آقایان م. و ح.خ. در تاریخ 11392/01/03 به کلانتری مراجعه و اعلام داشته اند خواهرمان به نام الف.خ. که تحت نظر بهزیستی بوده و ازنظر ذهنی دارای عقب ماندگی است در تاریخ1392/01/01 توسط فردی که هویت وی را فعلا نمی دانیم ولی شماره تلفن وی را داریم به نقطه نامعلومی برده و در تاریخ 1392/01/02 حدود ساعت 22 شب به منزل مراجعه و طبق گفته هایش مورد آزار و اذیت جنسی قرارگرفته است.. . نامبردگان در برگ بازجویی بیان داشته اند روز 1392/01/01 خواهرمان که عقب ماندگی ذهنی دارد ناپدید شد هر جا گشتیم خبری نشد فردای آن روز به همه ارگان ها سر زدیم بازهم خبری نشد تا اینکه ساعت 10 شب 1392/01/02 آمد خانه سوال کردیم کجا بودی گفت یک نفر سر کوچه مرا سوار ماشین کرد (سوار یک وانت سبز) و رفتیم یک جای سرسبز که فکر کنم پارک جنگلی بود و از آنجا با موتور او را به منزل دوستش برده و تا فردا شب ایشان را در آن خانه نگه داشته و یکی از دوستانش همراه برادرش (ع. و م.) هم آنجا آمده و به نامبرده تجاوز کرده اند و اسم کسی که خواهرمان را ربوده ج. است و دو هفته پیش هم ج. از ساعت یک ظهر تا ده شب او را برده بود و در حدود یک ماه پیش هم شماره تلفن خود را به خواهرمان داده بود و دفعه قبل هم چند نفر (4 نفر) به ایشان تجاوز کرده بودند. ضمن اعلام شکایت تقاضای معرفی خواهرمان به پزشکی قانونی را داریم. از الف.خ. متولد 1365 تحقیق شده اظهار داشت با یک نفر به نام ج. از یک ماه پیش دوست شدم روز پنجشنبه به ج. زنگ زدم بیا دنبال من و بعدازظهر تاکسی تلفنی گرفتم و رفتم توی پارک و از آنجا زنگ زدم که منتظرت هستم و او هم با پیکان وانت پدرش آمد و مرا سوار کرد و نزدیک خانه شان مرا پیاده کرد و رفت با موتور آمد و مرا سوار کرد و رفتیم خانه دوستش و برادر دوستش هم بود و در آنجا ج. از جلو و پشت تجاوز کرد و بعدا دوست ج. آمد و از عقب تجاوز کرد و بعد برادر دوستش آمد و بعدش رفتیم شام خوردیم و بعد از شام دوباره ج. آمد و همان کار را کرد... تا ظهر خوابیدیم و بعدازظهر 3 نفر را ج. آورد و گفت با آن ها باش تا پول بگیرم و باهم برویم شمال و من هم تمکین کردم و می خواست بازهم مرا نگه دارد که چون جا نداشت مرا فرستاد خانه و قبلا هم با ج. به خانه یکی از دوستانش رفتیم و آنجا 4 نفر با خودش 5 نفری تجاوز کردند فکر کنم 20 روز قبل از عید بود. سوال شده چرا همان دفعه اول به خانواده نگفتی جواب داده است گفتم اگر بگویم مرا دعوا می کنند. به علاوه من ج. را دوست داشتم.. .(صفحه 10). خانم الف.خ. به پزشکی قانونی معرفی شده است و پاسخ واصله حاکی است«... از نامبرده در تاریخ 1392/01/05 ساعت 12 معاینه به عمل آمد: 1- پرده بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع دارای محو شدگی در ساعت پنج و هشت است که در اثر فشار و دخول مکرر جسم سخت ایجادشده است و با توجه به گذشت زمان و تشکیل نسج التیامی تعیین دقیق زمان ازاله بکارت با معاینه پزشکی امکان پذیر نیست و تحقیقات قضایی کمک کننده خواهد بود. 2- در معاینه از دبر علایمی دال بر مقاربت مشهود نیست لازم به ذکر است در صورت گذشت زمان استفاده از مواد لغزنده تماس سطحی ممکن است علایمی مشاهده نگردد. 3- ازنظر روانی عقب مانده ذهنی در حد خفیف می باشد و در حل مسایل پیچیده ناتوان است صفحه 15». با انجام قرار صوری با ج.ف. نامبرده در تاریخ 1392/01/08 در پارک دستگیرشده است. همچنین سه نفر دیگر به اسامی م.ی. و ر.ط. و م.چ. که با یک دستگاه موتورسیکلت منتظر متهم بودند نیز دستگیر گردیده اند(صفحه 17) هر چهار نفر فوق با شاکیه مواجهه داده شده اند و شاکیه اعلام داشته ج.ف. و م.ی. و ر. به او تجاوز کرده اند ولی م.چ. کاری نکرده است(صفحه 18). از ج.ف. متولد 1375 تحقیق شده پاسخ داده از طریق دوستم الف.ب. با شاکیه آشنا شدم و او را صیغه کردم.. . و در نهایت اسامی آقایان الف.ب. و س.ر. (دایی متهم) م.گ. و ع.ش. و م.ش. و م.ی. را به عنوان افرادی که با شاکیه ارتباط نامشروع داشته اند ذکر کرده است(صفحه 19). از ر.ط. تحقیق شده اظهار داشته چند روز پیش در همین ایام عید دوستم به نام ج.ف. زنگ زد و گفت بیا خانه ما رفتم دیدم م.ی. و ج. و دو نفر دیگر آنجا بودند و دختره داخل اتاق بود و دوست ج.که من اسمش را نمی دانم با دختره الف.خ. داخل اتاق بودند و ج. و بچه های دیگر به من گفتند این دختره از خانه فرار کرده تو هم برو ولی من نرفتم و کاری نکردم و تاکسی تلفنی گرفتم و آوردم و دختره سوار شد و او را به خانه شان فرستادیم. سوال شده چطور شد که امروز سر قرار آمدید جواب داده با ج. رفتیم بوستان ع. دختره زنگ زد و با ج. قرار گذاشت من با ج. سریعا آمدیم رفتیم داخل پارک چند سیگار کشیدیم و ج. به دوستانش م.ی. و دیگران زنگ زد که م. با دوستش آمدند مقابل پارک.. . که دستگیر شدیم.. . چند روز قبل از نوروز 1392 من به جای پدرم نگهبان ساختمان بودم دیدم که ج. با دوستانش دختره را به منزل مادربزرگ ج.که دایی اش هم آنجا زندگی می کند برده بودند... (صفحه 24). م.ی. 18 ساله پاسخ داده تقریبا یک شب مانده به عید امسال بود ج. با من تماس گرفت و گفت مکان داری؟ گفتم: خیر بعدا زنگ زد و گفت بیکاری گفتم: بلی گفت بیا خانه ع.ش. و آنجا رفتم دختر بغل ج. بود.. . من و ع.ش. رفتیم بیرون و برای ناهار ج. و دختره آب انبه و کلوچه خریدیم البته دختره نخورد.. . ج. با دختره صحبت کرد و رفت توی اتاق من هم رفتم و.. .(صفحه 27). م.چ. متولد 1373 بیان داشته من و پسر عمه ام در خانه نشسته بودیم که ج.به او (م.ی.) زنگ زد.. . من چون موتور داشتم پسر عمه ام را تا پارک بردم و از آنجا تا سرپل.. . و وقتی موضوع را متوجه شدم از من خواستند مکان تهیه کنم و.. .(صفحه 30). م.گ. متولد 1374 نیز حضور در منزل ج.ف. و نزدیکی با شاکیه را پذیرفته است و از او سوال شده شما می دانستی دختره عقب مانده است پاسخ داده نمی دانستم از قیافه اش شک کردم که مریض یا معتاد است که از م. سوال کردم گفت نه بابا این حرف چیه (صفحه 35). ع.ح. 19 ساله بیان داشته ج. با دختره آمدند خانه ما و ج. رفت با او رابطه برقرار کرد و من هم رفتم و بعدش ج. به دوستش م.ی. زنگ زد که آمد و با دختره رابطه برقرار کرد و بعدش برادر من به نام م.ح. که 27 سال سن دارد و معتاد شده است آمد خانه و رفت داخل اتاق و مواد(هرویین) کشید و ج. هم با برادرم مواد مصرف می کردند و حدود ساعت 3-2 نیمه شب برادرم م. با دختره رفتند داخل اتاق بعد از 5 دقیقه برادرم بیرون آمد و گفت.. . سوال شده بابت این کار پولی هم به دختره دادید جواب داده من فقط خورد و خوراک تهیه کردم ولی م.گ. در خانه ج. 5 هزار تومان بابت این کار به ج. داد...(صفحه 38). متهمین فوق با شاکیه مواجهه داده شده اند و مشارالیها اظهار داشته به غیر از م.چ. بقیه به وی تجاوز کرده اند. تحقیقات فوق توسط پلیس آگاهی صورت گرفته و سپس مراتب به بازپرسی محترم کشیک منعکس گردیده است و آخرالامر به شعبه سوم بازپرسی ارجاع شده است و آقای بازپرس در مورد زنای به عنف قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر و اضافه کرده است که در مورد اتهام دیگر متهمین مبنی بر آدم ربایی و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشاء پرونده مفتوح است(صفحه 55). پس از آن پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری استان ارجاع گردیده است. شاکیه در تاریخ 1392/01/26 در دادگاه از ج. و چهار نفر دیگر شکایت کرده و توضیح داده نامبردگان با او زنا کرده اند به جز آن نفر معتاد که نتوانست دخول کند...(صفحه 58). ج.ف. در دادگاه پاسخ داده شاکیه به من گفت مطلقه است حدود اسفندماه او را به خانه ر. بردم و از جلو نزدیکی کردم و او را به مدت بیست و پنج دقیقه صیغه کردم و شخصی به نام الف.ب. صیغه را خواند و
مهریه بیست و پنج هزار تومان بود و بار دوم را هم قبول دارم با چهار نفر به نام الف.ب ر. س. و نفر چهارم نمی دانم اسمش چه بود و با وی زنا کردیم و در سری دوم من بودم و م.ی. و ع.ح. و برادر بزرگش م.ح.که معتاد بود و م.گ. و ر.ط. که کاری با دختره نکرد.. . با زور نبوده است و آدم ربایی هم نبوده است توبه کردم اشتباه کردم و پشیمانم.. .(صفحه 63) م.ی. یک بار زنا از دبر را پذیرفته و اظهار داشته خودش راضی بود و ده هزار تومان به ج. دادم که به او بدهد.. . م.گ. نیز ارتکاب زنا را پذیرفته و اظهار داشته پول هم دادم و راضی بود.. . م.ح. نیز اظهارات شاکیه(دون زنا) را پذیرفته است. م.چ. اظهار داشته کاری انجام ندادم و شاکیه هم این را گفته است. در این جلسه م.چ. بلاقید آزادشده است و در مورد ج.ف. (اولین کسی که زنا کرده و ازاله بکارت کرده است) و م.ی. و م.گ. قرار بازداشت موقت و در مورد م.ح. قرار وثیقه به میزان پنجاه میلیون تومان صادرشده است(صفحه 73). ع.ح. نیز به دادگاه اعزام شده و در جلسه 1392/02/02 بیان داشته یک بار زنا از دبر را قبول دارم و اضافه نموده ج. وسوسه کرد.. .(صفحه 91). برای ع.ح. هم قرار بازداشت موقت صادرشده است. در تاریخ 1392/04/02 جلسه رسیدگی دادگاه تشکیل گردیده و به جز م.چ. و ر.ط. بقیه متهمین در معیت وکلای خود حاضر بوده اند. با توجه به اینکه پرونده در مورد تشویق به فساد و فحشاء و فراهم نمودن موجبات آن قبلا تفکیک شده بود و شعبه 115 دادگاه عمومی جزایی اطفال و نوجوانان.. . به موجب دادنامه شماره 00160 مورخ 1392/02/15 ج.ف. و م.ی. و ع.ح. و م.ح. را به تحمل هرکدام چهار سال محکوم کرده بود و شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان حسب دادنامه شماره 00166 مورخ 1392/03/21 مستندا به
رای وحدت رویه دیوان کشور و از باب رسیدگی توام به کلیه اتهامات ضمن رای بدوی قرار رسیدگی به شایستگی دادگاه کیفری استان صادر نموده بود لذا جهت رسیدگی توام جلسه دادگاه کیفری استان تجدید شده است. جلسه بعدی در تاریخ 1392/05/05 تشکیل شده است. شاکی اظهار داشته از ج.ف. و م.ح. و ع.ح. و م.گ. و م. و ی. شکایت دارد و مسایل قبلی را تکرار نموده است. نامبرده اظهار داشته جمعا 15 هزار تومان پول به من دادند. ضمنا ر.ط. آمد و من را دید و کاری با من انجام نداد و م.چ. را اصلا ندیدم. ج.ف. زنا را پذیرفته و گفته دو بار از دبر بود و خودش راضی بود و زور نبوده است م.ی. پاسخ داده زنا کردم از دبر و خودش راضی بود من توبه کرده ام و پشیمان هستم. م.گ. اظهار داشته کنارش خوابیدم ولی زنا نکردم و مبلغ پنج هزار تومان هم دادم. م.ح. اظهار داشته رفتم توی اتاق رابطه برقرار شد ولی عمل دخول انجام ندادم من در این ماه مبارک رمضان توبه کردم. ع.ح. بیان داشته از قبل زنا کردم خودش راضی بود پشیمان هستم. ر.ط. اظهار داشته وارد اتاق شدم دیدم خانم لخت است و پیشنهاد زنا داد که قبول نکردم آمدم بیرون(شاکیه اظهار داشت ایشان کار خلافی انجام نداد ولی من هم پیشنهاد به او ندادم و حتی دست او هم به من نخورد و وقتی مرا دید سریع برگشت). م.چ. بیان داشته من اصلا این خانم را ندیده ام من پسر عمه ام م.ی. را سرپل.. . رساندم و پیاده کردم و همین که پیاده شد او را دستگیر کردند و بعد من را هم دستگیر کردند (شاکیه اظهار داشته من اصلا او را ندیده ام صفحه 159). سرانجام شعبه اول دادگاه کیفری استان به موجب دادنامه شماره 00119 مورخ 1392/05/21 نسبت به زنای به عنف به علت فقر دلیل رای برایت متهمین را صادر نموده است و اتهام ج.ف. و م.ی. و م.گ. و ع.ح. مبنی بر زنای غیر محصن و اتهام م.ح. دایر به رابطه نامشروع و همچنین اتهام ع.ح. و م.ش. مبنی بر فراهم نمودن موجبات فساد و فحشاء و ایضاء اتهام ج.ف. و م.ی. دایر بر تشویق فساد و فحشاء را اقرارا و علما ثابت و مسلم دانسته و مستندا به ماده 230
قانون مجازات اسلامی اخیرالتصویب و نیز مواد 637 و 639
قانون مجازات اسلامی حکم به محکومیت ج.ف. و م.ی. و م.گ. و ع.ح. به تحمل هر یک یک صد تازیانه حدی و م.ح. به تحمل 99 ضربه شلاق و ج.ف. و م.ی. و ع.ح. و م.ح. را علاوه بر تازیانه به تحمل هرکدام چهار سال حبس محکوم نموده است. احد از اعضای شعبه اعلام داشته در مورد گ. به مادون زنا و در مورد اتهام م.ح. مبنی بر فراهم کردن موجبات فساد به برایت وی از این جهت عقیده دارد(صفحه 182 178). این رای در تاریخ 1392/07/02 به م.ی. و ج.ف. و در تاریخ 1392/06/19 به وکیل آن ها و نیز در تاریخ 1392/06/21 به م.ح. و در تاریخ 1392/06/20 به وکیل م. و ع.ح. ابلاغ شده است (صفحه 199 به بعد). وکیل م. و ع.ح. در تاریخ1392/07/08 و شخص ج.ف. و م.ی. در تاریخ 1392/07/07 نسبت به آن تجدیدنظرخواهی کرده اند. وکیل مذکور در لایحه تجدیدنظرخواهی که زمان شور قرایت خواهد شد اعلام داشته م.ح. اصلا از ماجرا خبر نداشته و بدون اطلاع قبلی با این موضوع مواجه شده است و اتهام فراهم نمودن موجبات فساد و فحشاء نسبت به او صدق نمی کند و احد از قضات دادگاه هم مخالف محکومیت وی بوده اند و در مورد ع.ح. هم این اتهام صادق نیست چون از ارکان جرم فراهم نمودن موجبات فساد و فحشاء تکرار عمل و نیز داشتن چنین قصدی است درحالی که در پرونده هدف متهم صرفا تمتع شخصی بوده و لاغیر و تمام قضایا به طور ناگهانی و دفعتا صورت گرفته است. بنابراین ماده 639
قانون مجازات اسلامی شامل حال موکلین نمی شود و هر دو از خانواده مذهبی و زحمتکش هستند و توبه هم کرده اند تقاضای نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را دارد. م.ی. در لایحه تقدیمی اعلام داشته: اولا- اقرار این جانب به زنا ناشی از فشار بوده و عمل خلاف این جانب یک بار و با وسوسه خود خانم و با رویت وی و مادون زنا بوده است. ثانیا- من فقط به گ. تلفن کردم که برای تفریح برویم پارک و هیچ تشویقی برای فساد و فحشاء نکرده ام و از خلاف خود توبه کرده و جوان محصل هستم تقاضای رای برایت دارد. ج.ف. هم لایحه ای به همین مضمون نوشته که زمان شور لوایح هر دو نفر قرایت خواهد شد. تجدیدنظرخواهی محکوم علیه هم به شعبه 19 دیوان عالی کشور ارجاع شده است.