در خصـوص تجدیدنظرخـواهی آقای الف.ح. فرزند م. نسبـت بـه دادنامه شماره 92000500 مورخ 23/5/92 صادره از سوی شعبه 1018 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن در مورد اتهامات تجدیدنظرخواه دایر به تخریب عمدی و فحاشی و ایراد
ضرب و جرح عمدی به ترتیب به پرداخت دو فقره جزای نقدی و مقادیری دیه و از جهت جنبه عمومی و اخلال در نظم عمومی هم به پرداخت یک فقره جزای نقدی محکوم گردیده که با توجه به
قانون مجازات اسلامی جدید مصوب 1/2/92 و اینکه تبصره 2 ماده 269
قانون مجازات اسلامی و مجازات آن لغو شده است و از این حیث تجدیدنظرخواهی وارد است و هم چنین در مورد بزه های تخریب عمدی و فحاشی از آنجا که متهم تجدیدنظرخواه در تمامی مراحل تحقیق و دادرسی اتهامات را انکار و تکذیب نموده است و از سوی شاکی هم دلیل و بینه شرعی و قانونی جهت اثبات ادعا ارایه نشده است و همسایگانی را که توسط مامور و در حین تحقیقات محلی از آنان تحقیق شده و به عنوان مطلع محسوب می شوند و یکی از آنان صرفا سر و صدا را شنیده است و دیگری
توهین های متهم را شنیده است و در مورد تخریب عمدی درب منزل شاکی هیچکدام شاهد و ناظر عینی تخریب نبوده اند و بنابراین با در نظر گرفتن قراین و امارات مذکور که مستند صدور حکم و دادنامه بدوی قرار گرفته است صرفا در مورد اهانت و فحاشی می تواند مصداق داشته باشد. علیهذا این دادگاه در مورد اتهام تخریب عمدی هم با وارد دانستن تجدیدنظرخواهی و با استناد بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و با رعایت اصل 37 قانون اساسی و با رعایت اصاله البرایه ضمن اعلام نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته در مورد اخلال در نظم و تخریب عمدی رای بر برایت تجدیدنظرخواه را صادر و اعلام میدارد و در خصوص اتهام
ضرب و جرح عمدی هم با در نظر گرفتن مفهوم مخالف بند دال ماده 232 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و اینکه دیات متعلقه کمتر از خمس دیه کامل بوده و بنابراین این قسمت از دادنامه قطعی بوده و تجدیدنظرخواهی مردود و محکوم به رد است و در مورد اتهام فحاشی نیز با توجه به مراتب فوق ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این قسمت عینا تایید می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
جوادی ـ سعادت زاده