باملاحظه دادنامه فرجام خواسته و مبانی صدور آن و محتویات پرونده اعتراضات فرجامی وارد و دادنامه فرجام خواسته واجد ایراد است زیرا تشخیص دادگاه در صدور دادنامه فرجام خواسته در قسمتی که
پرداخت وجه چک مستند دعوی را موکول به تسلیم مبیع نموده مجموعا بر این اساس استوار است که چک موضوع دعوی بابت بخشی از ثمن معامله در اختیار خواهان قرارگرفته که چون مبیع حسب بند 1 ماده 5 مبایعه نامه حال و ثمن معامله موجل بوده بایع باید به محض وقوع معامله آن را به خریدار تسلیم و سپس باقیمانده ثمن را مطالبه نماید و با این برداشت قایل به حق حبس برای خریدار شده و با استناد به ماده 377
قانون مدنی که مقرر داشته هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود دعوی خواهان را در
مطالبه وجه چک موضوع دعوی وارد و حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت اصل وجه چک به شرط تسلیم مبیع به خریدار در حق خواهان صادر و با استدلالی که نموده دعوی خواهان در مطالبه خسارات دادرسی و تاخیر تادیه را محکوم به بی حقی نموده است این در حالی است که در قسمت پایانی ماده 377
قانون مدنی تصریح شده. مگر اینکه مبیع یا ثمن موجل باشد در این صورت هرکدام از مبیع یا ثمن که حال باشد باید تسلیم شود که با این ترتیب در قسمت پایانی ماده مرقوم و با موجل بودن ثمن حق حبس برای خریدار
جعل نگردیده که به اتکا حق حبس بتوان پرداخت ثمن را موکول به تسلیم مبیع نمود بنا به مراتب مشروط نمودن
پرداخت وجه چک به تسلیم مبیع موقعیت قانونی نداشته و اعتراضات فرجام خواه در این قسمت و در مطالبه خسارات دادرسی و تاخیر تادیه وارد است چه با احراز حقانیت خواهان در
مطالبه وجه چک مستند دعوی لاجرم مشارالیه استحقاق مطالبه
خسارت دادرسی و تاخیر تادیه را دارا می باشد و صدور حکم بر بی حقی خواهان در این قسمت نیز موجه نیست بنا به مراتب دادنامه فرجام خواسته در قسمت های اشاره شده به جهاتی که ذکر گردید از حیث اساس تشخیص و استدلال و استنباط از قانون مخدوش تشخیص و مستندا به بند 2 ماده 371
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و رسیدگی به تجویز بند ج ماده 401 قانون موصوف به شعبه دیگر دادگاه عمومی خرم آباد ارجاع می گردد.
رییس شعبه 25 دیوان عالی کشورـ مستشار
سعیدی ـ خوشوقتی