رای قضایی شماره 9309970908400444

رای قضایی شماره 9309970908400444

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970908400444


شماره دادنامه قطعی:
9309970908400444

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/16

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تشریفات دادرسی در دادگاه کیفری استان

پیام رای:
عدم حضور دادستان یا نماینده وی در جلسات رسیدگی دادگاه کیفری استان از موجبات نقض رای است.

رای خلاصه جریان پرونده
به حکایت اوراق این پرونده خانم م. در مورخه 18/04/92 شکایتی به دادگاه عمومی دایر به تجاوز به عنف و اکراه تسلیم می نماید. متهم در نیروی انتظامی اقرار به نزدیکی جنسی با شاکیه را می نماید ولی در دادگاه با عدول از اقاریر قبلی می گوید در نیروی انتظامی اولا به لحاظ ترس و ثانیا به منظور گرفتن رضایت از شاکیه چنین اقرار نموده است. دادگاه برای متهم قرار تامین وثیقه به مبلغ یک میلیارد ریال صادر می نماید. در مورخه 22/04/92 دادگاه بخش.. . پرونده را با قرار عدم صلاحیت رسیدگی به محاکم کیفری استان ارسال می نماید. پرونده به شعبه ششم دادگاه کیفری استان ارجاع می گردد. جلسه دادگاه در 26/06/92 با حضور طرفین و وکیل متهم تشکیل می گردد. شاکی اظهار داشته است: عرایضم به شرح قبلی است این شخص اشاره به آقای م. به من تجاوز کرده است. شوهرم زندان بود از همه جا رانده شده بودم در جلو دادگاه آقای م. مرا سوار اتومبیل پراید خود کرد می گفت آشنا دارم در دادگاه هم یکی از بستگان هست به تو کمک می کنم او مرا ربوده و به خارج شهر برد و به من تجاوز کرد از او شکایت دارم. آقای رییس پاسگاه حاضر است شهادت می دهد. دادگاه به متهم تفهیم اتهام با توجه به مطالب شاکیه می نماید می گوید: اتهام تفهیمی و شکایت شاکیه را قبول ندارم. رییس پاسگاه به عنوان گواه احضار شده است. پس از تحقیق از شاکیه می گوید با ارجاع شکواییه شاکیه به همراه وی به محل وقوع حادثه رفتیم چند تا دستمال کاغذی خشک آنجا افتاده بود جمع آوری و به شاکیه تحویل شد که به آزمایشگاه پزشکی قانونی ببرد. متهم را خواستم آمد حسب دستور قاضی محترم مواجهه حضوری داده شد باهم روبرو شدند به همدیگر فحاشی می کردند. متهم گفت انجام داده ام (زنا و رابطه جنسی) ولی با رضایت خویش بوده است. خانم هم می گفت تو به زور این کار را کردی. شاکیه را به پزشکی قانونی فرستادم ولی گواهی پزشکی نیاورد و ظاهرا نرفته بود می گفت به خاطر آبرویم نمی روم. دادگاه مطالب شاکی را به وکیل متهم تفهیم می نماید و می گوید هر مطلبی در دفاع از موکل خود دارید بیان نماید (نامبرده می گوید موکل اقراری به رابطه جنسی با شاکیه ننموده و از این گذشته اقرار در نزد حاکم دادگاه نبوده است. موکل اتهام انتسابی را چه به عنف یا رضایت قبول ندارد. دادگاه ختم رسیدگی اعلام و طی دادنامه 00152-27/09/92 پس از معرفی وثیقه گذار دادگاه قرار قبولی صادر و با عنایت به گواهی گواه و فقدان شرایط ثبوت زنا متهم را از تجاوز به عنف و ارتکاب زنا تبریه و در مورد رابطه نامشروع با احراز بزهکاری وی او را به 74 ضربه شلاق مستندا به ماده 232 قانون مجازات اسلامی جدید محکوم می نماید. وکیل محکوم علیه از محکومیت موکل خود و خانم م. از جهت برایت متهم از ارتکاب زنای به عنف به رای صادره اعتراض می نمایند. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال می گردد که به این شعبه ارجاع می گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم.. . به وکالت از آقای م. و خانم م. اصالتا از جانب خود به عنوان شاکی پرونده نسبت به دادنامه شماره 000152-27/09/92 صادره از دادگاه کیفری استان فارس مستقر در کازرون با توجه به محتویات پرونده صرف نظر از وارد بودن یا نبودن اعتراضات تجدیدنظرخواهی به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره مذکور در بالا نظر به این که نماینده آقای دادستان در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر نبوده و از وی دعوت به عمل نیامده است و لذا مستندا به تبصره 2 از ماده 20 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و بند 4 از شق ب همین ماده رای تجدیدنظرخواسته نقض پرونده جهت رسیدگی به شعبه دیگر هم عرض محاکم کیفری استان فارس ارجاع می گردد.
رییس شعبه بیست و چهارم دیوان عالی کشور ـ مستشار
لشکری ـ شوشتری

قاضی:
ابراهیم لشکری , علی شوشتری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 232 ـ هرگاه مرد یا زنی کمتر از چهار بار اقرار به زنا نماید به سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش محکوم می شود. حکم این ماده در مورد لواط تفخیذ و مساحقه نیز جاری است.

مشاهده ماده 232 قانون مجازات اسلامی

ماده 20 – به منظور تجدید نظر در آراء دادگاه های عمومی و انقلاب در مرکز هر استان دادگاه تجدید نظر به تعداد مورد نیاز مرکب از یک نفر رییس و دو عضو مستشار تشکیل می شود. جلسه دادگاه با حضور دو نفر عضو رسمیت یافته پس از رسیدگی ماهوی رای اکثریت که به وسیله رییس یا عضو مستشار انشاء می شود قطعی و لازم الاجرا خواهد بود. تبصره 1 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 2 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 3 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 4 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 5 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 6 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 7 – در شهرستان مرکز استان رئیس کل دادگستری استان رئیس شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان می باشد و رئیس شعبه اول دادگاههای عمومی مرکز استان رئیس کل دادگاههای آن شهرستان خواهد بود و در غیر مرکز استان رئیس هر حوزه قضائی رئیس شعبه اول دادگاه عمومی آن حوزه قضائی است.

مشاهده ماده 20 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM