رای قضایی شماره 9209970221401652

رای قضایی شماره 9209970221401652

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970221401652


شماره دادنامه قطعی:
9209970221401652

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/12/14

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
استفاده از سند مجعول به عنوان مقدمه کلاهبرداری

پیام رای:
استفاده از سند مجعول به عنوان مقدمه کلاهبرداری مجازات مستقل ندارد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقایان 1- م.پ. فرزند الف. بازداشت به لحاظ عجز از معرفی کفیل 2- م.ش. فرزند م. آزاد به لحاظ تودیع وثیقه دایر برجعل چندین شناسنامه و کارت ملی و پروانه کسب و استفاده آن جهت افتتاح حسب و کلاهبرداری به مبلغ 000/110/471/1 ریال به شرح کیفر خواست شماره مورخ 3/7/92 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 6 تهران؛ دادگاه با عنایت به شکایت شکات گزارش مرجع انتظامی و مدارک و مستندات ابرازی از ناحیه شکات و مکاتبات انجام شده از بانک های مربوطه و اقرار صریح متهمان در دادسرا و اقرار صریح احدی از متهمان به نام م.پ. در جلسه رسیدگی دادگاه و عدم حضور متهم ردیف دوم در جلسه رسیدگی دادگاه و عدم ارسال لایحه دفاعیه و سایر مندرجات اوراق پرونده ارتکاب بزه انتسابی از سوی متهمان محرز به نظر می رسد لذا دادگاه به استناد مادتین 533 و 535 از قانون مجازات اسلامی (البته با اصلاح موادی استنادی در دادسرا) و ماده یک از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری هر یک از متهمان را از حیث اتهام جعل به تحمل یک سال حبس و از حیث اتهام استفاده از سـند مجعول یـک سـال حـبس و از حیث اتهـام کلاهـبرداری به تحمل 2 سال حبس و مشترکا به پرداخت یک میلیارد و هفتصد و بیست و پنج هزار ریال (البته با اصلاح در متن کیفرخواست) رد مال به شرح مندرج در قرار مجرمیت البته با اصلاح مبلغ 000/000/400/1 ریال به مبلغ 000/000/380/1 ریال موضوع شکایت م.ج. در حق شکات به اسامی مندرج در قرار مجرمیت و همین مبلغ به عنوان جزای نقدی معادل (000/000/715/1 ریال) و بی اعتباری حساب های مجعول و دسته چک های اخذ شده از آن حساب ها را صادر می نماید. رای صادره نسبت به متهم ردیف دوم غیابی ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه می باشد نسبت به متهم ردیف اول حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1044 دادگاه عمومی جزایی تهران
در خصوص اتهام آقای ح.ر. فرزند ح. بازداشت به لحاظ عجز از تودیع وثیقه دایر بر کلاهبرداری بدین شرح: 1- مبلغ 000/000/140/1 ریال از آقای الف.م. 2- مبلغ 000/000/640/2 ریال از آقای م.ک. 3- مبلغ 000/500/816 ریال از آقای ح.الف.؛ با توجه به محتویات پرونده خصوصا شکایت شکات و اظهارات طرفین در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز اظهارات طرفین و وکیل آقای م.ک. و مدارک ارایه شده از ناحیه طرفین و سایر مندرجات اوراق پرونده بزه انتسابی به متهم محرز و مسلم بوده دادگاه مستندا به ماده 1 از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری متهم را به تحمل سی ماه حبس با احتساب ایام بازداشتی قبلی (28/7/90) و رد مال 1- مبلغ 000/000/140/1 ریال در حق م. 2- مبلغ 000/000/640/2 ریال در حق م.ک. 3- 000/500/816 ریال در حق ح.الف. و مجموعا همین مبلغ به پرداخت جزای نقدی محکوم می نماید. اما در خصوص اتهام دیگر متهم نسبت به مازاد مبلغ مذکور موضوع شکایت آقایان الف.م. و ح.الف. و نیز مبلغ 000/000/500/3 ریال موضوع شکایت ق.ک. و مبلغ 000/000/200/1 ریال شکایت آقای م.ش. و مبلغ 000/000/170 ریال موضوع شکایت آقای ع.گ. و نیز اتهام آقای ج.ر. فرزند الف. دایر بر کلاهبرداری با توجه به محـتویات پرونده اظهارات طرفین عدم کفایت دلیل مسـتندا به ماده 177 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت متهمان را صادر می نماید. رای صادره نسبت به متهم (ب.) حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد اما نسبت به متهم (ر.) غیابی ظرف 10 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه می باشد.
رییس شعبه 1044 دادگاه عمومی جزایی تهران

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.پ. با وکالت آقای ع.ف. نسبت به دادنامه 324 مورخه 25/4/92 صادر شده از شعبه 1044 دادگاه عمومی جزایی تهران موضوع شکایت شکات از جـمله م.ج. که به موجـب آن تجدیدنظرخواه به اتهام جـعل به یک سال حبس تعزیری و به اتهام استفاده از سند مجعول به یک سال حبس تعزیری و به اتهام کلاهبرداری به تحمل دو سال حبس تعزیری و جزای نقدی به مبلغ 000/000/715/1 ریال و رد مال به مبلغ 000/000/715/1 ریال مشترکا با متهم دیگـر به نام م.ش. محـکومیت حاصـل نموده اسـت؛ با توجه به این که استفاده از سند مجعول موضوع پرونده مقدمه فصل مجرمانه دایر بر کلاهبرداری می باشد. با عنایت به مراتب فوق الذکر مستندا به تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مجازات حبس تعیین شده در خصوص استفاده از سند مجعول را حذف می نماید در سایر موارد چون از ناحیه تجدیدنظرخواه اعتراض موثر و موجه که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید مطرح نشده ضمن رد تجدیدنظرخواهی به لحاظ وضعیت خاص محکوم علیه م.پ. ((متاهل و دارای یک فرزند)) مستندا به مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/92 و تبصره 2 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مجازات حبس مشارالیه در خصوص اتهام کلاهبرداری را به یک سال و نیم و حبس مشارالیه در خصوص اتهام جعل را به 9 ماه و جزای نقدی مندرج در دادنامه را در خصوص مشارالیه به دویست میلیون ریال تقلیل و نتیجتا دادنامه معترض عنه را با تخفیفات اعمال شده تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 14 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار
نیک نژاد ـ تیموری

قاضی:
نعمت الله نیک نژاد , تیموری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1 ـ هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارتخانه های یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. در صورتیکه شخص مرتکب بر خلاف واقع عنوان یا سمت ماموریت از طرف سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شرکتهای دولتی یا شوراها یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی و بطور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح و نهادها و موسسات مامور به خدمت عمومی اتخاذ کرده یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو تلویزیون روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی به خدمت عمومی باشد. علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از 2 تا ده سال و انفصال ابد از خدمت دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. تبصره 1 ـ در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه میتواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده (حبس) و انفصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد ولی نمی تواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد. تبصره 2 ـ مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و درصورتیکه نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد شروع کننده به مجازات آن جرم نیز محکوم می شود. مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا هم طراز آنها باشند به انفصال دائم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پائین تر باشند به شش ماه تا سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم می شوند.

مشاهده ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری

ماده 37 ـ در صورت وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف دادگاه می تواند مجازات تعزیری را به نحوی که به حال متهم مناسب تر باشد به شرح ذیل تقلیل دهد یا تبدیل کند: الف ـ تقلیل حبس به میزان یک تا سه درجه ب ـ تبدیل مصادره اموال به جزای نقدی درجه یک تا چهار پ ـ تبدیل انفصال دائم به انفصال موقت به میزان پنج تا پانزده سال ت ـ تقلیل سایر مجازات های تعزیری به میزان یک یا دو درجه از همان نوع یا انواع دیگر

مشاهده ماده 37 قانون مجازات اسلامی

ماده 38 ـ جهات تخفیف عبارتند از: الف ـ گذشت شاکی یا مدعی خصوصی ب ـ همکاری موثر متهم در شناسایی شرکاء یا معاونان تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا به کار رفته برای ارتکاب آن پ ـ اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم ت ـ اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی در حین تحقیق و رسیدگی ث ـ ندامت حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت یا بیماری ج ـ کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن چ ـ خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم ح ـ مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرم تبصره 1 ـ دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم خود قید کند. تبصره 2 ـ هرگاه نظیر جهات مندرج در این ماده در مواد خاصی پیش بینی شده باشد دادگاه نمی تواند به موجب همان جهات مجازات را دوباره تخفیف دهد.

مشاهده ماده 38 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM