رای قضایی شماره 9409970270400090

رای قضایی شماره 9409970270400090

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9409970270400090


شماره دادنامه قطعی:
9409970270400090

تاریخ دادنامه قطعی:
1394/01/30

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
انتقال منافع عین مستاجره با مجوز مرجع قضائی

پیام رای:
انتقال منافع توسط مستاجری که مجوز این امر را از مرجع ذیصلاح قضائی تحصیل نموده اگر به سبب فرایند ناصحیح اجرای حکم در مهلتی خارج از فرجه قانونی انجام شود قابل اتصاف به تخلف مستاجر در انتقال منافع به غیر و مستوجب ضمانت اجرای تخلیه نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خانم ها ت. و ف. و ف. و ن. و خ. همگی ع.و. با وکالت آقایان ی. ش. و الف. س. به طرفیت بانک ت. و آقای م. م. با وکالت آقایان ق. ع. و ب.ص. به خواسته تخلیه ملک به علت انتقال به غیر. با این بیان که بر اساس قراردادهای مورخ 1368/6/12 و 1374/4/27 و 1377/11/14 و 1380/10/24 خوانده ردیف اول در پلاک ثبتی.. . ید استیجاری دارد و به موجب قرارداد خوانده ردیف اول مجاز به انتقال مورد اجاره نبوده و مجوز انتقال اخذ لکن در خارج از موعد مقرر قانونی و بدون اذن و اجازه به خوانده ردیف دوم منتقل کرده لذا باتوجه به ماده 14 قانون موجر و مستاجر مصوب 1356 صدور حکم به تخلیه مورد اجاره به انضمام خسارات دادرسی مورد استدعاست. وکیل خوانده ردیف دوم در مقام پاسخ اظهار داشته بانک مستاجر و مالک سرقفلی و حق کسب و پیشه موضوع دعوی بوده و اجازه انتقال به غیر را اخذ و براساس گواهی قطعیت مورخ 1389/5/20 به موکل انتقال یافته بنابراین هیچ گونه تخلفی صورت نگرفته. خوانده ردیف اول طی لایحه اعلام کرده بانک بر اساس مجوز دادگاه اقدام به انتقال نموده بنابراین رد دعوی مورد تقاضاست. دادگاه با توجه به دادخواست تقدیمی و پیوست های آن و اظهارات و لوایح طرفین خواسته خواهان را وارد می داند چرا که حسب گواهی قطعیت استنادی خواندگان دادنامه تجویز انتقال منافع در تاریخ 1389/2/20 قطعیت یافته و انتقال از خوانده ردیف اول به دوم در تاریخ 1389/10/14 انجام شده بنابراین انتقال خارج از موعد مقرر بوده است. جلب نظرکارشناس به عمل آمد با اعتراض به هیات سه نفره کارشناسی ارسال شد. اعتراض وارده به هییت کارشناسی سه نفره در حدی نبود که مورد اجابت قرار گیرد. با بیان این نکته که اجاره از طرف مورث خواهان بدون حق سرقفلی بوده بنابراین سرقفلی منتفی است و دادگاه از تعیین ارزش سرقفلی عدول نموده و با احراز خواسته به استناد ماده 19 تبصره یک آن از قانون موجر و مستاجر مصوب 1356 حکم بر تخلیه مورد اجاره به لحاظ انتقال به غیر با پرداخت نصف حق کسب و پیشه به مبلغ 000 /000 /250 /2 ریال به متصرف و نیز پرداخت هزینه های دادرسی برابر تمبر ابطالی و حق الوکاله برابر تعرفه قانونی توسط متصرف در حق خواهان ها صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 127 دادگاه عمومی تهران - جاویدی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در رابطه با تجدیدنظرخواهی 1-بانک ت. با وکالت ح.س. به طرفیت ن. ت. خ. ف. و ف. همگی ع. و. وراث مرحوم م. ع.و. با وکالت ی. ش. و الف. س. و 2-م. م. به طرفیت همان تجدیدنظرخواندگان نسبت به دادنامه شماره 1030 مورخ 1393/9/19 صادر از شعبه محترم 127 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر تخلیه عین مستاجره به پلاک ثبتی.. . بخش دو تهران شمیران موضوع قراردادهای مورخ 1368/6/12 و 1374/4/27 و 1377/11/14 و 1380/10/24 به سبب تخلف بانک تجدیدنظرخواه در انتقال بدون اذن مالکین به غیر (تجدیدنظرخواه دیگر) و محکومیت تجدیدنظرخواهانها به پرداخت خسارت دادرسی صادر گردید با دقت در محتویات پرونده نظر به اینکه نسبت به دو باب مغازه موضوع دعوی به تقاضای مستاجر صاحب حقوق صنفی و منافع یعنی بانک ت. شعبه محترم 121 دادگاه عمومی حقوقی تهران به موجب دادنامه شماره 874 مورخ 1387/12/28 حکم به تجویز انتقال منافع به غیر صادر نمود و بانک مزبور در این راستا مبادرت به انتقال منافع به غیر نمود و طرح دعوی مزبور و تعقیب عملیات اجرای دادنامه منتهی به آن دلالت بر حسن نیت بانک در انتقال قانونی منافع به غیر داشته و چنین اقدامی با تخلف انتقال به غیر موضوع ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 که متضمن اقدام علی الراس بدون مجوز مالک و یا مرجع قضایی در قالب ماده 19 قانون مرقوم و انتقال به غیر متفاوت می باشد بعلاوه آنچه سبب تحقق خواسته تجویز انتقال منافع و مدلول رای قطعی شد عدم رعایت مر و مدلول ماده اخیر در ارسال تصویر دادنامه به سبب رسمی نبودن قرارداد اجاره به دفترخانه نزدیک ملک و فرایند صدور گواهی قطعیت رای و تذکر صحیح به محکوم له در اجرای رای و تاریخ دقیق قطعیت رای و مهلت واقعی اجرای آن از سوی دفتر مرجع بدوی صادرکننده رای تجویز انتقال منافع بوده و انتقال منافع توسط مستاجری که مجوز این امر را از مرجع ذیصلاح قضایی تحصیل نموده در مهلتی خارج از فرجه قانونی به سبب فرایند ناصحیح اجرای حکم قابل اتصاف به تخلف مستاجر در انتقال منافع به غیر و مستوجب ضمانت اجرای تخلیه نمی باشد. بنابراین تجدیدنظرخواهی موجه بوده و رای تجدیدنظرخواسته که برخلاف موازین قانونی و اصول حقوقی صادر شده درخور تایید نمی باشد. لذا دادگاه به استناد بند ه ماده 348 و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض حکم تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواندگان صادر می نماید. رای صادر قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
سید عباس موسوی - مجتبی نوروزی

قاضی:
جاویدی اقدم , موسوی , نوروزی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM