برابر محتویات پرونده خواهان آقای الف.ن. فرزند ر. 30 سال شغل آزاد ساکن تهران طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه عمومی ورامین به طرفیت خوانده دعوی همسرش خانم م.ب.فرزند س 32 ساله خانه دار ساکن ورامین به خواسته فسخ نکاح به جهت تحقق شرط تبانی و اینکه خوانده سه بار سابقه ازدواج داشته و مرا فریب در ازدواج داده که شکایت کیفری نیز نموده ام و این در حالی است که خوانده گفته بود یک بار ازدواج نموده لذا تقاضای رسیدگی نموده است. موضوع دادخواست پس از ثبت و ارجاع در شعبه محترم چهارم دادگاه خانواده ورامین مورد بررسی قرارگرفته است سوابق خوانده در سه نوبت در رابطه با ازدواج که از طریق اداره
ثبت احوال شهرستان ورامین اعلام و ضمیمه اوراق پرونده شده است. در جلسه مورخه 14/10/90 دادگاه خواهان خواسته را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام نموده و گفته به هنگام خواستگاری مطرح شده که خوانده یک بار سابقه ازدواج داشته و شوهرش فوت نموده که مراسم خواستگاری انجام شد و به همین جهت شش ماه صیغه موقت نمودم و خوانده به دانشگاه رفت و برای ثبت یارانه به کافی نت رفتیم و بعد معلوم شده که خوانده سه بار سابقه ازدواج داشته و به خاطر خیانت به شوهران قبلی
طلاق داده شده و با یک نفر هم ارتباط داشته و دو بار هم به صورت غیررسمی صیغه شده است لذا تقاضای فسخ نکاح به جهت تدلیس دارم و خوانده ضمن تکذیب اظهارات زوج گفته او می دانسته که شوهرم فوت نموده و دو بار دیگر سابقه ازدواج داشتم و هیچ تدلیسی مرتکب نشده ام و خواهان اظهار داشته به هنگام بردن
طلاق نامه خوانده به محضر برای ثبت ازدواج فقط یک مورد
طلاق را که فکر می کردم شوهرش فوت نموده می دانستم و از ازدواج های دیگر او مطلع نشدم و خوانده گفته فقط من دو مورد ازدواج خود را به او گفتم و به هیچ کس خیانت نکرده و با کسی نیز در ارتباط نبودم. متعاقبا زوج با تقدیم لایحه مطالب مندرج به شرح صورت جلسه را تکرار نموده و گفته پس از عقد دایم با خوانده متوجه سه بار ازدواج قبلی وی شدم درحالی که او گفت فقط یک بار سابقه ازدواج داشته و موجب فریب در ازدواج شده و لذا تقاضای صدور حکم فسخ نکاح را مجددا تکرار نموده است. مادر و خواهر خواهان در تحقیقات انجام شده از آنان گفته اند که به هنگام عقد و خواستگاری فقط یک سابقه ازدواج از خوانده مطرح شد که پس از عقد متوجه دو سابقه دیگر شدیم اما مادرخوانده گفته که موضوع سوابق ازدواج خوانده مطرح و خواهان از آن مطلع شده بود. پرونده موضوع شکایت کیفری زوج علیه زوجه در رابطه با فریب در ازدواج که منجر به صدور قرار منع تعقیب گردیده مورد مطالبه و مطالعه دادگاه قرارگرفته و خلاصه آن در این پرونده درج گردیده است. شعبه محترم چهارم دادگاه عمومی حقوقی دادگستری شهرستان ورامین پس از بررسی و تحقیقات انجام شده به موجب دادنامه شماره 0000898 ـ 30/11/90 با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده و ملاحظه اظهارات خواهان و نامه واصله از اداره
ثبت احوال ورامین و توجها به دفاعیات ضدونقیض خوانده دعوی و مادرش در رابطه با اطلاع داشتن زوج از سوابق ازدواج خوانده و اینکه عقد نکاح متباینا بر وقوع سابقه یک ازدواج نافرجام در رابطه با زوجه واقع شده لذا با احراز تدلیس در نکاح از سوی خوانده حکم به فسخ نکاح فی مابین طرفین را از تاریخ 24/7/90 اعلام و صادر نموده است. رای دادگاه پس از ابلاغ از سوی زوجه خانم م.ب. مورد اعتراض قرارگرفته و با تقدیم دادخواست و لایحه و مدارک پیوست و اینکه خوانده در سند نکاحیه به بانو قیدشده نه دوشیزه لذا زوج مطلع از ازدواج قبلی زوجه بوده و دو نفر شهود نیز تعرفه شده اند که اظهاراتشان استماع شود و دو فقره قرار منع تعقیب در رابطه با موضوع شکایت کیفری در رابطه با فریب در ازدواج صادرشده و موضوع مورد ادعا چیزی نبوده که به صورت ضمنی یا صریح در عقد نکاح شرط شده باشد لذا تقاضای تجدیدنظر نموده است و زوج نیز در رد تجدیدنظرخواهی لایحه ای تقدیم دادگاه کرده پرونده در شعبه محترم 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مورد بررسی قرارگرفته و آن دادگاه به موجب دادنامه شماره 0000392ـ 22/2/91 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات به عمل آمده صحت و درستی ادعای زوج را محرز دانسته و با توجه به اینکه از سوی تجدیدنظرخواه دلیلی که موجب نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته گردد ارایه نشده لذا با رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید نموده است. متعاقبا خانم م.ب. (زوجه) با تقدیم دادخواست و لایحه و مدارک پیوست و تکرار مطالب گذشته در اعتراض به دادنامه فرجام خواسته که در آن دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید گردیده فرجام خواهی نموده و زوج نیز در رد فرجام خواهی لایحه ای تقدیم دادگاه کرده و پرونده برای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و برای بررسی به این شعبه ارجاع شده است.