آقای م.ص. طی شکواییه ای اعلام داشته: چندی قبل با شخصی به نام آقای ن.ه. که در نیروی هوایی شیراز می باشد آشنا شده و ایشان خود را مامور حفاظت و امنیت نیروی هوایی معرفی کرد و پس از مدتی ادعا کرد که می تواند با وثیقه ملکی از تهران به وسیله دوستان همکار خود تهیه نماید و چون اینجانب معیل بوده و می خواستم از راه حلال برای خانواده کمکی شده باشد قبول کرده و به املاک ز. واقع در خیابان.. . مراجعه و ملکی را
قولنامه کردیم منتها گفت چون مسیولیت حفاظتی دارد اسمی از او نباشد. فلذا ملک بین من و مالک
قولنامه شد و یک چک 5/7 میلیون تومانی بانک کشاورزی به نام آقای خ.ط. به عنوان وکیل اخذ وام در تهران و یک چک 5/337 میلیون تومانی به عنوان ضمانت انجام
قرارداد دریافت کرد و قرار شد به مدت یک ماه کارهای اخذ وام انجام گیرد. پس از چندین بار مراجعه به تهران و شیراز و انجام نقل و انتقال سند به نام متهم و شریک ایشان و اینجانب که به پیوست آمده است محرز گردید که کلا وعده های ایشان کذب محض بوده و قصد
کلاهبرداری داشته اند و مشخص شد ایشان چند فقره
کلاهبرداری داشته اند و چک 5/7 میلیون تومانی را خ.ط. در تهران وصول کرده است.. . به عنوان
کلاهبرداری شاکی هستم (ص 32 +26+18). آقای بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب شیراز قرار مجرمیت آقایان ن.ه. و و. و خ.ط. را تحت عنوان مشارکت در
کلاهبرداری صادر کرده است (ص 152) و پرونده با کیفرخواست به شعبه 104 دادگاه جزایی شیراز ارجاع و شاکی در جلسه 4/12/89 دادگاه اعلام نموده چک را در حضور شاهد در شیراز به ن.ه. دادم و ن.ه. پاسخ داده اتهام را قبول ندارم و در
قرارداد نبودم و شاکی شخصا به تهران رفته و
قرارداد وکالت با خ.ط. تنظیم کرده است و مالک ملک هم حضور داشته است و من اصلا چکی از شاکی نگرفته ام. من و. را به شاکی معرفی کردم و و. هم آقای ط. را معرفی کرده بود و ایشان به تهران رفته و در تهران
قرارداد 30/7/87 را بسته و چک داده اند.. . (ص 176). در جلسه 21/12/90 دادگاه از شاکی سیوال کرده: در مورد محل و نحوه تنظیم وکالت نامه عادی مورخ 30/5/87 چه توضیحی دارید؟ پاسخ داده است: بعد از این که چندین بار آقای ن.ه. با تهران (خ.ط.و م.و.) تماس گرفت گفتند مثلا هفته آینده شنبه بیایید تهران برای
قرارداد کاری که من با آقای ف.ز. (مالک) با هواپیما رفتیم تهران. ما را بردند دفتر کار آقای خ.ط. آن جا یک
قرارداد ماشینی دادند صفحه اول
قرارداد وام بود صفحات بعد ماشین بود که همان جا آقای ز. گفت این ها کلاهبردار هستند و بلند شوید قرار بر این شد که
قرارداد وکالت کاری را تنظیم کنند و از طریق آقای ن.ه. به شیراز بیاورند و من و آقای ز. امضاء کنیم. بعد آقای ه. زنگ زد به خ.ط. و م.و. گفت پول سهم خودم را ندارم و شما به جای من پول بدهید که من قبول نکردم گفتم قبلا به تو دو میلیون و نیم پول داده ام و نهایتا نصف پول که مبلغ 5/7 میلیون تومان می شد من دادم و 5/7 میلیون تومان هم و. داد و در نهایت چک ها در حضور الف.ص. و الف.ن. به آقای ن.ه. تحویل داده شد.. .
قرارداد وکالت را در شیراز امضاء کردم و چک ها هم در بنگاه زند در شیراز تحویل داده شد. البته چک ها به نام خ.ط. صادر گردید. ضمنا آقایان الف.ص. و الف.ن. در زمان تحویل چک ها حضور داشتند.. . (ص 124). الف.ن. و الف.ص. به عنوان گواه در دادگاه اظهار داشته اند: چک ها در شیراز تحویل آقای ه. شده است. در نهایت شعبه 104 دادگاه عمومی جزایی شیراز حسب دادنامه شماره 01838 مورخ 24/7/91 با این استدلال که چک در تهران وصول شده است لذا بردن مال در تهران اتفاق افتاده و محل وقوع بزه احتمالی تهران است قرار عدم صلاحیت به صلاحیت محاکم عمومی جزایی تهران صادر نموده است و شعبه 1085 دادگاه عمومی جزایی تهران نیز به موجب دادنامه شماره 00085 مورخ 15/2/1392 با این استدلال که چک مورد بحث عهده بانکی در شیراز بوده و در واقع بردن مال در همان شیراز شروع و در شهر مذکور خاتمه یافته است لذا محل وقوع بزه احتمالی شیراز است ضمن نفی صلاحیت از خود قرار عدم صلاحیت به صلاحیت محاکم عمومی جزایی شیراز صادر و به علت اختلاف در صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه 19 دیوان ارجاع گردیده است.