تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه شرکت الف. (که هیچ مشخصه دیگری از آن اعلام نگردیده) با مدیریت آقایان م.الف. و م.ص.) به طرفیت تجدیدنظر خواندگان آقایان و خانم ها 1) ح.الف. 2) س.پ. 3) ی.ش. 4) س.ن. 5) م.خ.6) م.ت. همگی با وکالت فقط آقای ن.ق. و نسبت به بخشی از دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00463 مورخ 31/6/92 شعبه 206 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در بخش معترض عنه که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض واخواهی واخواه (تجدیدنظرخواه) از دادنامه غیابی اصداری به شماره 00527 مورخ 29/6/91 همان مرجع که بر صدور حکم به محکومیت واخواه یادشده به پرداخت مبلغ 000/000/450 ریال بابت اصل خواسته و به عنوان استرداد مانده وجوه پیش پرداخت ایداعی از ناحیه واخواندگان (خواهان های بدوی) و برای هریک به میزان 000/000/75 ریال و با احتساب کلیه خسارات دادرسی و نیز تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم دادخواست و کلا له و در حق خواهان های صدرالذکر اشعار داشته اصدار یافته و طی آن ضمن رد دعوی اعتراض واخواهی واخواه حکم بر تایید و استواری رای اولیه (دادنامه واخواسته) در بخش معترض عنه مرقوم صادر و اعلام گردیده با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آنکه فاقد هرگونه تقید به ادله شرعیه یا قانونیه است موثر در مقام نقض نمی باشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی با قانونی بر نقض آن تقدیم و ارایه نگردیده زیرا: اولا: تجدیدنظرخواه با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته دعوی مربوطه خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفا نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن ثانیا: مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 32 قانون پیش گفته مراجع احصایی ازجمله کلیه نهادهای انقلاب اسلامی اجازه معرفی نماینده حقوقی در مراجع قضایی داشته و هیچ شرکتی از شرکت های تجاری که تابع قانون تجارت بوده از جمله شرکت تجدیدنظرخواه ولو اینکه تمامی سهام آن ها متعلق به نهاد انقلابی بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی باشد به علت شخصیت خاص حقوقی مربوطه و ساختار مدیریتی ذیربط اجازه معرفی نماینده حقوقی در مراجع قضایی نداشته کما اینکه در تجدیدنظرخواهی مطروحه حاضر دادخواست تجدیدنظر و لایحه اعتراضیه از ناحیه مدیران مجاز شرکت تجدیدنظرخواه تقدیم و تایید گردیده لهذا معرفی نماینده حقوقی در جلسه رسیدگی 25/6/92 که جلسه اول رسیدگی (پس از نقض دادنامه سابق الصدور) به دعوی اعتراض واخواهی شرکت مذکور محسوب می گردد فاقد موقعیت قانونی بوده و بالتبع ممنوعیت قانونی یادشده اظهارات یا ایرادات ابرازی از سوی نماینده مذکور فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل اجابت بوده و چنانچه قبلا در موردی یا مرجعی برخلاف مقررات یادشده عمل و اقدام نموده باشد تاثیری در موضوع نداشته و موجد حقوقی برای تجدیدنظرخواه نخواهد بود و علاوه بر مقررات صریح قانونی صدرالذکر نیز رویه قاطع مراجع عالی قضایی و دکترین موثر حقوقی بر همین منوال وجود داشته ثالثا: صرف نظر از عدم نفوذ اظهارات و دفاعیات ابرازی نماینده واخواه (تجدیدنظرخواه) در جلسه رسیدگی 25/6/92 عمده ایرادات ابرازی در این مرحله از رسیدگی تکرار مطالبه تقدیمی در جلسه مرقوم بوده و کلیتا شامل عدم ارایه اصول مستندات استنادی خواهان های بدوی یا طرح دعوی بدوی به طور تجمیعی از سوی مشارالیهم که در این مرحله فاقد تاثیر قانونی و غیر موثر در مقام می باشد رابعا مضافا آنکه در صفحه سوم صورت جلسه رسیدگی 25/6/92 وکیل واخواندگان ارایه اصول کلیه مستندات ابرازی را اعلام و ظاهرا مرجع بدوی به مراتب توجه نموده فلذا ایراد عدم ارایه اصول مستندات منتفی می باشد بناءعلی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر دادگاه تجدیدنظرخواهی ابرازی بلاجهت و بلادلیل مطروحه وارد و موجه ندانسته و مستندا به ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه در نتیجه دادنامه معترض عنه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می نماید. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی