رای قضایی شماره 9309970910600002

رای قضایی شماره 9309970910600002

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910600002


شماره دادنامه قطعی:
9309970910600002

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/01/05

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
لزوم اتخاذ تصمیم نفیا یا اثباتا در همه موارد شکایت

پیام رای:
اگر یکی از موارد موضوع شکایت شاکی توسط دادسرا احراز نگردد باید درآن خصوص قرار صادر و به شاکی ابلاغ گردد تا دادگاه در خصوص سایر موارد اتهامی متهم رسیدگی و مبادرت به اتخاذ تصمیم نماید.

رای خلاصه جریان پرونده
به شرح دادنامه شماره 43-19/10/1390 صادره از شعبه 19 کیفری استان آقایان الف.ب. و ع.الف. که به علت شکایت آقای گ.ر. تحت تعقیب قرار گرفته اند و به لحاظ عدم حصول علم جهت وقوع لواط به عنف حکم برایت صادر شده است رای صادره مورد اعتراض دادستان و وکلای شاکی قرار گرفته است. پس از ارسال به دیوان عالی کشور پرونده در شعبه 33 دیوان بررسی گردیده و طبق دادنامه 414-15/7/1391 با بیان ایراداتی رای صادره نقض و پرونده به شعبه صادرکننده رای ارجاع گردیده مشروح مطالب در صفحات (144 الی 146) بیان شده که از تکرار آن خودداری می شود. پس از اعاده پرونده شعبه محترم رسیدگی کننده پرونده مربوط به اتهام دیگر متهم مبنی بر آدم ربایی از بازپرسی مطالبه می نماید که حسب گزارش خلاصه پرونده بازپرسی برای آدم ربایی کیفرخواست صادر نگردیده و از مدارک قابل طرح در پرونده کیفری استان قبلا فتوکپی تهیه و ضم پرونده گردیده است (صفحات 24 و 30). وکیل شاکی لایحه ای تقدیم و ضمن آن با تکرار مطالب قبلی و این که نظر پزشکی قانونی با اظهارات فرزند موکل مطابقت دارد و اگر آدم ربایی صورت نمی گرفت لواط صورت نمی گرفت و علت درگیری صرفا انجام لواط روی فرزند موکل بوده است. اظهار این که فقط الف. مرتکب لواط شده و ب. نتوانست کاری بکند مبین بی شایبه و صادقانه بودن اظهارات است تقاضای محکومیت متهمین را دارم. در تاریخ 14/12/91 دادگاه تشکیل گردیده وکیل شاکی علاوه بر لایحه تقدیمی تقاضای استعلام سوابق متهمین را نموده است و انطباق گروه خونی الف. و نمونه منی روی لباس طفل را قرینه صحت اظهارات دانسته وکیل متهم الف. اظهار داشته: موکل بی گناه است بعد از درگیری شاکی به محل کار موکل رفته با اصرار گروه خون او را می پرسد نظریه پزشکی قانونی فقط تعیین گروه خون است که بعد از چند وقت لباسی به آن مرجع تحویل شده و مشخص نیست مربوط به چه کسی است تقاضای برایت دارم. وکیل متهم دیگر اظهار نموده: شاکی گفته موکل من هیچ کاری نتوانسته با او بکند لذا دلیلی برای پیگیری و تحقیقات تکمیلی وجود ندارد. فرزند شاکی مطالب قبلی را تکرار نموده است. وکیل شاکی در لایحه دیگر اعلام کرده: فرزند شاکی صدمات روحی دیده است تقاضای معرفی وی به پزشک قانونی را کرده که پزشک قانونی اعلام نموده: معاینه به عمل آمد م.گ. مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شده که می تواند ناشی از تجاوز جنسی مورد ادعا باشد اگر اثبات شود ارش اختلال معادل ده درصد دیه کامله است. در تاریخ 31/5/92 دادگاه با حضور اعضاء شاکی متهمین و وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل شاکی مطالب قبلی را تکرار نموده از متهم الف. سوال شده: اظهار داشته قبول ندارم آن شب شام خواستگاری من بوده چون پدر س. با ب. دعوا کرده است و پرونده داشته اند آمده این حرف را زده تا پرونده را بپوشاند منی متعلق به من نیست وکیل وی نیز در دفاع از موکل اظهار داشته: مدعی فعل م.گ. در جلسات دادگاه بیان کرده یادم نمی آید چگونه بوده و پزشک گفته بعد از آن دچار آسیب روحی شده که این موارد متناقض است در زمان بیان واقعه نیز اظهارات ضد و نقیض بوده با توجه به عدم ارایه دلایل اثباتی و با توجه به قاعده درء تقاضای برایت موکل را دارم. از م.ب. به عنوان متهم سوال شده اظهار داشته: قبول ندارم از من شکایت نشده که راجع به لواط باشد وکیل وی نیز اظهار کرده که موکل از 6 صبح الی 18 در محل کار اشتغال داشته تقاضای استعلام از شرکت محل کار را نموده است. پس از اخذ آخرین دفاع از الف. که گفته است قبول ندارم مرتکب این کار نشدم ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 12-2/6/1392 صادره از شعبه دادگاه کیفری استان با توجه به این که برای اتهام آدم ربایی کیفرخواست صادر نگردیده و شاکی نتوانسته گواهانی معرفی نماید که شاهد همراهی شاکی و متهمین در روز حادثه بوده اند و تنها مطلع نیز اظهارات او را تایید نکرده در نتیجه قراین علم آور تحصیل نشده و تطابق گروه خونی به تنهایی برای ایجاد علم کفایت نمی کند. الف.ب. را به علت عدم توجه اتهام لواط و ع.الف. را به علت عدم کفایت دلیل برای احراز وقوع جرم لواط در حد تفخیذ به استناد بند الف ماده 177 و اصل 37 قانون اساسی حکم برایت صادر نموده است. پس از ابلاغ رای وکیل شاکی با ارسال لایحه ای در 7 برگ به رای صادره اعتراض نموده که تکرار مطالب قبلی است و این که دادگاه در مورد آدم ربایی هیچ اقدامی ننموده رای را خلاف شرع و قانون دانشته با پرداخت هزینه دادرسی پرونده را به دیوام عالی کشور ارسال و در تاریخ 4/8/1392 به این شعبه ارجاع گردیده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص اعتراض ح.ر. به وکالت از م.گ. به دادنامه صادره از شعبه کیفری استان با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می شود در مورد آدم ربایی که در نظریه قبلی تذکر داده شده اقدام لازم به عمل نیامده است در صورتی که صورت جلسه مورخ 9/10/89 تصمیم دادگاه محترم کیفری استان بر ضرورت رسیدگی به هر دو اتهام تاکید کرده و پس از مکاتبه پرونده ای دریافت شده که بیان نموده راجع به آدم ربایی کیفرخواست صادر نشده (صفحه 150) که ضرورت داشت به دادسرا دستور داده شود موضوع آدم ربایی پیگیری شود و اگر جرمی واقع نشده قرار لازم صادر و به شاکی ابلاغ گردد و پس از طی مراحل اگر دادسرا آدم ربایی را احراز نکرد نسبت به اتهام دیگر دادگاه نفیا یا اثباتا مبادرت به اتخاذ تصمیم نماید. با توجه به مراتب مستندا به بند 4 قسمت «ب»; ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه شماره 12-2/6/1392 صادره از شعبه مذکور نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده رای ارجاع می گردد.
رییس شعبه سی و سوم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
نیازی ـ اعتماد

قاضی:
محمد نیازی , سید نصرت الله اعتماد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM