیدی نمی باشد. علی هذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی وکلای محکوم علیه م. و پذیرش اعتراض وکیل شاکی صرفا در آن قسمت که آقایان ج. و م. از بزه معاونت در کلاهبرداری تبریه گردیده اند مستندا به شق 4 از بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و تبصره یک ماده مذکور و بند ت از ماده 127 قانون مجازات اسلامی 1392 ضمن نقض رای برایت هریک از نامبردگان را به تحمل شش ماه حبس و پرداخت یک صد میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم می نماید. دادنامه معترض عنه مستندا به بند الف از ماده 257 قانون آیین دادرسی مرقوم در سایر موارد تایید می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
موسوی ـ عظیمی

قاضی:
موسوی , عظیمی , دولت خواهی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 27 ـ مدت حبس از روزی آغاز می شود که محکوم به موجب حکم قطعی لازم الاجراء حبس می گردد. در صورتی که فرد پیش از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده مطرح بوده بازداشت شده باشد مدت بازداشت قبلی در حکم محاسبه می شود. در صورتی که مجازات مورد حکم شلاق تعزیری یا جزای نقدی باشد هر روز بازداشت معادل سه ضربه شلاق یا سیصد هزار (300.000) ریال است. چنانچه مجازات متعدد باشد به ترتیب نسبت به حبس شلاق و جزای نقدی محاسبه می گردد.

مشاهده ماده 27 قانون مجازات اسلامی

ماده 125 ـ هر کس با شخص یا اشخاص دیگر درعملیات اجرایی جرمی مشارکت کند و جرم مستند به رفتار همه آنها باشد خواه رفتار هر یک به تنهایی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنان مساوی باشد خواه متفاوت شریک در جرم محسوب و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم است. در مورد جرایم غیرعمدی نیز چنانچه جرم مستند به تقصیر دو یا چند نفر باشد مقصران شریک در جرم محسوب میشوند و مجازات هر یک از آنان مجازات فاعل مستقل آن جرم است. تبصره ـ اعمال مجازات حدود قصاص و دیات در مورد شرکت در جنایت با رعایت مواد کتاب های دوم سوم و چهارم این قانون انجام می گیرد.

مشاهده ماده 125 قانون مجازات اسلامی

ماده 127 ـ در صورتی که در شرع یا قانون مجازات دیگری برای معاون تعیین نشده باشد مجازات وی به شرح زیر است: الف ـ در جرایمی که مجازات قانونی آنها سلب حیات یا حبس دائم است حبس تعزیری درجه دو یا سه ب ـ در سرقت حدی و قطع عمدی عضو حبس تعزیری درجه پنج یا شش پ ـ در جرایمی که مجازات قانونی آنها شلاق حدی است سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش ت ـ در جرایم موجب تعزیر یک تا دو درجه پایین تر از مجازات جرم ارتکابی تبصره 1 ـ در مورد بند (ت) این ماده مجازات معاون از نوع مجازات قانونی جرم ارتکابی است مگر در مورد مصادره اموال انفصال دائم و انتشار حکم محکومیت که مجازات معاون به ترتیب جزای نقدی درجه چهار شش و هفت است. تبصره 2 ـ در صورتی که به هر علت قصاص نفس یا عضو اجراء نشود مجازات معاون بر اساس میزان تعزیر فاعل اصلی جرم مطابق بند (ت) این ماده اعمال می شود.

مشاهده ماده 127 قانون مجازات اسلامی

ماده 1 ـ هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارتخانه های یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. در صورتیکه شخص مرتکب بر خلاف واقع عنوان یا سمت ماموریت از طرف سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شرکتهای دولتی یا شوراها یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی و بطور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح و نهادها و موسسات مامور به خدمت عمومی اتخاذ کرده یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو تلویزیون روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی به خدمت عمومی باشد. علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از 2 تا ده سال و انفصال ابد از خدمت دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. تبصره 1 ـ در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه میتواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده (حبس) و انفصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد ولی نمی تواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد. تبصره 2 ـ مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و درصورتیکه نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد شروع کننده به مجازات آن جرم نیز محکوم می شود. مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا هم طراز آنها باشند به انفصال دائم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پائین تر باشند به شش ماه تا سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم می شوند.

مشاهده ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری

اصل 37 ـ اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

مشاهده ماده 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM