آن بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9109972161900441 مورخ 15/5/1391 صادره از شعبه 87 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر محکومیت تجدیدنظرخواه شهرداری به پرداخت مبلغ 800/848/610/6 ریال بابت هزینه دادرسی پرداختی در پرونده کلاسه 89/87/734 موضوع دعوی فی مابین متداعین این پرونده در حق س.ز. اشعار دارد مآلا موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد. زیرا که خواهان حق دارد خساراتی را که به علت تقصیر خوانده نسبت به ادای حق یا امتناع از آن به او وارد شده را از خوانده مطالبه نماید که در مانحن فیه به جهت در طرح واقع شدن زمین متعلق به تجدیدنظرخوانده به ناچار مشارالیه مبادرت به طرح دعوی مطالبه بهای ملک نموده است که برای اثبات ادعا خود در راستای مقررات آمره قانون آیین دادرسی مدنی اقدام به پرداخت هزینه دادرسی به میزان فوق الذکر در پرونده مطروحه به شماره 89/87/734 نموده است و با اصدار حکم در رابطه با اصل موضوع و عدم هرگونه اظهار نظر نسبت به خسارات داردسی از ناحیه دادگاه نخستین و تجدیدنظر در آن پرونده به صورت مستقل و به موجب این پرونده هزینه دادرسی واریزی را مورد درخواست قرار داده است و دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس در جهت محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت هزینه دادرسی صادر گردیده خالی از هر گونه ایراد و اشکالی بوده و تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی دلیل و مدرک موجهی که موجبات نقض و بی اعتباری آن را ایجاب نماید به دادگاه ارایه ننموده است. بنابراین دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی مستندا به قسمت اخیر ماده 358 از
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 519 از قانون مرقوم دادنامه معترض عنه را در این بخش تایید و استوار می نماید. لیکن آن بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره فوق الاشعار که بر محکومیت تجدیدنظرخواه شهردرای به پرداخت
خسارت تاخیر تادیه نسبت به مبلغ 000/940/544/330 ریال از تاریخ 5/2/1389 از زمان ابلاغ نظریه هیات کارشناسان لغایت به تاریخ تقدیم دادخواست 9/9/1389 اشعار دارد مخالف قانون و اصول دادرسی و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و بر استدلال دادگاه نخستین خدشه وارد بوده و مستوجب نقض آن به شرح آتی می باشد. زیرا که اولاـ مطابق صراحت ماده واحده قانون نحوه تقویم ابنیه و املاک و اراضی مورد نیاز شهرداری ها مصوب 28/8/1370 در مواردی که شهرداری ها برای اجرای طرح های خود نیازمند اراضی متعلق به اشخاص باشند می بایست با مالک یا مالکین توافق و در صورتی که فی مابین آنان توافقی حاصل نگردید مالک یا مالکین مستحق دریافت بهای ملک به نرخ روز می باشند و قیمت روز بنا بر تصریح تبصره ماده واحده مذکور توسط هیات کارشناسان رسمی دادگستری (سه نفره) برآورد خواهد گردید که در مانحن فیه با اجرای طرح توسط شهرداری و در طرح واقع شدن اراضی مختلف فیه فی مابین مالک با شهرداری در تاریخ 22/12/88 صورت جلسه ای تنظیم گردید که به موجب مفاد صورتجلسه استنادی مقرر گردید که مالک مستندات مربوط به مالکیت خود را از نظر حقوق کشاورزی و با تعرفه یک کارشناس رسمی دادگستری ارایه تا پس از بازدید از ملک همراه با کارشناس منتخب شهرداری میزان دقیق حقوق نام برده را در ملک مشخص و بر این اساس نسبت به توافق نامه جدید دیگر اقدام گردد و در تعقیب صورت جلسه مذکور در تاریخ 26/12/1388 با حضور متداعین پرونده صورت جلسه جدید منعقد و مقرر گردید تا هیات کارشناسان رسمی دادگستری نظریه کارشناسی خود را در رابطه با حقوق ع.ز. اعلام نماید و پس از اخذ نظریه هیات طرفین توافق نموده و موضوع خاتمه یابد؛ فلذا تا این مرحله ملاحظه می گردد که هیچ گونه توافقی در رابطه با پرداخت بهای ملک تصرفی صورت نپذیرفته است. ثانیاـ به جهت عدم انجام هرگونه توافق فی مابین متداعین تجدیدنظرخوانده (خواهان) با تقدیم دادخواست در تاریخ 9/9/1389 مبادرت به مطالبه حقوق مالکانه طبق نظریه هیات کارشناسان رسمی دادگستری را خواستار شده است که در نهایت پس از انجام رسیدگی های معمول دادگاه نخستین در تاریخ 23/3/1390 با اجابت خواسته خواهان مبادرت به صدور حکم بر محکومیت شهردرای به پرداخت بهای ملک نموده است و این دادنامه در آن تاریخ به جهت تجدیدنظرخواهی به عمل آمده از ناحیه شهرداری قطعیت نیافته و در تاریخ 17/8/1390 با صدور حکم شماره 2040 و 1201 از ناحیه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران دادنامه اولیه قطعیت یافته است. ثالثاـ با قطعیت دادنامه در تاریخ 17/8/1390 میزان دین و استقرار آن بر ذمه تجدیدنظرخواه ثابت گردیده و با اثبات دین و عدم پرداخت آن از ناحیه شهرداری به جهت امتناع محکوم علیه از پرداخت وجه محکوم له مستحق دریافت
خسارت تاخیر تادیه آن هم بر اساس نرخ شاخص بانک مرکزی می باشد و با صدور حکم بر قطعیت دادنامه اولیه کاشف از مدیونیت و استقرار دین از تاریخ تقدیم دادخواست (9/9/1389) دارد (هرچند نحوه رسیدگی به عمل آمده که منتهی به دادنامه قطعیت یافته از نظر این دادگاه صحیح نبوده؛ لیکن این دادگاه مواجه با حکم قطعی بوده که تاکنون نقض نگردیده و می بایست به آن اعتبار داده و مناط اعتبار قرار دهد) و قبل از تاریخ 9/9/1389 به جهت عدم استقرار دین تجدیدنظرخوانده مستحق دریافت
خسارت تاخیر تادیه نبوده و نمی باشد از این رو با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه در این بخش (
خسارت تاخیر تادیه از تاریخ 5/2/89 لغایت 9/9/1389) حکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام می نماید و اما آن بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت
خسارت تاخیر تادیه بر اساس نرخ شاخص بانک مرکزی از تاریخ 9/9/1389 لغایت 24/12/1390 اشعار دارد موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد؛ زیرا که با استقرار دین بر ذمه شهرداری به موجب حکم قطعی صادره از شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و تعمیم آن به زمان تقدیم دادخواست (9/9/89) و تاخیر در پرداخت آن از ناحیه شهرداری تا تاریخ 24/12/1390 خواهان مستحق دریافت
خسارت تاخیر تادیه بر اساس نرخ شاخص بانک مرکزی می باشد که میزان آن به جهت اینکه محکوم به دادنامه شماره 9009972161900318 مورخ 23/2/1390 برابر محتویات پرونده اجرایی که خلاصه آن به شرح صورت مجلس تنظیمی مورخ 1/5/1392 این دادگاه آمده است در طی چند مرحله با برداشت از حساب های شهرداری به حیطه وصول درآمده است متغیـر می باشد با این توضیح که در تاریخ 29/11/1390 طی یک فقره چک به شماره 000018/126 از حساب جاری 1007101 مبلغ 000/000/000/72 ریال برداشت گردیده که
خسارت تاخیر تادیه تا تاریخ مذکور نسبت به کل محکوم به (000/940/544/330 ریال) محاسبه و از تاریخ 29/11/1390 لغایت 24/12/1390 که آخرین برداشت از حساب شهرداری به میزان 000/940/544/35 ریال بوده و محکوم به پرونده اجرایی تسویه شده است با کسر مبلغ 000/000/000/72 ریال نسبت به الباقی محکوم به بر اساس نرخ شاخص بانک مرکزی محاسبه می گردد که محاسبه آن در مرحله اجرا به اجرای احکام محول می گردد و مبلغ برآورد شده توسط شخص خواهان که مبنای صدور حکم قرار گرفته است معتبر نمی باشد از این رو دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی به جهت عدم انطباق آن با هیچ یک از شقوق ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی و با استناد به قسمت اخیر از ماده 358 از قانون مرقوم این قسمت از دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
امانی ـ رشیدی