رای قضایی شماره 9309970221201427

رای قضایی شماره 9309970221201427

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221201427


شماره دادنامه قطعی:
9309970221201427

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/12/03

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
خوانده دعوای تخلیه به علت انتقال به غیر

پیام رای:
دعوای فسخ قرارداد اجاره به علت انتقال به غیر باید به طرفیت مستاجر و منتقل‬ الیه جدید مطرح شود؛ در غیر اینصورت دعوا قابلیت استماع ندارد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی ح.ش. با وکالت م.ب. و م.ر. به طرفیت ورثه مرحوم الف.ش. به اسامی 1-ح. و.... با وکالت و. به خواسته صدور حکم مبنی بر فسخ قرارداد اجاره رسمی شماره.. . مورخ 1335/9/9 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران به واسطه تغییر شغل و صدور حکم مبنی بر تخلیه و تحویل عین مستاجره به انضمام جبران کلیه خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل به شرح دادخواست دادگاه با توجه به جهات دلایل و یافته های زیر دعوی خواهان را وارد و ثابت تشخیص می دهد: 1- مطابق قرارداد اجاره رسمی.. . مورخ 1335/9/9 دفتر اسناد رسمی شماره شماره.. . تهران که به اصالت و صحت آن خدشه ای وارد نشده خواهان شش دانگ پلاک ثبتی.. . بخش 2 تهران را جهت شغل ساندویچ فروشی به مرحوم الف.ش. با سلب حق انتقال به غیر و تغییر شغل واگذاری می نماید که مستندات ارایه شده از طرف خواهان حاکی از استقرار مالکیت رسمی نامبرده در پلاک ثبتی موصوف است ؛ 2- وفق گواهی حصر وراثت صادر شده از شعبه 233 دادگاه عمومی تهران الف.ش. در تاریخ 1374 فوت می کند و خواندگان این دعوی ورثه حین‬ الفوت او می باشند؛ 3- خواهان برای اثبات ادعای خود در راستای تغییر شغل از سوی خواندگان به دو دلیل استناد کرده است ؛الف) قرار تامین دلیل شماره.. . مورخ 1392/4/12 موضوع پرونده 920369 حوزه 354 مجتمع شماره 8 شورای حل اختلاف تهران که مفاد آن دلالت بر تغییر شغل مستاجر در عین مستاجره دارد( فروشگاه لوازم خانگی) ب) قرارداد شماره.. . مورخ 1390/1/25 فی‬ما بین ورثه مرحوم الف.ش. با وکالت ح.ش. و م.ر. که در قرار تامین دلیل نیز به حضور م.ر. به عنوان مستاجر در عین مستاجره تصریح شده است؛ 4- در جلسه مورخ 1392/7/3 وکیل خواندگان با پذیرش این موضوع که پلاک ثبتی مورد اجاره به فردی به نام م.ر. انتقال یافته و نامبرده نیز از آن به عنوان فروشگاه لوازم خانگی استفاده می کند مدعی شد که این انتقال و مآلا تغییر شغل با اطلاع مالک (خواهان) بوده است و نامبرده به عنوان شاهد ذیل قرارداد.. . را امضا کرده است. وکیل خواهان نسبت به امضای موکل خود ذیل قرارداد ادعای جعل نمود و دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر کرد که کارشناس رسمی دادگستری پس از استکتاب از خواهان و مقایسه امضای او با امضایات استکتابی و اسناد مسلم‬ الصدور اظهار داشت امضای وی ذیل قرارداد با سایر امضاءها اختلافات فاحش داشته و مطابقت ندارد. این نظر مورد اعتراض وکیل خواندگان قرار گرفت و پس از ارجاع امر به هیات کارشناسان هیات مزبور نیز اظهار داشت ؛یک فقره امضای مورد ادعا (شاهد 1) مندرج در اجاره ‬نامه (شراکت نامه) عادی شماره.. . مورخ 1390/1/25 در مقایسه با امضایات استکتابی و مسلم ‬الصدور آقای ح.ش. دارای اختلافات فنی بوده و مطابقت ندارد. این نظر نیز مورد اعتراض وکیل خواندگان قرار گرفت ولی از نظر دادگاه اعتراض اخیر مورد پذیرش نیست زیرا نظر هیات کارشناسی با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی مطابقت داشته و وحدت نظر کارشناس واحد و هیات کارشناسان نیز قرینه ای بر این موضوع است؛ 5- اگر چه بر اساس نظر کارشناسان جعلیت امضای خواهان به عنوان شاهد قرارداد ثابت است اما چنانچه خواهان قرارداد موصوف را به عنوان شاهد هم امضا نموده باشد این امر نمی تواند مزیل فسخ اجاره شود. زیرا به محض این که مستاجر در عین مستاجره تغییر شغل دارد یا آن را به غیر با موضوع فعالیتی غیر از فعالیت و شغل موضوع قرارداد اولیه انتقال داد حق فسخ قرارداد اجاره برای موجر پیدا می شود حال جای این سوال است که آیا صرف اطلاع موجر از تغییر شغل و یا انتقال آن به غیر با شغلی متفاوت از شغل موضوع قرارداد نخست موجب زوال این حق می شود یا خیر که اصل استصحاب در مقام تردید بقای حق فسخ را به اثبات می رساند؛ 6- با احراز تغییر شغل از طرف مستاجر و این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق نیست و وکلای خواهان نیز علی‬رغم قید سه موجب برای فسخ (تغییر شغل انتقال به غیر و عدم پرداخت اجاره‬بها) در دادخواست در جریان دادرسی فسخ قرارداد را منجزا تغییر شغل بیان کردند حق فسخ نیز برای موجر محرز است؛ بنابراین دادگاه به استناد بند 7 ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 و مواد 198 و 149 و 155 و 219 و 223 و 224 و 221 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به فسخ قرارداد اجاره رسمی شماره.. . مورخ 1335/9/9 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران و تخلیه عین مستاجره (پلاک ثبتی.. .) و الزام خواندگان به تحویل آن و از باب تسبیب به پرداخت خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل طبقه تعرفه صادر و اعلام می دارد و هم چنین با عنایت به این که نسبت به سند عادی شماره.. . مورخ 1390/1/25 ادعای جعل شده و امضای شاهد (خواهان) ذیل آن مجعول تشخیص داده شده و این امر در اصالت سند فی‬ما بین طرفین قرارداد تاثیری ندارد لذا دادگاه دستور ابطال قسمت مجعول سند (امضای خواهان به عنوان شاهد) را صادر می کند که اجرای آن منوط به قطعیت حکم دادگاه در ماهیت دعوی است و سپس اصل سند به صاحب سند تحویل می گردد. رای صادر شده در خصوص خواندگان ردیف اول و دوم و سوم حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است و نسبت به خواندگان ردیف چهارم و پنجم غیابی و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این شعبه و ظرف همین مدت قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر تهران است.
دادرس شعبه 120 دادگاه عمومی حقوقی تهران - هادی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای و.م. به وکالت از آقایان ح. و ع. و الف. همگی به شهرت ش. به طرفیت آقای ح.ش. نسبت به دادنامه شماره 930343 مورخ 1393/5/26 صادره شعبه 120 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن با پذیرش دعوای تجدیدنظرخوانده راجع به خواسته فسخ قرارداد و اجاره رسمی شماره.. . مورخ 1335/9/9 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران و تخلیه عین مستاجره به پلاک ثبتی.. . و تحویل آن به لحاظ تغییر شغل نیز جبران خسارت دادرسی ضمن حکم به شرح مورد تقاضا دستور ابطال امضاء تجدیدنظرخوانده ذیل سند ابرازی تجدیدنظرخواهان‬ ها انشاء گردیده مآلا وارد و متضمن جهات نقض مذکور در ماده 348 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی است چه اینکه همانگونه که دادگاه محترم نیز در دادنامه تجدیدنظرخواسته آورده اند تجدیدنظرخواهان‬ ها مورد اجاره را به غیر انتقال داده اند و تجدیدنظرخوانده نیز ابتدایا یکی از جهات فسخ را انتقال به غیر عنوان کرده و در این مرحله از رسیدگی نیز در مقام پاسخ‬گویی به تجدیدنظرخواهی مراتب را تایید نموده است با این وصف لازم بود تجدیدنظرخوانده دعوای خود را به طرفیت منتقل‬ الیه نیز مطرح می کرد که بدین ترتیب عمل نکرده لذا دعوی به کیفیت مطروح قابلیت استماع و رسیدگی نداشته مستندا به بندهای ج و هـ از ماده مرقوم و مواد 358 و 2 از همان قانون ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوی تجدیدنظرخوانده مذکور را صادر اعلام می دارد. این رای قطعی است.
مستشاران شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
قیصری - حاجی حسنی

قاضی:
هادی , قیصری , علی حاجی حسنی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM