رای قضایی شماره 9309972130600196

رای قضایی شماره 9309972130600196

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309972130600196


شماره دادنامه قطعی:
9309972130600196

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/29

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مبدا مهلت واخواهی

پیام رای:
مهلت واخواهی از تاریخ ابلاغ واقعی آغاز می شود و نه از تاریخ ابلاغ قانونی.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای ت.ح. به طرفیت آقای م.الف. به خواسته محکومیت خوانده به پرداخت دویست و شصت میلیون ریال بابت حق الزحمه احداث استخر با احتساب هزینه دادرسی بدین شرح که خوانده مدعی است که از بابت احداث استخر برای خواهان معادل مبلغ فوق هزینه نموده است ولیکن تاکنون خوانده از پرداخت دستمزد خودداری نموده است. دادگاه جهت کشف حقیقت در بدو امر قرار استماع شهادت شهود را صادر نمود. مودای شهادت شهود که مصون از هرگونه جرح خوانده باقی مانده است موید صحت ادعای خواهان می باشد و متعاقبا جهت برآورد میزان و نوع و نحوه تکمیل استخر احداثی و اجرت مربوط به آن قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر گردید و از بین کارشناسان رسمی آقای ح.ش. استقراعا انتخاب گردید نظریه کارشناسی که مصون از هرگونه ایراد طرفین باقی مانده است میزان اجرت ساخت و کار استخر را به میزان 000/000/350 ریال تعیین نموده است. دادگاه با عنایت به محتویات دادخواست و منضمات آن نظریه کارشناس رسمی و سایر قراین و امارات موجود با تذکر این مطلب که دادگاه در حد «خواسته»; مکلف به اظهارنظر است و نه بیشتر دعوی خواهان را مقرون به صحت تشخیص مستندا به مواد 198 229 257 و 519 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و 265 از قانون مدنی حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ دویست و شصت میلیون ریال اجرت احداث و کار استخر و هشت میلیون و صد و چهل هزار ریال هزینه دادرسی در حق خواهان محکوم می نماید. این رای غیابی بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این مرجع و پس از انقضای مدت فوق ظرف بیست روز قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 3 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ مطیعی
رای دادگاه
در خصوص دادخواست آقای ع.ذ. به وکالت از جانب آقای م.الف. به طرفیت آقای ت.ح. به خواسته واخواهی از دادنامه غیابی شماره 9209972210300437 مورخ 28/8/1392 صادره در پرونده کلاسه 910033 این دادگاه نظر به اینکه دادنامه واخواسته در تاریخ 19/9/1392 به واخواه ابلاغ قانونی گردیده درحالی که دادخواست واخواهی در تاریخ 5/12/1392 و خارج از مهلت بیست روزه مقرر در ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی تقدیم گردیده و وکیل واخواه نیز در دادخواست و لایحه پیوست آن مدعی عدم اطلاع از مفاد دادنامه نشده و از طرفی حکم مقرر در تبصره 3 ماده مرقوم (تلقی واخواهی به عنوان تجدیدنظرخواهی) نیز ناظر به مواردی است که دادنامه غیابی به صورت واقعی ابلاغ گردیده باشد چراکه در تبصره مذکور از عبارت «عذر موجه»; استفاده نمود که ناظر به واخواهی خارج از مهلت در خصوص دادنامه هایی است که به صورت واقعی به محکوم علیه غیابی ابلاغ شده باشد و در خصوص ابلاغ قانونی مقنن صرفا عبارت «عذر عدم اطلاع»; را استخدام نموده که مصادیق آن متفاوت از «عذر موجه»; می باشد. علی هذا بنا به مراتب فوق و مستندا به تبصره یک ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دادخواست واخواهی صادر و اعلام می گردد. قرار صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 3 دادگاه عمومی حقوقی دماوند ـ مطیعی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.الف. به طرفیت آقای ت.ح. با وکالت آقای م.الف. نسبت به دادنامه شماره 694 مورخ 13/12/1392 شعبه سوم دادگاه حقوقی شهرستان دماوند به رد واخواهی تجدیدنظرخواه از دادنامه شماره 437 مورخ 28/8/1392 به لحاظ اینکه خارج از فرجه قانونی تقسیم گردیده است دادگاه با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه دادنامه غیابی شماره 437 مورخ 28/8/1392 در تاریخ 19/9/1392 به نشانی آقای م.الف. الصاق گردیده است و تجدیدنظرخواه مدعی اطلاع از مفاد دادنامه مزبور به تاریخ 1/12/1392 گردیده که در فرجه قانونی اقدام به تقدیم دادخواست واخواهی نموده است نظر به اینکه به موجب صراحت ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی مبدا مهلت واخواهی از احکام غیابی تاریخ ابلاغ واقعی به خوانده می باشد بنابراین رای معترض عنه مخالف نص قانونی تشخیص به استناد ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض و پرونده به منظور رسیدگی ماهیتی به دادگاه بدوی اعاده می گردد این رای قطعی است.
رییس شعبه 61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
نورزاد ـ جلالوند

قاضی:
محمدمهدی مطیعی , نورزاد , عبداله جلالوند

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 229 - در مواردی که دلیل اثبات دعوا یا موثر در اثبات آن گواهی گواهان باشد برابر مواد زیر اقدام می گردد.

مشاهده ماده 229 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 257 - دادگاه می تواند راسا یا به درخواست هریک از اصحاب دعوا قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر نماید. در قرار دادگاه موضوعی که نظر کارشناس نسبت به آن لازم است و نیز مدتی که کارشناس باید اظهار عقیده کند تعیین می گردد.

مشاهده ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM