در خصوص اتهام آقایان الف.ش. فرزند غ. دایر بر
جعل و استفاده از سند مجعول و انتقال مال غیر منتهی به بردن ششصد میلیون تومان و م.ع. فرزند ب. دایر بر معاونت در انتقال مال غیر موضوع شکایت آقای ح.ل. به وکالت از آقای ع.ع. با عنایت به جامع اوراق و محتویات و اظهارات طرفین و وکلای ایشان به شرح منعکس در اوراق پرونده و لوایح تقدیمی اولا دلیلی بر
جعل و متعاقب آن استفاده از سند مجعول در پرونده وجود ندارد و بر فرض که چنین اقدامی انجام شده باشد
جعل و استفاده از سند مجعول به عنوان رکن مادی و مقدمه جرم فروش مال غیر می باشد و به تنهایی قابلیت تعقیب و مجازات ندارد زیرا جرم فروش مال غیر و
کلاهبرداری از جمله جرایم مرکب می باشد که هر کدام از ارکان آن به تنهایی قابلیت تعقیب ندارد بلکه ارکان آن از حیث مجموع مورد رسیدگی قرار گرفته و حکم واحد صادر می گردد لذا در این خصوص وقوع جرم احراز نمی گردد. ثانیا در خصوص فروش مال غیر هر چند که بیع بین متهم ردیف اول و شاکی به وقوع پیوسته است و متهم ردیف دوم صرفا واسطه انجام معامله بوده است و دلیلی بر تبانی وی با متهم ردیف اول وجود ندارد لکن چون حسب اظهارات شاکی در جلسه اخیر دادرسی از بابت استرداد ثمن پرداختی به متهم ردیف اول یک فقره چک به مبلغ پانصد میلیون تومان اخذ نموده است هر چند آن را به بانک محال علیه ارجاع ننموده و نسبت به وصول آن یا اخذ گواهی عدم پرداخت اقدام نکرده است این اقدام شاکی و متهم ردیف اول حکایت از
اقاله بیع فی مابین طرفین دارد زیرا مطابق ماده 283
قانون مدنی طرفین معامله می توانند به تراضی معامله را
اقاله یا
تفاسخ نمایند و به حکایت ماده 284 همان قانون
اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع می شود که دلالت بر بر هم زدن معامله کند. به عبارتی در
اقاله رکن اصلی تراضی طرفین به
اقاله به هر طریقی می باشد و اقدام شاکی در اخذ چک از متهم حکایت از این توافق دارد و مطابق اصول در
اقاله نمایات و منافع منفصله از زمان عقد تا زمان
اقاله در مورد معامله حادث می شود مال کسی است که به واسطه عقد مالک شده است ولی نمایات متصله مال کسی است که در نتیجه عقد
اقاله مالک می شود و به نظر می رسد که با
اقاله معامله انجام شده بین طرفین عقد بیع زایل شده است و اثری از حیث حقوقی و کیفری بر آن مترتب نیست و بر فرض که شاکی مدعی پرداخت وجوهی باشد می تواند از طریق دادخواست حقوقی نسبت به استرداد ثمن معامله اقدام نماید. و از طرفی در زمان عقد انجام شده بین شاکی و متهم ردیف اول متهم در مزایده شرکت کرده بوده است و خود را در واقع مالک می دانسته است لذا سوءنیت وی از این حیث نیز احراز نمی گردد بنابراین دادگاه وقوع و ارتکاب جرم از ناحیه متهمان را احراز نمی نماید و به استناد اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حـکم بر برایت متهمان صادر می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است.
دادرس شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ رمضانی