در خصوص اتهام آقای م.س. فرزند ت. با وکالت آقای م.ج. و آقای ر.ث. دایر بر تحصیل مال از طریق نامشروع موضوع کیفرخواست شماره 9110430500003244 مورخ 7/10/91 دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک تهران. توجها به نحوه شکایت وکیل شاکی به شرح شکواییه تقدیمی و اظهارات منعکس در صورت جلسه تحقیق و دادرسی گزارش مامورین انتظامی تحقیقات معموله اظهارات شهود تعرفه شده شاکی در دادسرا دفاعیات وکلای متهم و اسناد و مدارک استنادی ایشان و عنایت به این که اولا: آنچه وکیل شاکی مدعی شده است آنست که متهم بخشی از وجوه و اموالی را که از موکل وی اخذ نموده در قالب ربا بوده است که این امر مورد پذیرش دادسرا واقع نگردیده و راجع به آن قرار منع تعقیب صادر گردیده است. ثانیا: هر چند اسناد و مدارک و خاصه آراء استنادی از سوی وکلای متهم دلالت بر آن دارد که معاملات و داد و ستدی مطابق قانون بین متهم و شاکی واقع گردیده و طریق تحصیل اموال نیز مطابق قانون می باشد و از طرفی ایرادات وارده به شهادت شهود تعرفه شده شاکی نیز به نظر دادگاه موجه است لهذا علی فرض عدم اعتبار اسناد مذکور نیز به عقیده این دادگاه هر چند قانونگذار در قسمت اخیر ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و
کلاهبرداری تحصیل مال به نحو نامشروع را به طور کلی جرم انگاری نموده است ولکن شرط تحقق قسمت اخیر ماده مذکور نیز منوط به احراز عنصر مادی آنست که در صدر ماده بدان تصریح شده است. به عبارتی بزه مذکور زمانی محقق می گردد که شخصی بر خلاف مقررات و ضوابط و مطابق موارد تصریح شده در صدر ماده و نظایر آن مالی را تحصیل نماید که در مانحن فیه هیچ دلیلی در این خصوص ارایه و تحصیل نشده است و اصولا مورد ادعای وکیل شاکی نیز نمی باشد. لذا بنا به مراتب و به لحاظ عدم احراز وقوع بزه مذکور مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر برایت مشارالیه صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1072 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ زالی بویینی