رای قضایی شماره 9409970909200005

رای قضایی شماره 9409970909200005

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9409970909200005


شماره دادنامه قطعی:
9409970909200005

تاریخ دادنامه قطعی:
1394/01/17

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
ازاله بکارت با عنف و اکراه

پیام رای:
ازاله بکارت با عنف و اکراه در فرض عدم اثبات زنا نیز موجب ضمان مهر المثل است.

رای خلاصه جریان پرونده
به حکایت پرونده حاضر که شرح مفصل آن در گزارش مربوطه به دادنامه شماره 200005 ـ 1394/01/17 این شعبه (7 دیوان عالی کشور) در گزارش آمده است و ضرورتی به تکرار آن نیست خانم الف. در تاریخ 1391/12/17 مدعی شده که پ. و م. او را ربوده و مورد تجاوز به عنف قرار داده اند که شعبه 7 دیوان عالی کشور تحقیقات را ناقص تشخیص و رای صادره را نقض و پرونده را به شعبه مربوطه اعاده کرده است تا رسیدگی مجدد و رفع نقایص به عمل آورد سپس اتخاذ تصمیم نماید. مورخه 1394/04/20 دادگاه در وقت فوق العاده با ذکر این که پ. درباره اش دادگاه حکم به برایت صادر کرده است؟!! قرار بازداشت موقت را قانونی ندانسته و مبادرت به فک قرار بازداشت موقت وی و صدور قرار وثیقه به مبلغ پانصد میلیون ریال نموده است (عضو ممیز) (صفحه 466 پرونده) و با قبول وثیقه وی را آزاد کرده اند. 1394/04/22 (صفحه 484 پرونده) از ن. گفته و ا... با ا... سوگند یاد می نمایم که تمام حقایق را بیان نمایم همین دو نفر متهم حاضر الف و ق. در بنگاه اتومبیل مشغول بودند. حدود یک سال فعالیت می کردند این دو نفر در سال 1391 به اتفاق دو نفر زن به نمایشگاه بنده آمدند که یک دستگاه اتومبیل می خواستند اتومبیل ها را نگاه کردند.. . با اشاره به شاکیه اظهار داشت همین خانم است که به اتفاق متهمان دو یا سه نوبت به بنگاه اتومبیل من آمدند هر دفعه هم مدت ده دقیقه بود عرض دیگری ندارم. شاکی منکر دیدار گواه شده است (صفحه 488 الی 490 پرونده). آقای م.ر. به عنوان گواه گفته به اسماء جلاله سوگند یاد می نمایم که تمام حقایق را بیان کنم. سال 1391 مستاجر خانم ح. بودم البته مستاجر پدر ایشان و چون املاک کار می کردم برای خانم شاکیه منزل استیجاری تهیه نمودم از همین خانم ح. اجاره کردم. هفت و یا هشت ماه بود آمد گفت می خواهم منزل را عوض کنم گفتم جایگزین لازم است تا یک روز بارانی با یک اتومبیل نقره ای این خانم و این متهم که لباس زندانی دارد با دو نفر دیگر که داخل ماشین نشسته بودند آمدند و این آقا (ب.) گفت ایشان از آشنایان ما هستند گفتم بایستی جایگزین بیاورند همین یک بار ایشان را دیدم این آقایان با این خانم دیده بودم در جای دیگری آنها را ندیدم. آن لحظه که این خانم را دیدم تعادل نداشتند حالت تلو تلو خوردن را داشته است (صفحه 491 الی 494 پرونده) خانم ف.ح. به عنوان گواه گفته خانم شاکیه مستاجر منزل پدرم یک واحد چهل متری بود این آقایان را بیش از ده بار دیدم می آمدند داخل حیاط این خانم با لباس راحتی می آمد با آنها دست می داد و لباس می پوشید با آنها می رفت بیرون و از نظر اخلاقی اول که آمده بود خوب بود ولی بعد مردان زیادی می آمدند می پرسیدم می گفت پسر خاله ام هستند و.. . پشت دستهایش زخمی بود می پرسیدم می گفت خوردم زمین روی شیشه. گفتم چرا کف دستت زخمی نیست و قرص استفاده می کرد تعادل نداشت.. . (صفحه 494 الی 497 پرونده) جلسه دادگاه در وقت مقرر 1394/04/08 در شعبه سوم دادگاه کیفری یک شهرستان س. با حضور نماینده دادستان طرفین و وکلای آنان تشکیل است. نماینده دادستان شفاها بیان ادعا کرده و شاکیه نیز شکایت خود را طرح نموده و دلایل شاکیه را و نظریه پزشکی قانونی را بیان و ذکر کرده است و در مورد آدم ربایی درخواست ارسال پرونده به دادسرا رسمی تنظیم قرار نهایی و کیفر خواست را کرده است شاکیه نیز به عنوان زنای به عنف شکایت خود را بازگو و همان اظهارات قبل را تکرار کرده است اما تاکید کرده که پ. ازاله بکارت وی را کرده است و به خاطر مقاومت او خارج می شد اما م. یک بار با استفاده از دست موجب جراحت واژن شده اما ازاله بکارت توسط پ. بوده است. متهمان مدعی شده اند که آن ها شب همراه آن ها به ن. رفته و با م. دوست بوده و.. . گفته اند از آن یک و نیم میلیون تومان پول خواسته وقتی ندادیم ناراحت نزدیک یک آژانس پیاده شد حتی پول آژانس را ما به او دادیم دفاعیات خود را بیان کرده اند و وکلای مدافع آنان نیز اظهارات خود را گفته اند و استماع گواهی گواهان شده است. نهایتا در آخرین دفاع بیان کرده اند که ادعای خانم شاکیه کذب می باشد. وکلا نیز اظهار داشته اند با توجه به اظهارات شهود و اظهارات ضد و نقیض شاکیه و.. . درخواست صدور حکم برایت موکلین را نموده اند. ختم دادرسی اعلام و مبادرت به صدور رای شده است. با عدم احراز زنای به عنف دون زنا احراز شده و به تحمل هر کدام نود و نه ضربه شلاق تعزیری و از باب تکمیل هر کدام به دو سال اقامت اجباری در شهرستان خ. محکوم شده اند و با استناد به ماده 231 قانون مجازات اسلامی احراز زنای به عنف را شرط تحقق تقاضای ارش البکاره و مهرالمثل دانسته و حکم به بی حقی شاکیه صادر کرده است. وکلای طرفین با تقدیم لوایحی فرجام خواهی کرده اند که حین مشاوره قرایت خواهند شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای محمدسلطان هم تیار عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای دکتر احمد قاسمی دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر این که «با توجه به محتویات پرونده و نحوه شکایت شاکیه و ارتکاب عمل از ناحیه متهم عقیده به نقض دادنامه در قسمت رد درخواست مهرالمثل و تایید سایر قسمتهای دادنامه را دارم» مشاوره نموده چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواه م. و آقای پ. و خانم الف. نسبت به دادنامه شماره 300100 ـ 1394/04/16 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان م. که به موجب آن آقایان م.پ. از زنای به عنف و اکراه تبریه و بابت عمل نامشروع دون زنا به عنف و اکراه هر کدام به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری و دو سال اقامت اجباری در شهرستان خ. به عنوان کیفر تکمیلی محکوم شده اند و درخواست خانم الف. مبنی بر محکومیت نامبردگان به پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل رد شده و حکم به بی حقی وی مستند به ماده 231 قانون مجازات اسلامی صادر شده است. با توجه به محتویات پرونده اوضاع و احوال حاکم بر قضیه و استدلال محکمه و نحوه اظهارات طرفین و این که دلیلی اقامه نشده که بر ارکان رای صادره خدشه وارد کند و از حیث شیوه دادرسی اشکال قابل ملاحظه ای بر آن مترتب نیست آن قسمت از دادنامه که دلالت بر محکومیت آقایان م. و پ. مبنی بر اتهام عمل منافی عفت دون زنا با عنف و اکراه دارد مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا تایید و ابرام می گردد. اما بخشی از دادنامه که به رد درخواست محکومیت فرجام خواه خانم الف. در مورد مهرالمثل حکم صادر شده است به نظر صحیح نمی رسد چرا که محکمه عنف و اکراه را احراز کرده گرچه زنا احراز نشده است قانونگذار ازاله بکارت بدون رضایت (با عنف یا اکراه) و به هر وسیله ای صورت گرفته باشد را موجب ضمان دانسته است (ماده 658 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 و تبصره 2 ذیل آن). علی هذا در این قسمت از ادعای شاکیه مستندا به ماده مذکور و بند ب شق چهار از ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه نقض و رسیدگی مجدد به موضوع اتهامی نامبردگان به دادگاه هم عرض ارجاع و محول می گردد مقرر است پرونده به مرجع مربوطه اعاده شود.
رییس شعبه 7 دیوان عالی کشور- عضو معاون
حسین انتظاری- محمد سلطان همتیار

قاضی:
محمد سلطان همتیار , حسین انتظاری , احمدقاسمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 231 ـ در موارد زنای به عنف و در حکم آن در صورتی که زن باکره باشد مرتکب علاوه بر مجازات مقرر به پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل نیز محکوم می شود و درصورتی که باکره نباشد فقط به مجازات و پرداخت مهرالمثل محکوم می گردد.

مشاهده ماده 231 قانون مجازات اسلامی

ماده 469 ـ در موقع رسیدگی عضو ممیز گزارش پرونده و مفاد اوراقی را که لازم است قرائت می کند و طرفین یا وکلای آنان در صورت حضور می توانند با اجازه رئیس شعبه مطالب خود را اظهار دارند. همچنین دادستان کل یا نماینده وی با حضور در شعبه به طور مستدل مستند و مکتوب نسبت به نقض یا ابرام رای معترض عنه یا فرجام خواسته نظر خود را اعلام می کند. سپس اعضای شعبه با توجه به محتویات پرونده و مفاد گزارش و مطالب اظهار شده با درج نظر دادستان کل کشور یا نماینده وی در متن دادنامه به شرح زیر اتخاذ تصمیم می کنند: الف ـ اگر رای مطابق قانون و ادله موجود در پرونده باشد با ابرام آن پرونده را به دادگاه صادرکننده رای اعاده می ـنمایند. ب ـ هرگاه رای مخالف قانون یا بدون توجه به ادله و مدافعات طرفین صادر شده باشد یا رعایت تشریفات قانونی نشده و آن تشریفات به درجه ای از اهمیت باشد که موجب بی اعتباری رای شود شعبه دیوان عالی کشور رای را نقض و به شرح زیر اقدام می کند: 1 ـ اگر عملی که محکوم علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت جرم نبوده یا به لحاظ شمول عفو عمومی و یا سایر جهات قانونی متهم قابل تعقیب نباشد رای صادره نقض بلا ارجاع می شود. 2 ـ اگر رای صادره از نوع قرار و یا حکمی باشد که به علت ناقص بودن تحقیقات نقض شده است برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای ارجاع می شود. 3 ـ اگر رای به علت عدم صلاحیت ذاتی دادگاه نقض شود پرونده به مرجعی که دیوان عالی کشور صالح تشخیص می دهد ارسال می شود و مرجع مذکور مکلف به رسیدگی است. 4 ـ در سایر موارد پس از نقض رای پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع می شود. تبصره ـ در مواردی که دیوان عالی کشور رای را به علت نقص تحقیقات نقض می کند مکلف است تمام موارد نقص تحقیقات را به تفصیل ذکر کند.

مشاهده ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM