رای قضایی شماره 9309970220200944

رای قضایی شماره 9309970220200944

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220200944


شماره دادنامه قطعی:
9309970220200944

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/06/04

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تاثیر مصلحت طفل در دعوای حضانت

پیام رای:
در دعوای حضانت یکی از عوامل تاثیرگذار رعایت مصلحت طفل است بنابراین حتی اگر صلاحیت پدر برای حضانت محرز باشد ممکن است زندگی طفل با مادر به مصلحت وی باشد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص درخواست خانم ز.س. فرزند ف. به طرفیت آقای ح.س. فرزند ن. به خواسته صدور دستور موقت حضانت فرزند مشترک خود با خوانده آقای ح.س. (فرزند مشترک بنام ع.) دادگاه پس از احراز رابطه زوجیت خواهان و عدم امکان حضانت مشترک و واگذاری اولویت حضانت اطفال بنام ع. به مادر(خواهان) خواسته خواهان را وارد دانسته با استناد به مواد 320 315 310 و 325 آیین دادرسی مدنی و 1169 قانون مدنی دستورموقت مبنی بر واگذاری حضانت طفل موضوع پرونده به خواهان صادر و اعلام می نماید این دستور مستقلا قابل اعتراض نیست و پس از تایید رییس حوزه قضایی و ابلاغ به خوانده فورا قابل اجرا می باشد.
رییس شعبه 254 دادگاه عمومی خانواده تهران- اکبری
در خصوص دادخواست خواهان خانم ز.س. فرزند ف. با وکالت آقایان س.خ. و ن.ق. به طرفیت خوانده آقای ح.س. فرزند ن. با وکالت آقای ع.الف. به خواسته حضانت فرزند مشترک بنام ع. دادگاه با عنایت به مطالعه محتویات پرونده اظهارات وکلای زوجه (خواهان) ملاحظه تحقیقات واحد مددکاری به شرح صفحات 14 و 15 پرونده و نظریه دکتر ف.س. متخصص روانشناسی بالینی و اینکه فرزند مشترک از مدرسه به لحاظ ترس از پدرش فراری شده و نزد مادر خود رفته و زوجین هم از همدیگر جدا زندگی می نمایند دادگاه دعوی خواهان را حسب نظریه واحد مددکاری و واحد مشاوره مستقر در مجتمع به کیفیت مطروحه وارد تشخیص مستندا به تبصره ماده 1169 و ماده 1174 قانون مدنی به لحاظ مصلحت طفل حضانت به خواهان (مادر) واگذار به پدر اذن داده می شود تا هر هفته به مدت بیست و چهار ساعت از عصر پنجشنبه تا عصرجمعه فرزند مشترک را ملاقات نماید. رای صادره حضوری ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه های محترم تجدیدنظر مرکز استان تهران می باشد.
رییس شعبه 254 دادگاه عمومی خانواده تهران- اکبری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ح.س. به طرفیت خانم ز.س. از دادنامه شماره155-28/2/90 تصدیری از شعبه254 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن حضانت فرزند مشترک بنام ع.س. متولد 14/6/79 از نامبرده سلب و به مادر طفل (تجدیدنظر خوانده) واگذار گردیده است موجه وارد تشخیص داده نمی شود زیرا اگرچه صلاحیت پدر بر امر حضانت محرز و مسجل است و با عنایت به وضعیت افت روحی کودک بعد از واگذاری به پدر و مصلحت نامبرده در وضعیت حاضر جهت زندگی مشترک با مادر از جهات تجدیدنظرخواهی را که با هیچ یک از شقوق احصاء شده در ماده 348 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی منطبق ندانسته و دادنامه تجدیدنظر خواسته را که با رعایت اصول و موازین قانونی اصدار یافته است و ایراد و اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض آن را فراهم نماید به عمل نیامده است به استناد ماده 358 از قانون مرقوم ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می گرداند. رای صادره قطعی است.
مستشاران شعبه26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
صلاتی ـ میرغفاری
رای دادگاه
درمورد درخواست اعاده دادرسی آقای ح.س. به طرفیت همسرش خانم ز.س. از دادنامه قطعی شماره00613 مورخ18/4/90 این شعبه که به موجب آن دادنامه بدوی 155 مورخ 28/2/90 شعبه 254 دادگاه خانواده تهران متضمن سلب حضانت فرزند مشترک ع. 11 ساله از وی و تفویض آن به مادرش تایید و قطعی گردیده دادگاه نظربه مستندات ابرازی زوج به ویژه نظریه3166/31/1 مورخ 26/2/89 پزشکی قانونی منطقه مرکزی تهران و نظریه89/799/33/12 مــــورخ25/5/89 هییت کمیسیون پزشکی قانونی که مشارالیه را فاقد اختلالات روحی و جنون دانسته و بر توانایی وی بر حضانت و نگهداری فرزندش تاکید کرده اند دادگاه موجبی برای سلب حضانت فرزند از پدر ندیده و با وارد دانستن اعاده دادرسی و دلایل ابرازی وی به استناد ماده 438 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه مورد اعاده دادرسی را نقض و به استناد ماده 1169 قانون مدنی حکم بر حضانت فرزند مشترک ع. توسط پدر صادر و اعلام می دارد این حکم به موجب ماده 1174 همین قانون مانع ملاقات مادر با فرزندش و فرزند با مادرش به مدت62 ساعت در هفته از ساعت17 روز چهارشنبه لغایت 7 صبح شنبه نخواهدشد. رای دادگاه به استناد ماده 365 قانون آیین دادرسی مدنی قطعی است.
مستشاران شعبه26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
سیفی ـ نحوی
رای دادگاه
در این پرونده خانم ز.س. راجع به حضانت فرزندش بنام ع.س. که به موجب دادنامه قطعی شماره 9009970222601986 مورخ 14/2/1390 شعبه محترم 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که به آقای ح.س. با وارد دانستن اعاده دادرسی واگذار و در این خصوص درخواست اعمال ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب که با اعلام اشتباه هییت بررسی به شماره 2427 به ریاست محترم قوه قضاییه اعلام و مرقومه ریاست محترم قوه مبنی بر تجویز اعاده دادرسی در رسیدگی به درخواست خانم ز.س. در شعبه هم عرض پرونده به این شعبه ارجاع گردیده است دادگاه با تعیین وقت رسیدگی از طرفین دعوت و استماع اظهارات متقاضی که اظهار داشته چون فرزندم در کنار من در آرامش و آسایش است و ازنظر اخلاقی و تحصیلی هیچ موردی ندارد چراکه در اجرای حکم حضانت فرزندم بارها از منزل پدری فرار کرد و مدرسه را رها کرده بود پاسخ آقای ح.س. بر اینکه در کمال صحت مزاح بوده و چند بار به کمیسیون پزشکی معرفی و پزشکی قانونی سلامت روحی و روانی نامبرده تایید گردیده است دادگاه با مداقه در اوراق و محتویات پرونده صرف نظر از اینکه بعد از چند ماه فرزند مشترک از مدار حضانت خارج و با اراده خود می تواند با هریک از والدین اعم از پدر یا مادر زندگی کند اما در موقعیت فعلی آنچه که مدنظر قانون گذار در تبصره الحاقی به ماده 1169 قانون مدنی بوده زمانیست که بعد از 7 سالگی والدین چه قبل یا چه بعد از طلاق راجع به تعیین حضانت طفل باهمدیگر اختلاف حاصل نمایند که در مانحن فیه با تشخیص مصلحت طفل حضانت کودک با در نظر گرفتن شرایط روحی و روانی و اینکه از بدو تولد با مادر زندگی کرده و در دوران مفارقت جسمانی زوجین و حتی بعد از طلاق نیز فرزند مشترک با مادر بوده و گزارشات و محتویات پرونده حاکی از آنست که در مدتی که طفل با مادر بوده دچار افت تحصیلی نبوده و مشاوره نیز مطلب فوق را تایید و تصدیق نموده است و مبنای تشخیص مصلحت طفل توسط دادگاه محترم بر همین اصل استوار است کما اینکه سلامت روحی روانی پدر طفل نیز غیرقابل انکار است و توجه همکاران محترم قضایی شعبه محترم 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران معطوف به این نکته بوده اما با توجه به محتویات پرونده و اوضاع و احوال منعکس در آن و اینکه فرزند مشترک سالیان متمادیست که با مادر زندگی نموده و تشخیص مصلحت طفل که ادامه مدت زمانیکه از مدار حضانت خارج شود به مصلحت اوست که در حضانت مادر باقی باشد با وارد دانستن اعاده دادرسی و دلایل ابرازی و گزارش موسعی که همکاران محترم قضایی در رابطه با اعمال ماده 18 تهیه نموده و نظر ریاست محترم قوه قضاییه در اجازه و تجویز اعاده دادرسی به استناد صدر ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 21/1/79 در امور مدنی دادنامه مورد اعاده دادرسی را نقض و به استناد تبصره الحاقی ماده 1169 قانون مدنی حکم به حضانت فرزند مشترک ع.س. را به مادرش خانم ز.س. صادر و اعلام می دارد. رای صادره به موجب ماده 365 از همان قانون قطعی است.
مستشاران شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
ارژنگی ـ موسوی

قاضی:
اکبری , صلاتی , علی سیفی , نحوی , ارژنگی , موسوی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1174 - در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یک منزل سکونت نداشته باشند هر یک از ابوین که طفل تحت حضانت او نمی باشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوطه به آن ها در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه است.

مشاهده ماده 1174 قانون مدنی

ماده 1169 - برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره - بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد. (اصلاحی 80/09/1382 مجمع تشخیص نظام)

مشاهده ماده 1169 قانون مدنی

ماده 320 - دستور موقت پس از ابلاغ قابل اجراست و نظر به فوریت کار دادگاه می تواند مقرر دارد که قبل از ابلاغ اجراء شود.

مشاهده ماده 320 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 315 - تشخیص فوری بودن موضوع درخواست با دادگاهی می باشد که صلاحیت رسیدگی به درخواست را دارد.

مشاهده ماده 315 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 310 – در اموری که تعیین تکلیف آن فوریت دارد دادگاه به درخواست ذی نفع برابر مواد زیر دستور موقت صادر می نماید.

مشاهده ماده 310 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 325 - قبول یا رد درخواست دستور موقت مستقلا قابل اعتراض و تجدیدنظر و فرجام نیست. لکن متقاضی می تواند ضمن تقاضای تجدیدنظر به اصل رای نسبت به آن نیز اعتراض و درخواست رسیدگی نماید. ولی در هرحال رد یا قبول درخواست دستور موقت قابل رسیدگی فرجامی نیست. تبصره 1 - اجرای دستور موقت مستلزم تایید رئیس حوزه قضایی می باشد. تبصره 2 - درخواست صدور دستور موقت مستلزم پرداخت هزینه دادرسی معادل دعاوی غیرمالی است

مشاهده ماده 325 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 438 - هرگاه پس از رسیدگی دادگاه درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد حکم مورد اعاده دادرسی را نقض و حکم مقتضی صادر می نماید. درصورتی که درخواست اعاده دادرسی راجع به قسمتی از حکم باشد فقط همان قسمت نقض یا اصلاح می گردد. این حکم از حیث تجدیدنظر و فرجام خواهی تابع مقررات مربوط خواهد بود.

مشاهده ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM