رای قضایی شماره 9209970222100384

رای قضایی شماره 9209970222100384

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970222100384


شماره دادنامه قطعی:
9209970222100384

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/04/25

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تدلیس در ازدواج با ادعای مجرد بودن

پیام رای:
رفتار کسی که با ادعای نداشتن زوجه با زنی دیگر ازدواج کند و بعدا معلوم شود در زمان عقد متاهل بوده است مصداق تدلیس در ازدواج است.

رای دادگاه بدوی
در پرونده حاضر خانم ز.ق. اصالتا و به قیمومیت از طرف طفل صغیرش به نام الف.ق. شکایتی علیه آقای ح.ق. دایر بر ترک نفقه و جعل در سند رسمی (سند سجلی) به صورت ثبت واقعه طلاق همسر اول در شناسنامه با مهر دفترخانه 33 شهری و استفاده از سند مجعول از طریق ارایه به دفترخانه جهت ثبت ازدواج با شاکیه مطرح می نماید که با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست در شعبه 6 بازپرسی دادسرای ناحیه 18 تهران به دادگاه ارسال می گردد که پس از ارجاع به شعبه 1141 دادگاه عمومی جزایی تهران در شعبه مذکور متهم طی دادنامه شماره 01030-22/8/91 به سه میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس از بابت ترک انفاق و 6 ماه حبس تعزیری از بابت جعل و سه میلیون ریال جزای نقدی از بابت استفاده از سند مجعول محکوم می گردد و دادنامه مذکور نیز در شعبه 42 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره 00243-27/2/1391 تایید و قطعی می گردد. ولیکن بازپرس محترم در خصوص اتهام تدلیس در ازدواج قرار منع تعقیب متهم را صادر می نماید که شاکیه به قرار صادره اعتراض و پرونده به دادگاه ارسال و به شعبه 1149 دادگاه عمومی جزایی تهران ارجاع می گردد و شاکیه در لایحه اعتراض خود توضیح می دهد که: «... همسرم آقای ح.ق. با جعل مهر طلاق همسر اول و استفاده از آن اینجانبه را به عقد دایم درآورده بود و با توجه به اینکه صریحا در عقدنامه نیز اقرار نموده که همسر دیگری ندارد ولی بعد از ازدواج متوجه شدم که ایشان همسراول خود را طلاق نداده و همسر اول ایشان سویدی نیز می باشد و در سوید زندگی می کند و برای همین در اوایل زندگی اصلا متوجه حضور ایشان نشده بودم تا اینکه همسرم ما را ترک نمود و برای گرفتن شناسنامه پسرم (فرزند مشترکمان) از طریق ثبت اقدام نمودم و با استعلام از ثبت و رونوشت از اداره ثبت احوال متوجه شدم طلاق در ثبت شناسنامه موجود نیست... و ایشان با جعل مهر طلاق دفترخانه طلاق بنده را فریب داده که همسر دیگری ندارد و با اینجانبه ازدواج نموده و حتی برای اطاله دادرسی ایشان برگه ای به دادگاه ارایه داده بودند که طلاق در سوید انجام شده که با استعلام از مراکز قضایی و سفارت خانه هیچ کدام مهر و آن مدارک را تایید ننمودند... حـال با توجه به اقرار صریح ایشان در عقدنامه که زوج همسر دیگری ندارد وجعل مهر طلاق در شناسنامه و استفاده از آن استدعای حکم بر محکومیت ایشان نسبت به تدلیس در ازدواج و صدور کیفرخواست را دارم.»; و این دادگاه نیز با توجه به لایحه معترض و مجموع اوراق و محتویات پرونده با قبول اعتراض معترض قرار جلب به دادرسی متهم به اتهام فریب در ازدواج صادر و پرونده را برای صدور کیفرخواست به دادسرا عودت می دهد و شعبه 6 بازپرسی دادسرای ناحیه 18 تهران با صدور کیفرخواست شماره 57-23/1/1391 پرونده را به دادگاه ارسال می نماید و در این شعبه نیز وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت می گردند که متهم در جلسه دادرسی حاضر نمی گردد و لذا طی دادنامه غیابی شماره 00340-22/3/1391 متهم آقای ح.ق. را به اتهام فریب در ازدواج به استناد ماده 647 قانون مجازات اسلامی به شش ماه حبس تعزیری محکوم می نماید که نامبرده به دادنامه غیابی تقاضای واخواهی می نماید و در جلسه واخواهی آقای الف.ص. به عنوان وکیل متهم اعلام وکالت می نماید که دادگاه از وزارت امور خارجه در خصوص اینکه آیا در سال 1387 متهم نامه ای به سفارت خانه ایران در سوید جهت همسر سویدی خود تحویل داده است که تایید نماید ایشان همسر دایمی وی است یا خیر؟ استعلام می نماید که در جواب سرپرست اداره کل امور بین الملل قوه قضاییه طی نامه شماره 20/12742/9000-2/8/1391 نامه شماره 4671/2021-12/7/1391 سفیر جمهوری اسلامی ایران را که به پیوست نامه آقای ق. را که در آن خانم الف.ب. را همسر خود اعلام و تایید نموده است ارسال می-نماید و متهم نیز علی رغم ارسال اخطاریه جهت حضور در جلسه دادرسی حاضر نگردیده است لذا با توجه به مراتب فوق در خصوص واخواهی آقای ح.ق. نسبت به دادنامه غیابی صادره از سوی این شعبه نظر به اینکه مشارالیه ایراد و اعتراض موثر و موجهی که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ارایه و ابراز نداشته و دادنامه صادره وفق موازین قانونی و شرعی اصدار یافته است لذا ضمن رد واخواهی مطروحه مستندا به ماده 218 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امورکیفری دادنامه معترض عنه عینا تایید و ابرام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1149 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ ربیعی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خـصـوص اعتراض و تجـدیدنـظرخواهی آقای الـف.ص. به وکالت از ح.ق. از دادنامه شماره 1428مورخه 29/11/91 صادره از شعبه 1149 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن مشارالیه با رد واخواهی از دادنامه غیابی شماره 340 مورخه 22/3/91 دادگاه بدوی به اتهام فریب در ازدواج محکومیت حاصل نموده است با ملاحظه محتویات پرونده و لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه و اینکه از ناحیه ایشان ایراد و اشکال موجه و موثری که مطابق شقوق مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری موجبات نقض دادنامه موصوف و رسیدگی بیشتر را ایجاب نماید مطرح نگردیده است و دادنامه بدوی از هر حیث موافق مقررات و موازین قانونی اصدار یافته است؛ لذا دادگاه مستندا به بند الف از ماده 257 قانون مارالذکر ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده دادنامه معترض عنه را عینا تایید استوار می نماید. رای صادره با لحاظ ماده 248 قانون مرقوم فوق قطعی است.
رییس شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
تولیت ـ پورعرب

قاضی:
ربیعی , سید محمود تولیت , رضا پورعرب

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 647 ـ دیه شکستن ستون فقرات به ترتیب ذیل است: الف ـ شکستن ستون فقرات در صورتی که اصلا درمان نشود و یا بعد از علاج به صورت خمیده درآید موجب دیه کامل است. ب ـ شکستن ستون فقرات که بیعیب درمان شود ولی موجب از بین رفتن یکی از منافع گردد مانند اینکه مجنی علیه توان راه رفتن یا نشستن نداشته باشد و یا توان جنسی یا کنترل ادرار وی از بین برود موجب دیه کامل است. پ ـ شکستن ستون فقرات که درمان نشود و موجب عوارضی از قبیل موارد مندرج در بند (ب) شود علاوه بر دیه کامل شکستگی ستون فقرات موجب دیه یا ارش هر یک از عوارض حاصله نیز است. ت ـ شکستن ستون فقرات که بدون عیب درمان شود موجب یک دهم دیه کامل است. ث ـ شکستن ستون فقرات که موجب فلج و بیحس شدن پاها گردد علاوه بر دیه ستون فقرات موجب دو سوم دیه برای فلج دو پا نیز است. تبصره 1 ـ مراد از شکستن ستون فقرات شکستن یک یا چند مهره از مهره های ستون فقرات به جز مهره های گردن و استخوان دنبالچه می باشد. تبصره 2 ـ جنایتی که سبب خمیدگی پشت شود بدون آنکه موجب شکستن ستون فقرات گردد در صورتی که خمیدگی درمان نشود موجب دیه کامل و در صورتی که بدون عیب درمان شود دیه آن یک دهم دیه کامل است.

مشاهده ماده 647 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM