پیرو گزارش تنظیمی و دادنامه شماره 562-1392/09/26 صادره از شعبه 33 دیوان عالی کشور که در صفحات 157 الی 159 ضمیمه پرونده گردیده در رای صادره مذکور تذکر داده شده که اتهام تفهیمی و آخرین دفاع اخذشده با اتهام قیدشده است در رای مطابقت ندارد و ایرادهای دیگر مطرح شده بود که رای صادره نقض و جهت رسیدگی مجدد پرونده به شعبه محترم کیفری استان اعاده گردیده است. در تاریخ 1393/02/06 دادگاه با حضور اعضاء و نماینده دادستان شاکیه و وکیل تسخیری و در غیاب متهم تشکیل گردیده است. نماینده دادستان خواهان رسیدگی و صدور حکم شایسته شده است. شاکیه اظهار داشته : از سال 85 با متهم آشنا شدم. در بدو آشنایی با زنای به عنف به من تجاوز کرد بعد تا سال 90 مراوده و مسایل زناشویی هر سه ماه یک بار به صورت نزدیکی جنسی داشته ایم و وعده ازدواج می داد. در خصوص خواندن صیغه محرمیت فقط متهم گفت صیغه را خوانده است جزییات آن را نمی دانم که خودش خوانده یا دیگری. اگر مرد زندگی بود با ایشان ادامه زندگی می دادم ولی افسوس که مرد زندگی نمی باشد. وکیل تسخیری متهم اظهار داشته: موکل در طی دادرسی اصرار به خوانده شدن صیغه محرمیت داشته با توجه به اظهارات شاکیه که تلویحا در تایید اظهارات موکل است زنای محصنه با این کیفیت حدوث پیدا نکرده تقاضای صدور حکم برایت موکل خود را دارم. دادگاه به شرح دادنامه شماره 141-1393/02/07 متهم را از ارتکاب زنای محصن مستندا به اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177
قانون آیین دادرسی کیفری تبریه نموده و در مورد آدم ربایی به دلیل عدم صدور کیفرخواست خود را مواجه با تکلیف ندانسته است. پس از ابلاغ رای شاکیه طی لایحه ای در دو صفحه به رای صادره اعتراض نموده است که متهم وی را با فریب و زور ربوده و دو هفته در خانه مجردی حبس و در تمام این مدت با توسل به زور تجاوز می نموده که در اداره امنیت به ربودن تجاوز به عنف به صراحت اقرار کرده است که موردتوجه دادگاه قرار نگرفته است. از طرفی متهم دارای سوابق متعددی است که موردتوجه قرار نگرفته متهم بعد از یک سال فراری بودن دستگیرشده و تقاضای احقاق حق نموده پرونده در تاریخ 1393/04/22 به این شعبه ارجاع گردیده است.