پیرو گزارش قبلی و دادنامه شماره 6/797-1388/11/13 صادره از این مرجع اجمالا این که دادگاه کیفری استان.. . طی دادنامه شماره 00046-1388/05/31 آقای ف.الف. را به اتهام قتل عمدی مرحوم ح.ق. به قصاص نفس محکوم نموده و این مرجع حسب دادنامه صدرالاشاره رای صادره را ابرام نموده است. شعبه 2 اجرای احکام کیفری استان.. . اولیای دم را جهت نحوه تودیع سهم الدیه صغار احضار نموده است(صفحه 315). دادیار اجرای احکام طی تصمیم مورخه 1390/03/02 مقرر داشته اولیای دم جهت تضمین سهم الدیه صغیر ملک زارعی را معرفی نموده اند ولی علی رغم چند مرتبه ابلاغ جهت تودیع سهم صغیر به این شعبه حضور نیافته اند لذا دفتر وقت احتیاطی تجدید مجددا به اولیای دم اخطار گردد که حضور پیدا نمایند والا پرونده جهت صدور دستور لازم و در صورت لزوم صدور قرار تامین کیفری متناسب به نظر دادگاه خواهد رسید(صفحه 329). دادیار اجرای احکام مجدد ا در تاریخ 1392/07/23 مقرر داشته دفتر وقت احتیاطی تجدید به اولیای دم جهت تودیع سهم صغیر اخطار تا اجرای قصاص ممکن باشد؛ در صورت عدم تودیع با اذن دادستان جهت اعمال ماده 429
قانون مجازات اسلامی 1392 به نظر دادگاه صادرکننده حکم برسد(صفحه 390). دادگاه اولیای دم را جهت تودیع سهم الدیه صغیر و فراهم شدن مقدمات اجرای حکم قصاص احضار نموده است(صفحه 405 406). نهایتا دادگاه طی دادنامه شماره 00009-1393/01/30 با اتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است:
حسب اوراق پرونده آقای ف.الف. به اتهام قتل عمدی مرحوم ح.ق. که تحت تعقیب واقع و سرانجام مطابق دادنامه شماره 78715900046-1388/05/31دادگاه کیفری استان.. . به قصاص نفس محکوم شده است. ضمن همان دادنامه تصریح شده که اولیای دم پس از قطعیت حکم و تضمین سهم الدیه ولی دم صغیر و اذن ولی دم می توانند حکم را اجرا کنند. با تجدیدنظرخواهی محکوم علیه شعبه محترم 6 دیوان عالی کشور با رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را مورد تایید قرار داده است. پس از قطعیت دادنامه اولیای دم کبیر نسبت به تضمین سهم صغیر با وصف ابلاغ اجرای احکام و انقضای مهلتی که پیش تر دادگاه کیفری استان معین کرده به عمل نیاورده اند. مطابق گواهی
حصر وراثت به شماره 210-1386/04/20 مندرج در برگ 75 پرونده اولیای دم مقتول که حق قصاص دارند عبارتند از: آقای م. ( پدر) خانم م.ن. ( مادر) و آقای ن.ق. متولد 1384 (پسر). مطابق برگ 346 پرونده نیز به اولیای دم کبیر مقتول ابلاغ شده نسبت به تعیین سهم صغیر اقدام کنند لکن اقدامی به عمل نیامده است. هم چنین مطابق برگ 370 پرونده مجددا نیز به آقای م.ق. ضرورت تضمین سهم دیه صغیر ابلاغ شده مشارالیه اظهار کرده که توانایی آن را ندارد. واحد اجراء مراتب را جهت اجرای ماده 429
قانون مجازات اسلامی به این مرجع گزارش کرده است. بنابه مراتب بالا اینک به تاریخ 1393/01/30 در وقت فوق العاده جلسه شعبه اول دادگاه کیفری استان به حکومت امضاءکنندگان زیر تشکیل است. نماینده محترم دادستان حاضر است اظهار می دارد: درخواست رای قانونی را دارم.
رای دادگاه
نظر به این که اولیای دم کبیر در مدت مدیدی (که از تاریخ صدور رای عملا در اختیار داشته اند از تضمین سهم صغیر امتناع کرده اند و با توجه به سن ولی دم صغیر نیز مدت زمان نسبتا طولانی تا رسیدن ولی دم صغیر به سن بلوغ باقی مانده است از این رو به استناد ماده 429
قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و ماده 612
قانون مجازات اسلامی 1375 آقای ف.الف. به تحمل 8 سال حبس محکوم می شود. این رای ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان محترم عالی کشور است. یادآور می شود پس از انقضای مدت حبس بر اساس قسمت اخیر همان ماده با اخذ وثیقه و موافقت رییس محترم دادگستری استان محکوم علیه آزاد خواهد شد.
دادنامه صادره در مورخه 1393/02/13 به اولیای دم ابلاغ که به شرح لایحه تقدیمی به تاریخ 1393/02/27 درخواست تجدیدنظر نموده است متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا عنوان نموده: اینجانبان اولیای دم مقتول شدیدا به رای صادره اعتراض داریم. اینجانب م.ق. (پدر مقتول) به جز یک خانه محقر در منطقه فقیرنشین سنندج که تنها سر پناه همسر و فرزندانم می باشد هیچ گونه پشتوانه و درآمدی ندارم و از طریق کمیته امداد برای بنده و همسرم ماهی 45 هزار تومان پرداخت می نمایند.. .. پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی پیرو سابقه به این شعبه (6) ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «نقض به لحاظ
رای وحدت رویه هییت محترم عمومی دیوان عالی کشور» در خصوص دادنامه شماره 00009-1393/01/30 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: