رای قضایی شماره 9209970220101626

رای قضایی شماره 9209970220101626

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970220101626


شماره دادنامه قطعی:
9209970220101626

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/11/23

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تفاوت سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت

پیام رای:
حق کسب و پیشه و تجارت مختص محلی است که در آن فعالیت کسبی انجام شود و مستاجر مرتکب تخلف نیز نگردد. لذا در صورت تعطیل بودن مورد اجاره یا تخلف مستاجر حق مزبور ساقط می گردد. اما اگر مستاجر وجهی بابت سرقفلی پرداخت کرده باشد این حق حتی با احراز تخلف مستاجر به قوت خود باقی است.

رای دادگاه بدوی
با التفات به کلیه اوراق پرونده موارد معنونه وکیل خواهان ها در پرونده محاکماتی امر چنین است: الف) مطالبه ارزش سرقفلی و صنفی یک باب مغازه موضوع قرارداد اجاره سند رسمی شماره 207643 مورخ 13/6/1380 دفترخانه شماره.. . تهران به قیمت روز با جلب نظر کارشناس ب) مطالبه مبلغ 000/000/3 ریال بابت اجاره بهاء پرداختی و احتساب خسارات دادرسی ج) دادگاه در مقام رسیدگی با تشکیل جلسات دادرسی به دلایل وکلای صحابه دعوی رسیدگی کرده و به اسناد و مدارک شان توجه نموده و با استماع اظهارات و مدافعات آنان به شرح لوایح ابرازی و تطبیق آن ها با موازین قانونی مراتب ذیل را مدنظر قرار می دهد.
اولا: نظام حقوقی ایران تخلیه مورد اجاره تجاری را در مواردی موردپذیرش قرار داده آن را مقید به شروطی نموده است (من جمله قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1356) بر اساس قانون مذکور اصل این است که تخلیه مورد اجاره به جز موارد تصریح شده قانونی ممنوع است و فلسفه این اصل صرفا به منظور حقوق مستاجر می باشد که درنتیجه اجرای این مقررات ایجاد گردیده و چنانچه درنتیجه اعمال و اجرای مقررات قانون مذکور معلوم و مشخص شود که مستاجر فاقد هرگونه حقی در مورد اجاره می باشد موجر حق اعمال مالکیت خود را به هر نحوی که مقتضی و صلاح بداند در مراجع ذی صلاح خواهد داشت ازاین رو تخلیه مورد اجاره در صورتی امکان پذیر و دارای اعتبار تلقی می گردد که ناشی از نص قانون باشد و مقنن آن را منصوصا بیان کرده باشد بدین لحاظ احکام مقرر در قانون مرقوم جنبه امری و تکلیفی دارد و ضمانت اجرایی عدم ایفاء تکالیف مزبور از جانب مستاجر اعمال قانون موضوع بحث می باشد بنابراین طبیعی است توانایی و اختیار محکمه منصرف از حکم امری مقرر از همان قانون و ضمانت اجرایی ناظر بدان است درنتیجه دریافت حق کسب و پیشه و تجارت توسط مستاجر تابع شرایط قانون مذکور می باشد.
ثانیا: ازنظر تیوریک و عملی بین حق کسب و پیشه و تجارت و سرقفلی تفاوت وجود دارد بدین نحو که حق کسب و پیشه و تجارت مختص محلی است که آن محل محل استفاده تجاری به موجب مقررات قانونی باشد و در مانحن فیه برفرض تعطیل بودن مورد اجاره در طول مدت رابطه استیجاری ایجاد حقوق مکتسبه مستاجر محل تردید است زیرا با وصف موجود اساسا ابتدا حقی برای آنان ایجاد نشده تا محل موصوف واجد شرایط لازم امتیازات مربوط به اماکن تجاری باشد و موجر یا موجرین مکلف به پرداخت ما به ازای آن شوند لیکن در صورت اشتغال به کار و احراز تخلف مستاجر و حکومت آمره قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 در موارد منصوصه قانونی این حقوق از وی ساقط می شود اما در سرقفلی حتی با احراز تخلف مستاجر این حقوق به قوت خود باقی است و درصورتی که مستاجر وجهی بابت سرقفلی پرداخت کرده باشد این حقوق می بایست لحاظ گردد بدین استدلال از تعبیر قانونی حق کسب و پیشه و تجارت سرقفلی دادگاه اصولا مقررات قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 حاکم بر قضیه نمی داند نتیجتا رابطه حقوقی طرفین را مشمول مقررات دعوی ناظر به موضوع قرارداد فی مابین و حاکمیت قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376 دانسته و چون با توجه به مفاد دادخواست و اوراق پرونده معلوم می شود که ملک تجاری می باشد و مندرجات قرارداد حاکی است که مستاجرین وجهی بابت سرقفلی و حقوق صنفی به موجرین پرداخت کرده اند بدین لحاظ دادگاه مستاجرین را مستحق دریافت سرقفلی و حقوق صنفی به قیمت عادله در ملک تجاری می داند مفید این مطلب جلد 8 از بحث مسایل المستحدث کتاب تحریرالوسیله حضرت امام خمینی (ره) در مسایل 307 و 317 از مجموعه استفتاثات جلد دوم صفحات 165و171 می باشد که حق تخلیه را منوط به پرداخت حق سرقفلی به مستاجر نموده است ازاین رو دادگاه با جمع بودن شرایط حاصله قانونی به منظور تعیین میزان سرقفلی محل مبادرت به صدور قرار کارشناسی نمود که کارشناس منتخبی دادگاه آقای ش.ج. پس از مطالعه پرونده و شرایط مذکور در آن و بازدید ازملک موضوع بحث که شامل یک باب مغازه به مساحت 80/18 مترمربع واقع در طبقه اول یک ساختمان هفت طبقه ساخته شده (شامل یک طبقه زیرزمین + طبقه همکف + پنج طبقه روی همکف) ساخته شده با اسکلت فلزی و پوشش سقف ها از تیرچه بلوک با عمری حدود بیست وپنج سال که تحت نام پاساژ ق. در آن فعالیت فروش لوازم یدکی اتومبیل انجام می شود کف این مغازه با پارکت چوبی خارجی فرش شده و... دارای آب و گاز مشترک و برق مستقل واقع در خیابان اکباتان بعد از کوچه ن. پاساژ ق. طبقه اول مقابل راه پله پلاک 4 به ارزش 000/000/820/2 ریال تعیین و برآورد نموده است که پس از وصول به وکلای صحابه دعوی ابلاغ و از آن چنان تعرضی که سبب بی اعتباری و عدم متابعت از آن را نشان دهد مصون مانده و صرف اعتراض به نظریه کارشناس و ارجاع به هییت سه نفره کارشناسی از ناحیه وکیل خواندگان بدون تکیه بر مبنا علت موجه و مستدل و مستند سبب عدم متابعت از نظریه مذکور که با اوضاع واحوال محقق قضیه نیز انطباق دارد نمی گردد ازاین رو دادگاه به تجویز از ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی و با استنباط امکان صدور رای بر مبنای آن جهاتی که فوقا اشارت گردید دعوی اقامه شده خواهان ها را وارد و ثابت تشخیص و به استناد مواد 198و519 از همان قانون و مسایل المستحدث مندرج در متن و تبصره 2 ماده 6 از قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 26/5/1376 خواندگان را به پرداخت مبلغ 000/000/820/2 ریال بابت ارزش سرقفلی به قیمت عادله و مبلغ 000/000/3 ریال بابت اجاره بهای پرداختی و پرداخت مبلغ 000/508/121 ریال بابت کلیه خساراتی که به سبب طرح دعوی به خواهان ها وارد کرده اند اعم از هزینه دادرسی اوراق دفتر حق الزحمه کارشناس و حق الوکاله وکیل در این مرحله از رسیدگی در حق خواهان ها صادر می نماید بدیهی است خواهان ها و وکیل مشارالیها مکلف اند به ترتیب مبالغ الف) 900/535/55 ریال ب) 000/960/57 ریال بابت مابه التفاوت هزینه دادرسی و نیز تمبر وکالتی به نفع صندوق دولت محترم جمهوری اسلامی پرداخت نمایند و دفتر دادگاه مکلف است قبل از اجرا دادنامه فورا وجوه مذکور را مطالبه نموده و در صورت عدم ابطال تمبر از ناحیه وکیل خواهان ها در اجرای تبصره 4 از ماده 104 قانون مالیات های مستقیم با ارسال رونوشتی از دادنامه میزان حکم قطعی را به حوزه مالیاتی مربوطه اطلاع داده تا مابه التفاوت آن را موردمحاسبه قرار دهند مع الوصف دادگاه اعلام می دارد حکم اصداری حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر مرکز استان می باشد.
رییس شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ امیدواری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
پیرو دادنامه شماره 9209970220101131 مورخ 29/8/92 صادره از این دادگاه نظر به اینکه در ذکر مشخصات تجدیدنظرخواهان و دادنامه تجدیدنظر خواسته اشتباه صورت گرفته لذا بدین گونه اصلاح می گردد که در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ج.ت. به طرفیت خانم ها ز. و الف. شهرت هردو م. نسبت به دادنامه شماره 9109970228601270 مورخ 16/12/91 صادره از شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی تهران که مشتمل بر صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی مشارالیه از دادنامه 0409-900 مورخ 30/6/90 به لحاظ عدم رفع نقض در مهلت قانونی می باشد نظر به اینکه وکیل تجدیدنظرخواه تمبر دادرسی را باطل ننموده و با وصف ابلاغ اخطار رفع نقض در تاریخ 26/10/91 مع الوصف اقدامی در جهت ابطال تمبر دادرسی به عمل نیامده لذا قرار رد تجدیدنظر خواسته که بر این مبنا صادر گردیده صحیح و منطبق با قانون تشخیص این دادگاه مستندا به ماده 353 قانون آیین دادرسی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید این رای اصلاحی و به انضمام دادنامه 1131-920 مورخ 29/8/92 معتبراست.
مستشاران شعبه 1 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
جلالوند ـ توکلی

قاضی:
عبداله جلالوند , توکلی , امیدواری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 260 - پس از صدور قرار کارشناسی و انتخاب کارشناس و ایداع دستمزد دادگاه به کارشناس اخطار می کند که ظرف مهلت تعیین شده در قرار کارشناسی نظر خود را تقدیم نماید. وصول نظر کارشناس به طرفین ابلاغ خواهد شد طرفین می توانند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ به دفتر دادگاه مراجعه کنند و با ملاحظه نظر کارشناس چنانچه مطلبی دارند نفیا یا اثباتا بطور کتبی اظهار نمایند. پس از انقضای مدت یادشده دادگاه پرونده را ملاحظه و درصورت آماده بودن مبادرت به انشای رای می نماید.

مشاهده ماده 260 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM