رای قضایی شماره 9309970909500156

رای قضایی شماره 9309970909500156

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909500156


شماره دادنامه قطعی:
9309970909500156

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/06/30

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرط پذیرش دلیل جدید به عنوان جهت اعاده دادرسی

پیام رای:
ارائه دلیل جدید زمانی موثر در تجویز اعاده دادرسی خواهد بود که به طور معمول و متعارف امکان طرح آن در محاکمه مقدور نبوده باشد و متواری بودن متهم در مرحله رسیدگی دادگاه و عدم ارائه دلائل ادعایی از این موارد نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
مطابق دادنامه شماره 301224 مورخ 1392/12/17 شعبه 103 دادگاه عمومی جزایی شهرستان.. . و مبانی و دلایل و مستندات مذکور در آن دادنامه آقایان غ. ع. و ی.ر. هر سه نفر فاقد سایر مشخصات و متواری با وکالت آقای ع.م. به اتهام جعل (ساختن) دو فقره قول­نامه عادی هر یک به پرداخت مبلغ دوازده میلیون ریال جزای نقدی و متهم ردیف سوم علاوه بر آن به اتهام استفاده از سند مجعول به پرداخت مبلغ هیجده میلیون ریال جزای نقدی درحق صندوق دولت محکوم شده اند. وکیل محکوم علیه به رای صادره اعتراض کرده و شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان.. .طی دادنامه شماره 200177 مورخ 1393/02/18 تجدیدنظرخواهی را مردود اعلام نموده است. متعاقبا وکیل محکوم ­علیهم لایحه ای تحت عنوان اعاده دادرسی به دیوان عالی کشور تقدیم و با ضمیمه نمودن تصاویر یک فقره وکالت نامه رسمی یک فقره مبایعه نامه عادی فی مابین دو نفر از محکومین دادنامه و دو برگ گواهی عادی به مضمون صحت مبایعه نامه مذکور تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده است. با ارجاع پرونده به این شعبه هییت شعبه در تاریخ فوق تشکیل جلسه داده و پس از قرایت گزارش آقای موحدی عضو ممیز و نظریه کتبی آقای لشکری دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور مبنی بر این که: «اتخاذ تصمیم مقتضی وفق مقررات قانونی مورد تقاضای اینجانب می باشد.» مشاوره نموده و چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
اولا: دفاع در ماهیت بزه اثباتی به نحوی که وکیل محکوم علیهم در قسمتی از لایحه خود مطرح کرده است از شیون رسیدگی در دادگاه ها می باشد و در تقاضای اعاده دادرسی قابل طرح نیست. ثانیا: ارایه مستندات به عنوان دلیل جدید نیز زمانی موثر در تجویز اعاده دادرسی خواهد بود که به طور معمول و متعارف امکان طرح آن در دادگاه نبوده باشد و در این مرحله نیز به نحو موثری بر بی­گناهی محکوم علیه دلالت داشته باشد. فلذا و به ­لحاظ این که در دادنامه صادره از دادگاه بدوی به بخشی از این مستندات و میزان اعتبار و ارزش آن ها اشاره شده است و هم چنین این که اساسا محکوم علیهما در آن مرحله متواری بوده و در دادنامه حضور نیافته اند صرف ارایه مستندات مذکور من جمله تصویر مبایعه نامه عادی بین دو نفر از محکومین دادنامه پس از اتمام فرآیند رسیدگی و قطعیت دادنامه نمی تواند موجب تجویز اعاده دادرسی برای آنان شود. فلذا با اعلام این که تقاضای متقاضیان با هیچ یک از شقوق ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امورکیفری منطبق نیست به رد آن اظهار عقیده می شود.
شعبه 40 دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
حمیدرضا موحدی - محمد بارانی

قاضی:
حمیدرضاموحدی , محمد بارانی , ابراهیم لشکری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM