رای قضایی شماره 9209970222201160

رای قضایی شماره 9209970222201160

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970222201160


شماره دادنامه قطعی:
9209970222201160

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/08/26

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
فرار از صحنه تصادف منتهی به فوت

پیام رای:
فرار کردن راننده مقصر از صحنه تصادف منتهی به فوت عابر در همه حالات موجب تشدید مجازات نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای الف.م. فرزند الف. 25 ساله شغل دانشجو و مجرد مبنی بر بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به فوت خانم الف.پ. و هم چنین فرار از صحنه تصادف موضوع شکایت اولیای دم: 1- ه.م. همسر متوفیه 2- غ.پ. پدر متوفیه 3- ت.پ. مادر متوفیه به این شرح که متهم مورخه 24/11/1391 ساعت پانزده و چهل و هفت دقیقه روبروی مجتمع تجاری میلاد نور شهرک قدس با خانم الف.پ. برخورد و بدون توقف صحنه را ترک و النهایه سه روز بعد یعنی 37/11/1391 ساعت هفده و ده دقیقه خود را به مراجع انتظامی معرفی می نماید و مصدوم نیز دو روز بعد یعنی 29/11/1391 فوت می نماید. کروکی تنظیمی و نظریه افسر راهنمایی رانندگی حکایتی از تحقق مصادیق ماده 718 قانون مجازات اسلامی ندارد و بی احتیاطی به علت عدم توجه به جلو را عامل اصلی حادثه اعلام نموده. علی هذا دادگاه با توجه به محتویات پرونده و اقرار صریح متهم و نظریه افسر راهنمایی رانندگی اتهام انتسابی دایر بر بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به فوت را محرز دانسته و مستندا به مواد 294 و 714 قانون مجازات اسلامی و هم چنین تبصره 2 ماده 4 قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسیولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث نامبرده را به پرداخت یک فقره دیه کامله در حق اولیای دم محکوم می نماید که البته نصف دیه منطبق با حکم شرع و نصف دیه پرداختی منطبق با قوانین اجتماعی حاکم می باشد و در خصوص جنبه عمومی موضوع نیز با توجه به سیاست حبس زدایی حاکم و وضعیت خاص متهم و سن کم وی و به استناد بند 4 و 5 و 6 و ماده 22 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به پرداخت یکصد میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس محکوم می نماید. و اما در خصوص اتهام وی دایر بر فرار از صحنه تصادف ملاحظه می گردد احراز قصد فرار از تعقیب در ماده 719 از ارکان تعیین مجازات می باشد ولیکن آنچه محرز و مسلم است این است که متهم فوق جوانکی 25 ساله اهل و ساکن میانه در شهری بزرگ و شلوغ بدون این که عملش انطباقی با ماده 718 داشته باشد تصادف می کند و در یک لحظه و بدون هرگونه قدرت تفکری به دلیل ترس از تصورات ذهنی خود اعم از درگیری با مردم و یا حتی بزرگی و قباحت عمل ارتکابی صحنه را ترک می کند و بعد از سه روز یعنی 27/11/91 خود را معرفی می نماید. با این فرض که هیچ کس شماره پلاک خودرو وی را به طور دقیق حفظ نداشته حتی گزارش مامورین نیز کلمه شماره پلاک احتمالی را قید نموده و چنانچه هدف وی از فرار فرار از تعقیب بود به راحتی می توانست با عدم معرفی خود به مراجع انتظامی به مقصود خود نایل شود ولیکن پس از حصول آرامش فکری خود را در اختیار قانون قرار می دهد و در تقلیل صدمات وارده سعی خود را به کار می گیرد علی هذا احراز قصد فرار از تعقیب محرز نیست و قانون گذار با مقید کردن مجازات به قید قصد فرار از تعقیب هر فراری را قابل مجازات نمی داند کما این که هر ماندن در صحنه تصادف نیز موجب معافیت نیست و گاهی ماندن در صحنه بدون کمـک به مصـدوم به صراحـت صـدر مـاده 719 مستوجب مجازات خواهد بود. فلذا مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت وی صادر و اعلام می نماید و النهایه نامبرده را جهت تکمیل در مجازات و به استناد مادتین 19 و 20 قانون مجازات اسلامی از رانندگی با هر نوع وسیله نقلیه به مدت پنج سال محروم و نتیجتا گواهینامه ابطال می گردد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1164 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ منوچهری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.پ. و خانم ت.پ. از دادنامه شماره 920865 مورخ 5/6/92 صادره از شعبه محترم 1164 دادگاه عمومی جزایی تهران که ضمن آن آقای الف.م. فرزند الف. به اتهام بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به فوت خانم الف.پ. موضوع شکایت تجدیدنظرخواهان به پرداخت یک فقره دیه کامله در حق اولیای دم و پرداخت یکصد میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت بدل از حبس محکوم و در خصوص فرار از صحنه تصادف رای بر برایت صادر گردیـده و هم چنیـن به مدت پنج سال از رانندگی معزول شده است. با عنایت به محتـویات پرونده و ملاحظـه لایحه تجدیدنظرخـواهی تجدیدنظرخواهان که به برایت اعتراض و مدعی هستند عمل متهـم مشمـول مـواد 718 و 719 قانون مجازات اسلامی است نظر به این که در مجموع ایراد و اعتراض موجه و موثری از ناحیه تجدیدنظرخواه به عمل نیامده که گسیختن و نقض دادنامه معترض را ایجاب نماید و دادنامه اصداری نیز فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی است به استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با لحاظ ماده 68 قانون مجازات اسلامی 1392 تایید می نماید. رای صادره قطعی است.
مستشاران شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
موسی پور ـ نوری نجفی

قاضی:
رسول منوچهری , احمد موسی پور , سیدمحسن نوری نجفی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 718 ـ هرگاه زنی جنین خود را در هر مرحله ای که باشد به عمد شبه عمد یا خطاء از بین ببرد دیه جنین حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله او پرداخت می شود. تبصره ـ هرگاه جنینی که بقای آن برای مادر خطر جانی دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود دیه ثابت نمی شود.

مشاهده ماده 718 قانون مجازات اسلامی

ماده 294 ـ اگر کسی به علت اشتباه در هویت مرتکب جنایتی بر دیگری شود در صورتی که مجنی علیه و فرد مورد نظر هر دو مشمول ماده (302) این قانون نباشند جنایت عمدی محسوب می شود.

مشاهده ماده 294 قانون مجازات اسلامی

ماده 714 ـ دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود به شرح ذیل است: الف ـ سیاه شدن پوست صورت شش هزارم کبود شدن آن سه هزارم و سرخ شدن آن یک و نیم هزارم دیه کامل ب ـ تغییر رنگ پوست سایر اعضاء حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند (الف) تبصره 1 ـ در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمیباشد. تبصره 2 ـ در تغییر رنگ پوست سر ارش ثابت است.

مشاهده ماده 714 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 68 ـ مرتکبان جرایم غیرعمدی به مجازات جایگزین حبس محکوم می گردند مگر اینکه مجازات قانونی جرم ارتکابی بیش از دو سال حبس باشد که در این صورت حکم به مجازات جایگزین حبس اختیاری است.

مشاهده ماده 68 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM