در این پرونده آقای ق.م. از حیث بزه ایراد
ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت خانم ش.م. حسب دادنامه های غیابی شماره 00234 مورخ 24/3/90 و واخواهی شماره 1046 مورخ 21/10/90 شعبه 1030 دادگاه عمومی جزایی تهران به پرداخت چهارپنجم از یک پنجم از یک دوم دیه کامل (هشت درصد) بابت شکستگی انتهای استخوان زند اعلی دست چپ محکوم شده است و با تجدیدنظرخواهی آقای ق.م. با وکالت خانم ف.ع. شعبه 55 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطابق دادنامه شماره 00292 مورخ 17/3/91 به این شرح «قطع نظر از این که میزان دیه تعیینی کمتر از خمس دیه کامل است و به استناد بند دال ماده 232 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قطعی است با توجه به گواهی پزشکی قانونی و شهادت خانم الف.م. فرزند ق. و جامع محتویات پرونده وقوع بزه محرز است و رای معترض عنه نیز مطابق مقررات صادر شده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی نیز مثبت بی گناهی وی نمی باشد.»; دادنامه تجدیدنظرخواسته را با رد تجدیدنظرخواهی تایید و استوار کرده است. شعبه سی و سه دیوان عالی کشور وفق دادنامه شماره 00798 مورخ 13/12/91 درخواست اعاده دادرسی آقای ق.م. [را] پذیرفته و با تجویز مقررات اعاده دادرسی و موافقت با درخواست مستدعی اعاده دادرسی پرونده به این شعبه به عنوان دادگاه هم عرض صادرکننده حکم قطعی ارجاع شده است. دادگاه با توجه به بررسی اوراق و مستندات پرونده نظر به اینکه بنا بر بند دال ماده 232 قانون مرقوم آرای دادگاه های عمومی جزایی در جرایمی که طبق قانون مستلزم پرداخت دیه کمتر از خمس دیه کامل باشد قطعی است و استدلال شعبه پنجاه و پنج دادگاه تجدیدنظر استان تهران که قطع نظر از قطعیت حکم بدوی وارد ماهیت پرونده شده و اظهارنظر ماهوی نموده برخلاف مقررات آمره قانون یاد شده است از این رو به استناد مواد 272 و 275 همان قانون ضمن نقض دادنامه شماره 00292-17/3/91 شعبه پنجاه و پنج دادگاه تجدیدنظر استان تهران به لحاظ قطعیت دادنامه شماره 1046 مورخ 21/10/90 شعبه 1030 دادگاه عمومی جزایی تهران قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر و اعلام می شود. این رای قطعی است.
رییس شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار
اهوارکی ـ رمضانی