رای قضایی شماره 9209970270200280

رای قضایی شماره 9209970270200280

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970270200280


شماره دادنامه قطعی:
9209970270200280

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/03/13

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تشدید مجازات در مرحله تجدیدنظرخواهی

پیام رای:
چنانچه شاکی و دادستان نسبت به قلت مجازات محکوم علیه اعتراضی ننمایند دادگاه تجدیدنظر حق تشدید مجازات حکم بدوی را ندارد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقایان 1ـ س.ر. فرزند ت. متولد 1356 با وکالت آقای ر.ر. دایر بر اخذ ربا به مبلغ یکصد و چهل و پنج میلیون و دویست و هفتاد هزار تومان از آقای ح.ق. 2ـ ح.ق. فرزند ق. با وکالت آقایان م.الف. و ن.ف. دایر بر پرداخت ربا به مبلغ یکصد و چهل و پنج میلیون و دویست و هفتاد هزار تومان به آقای س.ر. موضوع کیفرخواست تنظیمی مورخه 3/8/1391 دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 16 تهران و شکایت آقای ح.ق. بدین توضیح که آقای ح.ق. با تقدیم شکواییه و به طور اجمال اظهار نموده به جهت ازدواج پسرش در تاریخ 28/10/1385 مجبور به دریافت مبلغی به عنوان ربا از آقای س.ر. گردیده و به جهت اضطرار و فشارهای متهم این روند ادامه یافته و آقای ر. مبلغی را به صورت چک به آقای ق. قرض می دهند و هر ماه هفت درصد سود اضافه بر اصل پول به صورت چک از آقای ق. دریافت می نمایند و در جلسه دادگاه نیز آقای ح.ق. شکایتش را بدین صورت مطرح نموده که پسرم ع.ق. بعد از ازدواج همسرش مهریه اش را به اجرا گذاشته بود و می خواست پسرم را به زندان بیاندازد که بنده مبلغ بیست و پنج میلیون تومان از آقای س.ر. نزول گرفتم و آن را ماهیانه با سود هفت درصد قسط بندی کردم و حدود سی فقره چک نوشته و امضاء کردم و به آقای س.ر. دادم و هر کدام از این چک ها که عقب می افتاد دوباره آن را با چک های دیگری که صادر می نمودم با احتساب سودشان از من دریافت می نمود و از جهت مبلغ بیست و پنج میلیون تومان مبلغ یکصد و چهل و پنج میلیون و دویست و هفتاد هزار تومان پول پرداخت کرده ام و هنوز هم تعدادی چک دست این آقا دارم. در مقابل وکیل متهم ضمن رد ادعای شاکی و گواهان وی به طور اجمال اظهار نموده ادعای شاکی دارای تناقضات زیادی است و شهود وی شهادت جزمی و یقینی نداده اند و با برخی از شهود نیز دارای پرونده است ضمن این که موکل از سال 1386 لغایت 24/9/1387 طی 47 فقره چک مبلغ 000/950/130 تومان به انضمام یک دستگاه پراید صفر و یک دستگاه نیسان پاترول به آقای ح.ق. تحویل داده و موکل صرفا از جنبه شراکت در تولید سرب با شاکی همکاری داشته و هیچ گونه ربا دریافت ننموده. از این رو دادگاه با عنایت در محتویات پرونده و توجها به تحقیقات انجام شده و اظهارات گواهان هر چند برخی از شهود خود نیز به عنوان شاکی از متهم پرونده جداگانه طرح شکایت نموده اند و با عنایت در چک های متعدد صادره فی مابین طرفین و استعلام صورت گرفته از بانک های مربوطه بانک ملت شعبه جوادیه و نظر به اظهارات ضد و نقیض آقای ح.ق. در خصوص علت دریافت وجه نقد از آقای س.ر. که هیچ کدام اضطرار وی را به اثبات نمی رساند؛ لذا دادگاه بزه های انتسابی به متهمان را محرز و ثابت تشخیص و مستندا به مواد 2 ـ 18 ـ 595 از قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمان را به تحمل یک سال حبس و پنجاه ضربه شلاق تعزیری و پرداخت هر یک از متهمان مذکور مبلغ یکصد و پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان به عنوان جزای نقدی در حق صندوق دولت جمهوری اسلامی ایران و علاوه بر آن آقای س.ر. را به رد مبلغ یکصد و پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان به عنوان رد اضافه وجه دریافتی در حق آقای ح.ق. محکوم و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ به طرفین پرونده و متهمان قابل اعتراض و رسیدگی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1158 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ جعفری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای س.ر. با وکالت آقای ر.ر. که به اصل محکومیت اعتراض نموده است و تجدیدنظرخواهی آقای ج.ح. به وکالت از آقای ح.ق.که هم به اصل محکومیت موکلش اعتراض دارد و هم به میزان رد مال نسبت به دادنامه شماره 9100757 مورخ 22/9/1391 صادره از شعبه 1158 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن هر یک از تجدیدنظرخواهان به اتهام اخذ و پرداخت ربا (به ترتیب نام تجدیدنظرخواهان) به تحمل یک سال حبس و 50 ضربه شلاق و پرداخت هر یک مبلغ یکصد و پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان به عنوان جزای نقدی و هم چنین حکم بر محکومیت آقای س.ر. به رد مبلغ یکصد و پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان به عنوان رد اضافه وجه دریافتی در حق آقای ح.ق. صادر شده است؛ با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و مشاوره و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواهان از آن جایی که دادگاه بدوی وفق بند ج ماده 14 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب فقط به جرایم مندرج در کیفرخواست رسیدگی می نماید و میزان مالی که در کیفرخواست به عنوان ربا قید شده است مبلغ یکصد و چهل و پنج میلیون و دویست و هفتاد هزار تومان می باشد و دادگاه محترم بدوی نیز بر اساس آن رای صادر نموده است و از طرفی وفق ماده 241 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادگاه های تجدیدنظر فقط به آنچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می نماید و چون موضوع مورد اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه ردیف دوم مورد رسیدگی قرار نگرفته است این دادگاه مواجه با تکلیفی نمی باشد. از طرفی مطابق ماده 595 قانون مجازات اسلامی جزای نقدی باید معادل مال ربا باشد مال مورد ربا مطابق کیفرخواست مبلغ یکصد و چهل و پنج میلیون و دویست و هفتاد هزار تومان می باشد. معلوم نیست چرا میزان جزای نقدی بدون اعمال تخفیف به مبلغ یکصد و پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان تقلیل یافته است. بنابراین مستندا به تبصره 3 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب چون شاکی و دادستان محترم به این موضوع اعتراض ننموده اند این دادگاه حق تشدید مجازات را ندارد و فقط به دادگاه محترم بدوی تذکر داده می شود. از طرفی با عنایت به سیاست حبس زدایی قوه قضاییه و این که هدف تجدیدنظرخواه ردیف دوم از اخذ وام ربا جلوگیری از حبس فرزندش به لحاظ اجرای مهریه عروسش بوده است وی استحقاق تخفیف مجازات دارد مستندا به تبصره 2 ماده 22 قانون مرقوم میزان یک سال حبس آقای ح.ق. به پرداخت مبلغ ده میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع دولت و هم چنین میزان جزای نقدی وی از مبلغ یکصد و پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان به مبلغ ده میلیون ریال تخفیف داده می شود و با این تخفیف ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواهان دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و استوار می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
صلاحی ـ نبوی لاریمی

قاضی:
جعفری , احمد صلاحی , نبوی لاریمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 595 ـ فلج کردن بینی موجب دوسوم دیه کامل و از بین بردن بینی فلج موجب یک سوم دیه کامل است.

مشاهده ماده 595 قانون مجازات اسلامی

ماده 14 – الف – دادگاههای عمومی حقوقی با حضور رئیس دادگاه و یا دادرس علی البدل تشکیل می شود و تمام اقدامات و تحقیقات به وسیله رئیس دادگاه یا دادرس علی البدل وفق قانون آیین دادرسی مربوط انجام می گردد و اتخاذ تصمیم قضائی و انشای رای با قاضی دادگاه است. ب – دادگاههای خانواده حتی المقدور با حضور مشاور قضائی زن که دارای پایه قضائی است اقدام به رسیدگی نموده و نظر مشورتی آنان قبل از صدور حکم توسط رئیس دادگاه اخذ خواهد شد. ج – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 1 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 2 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است.

مشاهده ماده 14 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM