ح.ه.. به اتهام ایراد صدمه عمدی منجر به کور شدن چشمان خانم م.ع. عروس سابق خود از طریق پاشیدن اسید تحت تعقیب دادسرای عمومی و انقلاب قرارگرفته است. شرح قضیه در گزارش مورخ 1391/03/21 این شعبه منعکس است نیازی به تکرار آن نمی باشد. متعاقب نقض دادنامه شماره 000826 شعبه 17 دادگاه کیفری استان مرقوم به علت نقص تحقیقات به شرح رای مورد اشاره پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه منقوض ارجاع شده است. دادگاه میزان آسیب دیدگی چشم ها و ضایعات وارده از اسیدپاشی متهم را از پزشکی قانونی استعلام کرده است. پزشکی قانونی اعلام کرده است جوشگاه های وسیع نواحی سوختگی که برداشتن پوست از نواحی بازوها و پشت گوش ها و مخاط دهان قرارگرفته است ارش آسیب بافتی برداشته شدن پوست جهت گرافت و جوشگاه های باقی مانده درمجموع میزان ده درصد ( 10 % ) دیه کامل تعیین و از بین رفتن موهای بعضی از قسمت های ابرو و نیز موهای مژه به دلیل سوختن مربوطه مطابق ماده 374
قانون مجازات اسلامی مشمول ارش یا دیه جداگانه نمی باشد و بینایی دو چشم به طور کامل از بین رفته است. دادگاه در تاریخ 1392/06/27 با حضور نماینده دادستان تشکیل جلسه داده یکی از وکلای شاکی در جلسه دادگاه حضور یافته متهم نیز در جلسه دادگاه حاضرشده است. وکیل شاکی اظهار نموده از رای دیوان عالی کشور چنین استنباط می شود که احتمال داده اند این حادثه غیرعمدی باشد ولیکن اظهارات متهم نزد بازپرس که صراحتا اظهار نموده شاکی با آبرو و حیثیت وی بازی کرده است و اینکه دور از ذهن است و غیرمنطقی است که این حجم زیاد از اسید به صورت غیرعمدی به شاکی پاشیده شده باشد متهم در قبال اتهام انتسابی اظهار نموده روابط خوبی داشتیم لباسی که امروز پوشیده ام هدیه اوست که برای جشن تولد من خریده بود و عمدا امروز پوشیدم و کاری که من برای او انجام دادم پدرش نکرده بود آن روز ساعت 4 عصر تازه آمد زنگ زد نزد او رفتم شوق رانندگی داشت پژو 206 را به او دادم پشت فرمان نشست رفتیم اذان مغرب بود رفتیم رستوران غذا بخوریم بعد از شام بچه آمد نزد من من چای خوردم و او ( خانم ) قلیان کشید بچه آمد و کافه گلاسه سفارش داده بود برای فردای عروسم غذا سفارش دادم و پول آن را به خود او دادم که بپردازد.. . آمد بیرون و خودش پشت فرمان نشست نرسیده به ش. جایمان را عوض کردیم و رساندمش در منزلشان یک موبایل خریده بودم می خواستم به او بدهم و چون در کار خرید و فروش ماشین بودم مقداری وسایل تنظیف ماشین در صندوق عقب بود یک مقدار آب اسید هم بود با دست یک مقدار از آن را برداشتم که توی کانال بریزیم مدارک مرا از بین برده بود برداشتم که توی کانال بریزیم.. . بی هوش شدم و افتادم هرروز که می افتادم او به سمت من می آمد به صورت غیرعمدی به صورت او پاشید این وضعیت را که دیدم حالت جنون به من دست داد. تمام قرص های قلبم را یکجا خوردم و بی هوش شدم و وسط راه ماندم راننده های عبوری آمده بودند و مرا به هوش آورده بودند و با موبایل من به دوستانم زنگ زده بودند هشت روز بیمارستان بودم. متهم اظهارات قبلی خود را «که آبروی مرا برده بود» این گونه توجیه کرده گفته ام من رییس آگاهی بودم آبروی مرا نریزید وی انگیزه نگهداری اسید را برای مصرف در باطری ماشین ذکر کرده است. نماینده دادستان تقاضای کیفر متهم را کرده است. جلسه دوم دادگاه با حضور شاکی و وکلای مدافع وی و متهم تشکیل شده. شاکی در مورد نابینایی هر دو چشم تقاضای قصاص کرده و در مورد سایر صدمات مطالبه دیه کرده است. شاکی اظهار نموده مدتی بود متهم رابطه صمیمانه با وی برقرار کرده تا اینکه روز واقعه از او خواسته چشم هایش را ببندد بدون هیچ شک و تردیدی چشم هایش را بسته و ایشان با خیال راحت اسید را پاشیده و فرار کرده است و این قضیه یک سال و نیم بعد از
طلاق انجام شده است و هدایایی که برای او می خریده دقیقا برای این بوده که اعتماد وی را جلب کند. وی اظهار نموده هیچ اختلافی نداشته اند وکلای شاکی اظهار نموده اند قبلا مطالب خود را بیان کرده اند و در لوایح تقدیمی مفصلا اشاره کرده اند و استدلال شعبه دیوان عالی کشور را مطابق موازین ندانسته و تقاضای صدور حکم شایسته را کرده اند. متهم دفاعیات خود را در بیست بند قرایت کرده است وی اظهارات قبلی خود را انکار کرده و به صورتی که فوقا اشاره شده بیان کرده است. دادگاه در خاتمه رسیدگی با توجه به : شکایت شاکی کیفرخواست تنظیمی.. . ( کیفرخواست ادعانامه دادستان است و حجیت ذاتی ندارد ) گزارش ماموران انتظامی صفحه 1 تحقیقات محلی انجام شده صفحه 58 اظهارات گواهان تعرفه شده و همسایگان مندرج در صفحات 76 پرونده نظریه و گواهی پزشکی قانونی که حاکی از سوختگی های شاکی براثر تماس با مایع سوزاننده دارد صفحه 15 اظهارات و اقاریر متهم در تحقیقات مقدماتی و نزد بازپرس ( صفحه 23 ) و اعتراف وی در لایحه دفاعیه ارسالی که به شماره 90100796 ـ 1390/11/11 ثبت دفتر دادگاه شده است نظر به اینکه ارتباط عاطفی و صمیمی وی با شاکی جهت بازگشت وی به زندگی مشترک با شوهرش(فرزند متهم ) بوده که بعد از مایوس شدن از بازگشت به زندگی اقدام به اسیدپاشی کرده است. اظهارنظر نهایی پزشکی قانونی مبنی بر زوال بینایی کامل هر دو چشم متهم با از بین رفتن قسمت هایی از ابرو و موهای مژه.. . بزهکاری وی را احراز کرده به استناد مواد 269 و 272 و 273 و 294 و 367
قانون مجازات اسلامی و لایحه قانونی مجازات پاشیدن اسید مصوب 1337 متهم را به پرداخت یک دوم از هشتاد و دو درصد دیه کامل بابت ارش سوختگی صورت و اندام های فوقانی و قفسه صدری و نقص زیبایی و تخریب صورت و تحمل 5 سال حبس تعزیری و از حیث از بین بردن بینایی چشمان شاکی به قصاص عضو که مجنی علیها پس از پرداخت نصف دیه اعضاء( چشمان) اجرای قصاص نماید. دادنامه در تاریخ 1393/01/09 به محکوم علیه ابلاغ و طی لایحه ای که مطالب آن را مکررا خطاب به دادگاه و دیوان عالی کشور بیان کرده و مبین رابطه صمیمی و محبت آمیز وی با مجنی علیها است تقاضای تجدیدنظر کرده است. پرونده به دفتر دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.