در تاریخ 28/9/1387 وکلای اداره اوقاف و امور خیریه ناحیه یک شیراز و آقای پ.ص. به طرفیت آقای ب.ع. و ز. و غیره طرح دعوی مبنی بر تقاضای ابطال ثبت نسبت به اعیانی پلاک 1170 بخش 4 شیراز نموده است که پرونده به شعبه 4 دادگاه عمومی شیراز ارجاع گردیده است. خلاصه ادعای خواهان ها این است: برابر فتوکپی سند
وقف نامه و فتوکپی
سند اجاره (صلح منافع) 1316 ش ملک مورد ادعا وقف می باشد و تقاضای رسیدگی و صدور حکم به خواسته مذکور را داریم. دادگاه با دعوت از طرفین رسیدگی را آغاز کرد. در جلسه مورخ 30/11/1387 وکیل اداره اوقاف حاضر شد و متولی حاضر نشد و خواندگان نیز حضور نیافتند و شناسایی نشدند. وکیل اداره اوقاف گفت: نشانی دقیق خواندگان را اعلام می دارد. طی لایحه ای نشانی جدید اعلام شد و دادگاه طرفین را دعوت کرد. بعضی از خواندگان وکیل معرفی نمودند. در جلسه مورخ 25/1/88 وکلای خواهان ها و وکیل بعضی از خواندگان حاضر شدند و دو نفر از خواندگان شناخته نشدند. وکیل اداره اوقاف تقاضای دعوت با نشر آگهی نموده است. مجددا طرفین دعوت شدند و نسبت بعضی نشر آگهی شد. در جلسه مورخ 16/3/88 وکلای طرفین و بعضی از خواندگان حاضر شدند و بعضی از خواندگان با وصف ابلاغ حاضر نشدند. دادگاه رسیدگی را ادامه داد. وکیل اداره اوقاف گفت: دعوی به شرح خواسته است. وکیل متولی گفت: برابر
وقف نامه مزرعه معینه به دهکره کلاهها به انضمام حصه مالکی و مغروس و بساطین و سرب تابعه وقف بوده و عمل به وقف نیز شده است مطابق سند صلح منافع به شماره 10843ـ 15/12/1316 دفتر یک شیراز شش دانگ قریه وکلا اعم از اراضی و دکاکین و بساتین و حق شرب مختصه از جدول هکری که 59 فرد از 60 فرد بوده مصالحه شده که بیان گر وقف کل قریه و کل حق شرب نیز گواه این مدعاست؛ و سند وقف حکایت از وقف و عمل به آن دارد. زیرا باغات و اراضی قبل از صلح منافع می بایست رونق کافی داشته باشند که اشخاص تمایل به
اجاره داشته باشند و صلح منافع این مستندات نه انتقال قطعی گواه وقف می باشد. اسناد تنظیمی در خصوص اعیانی فراوان در خصوص قریه دهکره که تعدادی از این مدارک در پرونده 83000037/4/ح و ارجاع امر به کارشناسی و تحقیقات محلی و استدعای صدور حکم شایسته بر
وقفیت اراضی مذکور را داریم. وکیل خواندگان (آقای ب.ع. و پ.ز.) بیان داشت: قبل از دفاع در ماهیت باید عرض شود: تجدید عرض حال طبق ماده 19 ق ثبت صحیح نمی باشد؛ و اصل
وقف نامه در جلسه اول ارایه نشده است. پاسخ وکیل خواهان اصل
وقف نامه را از اسناد عتیقه است در محل خاص نگهداری می شود تقاضای مهلت جهت ارایه آن را دارم. سایر خواندگان حاضر گفته اند: اوقاف ملکی دارد مجاور دهکره که وقف است و دهکره وقف نیست. تمام این خانه ها به ثبت رسیده اند و خود دهکره وقف نیست. دادگاه دستور داده است که خواهان ظرف یک هفته اصل
وقف نامه را ارایه نماید. در تاریخ 4/4/88 در وقت فوق العاده وکیل
موقوفه حاضر شد و اظهار داشت:
وقف نامه را حاضر کرده ام. دادگاه
وقف نامه را ملاحظه نمود و خطاب به وکیل خواهان گفت: در چه قسمت از
وقف نامه در خصوص دهکده دهکره اظهارنظر شده است؟ وی اظهار داشت: بعد از توضیحات در خصوص مزرعه شاهی جای در پاراگراف بعدی که ذیل نگاشته شده است اظهارنظر گردیده. دادگاه پاراگراف مذکور را که در دو نیم سطر نگارش شده است به این شرح: «مزرعه معینه مشهور به دهکره که اراضی مزروعی آن کلا به انضمام تمامی حصه و رسید مالکی از مغروس و بساقین واقعه در آن و شرب تابعه مرتبه بر آن ها کلا بالتمام»; دادگاه اصل
وقف نامه را به وکیل
موقوفه مسترد داشته است. دادگاه دستور داده است پرونده استنادی را که کارشناسان در آن اظهارنظر نموده اند را ضمیمه این پرونده نمایند. در وقت فوق العاده مورخ 14/4/88 پرونده استنادی ملاحظه شد و کارشناس آقای ه. درنظریه خود به
وقفیت عرصه اظهارنظر نموده و اعیانی را متعلق به خواندگان اعلام داشته است و از هیات سه نفره دو نفر به
وقفیت رقبه مورد بحث اظهارنظر نموده و یک نفر به عدم
وقفیت اعلام نظر کرده است؛ و هیات پنج نفر کارشناسی روستای دهکره و پلاک 1170 را که قسمتی از روستای مذکور است را خارج محدوده
وقف نامه 1282 اعلام نمودند. دادگاه از اداره ثبت اسناد شیراز صورت مجلس تجدید حدود پلاک 1169 مورخ 17/7/1317 را مطالبه کرده است. اداره ثبت اسناد شیراز فتوکپی صورت جلسه را ارسال داشته است. دادگاه قرار تحقیق و معاینه محل با جلب نظر کارشناس را صادر نموده و کارشناس را هم انتخاب کرده است. در مورخ 14/8/1388 عضو مجری قرار و وکلای طرفین و بعضی از خواندگان به محل عزیمت نموده اند. وکیل
موقوفه و نماینده اداره اوقاف محل ملک مورد دعوی ارایه داده اند و حدود اربعه و کروکی آن تهیه شد و مقدار آن را تقریبا هفتصد الی هشتصد متر مربع اعلام داشته اند که هیچگونه تاسیسات و اعیانی در آن موجود نبود فقط پنج اصله درخت که چهار اصله آن خرما و یک اصله آن «اهر»; می باشد. مورد دعوی فعلا زباله دانی است که قبلا ساختمان بود و تخریب گردیده و آثار آن به صورت انبوه گل مشاهده می گردد که حسب اظهار وکیل
موقوفه و نماینده اداره اوقاف دیوار گلی در قسمت شمال مورد دعوی دیوار باغ دهکده است و دیوار آجری شرق مورد دعوی نیز دیوار باغ
موقوفه است. عضو مجری قرار خطاب به وکیل خواندگان اگر مطلبی دارید بیان دارید. وکیل خواندگان گفت: آقای ع.الف. از خواندگان اطلاعات بیشتری دارد. آقای ع. گفت: مرحوم واقف در قسمتی از دهکره دارای دو قطعه زمین که طبق
قرارداد ضمیمه پرونده در سال 1266 دو قطعه زمین اهالی دهکره با
قرارداد غارسی و مالکی به صورت باغ درآوردند و در خود
وقف نامه آمده است: بساتین و مغروسات از سهم مالک و در زمان ثبت اداره اوقاف زمان نسبت به تحدید حدود املاک در دفتر اظهارنامه ملک خود یعنی باغ حسین آباد را پلاک 1169 داده است و قسمت شمالی آن را به بناها و خانه های مسکونی محدود نموده است و از ید و مالکیت اداره اوقاف هر سه سال یکبار آگهی
اجاره منتشر نموده که در محدوده دهکره دارای سه پلاک مشخص است و هیچ گونه در خانه های مسکونی اهالی دهکره دخالتی نداشته است. عضو مجری قرار خطاب به وکیل
موقوفه و نماینده اداره اوقاف: اعتراض شما به ثبت فقط به همین مورد دعوی است یا قطعات دیگری را نیز شامل می شود؟ پاسخ داده اند اعتراض به ثبت در موردی است که فوقا معاینه گردیده و حدود و مشخصات آن ذکر شده است. وکیل
موقوفه اضافه نمود: مطابق
وقف نامه موجود که اصل آن به رویت رسیده است شش دانگ قریه دهکره اعم از بساطین و مغروسات و دکاکین و املاک دیگر واقع در قریه و حومه وقف و عمل به وقف صورت گرفته و حتی به موجب
سند رسمی شماره 1316 کلیه این رقبات به شخصی به عنوان صلح منافع به
اجاره برگزار شده است که بیان گر واقعیت محل می باشد و عده زیادی از خانه های موجود با
موقوفه قرارداد اجاره دارند و همه ساله
اجاره پرداخت می کنند. وکیل دو تن از خواندگان گفت: دعوی همین یک قطعه زمین است که متعلق به کلیه خواندگان از طریق وراثت است و در
وقف نامه نامی از خانه مسکونی بیان نشده است و طرفین گفتند شهودی حاضر نکردند مفاد کارشناسی به کارشناس تفهیم شد و وی گفت: ظرف 20 روز اظهارنظر می کنم. عضو مجری قرار از وکیل دو تن از خواندگان پرسید: موکلین شما برای عرصه و اعیان تقاضای ثبت نموده اند یا برای اعیانی تنها؟ اعیانی مشاهده نمی شود. وکیل پاسخ داد: برای اعیانی تنها در هجده سال قبل تقاضای ثبت نموده اند و در آن موقع بنا وجود داشته است و به علت قدیمی بودن ساختمان تخریب شده است. کارشناس در نظریه اش چنین اعلام نمود: پلاک ثبتی شماره 1170 را اداره اوقاف مدعی
وقفیت آن است. ولی خواندگان منکر
وقفیت پلاک مذکورند. برابر
وقف نامه مورخ 1272 یکی از رقبات
موقوفه که باغ بزرگی است پلاک مورد دعوی (1170) قرار دارد پلاک 1169 معروف به حسین آباد است که از طرف اداره ثبت شیراز تحدید حدود گردیده که در حد غربی دیواری است به خانه ع.پ 1170/8 و در قسمت شرق خانه محرز و به پلاک 1170 را تشکیل می دهد. از طرفی رقبه پلاک 1170 برابر اعلام ثبت اسناد محل در تاریخ 14/6/1310 توسط آقای ع.د. و غیره درخواست ثبت شده به صورت شش دانگ اعیانی یک باب خانه در ناحیه 4 دهکره شیراز می باشد. در اظهارنامه ثبتی و پاسخ استعلامات بعدی انعکاسی از
وقفیت این ملک ندارد و این خانه و دیگر خانه های دهکره برابر
وقف نامه و
قرارداد مورخ 1266 فی مابین حاج ق. و تعدادی از زارعین دهکره خانه ها را عموما با اراضی درب دهکره حومه شیراز معرفی نموده که در مجاورت باغ
موقوفه حسین آباد در سمت قیله قرار دارد.. . بنابراین پلاک 1170 مورد دعوی
موقوفه نمی باشد و از محدوده
وقف نامه خارج است. در ذیل نظریه کروکی پلاک 1170 تهیه شده است. توسط وکیل
موقوفه به نظر کارشناس اعتراض شد که خلاصه آن این است:
وقفیت پلاک 1169 حسین آباد دلیل بر عدم
وقفیت پلاک 1170 مورد دعوی نمی باشد. خواندگان متقاضی ثبت اعیانی هستند نه عرصه؛ و صاحبان خانه مجاور دارای سند اعیانی هستند نه عرصه و در پلاک مورد دعوی در اجرای قرار دیده شد هیچ گونه اعیانی وجود ندارد بنابراین تقاضای خواندگان بر ثبت اعیانی وجاهت ندارد. در
وقف نامه کل دهکره اعم از اراضی مزروعی و مغروسی و بساتین وقف گردیده و به آن عمل شده و تنظیم صلح منافع در صلح نامه شماره 10843ـ 15/12/1316 در دفترخانه شماره یک شیراز به شش دانگ قریه اعم از اراضی بساتین و دکاکین تصریح شد. و نظریه کارشناس دیگر مورخ 2/3/81 در پرونده کلاسه 7911 شعبه 13 تفصیلا به موضوع بررسی شده است که پیوست می باشد. (ص 247 و 248) دادگاه در صورت جلسه مورخ 8/2/89 (ص 284) اعتراض اداره اوقاف و وکیل
موقوفه را خارج از وجه و مردود اعلام داشته و از اداره ثبت استعلام نموده است درخواست ثبت خواندگان در مورد عرصه و اعیانی بوده است؟ اداره ثبت اسناد ناحیه یک شیراز پاسخ داده است: اعیانی شش دانگ یک باب خانه پلاک اصلی 1170 اصلی واقع در بخش 4 شیراز از طرف آقای ع.د. و الف. و م.ز. درخواست ثبت شد و طبق دستور اداره امور املاک اظهارنامه ثبتی به صورت مفروزالعماره اصلاح شده و مورد نقل و انتقالات قطعی و قهری قرار گرفته. سپس تحت پلاک های 1 الی 6/1170 و 1170 اصلی به عنوان مفروزالعماره و مشاعات و بدون مساحی و نقشه برداری تحدید حدود شده است و سابقه ای از ثبت عرصه در پرونده وجود ندارد. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 401ـ27/3/89 با این استدلال که: خواندگان منکر
وقفیت پلاک 1170 می باشند و طبق صورت جلسه اجرای قرار معاینه محل توام با جلب نظر کارشناس در ملک مورد ادعا اعیانی وجود ندارد. در اداره ثبت اسناد سابقه ای از
وقفیت عرصه و اعیانی پ 1170 وجود ندارد و کارشناس نیز همین را تایید کرده است؛ لذا خواهان ها ذی نفع نمی باشند. مستندا به بند 10 ماده 84 و ماده 89 ق.آ.د.م. قرار رد دعوی صادر نموده است. از این رای توسط وکیل آقای پ.ص. تجدیدنظرخواهی شد و پرونده به شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع گردیده است. خلاصه ایراد تجدیدنظرخواه این است: به نظر کارشناس در مورخ 8/11/88 اعتراض کردم که داخل در فرجه بود و عنایت نشده است. با توجه به اهمیت وقف باید در رسیدگی تحقیقات بیشتر می شد. در اجرای قرار خواندگان صرفا درباره اعیانی ادعاء داشته اند و در مورد عرصه هیچ کس مالکیت نداشته است. در سند صلح منافع به شماره 10843ـ 15/12/1316 شش دانگ قریه دهکره اعم از اراضی و دکاکین... وقف اعلام شد؛ و کارشناس هم بیان داشته است که خواندگان متقاضی ثبت اعیانی هستند و عرصه مورد دعوی فاقد اعیانی است.
وقف نامه و عمل به وقف و استشهادیه و تنظیم
سند رسمی در این خصوص و اسناد
اجاره همگی دلیل
وقفیت رقبه مورد ادعاست. خلاصه پاسخ وکیل آقای ب.ع. این است: در
وقف نامه حکایتی از
وقفیت اعیانی وجود ندارد. دهکده دهکره بیش از هزار سال قدمت دارد. هنگام وقف عرصه اعیانی موجود بود. واقف می توانست در همان
وقف نامه به ان اشاره نماید. ارکان وقف در مانحن فیه وجود ندارد. در
وقف نامه هیچ ذکری از خانه های دهکره نشده است. در دهکره مالکین دیگری وجود داشته اند و مالکیت جامع قوام فقط در دو قطعه زمین بوده که بازار عین
قرارداد غارسی منعقد کرده است و پلاک 1170 در مالکیت واقف بوده است. و نظریه کارشناس این است پرونده و نظریه هیات کارشناسی در پرونده کلاسه 800003 شعبه 4 شیراز یکی است و ادعای خواهان در مورد منازل مسکونی دهکره به خصوص پلاک 1170 بی اساس است. دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه شماره 1206ـ17/9/90 با این استدلال که اعتراض به ثبت طبق ماده 16 ق.ث. [قانون ثبت] مصوب 1310 و اصلاحات بعدی باید ظرف 90 روز انجام شود که در مانحن فیه نشده است و طبق ماده 19 ق [قانون] مذکور پس از رد اعتراض ظرف ده روز تجدید عرض حال فقط یک مرتبه پذیرفته می شود و چنین دعوی طبق قانون ثبت قابلیت طرح را نداشته است صرف نظر از استدلال دادگاه بدوی رای تجدیدنظرخواسته را مورد تایید قرار داده است. از این رای توسط وکیل فرجام خواهان فرجام خواهی شد و پرونده به این شعبه ارجاع گردیده است. خلاصه ایراد فرجام خواه این است: اعتراض به ثبت از باب قانون ابطال اسناد
موقوفه است نه از باب دیگر و از پاسخ فرجام خوانده حکایتی است. هیات این شعبه با ملاحظه پرونده و قرایت گزارش تهیه شده توسط عضو ممیز و مشاوره چنین رای می دهد.
نظریه مستشار ـ باسمه تعالی؛ دادنامه فرجام خواسته هم از حیث نقص در تحقیقات و هم از حیث ماهیت مخدوش است. زیرا دادخواست اعتراض به ثبت اعیانی با استناد به مصوبه سال 1371 قانون ابطال اسناد
موقوفه تسلیم گردیده نه از باب ماده 16 ق.ث مصوب سال 1310 ش. بنابراین استدلال دادگاه تجدیدنظر به لحاظ استناد به قانون غیرمرتبط وجاهت قانونی ندارد. اینکه دادگاه تجدیدنظر رای دادگاه بدوی را تایید نموده است صحیح نیست. زیرا با توجه به محتویات پرونده خواندگان حاضر و یا وکیل آن ها فقط یک بار در یک جلسه ادعای عدم
وقفیت پلاک 1170 را به طور مطلق نموده اند که مشخص نیست این اتکا در خصوص عرصه است یا عرصه و اعیانی هر دو. اما در بقیه موارد چه در لوایح و چه در جلسه دادگاه فقط منکر
وقفیت اعیانی بوده اند. با توجه به اسناد و مدارک ابرازی اداره اوقاف و وکیل متولی وقف اعم از
وقف نامه اجاره نامه استشهادیه و اقاریر خواندگان حاضر و اظهارات وکیل بعضی از خواندگان رسیدگی به اصل
وقفیت عرصه و اعیانی ضرورت داشته است و صدور قرار توسط دادگاه بدوی برابر بند 10 ماده 84 ق.آ.د.م. فاقد وجاهت قانونی است و تایید آن با نتیجه توسط دادگاه تجدیدنظر هم خالی از خدشه نیست. علی هذا عقیده به نقض رای فرجام خواسته و محول شدن رسیدگی آن به همان شعبه را دارم.
مستشار ـ الهی