رای قضایی شماره 9209970909100014

رای قضایی شماره 9209970909100014

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970909100014


شماره دادنامه قطعی:
9209970909100014

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/01/18

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مفهوم جنون موجب حجر

پیام رای:
جنون موقعی موجب حجر است که موجب اختلال تام مشاعر و اراده شود. بنابراین هر نوع جنون که از امراض روانی بوده و موجب افسردگی شده ولی اراده و مشاع را مختل نکند قانونا و شرعا موجب حجر و سلب مسئولیت نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 21/2/89 مسیول اداره سرپرستی بشرویه از ریاست دادگستری شهرستان بشرویه به استناد پرونده دادگاه خانواده درخواست صدور حکم حجر فرجام خواه ح.ص. را کرده است. پس از صدور دستور تحقیقات پلیس گزارش کرده که او پاسدار بازنشسته و جانباز و ناراحتی اعصاب و روان دارد؛ چندین مرتبه ازدواج نموده و کمتر در مجالس شرکت می کند. در پرونده طلاق همسرش مشارالیه به پزشکی قانونی معرفی شده. نظریه کمیسیون به شماره 88/4/561/255/2 ـ 18/11/88 حاکی است که: «حسب معاینه و مصاحبه انجام شده با نامبرده و همسر وی و بررسی تست های روانشناسی بالینی نامبرده دچار جنون می باشد که این مورد موثر و مخاطره آمیز بر رابطه زوجیت و زندگی زناشویی می باشد.»; شعبه اول دادگاه عمومی بشرویه به شرح دادنامه شماره 8909975625300029 ـ 11/3/89 حکم به حجر او صادر و تاریخ آن را 18/6/88 مشخص نموده است. محجور به استناد نظریات پزشکی که تصویر آنها را پیوست پرونده کرده به رای صادره اعتراض و توضیح داده که حقوق وی پایمال شده است و بدون تحقیق از او و بستگانش رای صادر شده است. شعبه 2 دادگاه عمومی تجدید نظر استان خراسان جنوبی به شرح دادنامه شماره 8909975612200526 ـ 31/6/89 پس از نقل خلاصه ای از سابقه امر به شرح بین الهلالین: «... با عنایت به اینکه از ناحیه تجدیدنظرخواه در این مرحله از دادرسی دلایل و مدارکی که بر اساس دادنامه تجدیدنظرخواسته خللی وارد کند ارایه نشده است و نیز اینکه به شرحی که در مقدمه بیان شد جهت انجام مصاحبه حضوری و عنداللزوم معرفی مجدد به پزشکی قانونی نیز حاضر نشده است و تجدیدنظرخواهی وی با هیچ یک از بندهای ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نیست به تجویز ماده 358 همان قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می کند.. .»; مبادرت به صدور حکم کرده است. رای صادره در مورخه 11/7/89 به وی ابلاغ و در تاریخ 26/7/89 از آن فرجام خواهی کرده است. حاصل اعتراض وی این است که طبق گواهی دو نفر پزشک متخصص اعصاب و روان پزشکی جنون را رد کرده اند و من نزد آنان مصاحبه کرده ام و جواب مثبت به سوالات آنان داده ام. آقای دادستان هم درخواست صدور رای قانونی کرده است. پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
بر رسیدگی دادگاه ها و دادنامه های صادره اشکال وارد است. زیرا اولا فرجام خواه شخصا نسبت به دادنامه های صادره در مراحل بدوی و تجدید نظر اعتراض و به نظر می رسد که لوایح اعتراضیه و دادخواست ها به خط خود وی است. ثانیا در هیچ مرحله ای از رسیدگی دادگاه ها فرجام خواه را به دادگاه احضار و به نحو کامل با او مصاحبه و اختبار به عمل نیاورده اند. ثالثا فرجام خواه در اعتراض به دادنامه بدوی دو فقره نظریه پزشک متخصص در مورد نفی جنون خود ( برگ های 23 و 24 پرونده) موخر بر نظریه کمیسیون پزشکی پیوست پرونده کرده است که به آنها توجه نشده است. همچنین بعضی مدارک پزشکی را پیوست دادخواست فرجامی نموده است. جنون موقعی موجب حجر است که موجب اختلال تام مشاعر و اراده شود. هر نوع جنون که از امراض روانی بوده و موجب افسردگی شده ولی اراده و مشاعر را مختل نکند قانونا و شرعا موجب حجر و سلب مسیولیت نیست؛ لذا با توجه به مراتب یاد شده رسیدگی دادگاه ها ناقص است. اقتضاء داشته سوابق و مدارک پزشکی فرجام خواه جمع آوری و به طور مفصل و دقیق با وی در دادگاه همراه بستگان مصاحبه و از او اختبار به عمل آمده و نتیجه امر همراه فرجام خواه به کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی ارایه و از او معاینه بالینی دقیق با لحاظ سوابق به عمل آید و نظریه قطعی کسب شود؛ سپس عنداللزوم با رعایت مواد 14 و 37 قانون امور حسبی و ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از محل کار و زندگی و مطلعین در پیرامون اعمال و رفتار او تحقیقات کافی صورت گیرد و بعد با توجه به نتیجه حاصله طبق قوانین موضوعه و موازین شرعیه مبادرت به صدور حکم شود. علی هذا دادنامه فرجام خواسته وفق بند الف ماده 368 و بند 5 ماده 370 و بندهای الف مواد 401 و 405 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی بعدی به دادگاه صادرکننده رای یا شعبه قایم مقام قانونی آن تفویض می گردد.
رییس شعبه 3 دیوان عالی کشور ـ مستشار
غفارپور ـ شاملو

قاضی:
حسن غفار پور , رسول شاملو

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 368 - آرای دادگاههای تجدیدنظر استان قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر: الف - احکام : احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن طلاق نسب حجر و وقف. ب - قرارهای زیر مشروط به این که اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد. 1 - قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد. 2 - قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

مشاهده ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 199 - در کلیه امور حقوقی دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام خواهد داد.

مشاهده ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 14- در امور حسبی دادرس باید هر گونه بازجویی و اقدامی که برای اثبات قضیه لازم است به عمل آورد هر چند درخواستی از دادرس نسبت به آن اقدام نشده باشد و در تمام مواقع رسیدگی می تواند دلائلی که مورد استناد واقع می شود قبول نماید.

مشاهده ماده 14 قانون امور حسبی

ماده 37- دادگاهی که رسیدگی پژوهشی می نماید هر گونه رسیدگی و تحقیقی را که مفید و لازم بداند بدون احتیاج به درخواست به عمل می آورد و پس از رسیدگی اگر تصمیم مورد شکایت را صحیح بداند آن را تایید و چنانچه نقصی در تصمیم نامبرده مشاهده کند موافق نظر خود آن را تکمیل می نماید و هر گاه تصمیم مورد شکایت را صحیح نداند آن را الغاء نموده و تصمیم مقتضی را اعلام می نماید.

مشاهده ماده 37 قانون امور حسبی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM