رای قضایی شماره 9309970221800863

رای قضایی شماره 9309970221800863

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221800863


شماره دادنامه قطعی:
9309970221800863

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/09

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
حدود الزام آراء وحدت رویه دیوان عدالت اداری برای دادگاه ها

پیام رای:
آراء وحدت رویه صادره از هیات عمومی دیوان عدالت اداری صرفا برای شعب آن دیوان متبع و لازم الرعایه بوده و محاکم دادگستری مرجع رسیدگی به تظلمات عامه بوده و مکلف به تبعیت از آراء وحدت رویه دیوان عدالت نیستند.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقای الف.ح. با وکالت آقای غ.ج. به طرفیت1-ش. 2-ش. به خواسته مطالبه قیمت عادله 55/72 مترمربع از پلاک.. . واقع درطرح ش. به انضمام کلیه خسارات قانونی. بدین توضیح که وکیل خواهان به موجب دادخواست تقدیمی اعلام نموده است که موکل وی مالک رسمی پلاک ثبتی.../... می باشد که مساحت 55/72 مترمربع از آن در طرح ش. قرارگرفته است ولیکن ش. از پرداخت عادله مساحت واقع در طرح استنکاف نموده است ازاین رو به شرح خواسته تقاضای رسیدگی نموده است با عنایت به محتویات پرونده نظر به اینکه حسب استعلام صورت گرفته از اداره ثبت اسناد و املاک ر. که پاسخ آن به شماره 19068 مورخ 1390/9/3 در پرونده مضبوط است مالکیت خواهان بر ملک موضوع خواسته مورد تایید قرارگرفته است و نظر به اینکه حسب نظریه هیات سه نفره کارشناسان رسمی دادگستری که با اوضاع و احوال قضیه مطابقت داشته و مصون از ایراد و اعتراض باقی مانده است میزان45/71 مترمربع از ملک خواهان در طرح اصلاحی ش. قرار گرفته و ارزش آن به مبلغ ششصد میلیون ریال تعیین گردیده است و نظر به غیر موثر بودن دفاعیات خوانده ردیف اول بدین شرح که سرپرست وقت ش. به موجب لایحه شماره 135-90 مورخ 1390/3/9 و نماینده حقوقی آن اداره به شرح صورت جلسه مورخ 1390/3/9 مدعی گردیده اند برابر توافقنامه میان ش. و شرکت سهامی ص. خوانده ردیف دوم می بایست پس از اصلاح معابر مبادرت به انتقال مالکیت به خواهان می نمود و درصورتی که چنین نشده است خوانده ردیف دوم باید پاسخگو باشد چرا که از یک سو اصل سند مربوط به توافق نامه با وجود درخواست وکیل خواهان هرگز ارایه نگردیده است و از سوی دیگر بر فرض صحت این ادعا پذیرش این امر مستلزم اقامه دعوی از سوی ش. به طرفیت خوانده ردیف دوم بوده ازاین رو از آنجایی که تسلیط ید خوانده ردیف اول بر ملک خواهان مسجل می باشد و نظر به خروج موضوعی امر از ماده 101 قانون شهرداری ها دادگاه دعوی خواهان را وارد تشخیص و مستندا به مواد 198و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و قانون نحوه تقویم ابنیه و املاک و اراضی مورد نیاز شهرداری ها حکم بر محکومیت خوانده ردیف اول به پرداخت مبلغ ششصدمیلیون ریال (600/000/000) بابت اصل خواسته و هزینه دادرسی به ماخذ محکوم به و حق الوکاله وکیل مطابق تعرفه در حق خواهان صادر و اعلام می دارد. لکن در خصوص دعوی مطروحه به طرفیت خوانده ردیف دوم نظر به عدم تسلط ید از سوی آن شرکت نسبت به ملک خواهان و عدم توجه دعوی به خوانده ردیف دوم مستندا به بند 4 ماده 84 و ماده89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.
دادرس شعبه دوم حقوقی دادگستری بهارستان
بازیار

رای دادگاه تجدیدنظر استان
آن قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9209972988200439 مورخ 1392/05/26 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بهارستان که بر محکومیت تجدیدنظرخواه ش. به پرداخت مبلغ 600/000/000 ریال بابت بهای عادله قسمتی از پلاک ثبتی.. ./... به مساحت 72/55 مترمربع و پرداخت خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه کانون وکلای دادگستری اشعار دارد مآلا موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد. زیرا که اولا به تصریح ماده 22 از قانون ثبت همین که ملکی برابر مقررات در دفتر املاک به ثبت رسید دولت صرفا کسی را مالک می شناسد که ملک در دفتر املاک به نام او ثبت و یا به طریق قانونی به او منتقل شده باشد که در مانحن فیه به دلالت مفاد جوابیه استعلام ثبتی مضبوط در پرونده مالکیت پلاک ثبتی مورد ترافع در دفتر املاک به نام تجدیدنظر خوانده به ثبت رسیده است و لذا مادامی که سند مالکیت مشارالیه به طریق قانونی منتهی به ابطال نگردد همچنان از حمایت قانون برخوردار می باشد و قضات به حکم مقرر در ماده 73 قانون ثبت مکلف به اعتبار بخشیدن به اسناد رسمی می باشند. ثانیا با اجرای طرح از ناحیه شهرداری و تصرف قسمتی از پلاک مبحوث عنه و عدم توافق با مالک در جهت پرداخت بهای آن مالک به موجب منطوق ماده واحده قانون نحوه تقویم اراضی و ابنیه موردنیاز شهرداری ها مستحق دریافت بهای ملک به نرخ روز می باشد. ثالثا میزان بهای ملک قسمت مورد تصرف به موجب نظریه ابرازی هیات سه نفره کارشناسان رسمی دادگستری برآورد شده است که نظریه ابرازی مباینتی با اوضاع و احوال مسلم قضیه ندارد. رابعا ایراد تجدیدنظرخواه به صلاحیت دادگاه به استناد آراء وحدت رویه شماره 93 و 199 هیات عمومی دیوان عدالت اداری نیز وارد نمی باشد. زیرا که آراء وحدت رویه صادره از هیات عمومی دیوان عدالت اداری صرفا برای شعب آن دیوان متبع و لازم الرعایه بوده و محاکم دادگستری مطابق صراحت اصول 159 و 157 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مرجع رسیدگی به تظلمات عامه بوده و مکلف به تبعیت از آراء وحدت رویه دیوان عدالت نمی باشند و از سوی دیگر ضرورتی به مراجعه مالک به دیوان عدالت اداری در جهت احراز استحقاق نمی باشد. به لحاظ آنکه با تصرف ملک از ناحیه مجری طرح مالک مستحق دریافت بهای آن می باشد. ازاین رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی مستندا به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نماید. رای صادره حضوری و قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
امانی شلمزاری - کریمی

قاضی:
عزت اله امانی شلمزاری , کریمی , ابوالقاسم بازیار

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 101ـ ادارات ثبت اسناد و املاک و حسب مورد دادگاهها موظفند در موقع دریافت تقاضای تفکیک یا افراز اراضی واقع در محدوده و حریم شهرها از سوی مالکین عمل تفکیک یا افراز را براساس نقشه ای انجام دهند که قبلا به تایید شهرداری مربوط رسیده باشد. نقشه ای که مالک برای تفکیک زمین خود تهیه نموده و جهت تصویب در قبال رسید تسلیم شهرداری می نماید باید پس از کسر سطوح معابر و قدرالسهم شهرداری مربوط به خدمات عمومی از کل زمین از طرف شهرداری حداکثر ظرف سه ماه تایید و کتبا به مالک ابلاغ شود. بعد از انقضاء مهلت مقرر و عدم تعیین تکلیف از سوی شهرداری مالک می تواند خود تقاضای تفکیک یا افراز را به دادگاه تسلیم نماید. دادگاه با رعایت حداکثر نصابهای مقرر در خصوص معابر شوارع و سرانه های عمومی با اخذ نظر کمیسیون ماده (5) به موضوع رسیدگی و اتخاذ تصمیم می نماید. کمیسیون ماده (5) حداکثر ظرف دو ماه باید به دادگاه مذکور پاسخ دهد. در صورت عدم ارسال پاسخ در مدت فوق دادگاه با ملاحظه طرح جامع و تفصیلی در چهارچوب سایر ضوابط و مقررات به موضوع رسیدگی و رای مقتضی صادر می نماید. تبصره 1ـ رعایت حدنصابهای تفکیک و ضوابط و مقررات آخرین طرح جامع و تفصیلی مصوب در محدوده شهرها و همچنین رعایت حدنصابها ضوابط آیین نامه ها و دستورالعملهای مرتبط با قوانین از جمله قوانین ذیل در تهیه و تایید کلیه نقشه های تفکیکی موضوع این قانون توسط شهرداریها الزامی است: ـ مواد (14) و (15) قانون زمین شهری مصوب سال 1366 ـ قانون منع فروش و واگذاری اراضی فاقد کاربری مسکونی برای امر مسکن به شرکتهای تعاونی مسکن و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی مصوب سال 1381 ـ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب سال 1374 و اصلاحات بعدی آن ـ قانون جلوگیری از خردشدن اراضی کشاورزی و ایجاد قطعات مناسب فنی ـ اقتصادی مصوب سال 1385 و اصلاحات بعدی آن ـ ماده (5) قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و اصلاحات بعدی آن تبصره 2ـ در مورد اراضی دولتی مطابق تبصره (1) ماده (11) قانون زمین شهری مصوب سال 1366 اقدام خواهد شد. تبصره 3ـ در اراضی با مساحت بیشتر از پانصد مترمربع که دارای سند ششدانگ است شهرداری برای تامین سرانه فضای عمومی و خدماتی تا سقف بیست و پنج درصد (25%) و برای تامین اراضی موردنیاز احداث شوارع و معابر عمومی شهر در اثر تفکیک و افراز این اراضی مطابق با طرح جامع و تفصیلی با توجه به ارزش افزوده ایجاد شده از عمل تفکیک برای مالک تا بیست و پنج درصد (25%) از باقیمانده اراضی را دریافت می نماید. شهرداری مجاز است با توافق مالک قدرالسهم مذکور را براساس قیمت روز زمین طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری دریافت نماید. تبصره 4ـ کلیه اراضی حاصل از تبصره (3) و معابر و شوارع عمومی و اراضی خدماتی که در اثر تفکیک و افراز و صدور سند مالکیت ایجاد می شود متعلق به شهرداری است و شهرداری در قبال آن هیچ وجهی به صاحب ملک پرداخت نخواهد کرد. در مواردی که امکان تامین انواع سرانه شوارع و معابر از زمین مورد تفکیک و افراز میسر نباشد شهرداری می تواند با تصویب شورای اسلامی شهر معادل قیمت آن را به نرخ کارشناسی دریافت نماید. تبصره 5 ـ هرگونه تخلف از موضوع این قانون در تفکیک یا افراز اراضی جرم تلقی شده و متخلفین طبق قانون مجازات اسلامی و قانون تخلفات اداری تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. (اصلاحی 28/01/1390)

مشاهده ماده 101 قانون شهرداری

اصل 159- مرجع رسمی تظلمات و شکایات دادگستری است. تشکیل دادگاه‏ها و تعیین صلاحیت آنها منوط به حکم قانون است.

مشاهده ماده 159 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

اصل 157- به منظور انجام مسوولیت‏های قوه قضاییه در کلیه امور قضایی و اداری و اجرایی مقام رهبری یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر را برای مدت پنج سال به عنوان رییس قوه قضاییه تعیین می نماید که عالیترین مقام قوه قضاییه است.

مشاهده ماده 157 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM